مقاله تاریخ هنر طراحی

بسياري از هنرمند، طراحان ويني، همچون موريس و وان دو ولده، در حوزه هاي كاري مختلف به كار پرداختند، گاستاو كلمت، نقاشي كه سفارشات فراواني براي تزئين بناهاي وين جديد داشت، پيشگام حركت دوري گزيني از سبك هاي تاريخي شد. وي جمعي از هنرمندان را متشكل كرد كه بعدا بعنوان «انشعابيون» معروف شدند. طراحي كلمت براي جلد كاتالوگ اولين نمايشگاه انشعاب در سال 1898، همان چارچوب به شدت عمودي برخي از پوسترهاي بردسلي را به خدمت گرفت با همان فضاهاي خالي ديوار مانند با به كار گيري تئاتري، عدم تقارن مفرط و كاربرد يك نوع ضخامت خط همين خط يكنواخت طرح و حروف را به نحوي كه اساسا گرافيكي بود منسجم و يكپارچه مي ساخت: طرح دو بعدي و براي تكثير گرافيكي ترسيم شده بود.

پوسترهاي نمايشگاه هاي انشعابيون نوعي زبان گرافيكي را با تنوعات غني بياني پديد آورد كه در آن تصوير، تزئينات و متن در هم ادغام يم شد، و جلوه چاپنقش هاي ژاپني، طرح هيا بردسلي و مباحث نظري والتر كرين تصويرگر انگليسي به نام «خط و فرم» (چاپ در سال 1902) را با هم تركيب مي كرد. در همان سال پوستر آلفرد رولر براي چهاردهمين نمايشگاه انشعابيون، اين شيوه ويني را به نمايش مي گذارد. تصوير پوستر به طور اغراق آميز فرم پردازي شده است: عناصري چون لباس، بال ها و موها مانند اثار موشا تزئين شده اند. خطوط سينوسي، كه تاكيدي بر خطوط كناره نماي سبك آرت نوو است همگي محو شده و خط با همان چهار رنگ سطوح تخت پوستر چاپ شده و بيشتر يك الگوي تكرار شونده را پديد مي آورد تا اين كه عمق را مشخص سازد. سطح كار با استفاده از كاغذ چاپ نخورده براي روشن ترين بخش هاي مربوط به حروف كه اطلاعات اصلي تر را انتقال مي دهد موكدتر شده بدين ترتيب اندازه يكنواخت حروف و كليت بافت و نقوش مكرر را حفظ مي كند.

 

این مقاله در قالب فایل PDF و WORD  قابل ویرایش و در37 صفحه ارائه شده است

دانلود مقاله شيمي فيزيك

 

کار، انواع انرژی و قانون بقای انرژی
انرژي جنبشي گازها

مقدمه
کار و انرژی از مفاهیم بسیار مهم و اساسی فیزیک است. انرژی به معنی توانایی انجام دادن کار تعریف شده است. اگر جسمی بتواند کار انجام دهد، دارای انرژی است. اما خود کار چیست؟ طبق تعریف کار برابر است با حاصلضرب داخلی بردار نیرو در بردار جابجایی، یعنی
W=F.d
جسمی را از ارتفاعی رها کنید، نیروی وزن آن جابجا می شود، بنابراین زمین (که نیروی وزن را به جسم اعمال کرده) روی آن کار انجام داده است. حال گلوله یک فلزی را نظر بگیرید که با سرعت در حال حرکت است و به توپ ساکنی برخورد کرده و آن را پرتاب می کند. گلوله روی توپ کار انجام داده است، بنابراین گلوله دارای انرژی بوده است. اگر گلوله ساکن بود توانایی انجام کار نداشت، پس دارای انرژی نبود
انرژی دارای انواع مختلف، انرژی مکانیکی، انرژی الکتریکی، انرژی شیمیایی، انرژی گرمایی، انرژی هسته ای … می باشد. در سال 1847 فون هلمهولتز قانون بقای انرژی را اعلام داشت. بر طبق این قانون، انرژی را می توان از صورتی به صورت دیگر تبدیل کرد، اما نمی توان آنرا نابود یا خلق کرد. هرگاه به نظر آید که در جایی مقداری انرژی ناپدید شده است، می بایستی در جای دیگر، همین مقدار انرژی ظاهر شود. این قانون را قانون اول ترمودینامیک نیز می نامند. تقریباً یکصد سال قبل از هلمهولتز، لاووزیه شیمیدان فرانسوی قانون بقای جرم را بیان داشته بود. طبق قانون بقای جرم، ماده نه به وجود می آید و نه از بین می رود و در طی یک فرایند شیمیایی مجموع جرم مواد شرکت کننده در آن فرایند همواره ثابت است. بنابراین در فیزیک کلاسیک دو قانون، قانون بقای جرم و قانون بقای انرژی شناخته شده و مورد قبول بود
گرما
هر شئی نورانی خواه ستاره خواه شمع، ضمن انتشار نور مقداری گرما منتشر می کند. در مورد گرما نیز مانند نور دو نظریه وجود داشت. بر طبق یکی از آنها، گرما جسمی مادی بود که می توانست از یک جسم به جسم دیگر وارد شود. این جسم را کالوریک
Caloric
می نامیدند که مشتق از کلمه ی یونانی به معنی. بر طبق این عقیده، گرما است هنگامی که چوب می سوزد، کالوریک چوب به شعله و از طریق شعله به اجسام مجاور منتقل می شود. در اواخر قرن هیجدهم این نظریه مطرح شد که گرما به صورت ارتعاش است. در سال 1798 بنجامین تامسون که به سوراخ کردن توپ نظارت می کرد، متوجه شد که مقداری گرما تولید می شود. وی نظر داد که این گرما می بایستی به صورت ارتعاش باشد و بر اثر اصطکاک مکانیکی مته و توپ تولید می شود
ژول مدت سی و پنج از عمر خود را صرف تبدیل انواع کار به گرما کرد. وی مقدار گرمایی را که از یک جریان الکتریکی تولید می شود، اندازه گیری کرد. با چرخاندن چرخهای پره دار در داخل آب، با متراکم کردن گاز و کارهای دیگری از این نوع انجام داد تا سر انجام به این نتیجه رسید که مقدار معینی کار، به هر صورتی که باشد، همیشه مقدار معینی گرما ایجاد می کند که وی آن را معادل مکانیکی گرما نامید
Mechanical Equivalent of Heat
چون گرما می توانست به کار تبدیل شود، می بایستی صورتی از انرژی باشد
Energy
یک کلمه یونانی به معنی حامل کار است
در هر تبدیل یک نوع انرژی،به نوع دیگر، مثلاً تبدیل انرژی الکتریکی به انرژی مکانیکی، مقداری انرژِی به گرما تبدیل می شود. ظرفیت هر دستگاه برای انجام دادن کار، انرژی آزاد آن دستگاه نامیده می شود. بخشی از انرژی که از میان می رود و به صورت گرما ظاهر می شود، در اندازه گیری آنتروپی مجسم می شود. اصطلاح آنتروپی در سال 1850 توسط کلوزیوس به کار گرفته شد. کلوزیوس متوجه شد که در هر فرایندی که شامل جریانی از انرژی است، همیشه مقداری از انرژی از میان می رود و به گرما تبدیل می شود، به طوری که آنتروپی جهان پیوسته در حال افزایش است. افزایش پیوسته ی آنتروپی به قانون دوم ترمودینامیک موسوم است. این قانون را گاهی به کهولت یا مرگ تدریجی جهان تعبیر می کنند. طبق نظر کلوزیوس تغییرات آنتروپی یک سیستم برابر است با
dS=dQ/T
که در آن
dS , dQ , T
به ترتیب دمای مطلق، تغییرات گرما و تغییرات آنتروپی است. امروزه این رابطه به شکل زیر مورد استفاده قرار می گیرد
ds> or =dQ/T
با توجه به رابطه ی بالا بسادگی مشاهده می شود که آنتروپی یک سیستم که گاهی آنرا به نظمی نیز تعبیر می کنند، همواره بزرگتر یا مساوی صفر است و هیچگاه منفی نمی شود
2-8
ترمودینامیک
ترمودینامیک شاخه‌ای از فیزیک است که در آن ، برخی از خواص اجسام را که به علت تغییر دما ، تغییر می‌ کنند، مورد مطالعه قرار می‌گیرد

 

مراحل مطالعه ترمودینامیک
قسمتی از فضا یا شی و یا نمونه را که به اختیار در نظر گرفته و مطالعه روی آن متمرکز می‌شود، اصطلاحا سیستم می‌گویند. بقیه فضا یا شی نمونه را که در تماس با سیستم بوده و در تحولات سیستم دخالت دارد یا به بیان دیگر با سیستم اندرکنش می‌کند، محیط اطراف می‌گوییم
دیدگاه ماکروسکوپیک
Macroscopic

 

دیدگاه ماکروسکوپیک ، یک نگرش کلی است و مشخصات کلی ، یا خواص بزرگ ـ مقیاس سیستم ، مبنای توصیف ماکروسکوپی سیستم را تشکیل می‌دهند. بطور خلاصه ، توصیف ماکروسکوپیکی یک سیستم عبارت از مشخص کردن چند ویژگی اساسی و قابل اندازه‌ گیری آن سیستم است
دیدگاه میکروسکوپیک
Microscopic
از نظر آماری ، یک سیستم متشکل از تعداد بسیار زیادی ملکول
N
مولکول که هر کدام از این ملکول‌ها می‌تواند در مجموعه‌ای از حالتهایی که انرژی آنها مساوی
E1 و E2 ?
است، قرار ‌گیرد. این سیستم را می‌توان بصورت منزوی در نظر گرفت و یا در بعضی موارد می‌توان فرض کرد که مجموعه‌ای از سیستم‌های مشابه ، یا جمعی از سیستم‌ها ، آن را در بر گرفته‌اند
سیر تحولی و رشد
زمانی که برابری حرارت با انرژی مکانیکی ، بطور قاطع ثابت شد، موقع آن فرا رسید که کار ?سادی کارنو? درباره قوانین مربوط به تبدیل شکلی از انرژی به شکل دیگر ، تعمیم یابد. نخستین گامی که در این جهت برداشته شد، توسط فیزیکدان آلمانی ، رودلف کلاسیوس و لرد کلوین در نیمه دوم قرن نوزدهم صورت گرفت. این تلاشها به همین صورت ادامه یافت تا اینکه قوانین اساسی ترمودینامیک که بدنه اصلی و زیر بنای این علم را تشکیل می‌دهند، تدوین شد
قوانین اساسی ترمودینامیک
قانون صفرم ترمودینامیک
یک کمیت اسکالر به نام دما وجود دارد که خاصیتی است متعلق به تمام سیستمهای ترمودینامیکی (در حال تعادل)، به طوری که برابری آن شرط لازم و کافی برای تعادل گرمایی است

قانون اول ترمودینامیک
اگر سیستمی فقط به طریقه بی‌دررو از یک حالت اولیه به یک حالت نهایی برده شود، کار انجام شده برای تمام مسیرهای بی‌دررو که این دو حالت را به یکدیگر مربوط کنند، یکسان است
قانون دوم ترمودینامیک
هیچ فرایندی که تنها نتیجه آن جذب گرما از یک منبع و تبدیل آن گرما به کار باشد، امکان پذیر نیست. به بیان دیگر می‌توان گفت که امکان ندارد که تنها اثر یک ماشین چرخه ای آن باشد که بطور مداوم آزمایش‌های مربوط به گرما را از جسمی به جسم دیگر با دمای بالا منتقل کند
قانون سوم ترمودینامیک
این قانون بیان می‌کند که ممکن نیست از طریق یک سلسله فرایند متناهی به صفر مطلق دست یافت. به عبارتی رسیدن به صفر مطلق محال است. البته به نزدیکی‌های صفر مطلق می‌شود رسید، اما خود صفر مطلق قابل دسترس نمی‌باشد

ارتباط کمیات ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک
کمیتهای ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک هر سیستمی باید با هم ارتباط داشته باشند. زیرا آنها از دو راه مختلف، وضعیت یکسانی را توصیف می‌کنند. بویژه، باید بدانیم که کمیتهای ماکروسکوپیک را بر حسب کمیتهای میکروسکوپیک بیان کینم
بعنوان مثال فشار یک گاز ، عملا با استفاده از فشارسنج اندازه‌ گیری می‌شود، اما از دیدگاه میکروسکوپیک ، فشار مربوط است به آهنگ متوسط انتقال اندازه حرکت ملکولهای گاز که به واحد سطح فشارسنج برخورد می‌کنند. اگر بتوانیم کمیتهای ماکروسکوپیک را بر حسب کمیتهای میکروسکوپیک تعریف کنیم، قادر خواهیم بود قوانین ترمودینامیک را بطور کمی به زبان مکانیک آماری بیان کنیم
ارتباط ترمودینامیک با مکانیک آماری
توضیح علم ترمودینامیک به کمک علم انتزاعی‌تر مکانیک آماری ، یکی از بزرگترین دستاوردهای فیزیک است. علاوه بر این ، بنیادی‌تر بودن نکات مکانیک آماری، به ما امکان می‌دهد که اصول عادی ترمودینامیک را تا حد قابل توجهی تکمیل کنیم
چشم انداز ترمودینامیک
توصیف مشخصات کلی یک سیستم به کمک تعدادی از ویژگیهای قابل اندازه‌ گیری آن، که کم و بیش توسط حواس ما قابل درک هستند، یک توصیف ماکروسکوپیک است. این توصیفها نقطه شروع تمام بررسیها در تمام شاخه‌های فیزیک هستند. اما در ترمودینامیک توجه‌مان به داخل سیستم معطوف می‌شود، بنابراین دیدگاه ماکروسکوپی را اختیار می‌کنیم و بر آن دسته از کمیات ماکروسکوپی تاکید می‌کنیم که رابطه‌ای با حالت داخلی سیستم داشته باشند
تعیین کمیتهایی که برای توصیف این حالت داخلی لازم و کافی هستند، به عهده آزمایش است. آن کمیتهای ماکروسکوپیکی که به حالت داخلی سیستم مربوط هستند، مختصات ترمودینامیک خوانده می‌شوند. این مختصات، برای تعیین انرژی داخلی سیستمبه کار می‌آیند. هدف ترمودینامیک ، پیدا کردن روابط کلی این مختصات ترمودینامیکی است که با قوانین بنیادی ترمودینامیک سازگار باشند. سیستمی را که بتوان بر حسب مختصات ترمودینامیکی توصیف کرد، سیستم ترمودینامیکی می‌گویند

 

انرژی درونی
مجموع انرژیهای جنبشی و پتانسیل کلیه ذره‌های یک جسم را انرژی درونی آن جسم می‌نامند
دیدکلی
اگر دستهای خود را به هم بمالید، مشاهده می‌کنید که دستهای شما گرم تر شده است. در این حالت انرژی جنبشی دستها کجا رفته است؟ چون دستها گرم تر شده‌اند، می‌توان نتیجه گرفت که انرژی درونی آنها افزایش یافته است. در نتیجه می‌توان گفت که در اثر مالش انرژی جنبشی دستها به انرژی درونی آنها تبدیل شده است
ماهیت انرژی درونی
بنابر نظریه جنبشی مولکولی، هر ماده از ذرات ریزی تشکیل شده است که با سرعتها و در نتیجه انرژیهای متفاوت در حرکت و جنبش هستند. علاوه بر این مانند مدل ارتعاش یک جسم جامد، ذره‌های جسم دارای انرژی پتانسیل نیز هستند. این انرژی به فنری که در مدل ارتعاشی اتمها را به هم متصل می‌کرد، مربوط است
ارتباط انرژی درونی با دما
انرژی درونی چای یک فنجان که مدتی مانده و سرد شده است، کمتر از وقتی است که چای داغ بوده است. چای یخ کرده دمای پایین تری دارد و چای داغ دمایش بالاتر است. به این ترتیب هر چه دمای جسمی بالاتر باشد، انرژی درونی آن بیشتر است. یعنی ذره‌های آن دارای انرژی جنبشی و پتانسیل بیشتری هستند
ارتباط انرژی جنبشی با دما
اگر انرژی جنبشی ذرات یک جسم را بر تعداد ذرات تشکیل دهنده جسم تقسیم کنیم، انرژی جنبشی متوسط یک ذره بدست می‌آید. انرژی جنبشی متوسط ذرات چای داغ که دمای بالاتری دارد، بیشتر از انرژی جنبشی متوسط ذره‌های چای سرد شده است که دمای پایین تری دارد. لذا نتیجه می‌گیریم که دمای جسم با انرژی جنبشی متوسط ذره‌های تشکیل دهنده آن متناسب است
این امر در ابعاد اتمی یا ابعاد میکروسکوپی بسیار مهم و مورد توجه است. به عنوان مثال در مباحث ترمودینامیک و مکانیک آماری با استفاده از روابط خاصی این انرژی در موارد مختلف محاسبه شده و با توجه به به مقدار آن در مورد وضعیت سیستم بحث می گردد. بنابر این می‌توان گفت که هر چه دمای جسم بالاتر رود ، انرژی جنبشی متوسط ذره‌های آن نیز افزایش خواهد یافت
انرژی جنبشی متوسط ذره‌های دو جسم متفاوت که دمای یکسانی دارند، با هم برابر است. به عنوان یک مورد ملموس و قابل مشاهده می‌توان به این مورد اشاره کرد که انرژی جنبشی متوسط ذره‌های آبی که بوسیله یک لیوان از استخری برداشته شده است، با انرژی جنبشی متوسط ذره‌های آب استخر برابر است. ولی به دلیل تفاوت تعداد ذره‌های آب لیوان و آب استخر، انرژی جنبشی و در نتیجه انرژی درونی یکسانی ندارند. بلکه انرژی درونی آب لیوان به مراتب کمتر از انرژی درونی آب استخر است
مکانیک آماری
نگاه اجمالی
در مکانیک آماری با سیستم های بزرگ سر و کار داریم. یعنی سیستم هایی که در آنها تعداد ذرات زیاد است
(N≈1023)
. در چنین سیستم هایی به دنبال یافتن پاسخ صریح به سوالات زیر هستیم
سطوح انرژی قابل دسترس کدامند؟
• چگونه ذرات خود را در این سطوح توزیع می کنند؟
• اگر شرایط سیستم عوض شود (مثلا با تغییر دما) توزیع ذرات چگونه تغییر می کند؟
• با معلوم بودن تابع توزیع چگونه می توان کمیت های تعریف کننده خواص گرمایی سیستم (مانند ظرفیت گرمایی) را بدست آورد؟
گرچه سیستم های ماکروسکوپی (بزرگ) را مطالعه می کنیم ، اما رفتار ذرات را به طور جداگانه بررسی می کنیم. یعنی دیدگاه میکروسکوپی به کار می بریم. در چنین برخوردی می دانیم که تعیین دقیق تاریخچه ذرات کاملا مشخص نیست. از اطلاعات قبلی می توان گفت که یک ذره تحت تاثیر نیروی معینی قرار می گیرد
روش های مطالعه سیستم های چند ذره‌ای
در مورد دو ذره ، برهمکنش تعریف شده ای بین آنها برقرار است که می تواند هم به طور کلاسیک و هم به صورت کوانتومی مطالعه شود. برای یک سیستم سه ذره ای مطالعه دقیق ممکن نیست، زیرا تاثیر حضور ذره سوم در دو ذره دیگر به دقت قابل تعیین می باشد. با این صحبت به نظر می رسد که برای سیستم های ماکروسکوپی ، ما با یک مشکل اساسی روبرو هستیم. عمدتا در مطالعه سیستم های چند ذره‌ای دو روش مطرح می شود که عبارتند از
برهمکنش بین ذرات قابل اغماض است. مکانیک آماری
• مطالعه سیستم هایی که دارای برهمکنش می باشند. نظریه چند ذره‌ای

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه مکانیک آماری
دیدگاه مکانیک آماری میکروسکوپی است. بدین معنی که در این دیدگاه تا حد امکان جزئیات ساختاری سیستم ها منظور می شود. لذا به علت زیاد بودن تعداد ذرات صحبت به زبان احتمال خواهد بود. مثلا احتمال یافتن ذره در یک سطح انرژی یا تراز انرژی. به طور اصولی می توان ذرات را به طور جداگانه انتخاب نموده و صور مختلف آرایش های آنها را در نظر گرفت. اما چون احتمال مربوط به اشکال مختلف آرایش ها اختلاف چندانی ندارند، پس متوسط گیری در این مقوله زیاد بد نمی باشد
ارتباط مکانیک آماری با ترمودینامیک
ترمودینامیک یک تئوری کلاسیک و قدیمی است. علم حرکت و آزمایش‌های مربوط به گرما
Heat and motion
. در این علم که دارای دیدگاه ماکروسکوپی است ، کلیه سیستم ها بدون توجه به ساختار اتمی و با انتصاب کمیات قابل اندازه گیری مثل حجم ، فشار ، آنتالپی ، انرژی داخلی ، دما و آنتروپی مطالعه می شود. ترمودینامیک مبتنی بر سه قانون بسیار مهم و البته تجربی است که به قوانین ترمودینامیک معروف هستند و در ترمودینامیک مورد بحث قرار می گیرند.
این علم قادر است روابط بیشماری بین کمیات مختلف مثل حجم و تعداد ذرات سیستم
(V,N)
یا کمیات مکانیکی مانند فشار و انرژی داخلی
(U,P)
و یا کمیات گرمایی مانند آنتروپی و دما
(S,T)
برقرار کند. به علاوه این علم قادر است ارتباط بین خواص مشخصه سیستم ها ، مثل گرمای ویژه ، تراکم پذیری و تحرک الکترونها را ایجاد نماید. اما این درس نمی تواند مقادیر مطلق کمیات مذکور را تعیین کند و این وظیفه مکانیک آماری است که ، علاوه بر رفع این نقص و تایید مجدد قوانین ترمودینامیکی ، می تواند دما را به انرژی ذرات اتصال دهد تئوری جنبشی گازها
Kinetic Theory of Gasses
و آنتروپی را در یک طریق بخصوصی به بی نظمی اتصال دهد. (معادله معروف بولتزمن
چرا ترمودینامیک به مکانیک آماری منجر می شود؟
ترمودینامیک یک درس کلاسیک است و در موارد زیرین نقض می شود:
در دماهای پایین
در این حالت خواص کلاسیکی سیستم ها از بین رفته و پدیده های مشاهده شده، کوانتومی هستند.
• چگالیهای بالا
به عنوان مثال می توان به ستارگان نوترونی اشاره کرد. در ستارگانی که جرم آنها اندکی بیشتر از جرم خورشید می باشد ، ریزش ثقلی تولید جرمی با چگالی های باور نکردنی می نماید. در چنین چگالی هایی ، هسته ها نیز می شکنند و به صورت مایع نوترونی در می آیند.
توابع توزیع اساسی در مکانیک آماری
در مکانیک آماری سه نوع تابع توزیع بر اساس تقسیم بندی ذرات مختلف وجود دارد، که عبارتند از
توزیع کلاسیک
اگر سیستمی تحت شرایط کلاسیکی باشد ، در این صورت ذرات چنین سیستمی کلاسیک تلقی می شوند (ذرات کلاسیکی). این ذرات از تابع توزیع کلاسیک پیروی می کنند. اگر یک سیستم ماکروسکوپی با تعداد ذرات
N
و حجم
V
در نظر بگیریم ، به طوری که سیستم در تعادل گرمایی باشد، به عبارت دیگر ، فرض کنیم که بین ذرات برهمکنش ضعیفی وجود دارد که قابل صرفنظر کردن است. با این مفروضات تابع توزیع
f(E)
که بیانگر تعداد ذرات با انرژی معین
E
از بین
N
ذره می باشد ، به صورت زیر حاصل می گردد

 

(f(E)=e-[(e-μ)/KT
گونه توزیع ذرات به توزیع کلاسیکی یا توزیع ماکسول_بولتزمن معروف است. در عبارت فوق
E
بیانگر انرژی ذرات ،
T
دما ،
K
ثابت بولتزمن و
N
پتانسیل شیمیایی است که برابر با تعداد انرژی ذخیره شده در سیستم در اثر تغییر تعداد ذرات می باشد.
توزیع فرمی-دیراک
گروه دیگری از ذرات ، فرمیون ها هستند. از مشخصه های این ذرات می توان به داشتن عدد اسپینی نیم فرد (مضرب فرد 2/1) و تابع موج نامتقارن اشاره کرد. این ذرات از اصل پائولی پیروی می کنند. یعنی در هر حالت کوانتومی بیشتر از یک ذره نمی تواند وجود داشته باشد. به عنوان مثال الکترون در زمره ذرات فرمیونی قرار دارد. تابع توزیع حاکم بر این ذرات ، تابع توزیع فرمی-دیراک می باشد. به عبارت دیگر ، اگر سیستمی از این ذرات با بر همکنش ضعیف در نظر بگیریم، در این صورت تابع توزیعی که بر اساس آن می توان تعداد ذرات با انرژی معین
E
را در میان
N
ذره سیستم تعیین کرد، به صورت زیر ارائه می گردد
1+(f(E)=e-[(e-μ)/KT
• توزیع بوز-انیشتن
گروه سوم و آخرین گروه از ذرات ، ذرات بوزونی هستند. این ذرات دارای عدد اسپنی صفر یا صحیح بوده و تابع موج متقارن دارند. ذرات بوزونی بر خلاف فرمیون ها از اصل پائولی پیروی نمی کنند. به عنوان مثال فوتون یک ذره بوزونی است. تابعی که توزیع ذرات بوزونی از آن تبعیت میکند ، تابع توزیع بوز-انیشتن می باشد. به بیان دیگر ، یک سیستم متشکل از ذرات بوزونی با بر همکنش ضعیف در نظر می گیریم. حال اگر بخواهیم تعداد ذراتی را که از بین N ذره بوزنی موجود در این سیستم دارای انرژی معین E هستند ، پیدا کنیم ، باید از رابطه زیر استفاده کنیم:

[1-(f(E)=e-[(e-μ)/KT
سخن آخر
به طور خلاصه مطالعه یک سیستم بر اساس مکانیک آماری را می توان به این صورت بیان نمود که ابتدا کمیتی به نام چگالی حالت در مورد سیستم مورد نظر معرفی میگردد که بیانگر تعداد حالتهای کوانتایی در واحد حجم سیستم مورد نظر می باشد. سپس تابع توزیع مربوطه را با توجه به نوع ذرات سیستم محاسبه می کنند و با استفاده از این تابع وضعیت سیستم در حالت های مختلف مورد بحث قرار می گیرد و مشخصات ذرات سیستم مانند ظرفیت گرمایی ذرات ، به صورت کمی و کیفی محاسبه می شود.
در مرحله آخر با معرفی توابع توزیع کانونیکی و با استفاده از روابط ریاضی مقادیر متوسط کمیتهای مختلف سیستم مانند انرژی ، پراکندگی ، فشار و… محاسبه می گردد. چون در ابتدای بحث اشاره کردیم که در مکانیک آماری سیستم ها به صورت آماری مورد بحث قرار می گیرند و لذا مقادیر متوسط کمیات فیزیکی بسیار مفید است.
نظریه جنبشی گازها

 

قوانین مکانیک را می‌توان بطور آماری در دو سطح مختلف به مجموعه‌ای از اتمها اعمال کرد در سطحی که نظریه جنبشی گازها نامیده می‌شود.
نگاه اجمالی
در ترمودینامیک فقط با متغیرهای ماکروسکوپیک ، مانند فشار و دما و حجم سر و کار داریم. قوانین اصلی ترمودینامیک‌ها بر حسب چنین کمیتهایی بیان می‌شوند. ابدا درباره این امر که ماده از اتمها ساخته شده است صحبتی نمی‌کنند. لیکن مکانیک آماری ، که با همان حیطه‌ای از علم سر و کار دارد که ترمودینامیک از آن بحث می‌کند و وجود اتمها را از پیش مفروض می‌داند.
محاسبه فشار بر پایه نظریه جنبشی
فشار یک گاز ایده‌آل را با استفاده از نظریه جنبشی محاسبه می‌کنند. برای ساده کردن مطلب ، گازی را در یک ظرف مکعب شکل با دیواره‌های کاملا کشسان در نظر می‌گیریم. فرض می‌کنیم طول هر ضلع مکعب
L
باشد. سطحهای عمود بر محور
X
را که مساحت هر کدام
e2
است.
A1 و A2
می‌نامیم. مولکولی را در نظر می‌گیریم که دارای سرعت
V
باشد. سرعت
V
را می‌توان در راستای یالهای مولفه‌های
Vx و Vy و Vz
تجزیه کرد. اگر این ذره با
A1
برخورد کند در بازگشت مولفه
X
سرعت آن معکوس می شود. این برخورد اثری رو ی مولفه
Vy
و یا
Vy
ندارد در نتیجه متغیر اندازه حرکت عبارت خواهد بود

m Vx – m Vx= 2 m Vx =
= اندازه حرکت اولیه ? اندازه حرکت نهایی

 

که بر
A1
عمود است. بنابراین اندازه حرکتی
e
به
A1
داده می‌شود برابر با
2m Vx
خواهد بود زیرا اندازه حرکت کل پایسته است

 

زمان لازم برای طی کردن مکعب برابر خواهد بود با
Vx/L
. در
A2
دوباره مولفه
y
سرعت معکوس می‌شود و ذره به طرف
A1
باز می‌گردد. با این فرض که در این میان برخوردی صورت نمی‌گیرد مدت رفت و برگشت برابر با
2e Vx
خواهد بود. به طوری که آهنگ انتقال اندازه حرکت از ذره به
A1
عبارت است
mVx2/e = Vx/2e . 2 mVx
، برای به دست آوردن نیروی کل وارد بر سطح
A1
، یعنی آهنگ انتقال اندازه حرکتی از طرف تمام مولکولهای گاز به
A1
داده می‌شود.

P = M/e(Vx12 + Vx22 + Vx32

 

P = 1/2eV2

 

تعبیر دما از دیدگاه نظریه جنبشی
با توجه به فرمول
RT2/3 = 1/2 MV2
یعنی انرژی کل انتقال هر مول از مولکولهای یک گاز ایده‌آل ، با دما متناسب است. می‌توان گفت که این نتیجه با توجه به معادله بالا برای جور در آمدن نظریه جنبشی با معادله حالت یک گاز ایده‌آل لازم است. و یا اینکه می‌توان معادله بالا را به عنوان تعریفی از دما بر پایه نظریه جنبشی یا بر مبنای میکروسکوبیک در نظر گرفت. هر دو مورد بینشی از مفهوم دمای گاز به ما می‌دهد. دمای یک گاز مربوط است به انرژی جنبشی انتقال کل نسبت به مرکز جرم گاز اندازه گیری می‌شود. انرژی جنبشی مربوط به حرکت مرکز جرم گاز ربطی به دمای گاز ندارد.

 

حرکت کاتوره‌ای را به عنوان بخشی از تعریف آماری یک گاز ایده‌آل در نظر گرفت.
V2
را بر این اساس می‌توان محاسبه کرد. در یک توزیع کاتوره‌ای سرعتهای مولکولی ، مرکز جرم در حال سکون خواهد بود. بنابراین ما باید چارچوب مرجعی را بکار ببریم که در آن مرکز جرم گاز در حال سکون باشد. در چارچوبهای دیگر ، سرعت هر یک از مولکولها به اندازه
U
سرعت مرکز جرم در آن چارچوب از سرعت آنها در چارچوب مرکز جرم بیشتر است. در اینصورت حرکتها دیگر کتره‌ای نخواهد بود و برای
V2
مقادیر متفاوتی بدست می‌آید. پس دمای گاز داخل یک ظرف در یک قطار متحرک افزایش می‌یابد. می‌دانیم که
M V2 1/2
میانگین انرژی جنبشی انتقالی هر مولکول است. این کمیت در یک دمای معین که در این مورد صفر درجه سلسیوس است، برای همه گازها مقدار تقریبا یکسانی دارد. پس نتیجه می‌گیریم که در دمای T ، نسبت جذر میانگین مربعی سرعتهای مولکولهای دو گاز مختلف مساوی است با ریشه دمای عکس نسبت به مربعهای آنها.

 

T=2/3k m1 V12/2= 2/3k m2 V22/2
مسافت آزاد میانگین
در فاصله برخوردهای پی‌درپی ، هر مولکول از گاز با سرعت ثابتی در طول یک خط راست حرکت می‌کند. فاصله متوسط بین این برخوردهای پی‌درپی را مسافت آزاد میانگین می‌نامند. اگر مولکولها به شکل نقطه بودند، اصلا با هم برخورد نمی‌کردند. و مسافت آزاد میانگین بینهایت می‌شد. اما مولکولها نقطه‌ای نیستند و بدین جهت برخوردهایی روی می‌دهد. اگر تعداد مولکولها آنقدر زیاد بود که می‌توانستند فضایی را که در اختیار دارند کاملا پر کنند و دیگر جایی برای حرکت انتقالی آنها باقی نمی‌ماند. آن وقت مسافت آزاد میانگین صفر می‌شد. بنابراین مسافت آزاد میانگین بستگی دارد به اندازه مولکولها و تعداد واحد آنها در واحد حجم. و به قطر d و مولکولهای گاز به صورت کروی هستند در این صورت مقطع برای برخورد برابر با лd2 خواهد بود.

 

مولکولی با قطر
2d
را در نظر می‌گیریم که با سرعت
V
در داخل گازی از ذرات نقطه‌ای هم ارز حرکت می‌کند. این مولکول در مدت
t
استوانه‌ای با سطح مقطع
лd2
و طول
Vt
را می‌روبد. اگر
nv
تعداد مولکولها در واحد حجم باشد استوانه شامل
(лd2 Vt ) nv
ذره خواهد بود. مسافت آزاد میانگین ،
L
، فاصله متوسط بین دو برخورد پی‌درپی است بنابراین ،
L
، عبارت است از کل مسافتی که مولکول در مدت
t
می‌پیماید.
(Vt)
تقسیم بر تعداد برخوردهایی که در این مدت انجام می‌دهد. یعنی

I = Vt/πd2nv =1/√2πnd2

 

I=1/√2πnd2

 

این میانگین بر مبنای تصویری است که در آن یک مولکول با هدفهای ساکن برخورد می‌کند. در واقع ، برخوردهای مولکول با هدف دمای متحرک انجام می‌گیرد در نتیجه تعداد برخورد دما از این مقدار بیشتر است.

توزیع سرعتهای مولکولی
با توجه به سرعت جذر میانگین مربعی مولکولهای گاز ، اما گستره سرعتهای تک‌تک مولکولها بسیار وسیع است. بطوری که برای هر گازی منحنی‌‌ای از سرعتها مولکولی وجود دارد که به دما وابسته است. اگر سرعتهای تمام مولکولهای یک گاز یکسان باشند این وضعیت نمی‌تواند مدت زیاد دوام بیاورد. زیرا سرعتهای مولکولی به علت برخوردها تغییر خواهند کرد. با وجود این انتظار نداریم که سرعت تعداد زیادی از مولکولها بسیار کمتر از
Vrms
یعنی نزدیک صفر- یا بسیار بیشتر از
Vrms
، زیرا وجود چنین سرعتهایی مستلزم آن است که یک رشته برخوردهایی نامحتمل و موجی صورت بگیرد. مسئله محتملترین توزیع سرعتها در مورد تعداد زیادی از مولکولهای یک گاز را ابتدا کلوک ماکسول حل کرد. قانونی که او ارائه کرد در مورد نمونه‌ای از گاز که
N
مولکول را شامل می‌شد چنین است

N(V)=4πN(m/2πKt)3/2V2e-mv2/2kt

 

در این معادله
N(V)dV
تعداد مولکولهایی است که سرعت بین
V
و
V+3v
است،
T
دمای مطلق ،
K
ثابت بولتزمن ،
m
جرم هر مولکول است. تعداد کل مولکولهای گاز
(N)
را ، با جمع کردن (یعنی انتگرال‌گیری) تعداد موجود در هر بازه دیفرانسیلی سرعت از صفر تا بینهایت به دست می‌آید. واحد
N(V
می‌تواند مثلا مولکول برا سانتیمتر بر ثانیه باشد.

N =∫∞0N(V)dv

 

توزیع سرعتهای مولکولی در مایعات
توزیع سرعتهای مولکولی در مایعات شبیه گاز است. اما بعضی از مولکولهای مایع (آنهایی که سریعترند) می‌توانند در دماهایی کاملا پایینتر از نقطه جوش عادی از سطح مایع بگریزند. (یعنی تبخیر شوند). فقط این مولکولها هستند که می‌توانند بر جاذبه مولکولهای سطح فائق آیند. و در اثر تبخیر فرار کنند. بنابراین انرژی جنبشی میانگین مولکولهای باقیمانده نیز کاهش می‌یابد در نتیجه دمای مایع پایین می‌آید. این امر روشن می‌کند که چرا تبخیر فرایند سرمایشی است.
مثال واقعی در مورد توزیع سرعتهای مولکولی
با توجه به فرمول
N(V)= Σ410N(M/2πkT)3/2
توزیع سرعتهای مولکولی هم به جرم مولکول و هم به دما بستگی دارد هرچه جرم کمتر باشد نسبت مولکولهای سریع در یک دمای معین بیشتر است. بنابراین احتمال اینکه هیدروژن در ارتفاعات زیاد از جو فرار کند بیشتر است، تا اکسیژن و ازت. کره ماه دارای جو رقیقی است. برای آنکه مولکولهای این جو احتمال زیادی برای فرار از کشش گرانشی ضعیف ماه ، حتی در دماهای پایین آنجا نداشته باشند، انتظار می‌رود که این مولکولها یا اتمها متعلق به عناصر سنگینتر باشند. طبق شواهدی ، در این جو گازهای بی اثر سنگین مانند کریپتون و گزنون وجود دارند که براثر واپاشی پرتوزا در تاریخ گذشته ماه تولید شده‌اند. فشار جو ماه در حدود 10<SUP-13< sup> برابر فشار جو زمین است.
توزیع ماکسولی
ماکسول قانون توزیع سرعتهای مولکولی را در سال 1859 میلادی به دست آورد. در آن زمان بررسی این قانون به کمک اندازه گیری مستقیم ممکن نبود و در حقیقت تا سال 1920 که اولین کوشش جدی در این راه توسط اشترن
(Stern)
به عمل آمد، هیچ اقدامی صورت نگرفته بود. افراد مختلفی تکنیکهای این کار را به سرعت بهبود بخشیدند. تا اینکه در سال 1955 یک بررسی تجربی بسیار دقیق در تائید این قانون (در مورد مولکولهای گاز توسط میلر
(Miller)
و کاش
(Kusch)
از دانشگاه کلمبیا صورت گرفت.

 

اسبابی که این دو نفر بکار بردند در مجموعه‌‌ای از آزمایشها مقداری تالیوم در کوره قرار می‌دادند و دیواره‌های کوره
O
را تا دمای یکنواخت 80?4
K
گرم کردند. در این دما تالیوم بخار می‌شود و با فشار
3.2×10-3
میلیمتر جیوه ، کوره را پر می‌کند. بعضی از مولکولهای بخار تالیوم از شکاف
s
به فضای کاملا تخلیه شده خارج کوره فرار می‌کند و روی استوانه چرخان
R
می‌افتند در این صورت استوانه که طولش L است تعدادی شیار به صورت مورب تعبیه شده که فقط یکی از آنها را می‌توان دید. به ازای یک سرعت زاویه‌ای معین استوانه
(W)
فقط مولکولهایی که دارای سرعت کاملا مشخص
V
هستند می‌توانند بدون برخورد با دیواره‌ها

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  33  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلودمقاله مطالعات وضع موجود روستای میموندره

 

 

 

 

پیشگفتار
حمد و ستایش پروردگار ی است که آسمان و زمین را بیافرید و آن را تا روزی معین بر میزان و حرکتی استوار قرار داد. اوست که ما را بیاموخت و دریچه ای از بیکران علم را بر ما گشود و دیدگان کوچکمان را با عالم پر عظمت آثار خویش آشنا ساخت .آدمی را هدف والای انسان بودن عطا فرمود ودر این راستا پیامبران گرام خویش را با کتابهای آسمانی راهنمایش قرار داد.الطاف بی پایانس بر گسترده زمین در چشم نیک اندیشان و صالح بندگانش آشکارو شکوه و عظمت آثار ش حقیقت بین هویدا ست. عظیم تدبیر کننده ای که در نهایت کمال نظام خلقت جهان هستی ایجاد نمود و بندگانش را در امر آفرینش خویش به تفکر فراخواند ،عالمان و هنر مندان را به تحیرواداشته و در اشتیاق رسیدن به معبود خویش به عرفان و شب زنده داری کشانده ودگنهکاران را مسیر توبه آموخته و آنان را به بخشایش و کرم بی پایانش وعده کرده و ظالمان و نابخردان و گمراهان و توبه شکنان را در انتظار عذابی سخت با وسوسه های شیطان تنها گذاشت. با احترام

 

 

 

“مطالعات وضع موجود روستای میموندره”
الف: مطالعات طبیعی و جغرافیایی :
وضعیت طبیعی روستا:
روستا میموندره در دشت ودر دامنه کوه قرار گرفته است.
خاک روستا:
خاکهای محدوده روستا ی میموندره از نظر حاصلخیزی ،درجه نفوذپذیری آب در خاک عمق جزء خاکهای درجه دو سه طبقه بندی شده است. می توان گفت غالب اراضی از نظر کشاورزی دارای استعداد متوسطی بوده ودر صورت وجود آب می تواند موقعیت مناسبی را از نظر کشاورزی برای روست ایجاد نماید.
پوشش گیاهی روستا :
در اطراف روستای میموندره هیچگونه جنگل و.جود ندارد بیشتر زمینهای منطقه راباغات تشکیل داده اند.

 

 

 

کشاورزی :

 

همانطور که اشاره شد محور فعالیت اصلی روستای میموندره بر بخش کشاورزی استوار است.محصولات باغی عمده روستا نیز شامل باغات انگور است که مهمترین محصولات باغی روستا را تشکیل می دهد .سایر محصولات باغی روستا گردو – بادام – میوهای درختی می باشد که برای مصرف خانوار ها قابل استفاده بوده ودر آمد اقتصادی چندانی برای روستا ندارد عمده محصولات کشاورزی روستا آبی است و شیوه آبیاری غرق آب می باشد

 

نقش عوامل طبیعی روستا بر بافت ساختمانها:
در روستای میموندره به دلیل اینکه این روستا در منطقه سردسیر واقع شده است و خانه ها متراکم هستند این خانه ها اکثرا” با دیوارهای ضخیم و با خشت وگل ساخته می شوند.
شناخت محیط تاریخی:
تغییر و تحولاتی که در تقسیمات کشوری سال 1376در سطح استان زنجان صورت گرفت هم قلمرو کل استان را محدود تر نمود و هم تقسیمات داخل آن دچار تغییرات اساسی شد براساس این تغییرات تعدادشهرستان ها نیز به 12مورد افزایش پیدا کرد .
در نتیجه به همگام سازی مشخصه های مختلف جمعیتی و مسکن و شاخص های اصلی این بخش برای شهرهای جدید استان بعنوان یک ضرورت احساس می گردد.در این راستا مجموعه حاضر سعی دارد با استناد نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 شاخص های عمده و اساسی هر شهر را به همراه تحلیلی کوتاه و مفید ارائه نماید.

 

موقعیت ،حدود،وسعت و تعدادشهرهای استان:
استان بر اساس آخرین تقسیمات اداری و سیاسی در سال 1376 دوازده شهر به نامهای ابهـــــــر،آببر،خرمدره،دندی،زرین آباد،سلطانیه ،صائین قلعه،قیدار،گرماب،ماهنشان،هیــــدج بوده است.

 

استان زنجان:
بر اساس آخرین تقسیمات اداری و سیاسی ،کل کشور استان زنجان در سال 79 دارای 7 شهرستان ،15بخش،16،شهر ،46،دهستان،1206 آبادی،بوده است که از این تعداد آبادی 81 درصد دارای سکنه و بقیه خالی بودند.

 

شهرستان ابهر:
ابهر یکی از شهرستانهای زنجان محسوب می شود که فاصله ابهر تا زنجان (90 کیلومتر )میباشد لازم به ذکر است فاصله ابهر تا قزوین نیز (90 کیلومتر)است این شهرستان با وجود شرکتهای صنعتی یکی از قطبهای صنعتی استان و کشور است (صنایع ریلی ایریکو-ایران خودرو-سیم کابل –پارس نخ – ساینا- و غیره) این شهرستان همسایگانی چون(خرمدره –صائین قلعه –هیدج-خدابنده- قیدار نبی)در اطراف خود دارد.

 

 

 

روستای میموندره:
بر اساس پرسش به عمل آمده از اهالی و مسئولین روستا از بدو اقامت در روستا نام آن میموندره بوده وکه به معنی (مبارک) می باشد. لازم به ذکر است قدمت روستا به بیش از 300 سال پیش باز می گردد.

 

راههای دسترسی به روستا(حوزه نفوذ):
راههای دسترسی به این روستا از طریق جاده ابهر – قیدار می باشد و انتهای روستا همانطور که گفته شد انتهای روستا به جای ختم نمی شود و هیچ روستای جهت خرید وسایل یا تحصیل به این روستا نفوذ نمی کنند و لازم به ذکر است محصلان این روستا جهت ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان به ابهر می آیند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بررسی جمعیت و عوامل اجتماعی :

 

آمار کل جمعیت روستای میموندره:
آمار کلی مردم روستای میموندره در سال 1387به تعداد(1032نفر)رسیده است که نسبت به روستاهای اطراف رشد چشم گیری داشته است. روستای میموندره به علت داشتن موقعیت های خوب از قبیل زمینهای غنی از لحاظ کشاورزی وحاصلخیزی ،دامداری ،آب فراوان نزدیک بودن به شهر ابهر و غیره آمارش روز به روز افزایش د اشته و میزان مهاجرت از این روستا بسیار کم بوده .

 

سال رشد جمعیت درصد نرخ رشد
1365 – –
1375 1231نفر
1385 1028نفر
1387 1032نفر
جمعیت روستای میموندره در سرشماری سال65معادل——نفر بوده است،این رقم در سال 1375به1231نفر رسیده است ودر سال 1385به 1028نفر که کمتر شده است رسیده است.
آمار رسمی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آمار تعداد زن و مرد :
تعداد زن و مرد در روستای میموندره در سال 1387 به شرح ذیل می باشد.(این آمار از سازمان بنیاد مسکن جمع آوری شده است)

 

زن 491 نفر 1387
مرد 541نفر 1387

 

 

 

 

 

میزان مرگ و میر و زادو ولد در روستا:
میزان مرگ ومیر و زاد وولد به طور متوسط در سال در روستای میموندره به شرح ذیل می باشد.(این آمار تقریبی می باشد و از طریق مطالعات میدانی کسب شده است.)
مرگ و میر در سال 10نفر
زادو ولد 12 نفر
آمار طلاق:
به طور کلی در روستاهای کشورمان به علت داشت فرهنگ و آداب ورسوم قدیمی و این اعتقاد که دختر با لباس سپید به خانه بخت رفته وبا لباس سفید بیرون می آید (از زبان روستائیان) طلاق در روستا به خصوص در این روستا بسیار کم یا شاید بتوان گفت اصلا” وجود ندارد.
آمار مهاجرت:
روستای میموندره به علت داشتن موقعیت های خوب از قبیل زمینهای غنی از لحاظ کشاورزی وحاصلخیزی ،دامداری ،آب فراوان نزدیک بودن به شهر ابهر و غیره آمارش روز به روز افزایش د اشته و میزان مهاجرت از این روستا بسیار کم بوده حتی اگر جوانان روستا برای کار به خارج از روستا بروند (کارهای صنعتی) برای زندگی به روستا برمی گردند.حتی اشخاصی که از روستا مهاجرت کرده ورفته اند در روستا خانه ای دارند و در مواقعی از سال به روستا برگشته و در آنجا زندگی می کنند.

 

برق:
در قدیم در روستا چون برق نبود از گرسوز و وسایل دیگر برای روشنایی استفاده می کردند.و با گذشت زمان و امکانات دهی به روستا ها ،برق در سال 62به روستا ی میموندره انتقال داده شده است و در همان سال با کمک مسئولین م مردم روستا قابل بهره برداری شده است . و امروز کل روستا دارای سیستم برق می باشند (انتقال برق به روستا توسط کابل کشی از ابهر به میموندره می باشد)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آب روستا:
بیشتر منازل روستای میموندره دارای سیستم لوله کشی آب مصرفی می باشند و انشعاب اصلی آب منازل داخل روستا می باشد.
تلفن:
قبل از اینکه تلفن به منازل انتقال داده شود افراد برای ارتباط با یکدیگر از تلفن مرکزی استفاده می کردند.ودر سال 1378به کمک مسئولین امر تلفن در روستا مورد بهرهبرداری گردید.و لازم به ذکر است روستای میموندره دارای مخابرات می باشد.
گاز:
گاز به این روستا انتقال داده شده است ولی کل روستا هنوز از آن استفاده نمی کنند.
حمام و نحوه تامین سوخت روستا:
روستا ی میموندره دارای1 حمام عمومی (12 چشمه) می باشد که به صورت جداگانه (زنانه-مردانه)می باشد.سوخت این حمام توسط دهیاری و شورا تامین می شود که نوع مصرف سوخت ان نفت مازوت کوره ای می باشد که در مخزنی به اندازه 25 هزار لیتر که روی آن آهنی و بدنه آن بتنی می باشد نگهداری می شود.نفت مصرفی مردم در روستا در تعاونی نگهداری می شود.

 

مکان فرهنگی – مذهبی:
روستای میموندره همانند روستاها و شهرهای دیگر مساجدی در خود دارد که شامل 3 مسجد می باشد(مسجد حضرت ابولفضل(ع) –مسجد جامع-مسجد صاحب الزمان(عج) لازم به ذکر است مسجد جامع و صاحب الزمان از تیرو آهن و آجر ساخته شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   16 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلودمقاله موانع كارآفريني

 

 



 

در بيست و چند سال گذشته كه مدير چند سازمان بزرگ بودم همواره يك پرسش اساسي برايم مطرح بود كه چرا يك مدير از مدير ديگر كارايي بهتري دارد؟
در دوره هاي مهندسي پاسخ اين پرسش را نيافتم ولي پس از آنكه در رشته مديريت با واژه كارآفريني (Enterprenership) آشنا شدم ،انگيزه اي كه داشتم باعث شد روي اين موضوع كار كنم.
اين پرسش ها كه چرا يك فرد از فردي ديگر موفق تر است ، يا اينكه چرا يك شركت عملكرد اقتصادي بهتري از شركتي ديگر دارد و يا اين كه چرا يك كشور از كشور ديگر پيشرفته تر است دريچه جديدي برايم باز كرد و متوجه شدم كه ما در طي 40 سال گذشته در آشنايي ،معرفي ،فرهنگ سازي و نهادينه كردن موضوع كارآفريني در سطح جامعه ،يك غفلت استراتژيك داشته ايم .اين مفهوم اصلا وارد دانشگاههاي ما نشده است ،در حالي كه در آمريكا حدود 2000 دانشكده در سطح ليسانس ، فوق ليسانس و دكترا دوره كارآفريني دارند.
بحث كارآفريني يك بحث توسعه اي است .الگو هاي مختلفي براي توسعه در دنيا وجود دارد،از جمله توسعه هاي درون زا يا برون زا،توسعه هاي مبتني بر مزيت هاي رقابتي يا مبتني بر الگو هاي جمعيتي خاص ،ولي آخرين مدل توسعه در واقع توسعه از طريق كارآفريني است .
شما وقتي به كشوري مثل ژاپن نگاه مي كنيد مي بينيد كه الگوي توسعه آن ،از مسير شركت هاي بزرگ بوده است .مخصوصا از دوران روي كار آمدن امپراطوري ميجي و سقوط حاكميت سامورايي ها كه دولت از طريق شركت هاي بزرگ توسعه را آغاز كرد و هولدينگ هايي مثل ميتسوبيشي ،سومي تومو،ميتسو يي ،پاناسونيك،تويوتا در اين كشور شكل گرفت .در كشورهايي مثل سنگاپور يا تايوان مي بينيد كه توسعه از طريق اسمي (شركت هاي كوچك و متوسط)است .
شركت هاي كوچك و متوسط در اندونزي حتي وزارت اسمي دارند.اين كشورها الگوي توسعه شان از طريق شركت هاي كوچك است.
در كره جنوبي هم توسعه ابتدا از طريق شركت هاي بزرگ بود .شركت هي بزرگي مثل سامسونگ و ال.جي محور قرار گرفتند.در كشورهاي سوسياليستي مثل شوروي ،توسعه از طريق دولت و تمركز دولتي بوده در واقع توسعه تا آن زمان ، تركيبي از اين سه محور بوده است .
ولي آخرين پديده اي كه از آن صحبت مي كنند، ابتدا رشد و توسعه اقتصادي از طريق Primary Economy يعني اقتصاد اوليه بود ولي در حال حاضر مي گويندSecondry Economy يعني توسعه از طريق كارآفريني كه در اين روش توسعه ،تمركز بر روي افراد خاصي است كه مدل هاي انگيزشي و خلاقانه دارند. افرادي كه به آنها قهرمانان صنعتي و قهرمانان توسعه مي گوئيم .افراد خاصي كه مي آيند و لكوموتيو ران توسعه مي شوند.
كارآفرينان چنين نقش كليدي را در توسعه دارند.
كارآفريني ويژگي اي نيست كه در همه باشد.در تعريف به فردي مي گوييم كه داراي ايده و فكري جديد است و از طريق ايجاد يك كسب و كار مي تواند يك مغازه ،يا كار در منزل يا فروشگاه يا شركت باشد، يك محصول يا خدمت جديدي به بازار ارائه دهد.
اين بحث بسيار مهمي است كه بدانيم لكوموتيوران توسعه چه كسي است؟ در بنگاههاي اقتصادي ، از گذشته اين بحث وجود داشته است كه انسان ها از زمان غار نشيني هميشه به دنبال تغيير بودند.اين عامل تغيير چيست شما وقتي به اقتصاد دان ها نگاه مي كنيد،مثلا مركانتليستها مي گفتند كشوري موفق است كه منابع اوليه بيشتري (مثل طلا و نقره ) داشته باشد و فعاليتهاي تجاري،عامل و موجد ارزش افزوده باشد.
اما در اقتصاد مكتب ديگري به نام Naturalism يا طبيعيون به وجود آمد كه مي گفتند كشوري موفق است كه زمين بيشتري داشته باشد. توماس مان گفت : زمين يگانه سرچشمه نعمت است .
اين اقتصاد دانان ، فعاليتهاي كشاورزي را محور توسعه مي دانستند.بعد ها عده اي از كلاسيك ها آمدند و گفتند كشوري كه توليد در آن محور باشد موفق است .در اين مرحله شومپيتر كه او را پدر كارآفريني مي دانيم،آمد و حرف بسيار جالبي زد .اين اقتصاد دان مكتب اطريش در سال 1934 گفت كه عامل اساسي توسعه، نوآوري است همه حرف او اين بود كه ايجاد شركت هاي جديد توسط كارآفرينان نو آفرين ، موجب خروج شركت هاي قديمي از صحنه بازار مي شود .اين تخريب را تخريب خلاق نامگذاري كرد.اين تخريب خلاق در چند حالت بوجود مي آيد: اين كه كسي محصول يا خدمت جديد ارائه دهد ، در توليد فرآيند جديدي ايجاد كند ،بازار جديدي ايجاد كند ،منبع جديد و يا اينكه تشكيلات جديدي را در داخل تشكيلات قديمي بوجود آورد.
مثلا زماني كه معلمان از يك تكه چوب در پاي تخته كلاس درس استفاده مي كردند،نجارها كارشان ساخت اين تكه چوب ها بود .در اين زمان يك انسان خلاق از آلومينيم براي اين كار استفاده كرد .به طوري كه آن تكه چوب بلند تبديل به يك قطعه آلومينيمي قابل حمل شد كه به عنوان خودكار و نوشت ابزار مصرف مي شد. در اين حال اوضاع نجارها به هم ريخت .پس از آن ،فكر جديد ديگري آمد و از يك باتري كوچك و ليزر يك پوينتر ساخت كه موجب شد بازار قبلي كنار زده شود .شمومپيتر مي گويد كه در اقتصاد هر چه از نوآوريها زاد و ولد بيشتري داشته و چرخه تخريب خلاق گسترده تر باشد، اقتصاد پويا و كارآمدتر است.
با اين حساب اساس كارآفريني ،نوآوري است .اين مطلب در واقع جوهره ناب كارآفريني است .ولي ما در فضاي ساده تر به ايجاد شركت هاي جديد هم كارآفريني مي گوييم .به اين معنا ،براي شناخت اقتصاد توسعه يافته در يك كشور مي توان به ميزان ايجاد شركت هاي مختلف هم توجه كرد .طبق آمارها تا سال 2010 در آمريكا هشت ميليون شركت ايجاد مي شود .در كشور ما آخرين آمارها از تعداد شركت هايي كه مي خواهند اظهارنامه مالياتي بدهند تا جامعه حسابداران رسمي به كار آنها رسيدگي كنند چيزي حدود 50 هزار شركت است .كه اين تعداد با نگاه به شركت هاي داخل بورس ،خيلي كمتر خواهد شد.
اصولا كشور توسعه يافته كشوري است كه يك اقتصاد قوي داشته باشد .من اقتصاد قوي را با دو پارامتر نشان مي دهم.يكي وجود كارآفريناني كه قدرت نوآوري داشته باشند و ديگري وجود كارآفريناني كه تمايل به ايجاد كسب و كار دارند و شركت تاسيس مي كنند.
شومپيتر اعتقاد دارد كه كارآفريني موتور توسعه اقتصادي است .اساس حرف او اين است كه موتور توسعه اقتصادي در واقع نوآوري است .
روشن نبودن اين مفهوم در كشور ما به خاطر اين است كه ما به مسائل مختلف نگاه صنفي داريم .اگر ما به دنبال به وجود آوردن يك كشور موفق هستيم ،بايد بتوانيم يك اقتصاد موفق سازماندهي كنيم . و اقتصاد موفق در گرو استراتژي هاي مدون، جامع و فراگير است كه كارآفريني در آن محور قرار ميگيرد.بايد فضايي را بوجود آوريم كه كارآفرينان در آن فضا بتوانند رشد و نمو كنند.
پانزده سال قبل مجله اي را كه در آن ليست 500 شركت برتر دنيا نوشته شده بود خواندم .در ابتداي اين ليست ،شركت هاي نفتي ،بانكي ،و شركت هاي مختلف آمريكايي ،انگليسي ،ژاپني ،هلندي و امثالهم بودند.
شركت هايي مثل شل ، تويوتا، جي اي ،جي ام و غيره ،در انتهاي ليست به شركت هايي از كشور چين ، مالزي و تركيه برخورد كردم .اين سوال برايم بوجودآمد كه چرا اقتصاد ما قدرت معرفي حتي يك شركت در سطح 500 شركت داراي كلاس جهاني را ندارد .از آنجا بود كه فهميدم اقتصادي موفق است كه قدرت سازماندهي شركت هاي برتر را در سطح جهاني داشته باشد .قدرتي كه ما نداريم.اين كارآفرينان هستند كه مي توانند چنين شركت هايي را ايجاد كنند.
از موانع كارآفريني در كشور ما يكي دولتي بودن اقتصاد است .كارآفريني در بستر بخش خصوصي مي تواند رشد و نمو داشته باشد .ما اين فضا را ايجاد نكرده ايم.در واقع اصلي ترين مانع كارآفريني در كشور ما ،نگاه و نگرش دولت است دولت با اين مفهوم آشنا نيست .بسياري از مسوولين كارآفريني را مترادف با اشتغال مي دانند.در صورتي كه اينطور نيست .ايجاد اشتغال در واقع خروجي مجموعه كارآفريني است .اگر نگاه سيستمي داشته باشيم ،چنانچه ورودي يك سيستم كارآفريني باشد، خروجي اين سيستم ايجاد اشتغال است .
در واقع مفهوم كارآفريني هنوز شناخته نشده و اين يكي ديگر از موانع كارآفريني در كشور ما است .در واقع بايد براي مجموعه دولت و سياستمداران نظام مفهوم كارآفريني و اهميت آن تشريح شود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   17 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلودمقاله بررسي ويژگي روش آناليز غيركروماتوگرافي جيوه

بررسي ويژگي روش آناليز غيركروماتوگرافي جيوه بوسیلة جریان تزریقی در سیستم پیش تغلیظ مجهز به کامپیوتر در ترکیب با تولید بخار شیمیایی در اسپکترومتری فلورسانس اتمی
مقاله
یک روش جدید غیرکروماتوگرافی مختص جیوه بر اساس حفظ انتخابی (گزینش پذیر) متیل جیوه و جیوه معدنی روی ديواره داخلی راکتور پیچیده با استفاده از آمونیوم دی اتیل دی تیو فسفات و دی تیازون به عنوان معرف های (شناساگرهای) کمپلکس دهنده توسعه داده مي شوند كه به ترتیب مختص به پیش تغلیظ سورپشن (عمل جذب و دفع در یک زمان) مجهز به کامپیوتر و جریان تزریقی (تزریق در «اورنش») همراه با اسپکترومتری فلورسانس اتمی که در آن تولید بخار شیمیایی پراکنده نشده صورت می گیرد هستند. در pH=2 پیش تغلیظ جیوه‌ي معدنی روی دیواره های داخلی راکتور پیچیده انجام می‌شود که این امر بر اساس حفظ انحصاری کمپلکس Hg-DDP در حضور متیل جیوه از طریق فرو بردن در محلول سادة آمونیوم دی اتیل دی فسفات می باشد و پیش تغلیظ انتخابی متیل جیوه بادی تیازون بجای آمونیوم دی اتیل فسفات صورت می گیرد از اسید هیروکلریک 15% (V/V) برای شستشوی گونه جیوة باقیمانده (حفظ شده) استفاده می کنند که برای شناسایی در اسپکترومتری فلورسانس اتمی با محلول KBH4 ترکیب می شود.
تحت بهترین شرایط تجربی نمونة جیوه معدنی و متیل جیوه 30 و 20 h-1 با عامل های ازدیادی 13 و 24 هستند. حدود تشخيص براي Hg2+ تا ngl-1 و براي CH3Hg+ 2.0ngl-1 می‌باشد . دقت یازده اندازه گیری سیگنال (RSD) از هر 0.2 میکروگرم در لیتر Hg2+ و CH3Hg+ 2/2% و 8/2% است.
روش های پیشرفته که از طریق تجزیه مواد مرجع تأیید شده و اندازه گیری{های بهبود یافته معتبر می شوند، برای تعیین جیوة معدنی و متیل جیوه دو نمونه های آبی و زیست شناسی به کار برده می‌شوند.

1- مقدمه
2- تجربی
1-2- ابزار
2-2- معرف ها (شناساگرها)
3-2- پیش رفتار نمونه
4-2- طرز کار
5-2- روش پیشرفته
6-2- روش معتبر
3- نتایج و بحث
1-3- شمای ویژه سیستم جدا کنندة سورپشن مجهز به کامپیوتر و پیش تغلیظ در KR کوپل شده به CVG-AFS با استفاده از دو معرف کمپلکس دهنده گزینش پذیر.
2-3- مهمترین پارامترهای تجربی
1-2-3- غلظت محلول عامل کمپلکس دهنده
2-2-3- غلظت شستشو دهنده
3-2-3- غلظت KBH4
4-2-3- دمای اتمیزر
5-2-3- طول KR و شستشوی KR
3-3- اجرای تجزيه ای
4-3- کاربرد واقعی تجزیه
1-4-3- تداخلات
2-4-3- آنالیز نمونه
4- محاسبات شناسایی رفرنس ها

1- مقدمه
جیوه بطور گسترده به عنوان عنصر بسیار خطرناک شناخته شده است بواسطة این که عنصر پایداری (مزمن) در محیط زندگی گیاه و حیوان و محدوده های جغرافیایی است. جیوه معدنی و متیل جیوه دو گونة جیوه اصلی در نمونه های زیست شناختی و محیطی هستند. متیل جیوه سمی ترین گونة جیوه دارای نفوذ آسانی در غشاهای زیست شناختی است و پایداری زیادی در زنجیرة غذایی انسانی و حیوانی دارد. بنابراین اهمیت زیادی برای توسعة روش های تجزیه حساس و سریع در جهت تعیین جیوه معدنی و متیل جیوه وجود دارد.
دتکتورهای ویژة عنصر كه مجهز به کامپیوتر هستند با تکنیک های جداسازی مدرن ابزارهای قوی برای جیوه هستند. با این حال پیچیدگی و قیمت زیاد این تکنیک ها منجر به استفاده از روش غیرکروماتوگرافی ساده برای تشخیص انتخابی گونة جیوه می شود . تشخیص بین جیوه معدنی و کل جیوه بوسیله اسپکترومتری جذب اتمی بخار سرد صورت می‌گیرد که بر اساس رفتار متفاوت Hg2+ و CH3Hg+ در مقابل شناساگرهای کاهندة[8] و [9] هست که غلظت سدیم بوروهیدرید به عنوان تنهاترین عامل کاهنده مطرح است و دمای سل کوارتزی برای جلوگیری از مرحله اکسیداسیون قبلی جیوة آلی به جیوة معدنی مهم می باشد. با این حال صحت ارزیابی ch3Hg+ به تعیین جیوه معدنی و همه جیوه بستگی دارد.
پیش تغلیظ و جداسازی دو فاکتور موثر برای ازدیاد حساسیت و انتخاب پذیری اندازه گیری هستند. به منظور توسعه تجزیه جداسازی جیوه, انواع مختلفی از پیش تغلیظ ستونی مجهز به کامپیوتر يا سیستم های جداسازی با CVAAS (اسپکتروسکوپی جذب اتمی بخار سرد) کوپل می شوند. برخی از این اقدامات به شناسایی مستقل جیوة معدنی و متیل جیوه اجازه می دهند و آنالیز جريان تزریقی (FIA) با جدا کنندة گاز – مایع [16] و یک گوناگونی دوتایی که به ترتیب برای Hg2+ و ch3Hg+ استفاده می شوند, پیچیده می گردد. در سالهای اخیر اسپکترومتری فلورسانس اتمی (Afs) همراه با بخار سرد (CV) یا قسمت عمدة بخار شیمیایی (CVG) توجه خاصی را دریافت کرده اند از این جهت که دارای مزایایی نظیر هزینة وسیله ای پایین حساسیت زیاد و زمان تجزیة کوتاه و عملکرد آسان هستند.
تعدادی از اقدامات غیرکروماتوگرافی به تشخیص گونه های جیوه با CV-Afs می پردازد که بر اساس طرح ویژه جداسازی روی یک مینی ستون دارای سولفیدریل کتون و تلاشی (تجزیه) اکسیداسیون مجهز به سیستم کامپیوتر و تلاشی تابش uv مجهز به سیستم کامپیوتر و یا تولید بخار شیمیایی تولید کننده فوتون (فوتون تولیدی) توسعه داده می‌شود.
داکتور پیچیده لوله باز (KR) که از لولة PTFE ساخته شده به عنوان صافی جمع آوری کننده رسوبات آلی و سپس به عنوان رسانة سورپشن (عمل جذب و دفع در یک زمان) مربوط به کمپلکس های فلزات آلی و نیز برای پیش تغلیظ توأم با اسپکترومتری جذب اتمی شعله ای (fAAS) عمل می کنند اخیراً اثبات شده که در ریزستون KR از جاذب دارای کربن 18 در تکنیک پیش تغلیظ دارای جریان تزریقی (FI) استفاده شده که این بواسطة محدود نبودن طول عمر آن و ساختار ساده ای که دارد, می باشد. مقالات کمی در ارتباط با پیش تغلیظ سورپشن FI که از KR توأم با CV-Afs برای تعیین جیوه معدنی استفاده می کنند وجود دارد البته تلاش برای توسعه روش غیرکروماتوگرافی در جهت تعیین جیوه بر اساس سیستم پیش تغلیظ سورپشن FI (جریان تزریقی) در یک داکتور پیچیده کوپل شده با CVG-AFS در حال انجام است. که در این مطالعه از دی اتیل دی تیوفسفات (DDPA) و دی تیازون (DZ) به عنوان عوامل کمپلکس دهنده استفاده می کنند.
2-تجربی
1-2- ابزار
اسپکترومتری فلورسانس اتمی مدل AF-610A استفاده می شود که از طریق یک کامپیوتر نیز کنترل می گردد . به عنوان منبع تابش از یک لامپ هالوکاتوجیوه با شدت زیاد در طول موج 78/253 نانومتر استفاده می شود. همچنین از جدا کنندة گاز – مایع که از شیشه ساخته شده و بصورت یک طرح سه مرحله ای است استفاده می شود. از جریان آرگون برای شستشوی بخار جیوه جدا شده از جدا کنندة گاز مایع به سوی اتمیزر لوله کوارتزی، بهره می برند. از دیگر ابزار استفاده شده CVG-AFS کوپل شده با مدل FIA-3100 سیستم جريان تزریقي که مجهز به دو پمپ دودی و سوپاپ تزریقی چرخشی استاندارد است.
لولة چند سوراخة پیش تغلیظ سورپشن KR مجهز به کامپیوتر دارای FI که با CVG-Afs کوپل شده در fig.1 نشان داده شده است. این طرح شبیه به آنچه که توسط یان ارائه شده می باشد که نمونه و معرف ها توسط لوله های پمپی تایگن رسانده می شوند. داکتورهای پیچیده دارای برآمدگی های پیچیده هستند و همه اتصالات از لولة PTFE به عرض 5/0 میلی متری تشکیل می شوند.

2-2- معرف ها (شناساگرها)
همة مواد شیمیایی دست کم از حیث درجه تجزیه ای به شمار می روند. از آب دیونیزه (DDW) استفاده می کنند. محلول استاندارد دارای جیوة معدنی (1000mgl-1) از طریق مرکز تحقیق بین المللی فراهم می شود . محلول استاندارد حاوی متیل مرکوری (100mgl-1) از طریق انحلال مقدار مناسبی از کلرید متیل مرکوری در یک حجم بسیار کم از متانول و رقیق کردن آن با DDW فراهم می شود. محلول های استاندارد مورداستفاده برای هر گونه جیوه جداگانه و روزانه تهیه می شود. تهیه محلول های حد واسط استاندارد برای هر گونه جیوه (10mgl-1) هفتگی در pH=2 با اسیدی کردن 6 مول بر لیتر HNO3 صورت می گیرد. محلول DDPA آمونیوم از انحلال مستقیم آن در DDW تهیه می شود. تهیه محلول DZ از انحلال 5 میلی گرم دی تیازون در نیم میلی لیتر هیدروکسید آمونیوم 25% در pH=9 همراه با اضافه کردن حجم کافی از اسید استیک و رساندن حجم نهایی به 250 میلی لیتر از طریق DDW ، صورت می گیرد. هر روز محلول های 02/0% و (m/v)% 5/0 kBH4 به منظور تعیین جیوة معدنی و متیل مرکوری از انحلال KBH4 در (m/v) %2/0 محلول NaOH تهیه می‌شوند. همه ظروف شیشه ای حداقل به مدت 24 ساعت در اسید نیتریک 10% (v/v) و آب خیس خورده می شوند.
3-2- پیش رفتار نمونه
نمونه هایی از آب دریا و آب شیر و آب رودخانه و دریاچه و باران و آب جمع شده روی زمین گرفته می شود. بلافاصله بعد از نمونه برداری، همة نمونه های آبی از میان یک غشای (پوسته) 45/0 نانومتری، فیلتر می شوند.
نمونه های فیلتر شده در pH=2 با HNO36mol.lit-1 اسیدی می‌شوند و به منظور تعیین جیوة معدنی و متیل جیوه در شیشه های پلی اتیلن با دانسیتة پایین (LDPE) نگهداشته می شوند. برای تجزیة همة جیوة همة نمونه های آبی فیلتر شده مورد عمل واقع می شوند. به طور مختصر 90 میلی لیتر نمونه به داخل شیشه LDPE صد میلی لیتری ریخته شده و سپس یک میلی لیترKmno2 5% و یک میلی لیتر HNO3 غلیظ شده و یک میلی لیتر H2SO4 غلیظ و دو میلی لیتر از 6% K2S2O8 اضافه می شوند و بعد از حمام فراصوتی در 50 درجه سانتیگراد برای 30 دقیقه به نمونه ها اجازه داده می شود تا سرد گردند. قبل از عمل تجزیه، 4/0 میلی لیتر از NH2OH.HCl 10% در pH=2 همراه با NaOH 10molmol/lit اضافه می شود و حجم نهایی را با آب دیونیزه به حجم 100 می رسانیم. از نمونه های ماهی دریایی نیز استفاده می شود بدین صورت که ماهیچة ماهی به قطعاتی با چاقو بریده شده و سپس در یک مخلوط كن همگن می شوند. طبق آنچه که در زیر توضیح داده شده جیوه معدنی و متیل جیوة در بافت ماهی آزاد می شوند.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   23 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلود مقاله محيط زيست در درياي خزر

 

 1. نقش خزر در شكل دهي اكولوژيك منطقه
خزر به عنوان بزرگترين درياچه دنيا حقيقتا شايسته آن است كه نام درياي مازندران بر خود داشته باشد، زيرا به هيچ وجه با مفهوم جغرافيايي درياچه از نظر وسعت قابل مقايسه نيست بطوريكه به تنهايي نزديك به 40 درصد مجموع مساحت درياچه هاي دنيا را شامل مي گردد و از سوپريور دومين درياچه دنيا پنج برابر بزرگتر است و نيز از مجموع خليج فارس و درياي عمان وسعت بيشتري دارد.
اين دريا از نظر تاريخي به طور كلي دو كاركرد بسيار مهم داشته است. در كاركرد اول به عنوان يك وسيله ارتباطي و يك شبكه عظيم حمل و نقل كه سرزمينهاي و مناطق مختلف را به هم مرتبط ساخته و وسيله اي مناسب و در دسترس جهت تماس و مراوده ميان جوامع گوناگون فراهم آورده و در كاركرد ديگر دريا به عنوان يك ذخيره عظيم منابع مورد نياز بشر ، ذخاير تقريبا پايان ناپذير و تجديد شونده ماهي و غذاهاي دريايي و منابع دست نخورده ثروتهاي معدني مطرح بوده است.
نقش دريا در شكل دهي سيماي اكولوژيك سرزمينهاي اطراف آن در چند دهه اخيرهمگام با توجه بشر به خطراتي كه محيط زيست سياره زمين را در معرض تهديد قرار داده، مورد شناسايي و توجه فراوان قرار گرفته است.
البته درست است كه تمام آبها و مناطق ديگر جهان يك اكولوژي واحد به شمار ميروند ولي نظر به شرايط تاريخي و موقعيت جغرافيايي، درياي مازندران علاوه بر كاركردهاي دوگانه ياد شده از يك اكولوژي واحد برخوردار است.
از طرف ديگر در جامعه جهاني نظريه جديدي در حقوق بين الملل در مورد محيط زيست در حال شكل گيري است كه مفهوم ”محيط زيست مشترك“ نام دارد و به طور كلي ناشي از اين اصل است كه كره زمين محيط زيست غير قابل تفكيكي را تشكيل ميدهد كه كليه عناصر آن با يكديگر همبستگي دارند ولذا خسارت وارده به اين محيط و مسئوليت دولتها در اين باره نبايد منحصرا محدود به مرزهاي ملي و قلمرو حاكميت آنها باشد.
فروپاشي اتحاد شوروي و ظهور كشورهاي ساحلي جديد در حاشيه درياي خزر سبب شد بيش از پيش پهنه آبي منحصر بفرد درياي خزر تحت تاثير آلاينده هاي متعدد و متنوع قرار گيرد. حساسيت و شكنندگي محيط زيست درياي خزر به جهت بسته بودن محيط آن و انباشته شدن آلاينده هاي مختلف به نوعي درياي خزر را با بحران اكولوژيك روبرو نمود[2].
در پس از فروپاشي شوروي، شتاب برخي از كشورهاي ساحلي اين دريا براي بهره برداري هاي اقتصادي بگونه ايست كه طبق شواهدموجود در آينده اي نه چندان دور انواع موجودات دريايي و پرندگان مهاجر در معرض تهديد انقراض قرار خواهند گرفت ودرياي خزر به دريايي مرده بدل خواهد شد[3].
فقدان يك نظام حقوقي حاكم بر محيط زيست درياي خزر نمي تواند توجيه كننده آن باشد كه كشورهاي ساحلي اين دريا در اجراي قواعد بين المللي حاكم بر محيط زيست كوتاهي كرده و از آن غافل باشند. چرا كه عوامل زيست محيطي درياي خزر از لحاظ تاثيرگذاري و شرايط آب و هوايي مناطق همجوار و بطور كلي در درياي خزر بگونه ايست كه مجالي براي مسامحه و دفع الوقت دولت هاي ساحلي باقي نمي گذارد.
دولتها در كنفرانس ملل متحد در مورد محيط زيست انساني در سال 1972 در شهر استكهلم طي اعلاميه اي ” داشتن محيط زيست سالم و قابل زندگي با توجه به شئونات و رفاه انسانها“ را يك حق شناخته اند و به همين لحاظ حق دسترسي به محيط زيست سالم يك حق بنيادي محسوب ميگردد. حفظ محيط زيست مشترك موجد حق و تكليف براي همه دولتها ميباشد. در اجراي اين حق و تكليف، اصول و قواعدي در حال شكل گيري است كه قابليت اجرايي بين المللي خواهد يافت و به دليل اينكه همه دولتها بدون استثناء در آن سهيم خواهند بود، به صورت حقوق بين المللي عرفي نمودار مي گردد.
همزمان پايان جنگ سرد چشم انداز ابعاد نويني از مفهوم همكاريهاي چند جانبه را در سطح منطقه اي و بين المللي پديدار نموده است. ماهيت تغييرات جهاني امروز مستلزم همكاريهاي چند جانبه در دست يافتن به اهدافي است كه از توانايي يك دولت يا گروه كوچكي از دولتها خارج است. البته واقعيت ديگري نيز در پيش روي است و آن اينكه با توجه به گستردگي و پيچيدگي و تنوع جغرافيايي، اقتصادي و حتي فرهنگي مسائل زيست محيطي و در نظر داشتن مسائل توسعه اقتصادي و صنعتي و فاصله فزاينده ميان شمال و جنوب كه اختلاف عميقي را در ديدگاههاي كشورهاي آن پديد آورده، چشم انداز يك حركت جهاني در امر نجات اكوسيستم زمين حداقل درآينده نزديك تيره مي نمايد. به طوري كه عده اي براين نظرندكه تا زماني كه فاصله ميان غني و فقير، شمال و جنوب در حال افزايش است هر دو گروه به دلايل متفاوت به تخريب محيط زيست زمين ادامه خواهند داد.
در چنين شرايطي و با در نظر گرفتن اين نكته مهم كه چون در امر ترميم و بهبود وضعيت زيست محيطي كره زمين بويژه آلودگي درياها مجالي براي مسامحه وجود ندارد، لذا همكاري حرف اول است و از آنجا كه نمي توان انتظار پديدار شدن اصول و قواعد حقوقي و به مرحله اجرا رسيدن آنها در يك سطح جهانشمول نشست، لذا همكاري دولتها در سطح منطقه اي مي تواند تامين كننده بخشي از حركت به سوي حفظ اكوسيستم سياره زمين باشد. در اين راستا البته مي توان و بايد ازآنچه تا به حال در سطح بين المللي و منطقه اي صورت گرفته سود جست.
در اينجا ابتدا بررسي اجمالي از تلاشها و اقدامات جامعه جهاني در امر حفظ محيط زيست و نجات اكوسيستم زمين از تخريب بيشترمطرح مي گردد. سپس ضمن اولويت داشتن همكاريهاي منطقه اي، به ضرورت همكاري دولتهاي ساحلي درياي مازندران به عنوان شرط همزيستي پرداخته مي شود.

2. محيط زيست درياي مازندران و معيارهاي زيست محيطي جهان شمول
در گزارش كمسيون جهاني توسعه و محيطزيست با نام ”آينده مشترك ما“، چنين آمده است كه: «… امروزه ميزان مداخله هاي در طبيعت در حال افزايش است و آثار عملي تصميمات ما ازمرزهاي ملي فراتر ميرود. رشد مبادلات اقتصادي ميان ملتها، آثار كلان تصميمات ملي را در گسترده وسيعتري مشهود مي نمايد. اقتصاد و بوم شناسي ما در شبكه هاي در هم تنيده اي محصور مي شود. امروزه در بسياري از مناطق كره زمين با خطرات و صدمات برگشت ناپذير و غيرقابل جبراني به محيط زيست انساني روبرو هستيم كه اساس پيشرفت بشريت را در معرض تهديد قرارداده است…»[4]
الگوهاي توسعه كه امروز در دنيا حاكم اند و با بينشي كه مقامات دولتها دارند، احتمال اين را كه بتوان مسائل محيط زيست سياره را در زمين و هوا و دريا در سطح جهاني به نتايج مناسبي رهنمون شد، بعيد نشان ميدهند. الگوهاي توسعه اقتصادي و صنعتي جاري در دنيا بيشتر در جهت تخريب و انهدام محيط زيست انساني گام بر مي دارند، البته كشورهاي توسعه يافته به دليل مصرف بسيار بيشتر منابع و اسراف حريصانه خود بيشترين مسئوليت را در ايجاد وضعيت فعلي محيط زيست دارند، اما كشورهاي در حال توسعه و جهان سوم نيز با توجه به جمعيت بسيار زياد واجبار در تامين نيازهاي معيشتي مردم خويش منابع طبيعي را بدون برنامه و صدماتي كه به محيط زيست وارد مي آورند مورد بهره برداري قرار مي دهند. در عين حال اين كشورها از آن جهت كه خود نيز عموما الگوهاي توسعه اقتصادي و صنعمي ممالك توسعه يافته را در پيش مي گيرند در تخريب محيط زيست به نوعي شريك هستند.
روندهاي تخريب محيط زيست در يك مقياس جهاني به دست هر دو گروه كشورهاي شمال و جنوب در حال انجام است و البته سهم كشورهاي شمال در اين ميان بيشتر است و لذا وظيفه آنها در جهت ترميم و حفاظت از محيط زيست نيز سنگين تر است. كشورهاي جنوب به دلايل متعدد بايد در افزايش توليد نا خالص ملي تلاش بسيار داشته باشند و به همين جهت تنظيم و مديريت منابع طبيعي و حفاظت از محيط زيست نزد آنها اولويت ندارد. درك اين مسئله آسانتر مي شود اگر در نظر داشته باشيم استفاده از تكنولوژي هاي مدرن كه موجبات تخريب محيط زيست را فراهم نياورند براي آنها كه عموما با بحران بدهي هاي خارجي روبرو هستند بسيار گران تمام مي شود و همين آنها را از توجه جدي به خطرات زيست محيطي اطراف خود باز مي دارد.
در مقابل چنين وضعيتي و با در نظر گرفتن اينكه تصميمات كلان و چند جانبه گسترده بين المللي براي مقابله با آلودگي ها و حفاظت از محيط زيست روند كند و تدريجي را طي مي كنند و اصولا در اجرا نيز با مشكلات زيادي روبرو هستند، لذا توجه به ترتيبات منطقه اي اهميت فراواني دارد. سودمندي ترتيبات منطقه اي از آنجا مشهود است كه علاوه بر امكان استفاده از دستاوردهاي تئوريك ترتيبات جهانشمول در يك سطح منطقه اي، مطابقت و سازگاري بيشتري نيز با ويژگي هاي اقليمي و جغرافيايي و نيز مساعدتهاي سياسي هر منطقه دارند. اين وضعيت در ترتيبات مربوط به حمايت و حفاظت از محيط زيست درياي مازندران مي تواند نمونه برجسته اي را عرضه نمايد، در عين اينكه ضرورت بهره مندي و برخورداري از تجربيات و اصول و قواعد جهانشمول قضيه نيز امري بديهي و اثبات شده است.

3. عوامل تهديد كننده محيط زيست دريايي، هشدارهايي براي همكاري
عوامل گوناگوني محيط زيست حوزه درياي خزر را هدف گرفته است كه هر يك از آنها مي تواند به نحوي فرسايش ايجاد كند كه در نهايت امكان بهره برداري از منابع دريا از همگان سلب شود و يا چنين كاري را پرهزينه گرداند. برخي از اين عوامل از يكديگر ناشي و منتهي به مراحلي مي شوند كه در نهايت مي تواند با هدف ها و منافع كشورهاي واقع در اين حوزه تداخل كرده و مانع از تحقق آنها گردد. انسان ها بخش كوچكي از تاريخ جهان را بخود اختصاص مي دهند، اما تهديدي عظيم و فوري نسبت به اكوسيستم خزر دارند. طبيعت مي تواند ازخود در برابر سطوح خاصي از آلودگي دفاع كند. اما هنگامي كه فعاليت انسان ميزان آلودگي را افزايش مي دهد و در عين حال مانع از فرآيندهاي پاكسازي طبيعي ميگردد فاجعه زيست محيطي آغاز مي شود. در آخرين ماه سال 2003، دادگاهي در قزاقستان، بزرگترين سرمايه گذار در صنايع نفت در آسياي مركزي و قفقاز يعني تنگيزشورون اويل را به پرداخت 71 ميليون دلار غرامت بخاطر تخريب محيط زيست در اثر انباشت ميليون ها تن سولفور در كناره خزر محكوم كرد.[5] در مورد منابع آلودگي دريايي 6 مورد مي توان برشمرد:
1. آلودگي ناشي ازمنابع مستقر در خشكي،
2. آلودگي ناشي از حفاري در دريا،
3. آلودگي ناشي از تخليه مواد زايد و سمي، تخليه زوائد اتمي كه خطرناكترين اقدام بشمار مي آيد،
4. آلودگي ناشي از كشتي ها،
5. آلودگي ناشي از اتمسفر،
6. حفاري و اكتشاف در بستر عميق درياها[6]

منابع اصلي تهديد كننده محيط زيست درياي خزر عبارتند از:
1-نوسانات سطح آب دريا: سطح آب دريا در طي دوران هاي مختلف نوسان داشته است. دردوره هايي اين سطح بسيار پائين بوده و دردوره هايي ديگر بالا آمده است. اين فرآيند كه همواره زمانبر بوده، سبب بروز تغييرات زيست محيطي و دگرگوني در فعاليت هاي اقتصادي اين دريا شده است. يكي از ادوار بلند كاهش سطح آب درياي خزر كه پس از دهه 1930 آغاز شد، مصادف با زماني است كه طرح هاي صنعتي و كشاورزي شوروري به اجرا در آمدند. همچنين تغيير بستر برخي از رودخانه ها، ايجاد درياچه هاي مصنوعي، سدها، آب بندها و افزايش فعاليت انسان هادر اين مناطق موجب كاهش سطح آب درياي خزر به پائين ترين ميزان (19 متر پائينتر از سطح درياهاي آزاد) تا سال 1977 شد. اما از سال 1978 برخلاف پيش بين يهاي قبلي مبني بر ادامه روند كاهش سطح آب، تا سال 2000 تراز آب دريا روند افزايش خود را آغاز كرد و بطور متوسط ساللانه 15 سانتي متر به سطح آب اضافه شد. چنين وضعي تا سال 1995 ادامه داشت و از اين سال پس روي آب خزر مشاهده شد.[7] بالا آمدن آب خسارات زيست محيطي و اقتصادي زيادي را به كشورهاي ساحلي تحميل كرد، از جمله باعث انتقال مواد آلوده كننده صنايع و توليدات نفتي در مناطق ساحلي به دريا و كاهش مواد غذايي ماهيان گرديد[8]. يكي ديگر از مسائل مهم درياي مازندران كه به مشكل بزرگي تبديل شده نوسانات سطح آب آن است. در دوره هاي زماني متفاوت سطح آب دريا كاهش و افزايش دارد. آخرين سيكل اين تغييرات از سال1356 شمسي آغاز شده و تا كنون درياي مازندران به روند بالا آمدن آب خود ادامه داده است. قبل از اين دوره از سال 1308 تا 1356 سيكل كاهش ارتفاع آب جريان داشتكه به دليل عمق كم در سواحل شمالي و شرقي در فاصله اين دوره يك جابجايي 180 كيلومتري در خط ساحلي پديد آمد. مشكلات ناشي از آن براي اتحاد جماهير شوروي موجب گرديد تا چند اقدام براي جلوگيري از كاهش ارتفاع آب اتخاذ گردد. منحرف ساختن وانتقال آب از رودخانه هايي كه به اقيانوس منجمد شمالي مي ريزند به سمت جنوب و به مقصد درياي خزر، بستن راه ورود آب به خليج قره بغاز( اين خليج در كنار صحراي سوزان قره قوم است و بوسيله تنگه باريكي به درياي مازندران مرتبط است و ميزان تبخير در آن بسيار بالاست و سطح آن از سطح درياي خزر پايين تر است)، و بالاخره استفاد ه از پوشش مكانيكي ضد تبخير و خشكانيدن قسمتهايي از ساحل كم عمق شرقي و شمال شرقي جهت تقليل سطح تبخير. براي مقابله با پيشروي آب دريا كه بيشترين خسارات را متوجه كشور ايران و جمهوري آذربايجان نموده و طي ساليان اخير بسياري واحدهاي مسكوني و اداري و تجاري و صيدگاهها را از بين برده، طرحها و نظرات مختلفي مطرح شده است. از جمله ازبكستان و قزاقستان طرح مشتركي براي احداث يك كانال 300 كيلومتري بين درياي مازندران و درياچه آرال جهت انتفال آب به آن كه برخلاف درياي مازندران آب آن كاهش شديدي حدود 40 درصد مساحت ا وليه داشته است. ظاهرا كارشناسان ايراني نيز طرح متقابلي جهت انتقال آب از يكي از نقاط ساحلي به طرف درياچه نمك يا كوير لوت يا ساير نقاط كم آب از طريق لوله هاي قطور و پمپاژ قوي و تشكيل درياچه هاي مصنوعي ارائه داده اند.
2-مشكلات بوم شناختي: در سالهاي اخير ميزان آلودگي و افزايش سطح آب تا حد خطرناكي با يكديگر منطبق شده اند. تا يك دهه قبل علت اصلي آلودگي آبهاي درياي خزر فاضلاب هاي صنعتي از ساحل بودند كه بهدريا ريخته مي شدند. توسعه گسترده منابع هيدروكربور مشكلات بزرگتري را براي آينده مطرح مي سازد، بخصوص كه توليد به دروندريا منتقل شده است. آثار زيانبار زوال زيست محيطي درياي خزر را نبايد ناچيز شمرد، بخصوص كه سواحل خزر توان بالقوه غير نفتي مهمي را نيز دارد. ايران در منطقه خزر، باو جود آنكه تنها 4 درصد از كل خاك كشور را در بر مي گيرد و هيچ گونه بهره برداري از منابع نفت و گاز واقع در اين منطقه از جمله در آبهاي آن صورت نمي گيرد، در مقابل 40 درصد از فعاليت هاي كشاورزي را به خود اختصاص داده است. همچنين در سراسر منطقه ساحلي، بويژه در سمت ايران و روسيه، تعداد زيادي از مردم از طريق ماهيگيري زندگي مي كنند. بعلاوه سواحل خزر باعث جذب گردشگراني از مناطق مختلف مي شود. اما با توجه به آلودگي شديدا در حال گسترش، مردمان كشورهاي منطقه خزر در آينده به سختي خواهند توانست از منابع متكي به دريا –كه هركدام تواني بالقوه را براي رشد و توسعه ارائه مي دهند- كماكان بهره برداري كنند.
3-مسائل زيست شناختي: از آثار مهم آلودگي آب با منشا نفت يا پساب ها، مشكلات زيست شناختي است كه براي موجودات زنده دريايي بوجود مي آيد. از آنجا كه نفت خام يك ماده خالص نيست و در آن انواع هيدروكربورها با تفاوت هاي فيزيكي و شيميايي مختلف وجود دارد، هنگامي كه دريا را آلوده مي سازد به اشكال گوناگون تبلور پيدا مي كند كه غالبا براي آبزيان مضر است. تعدادي از آنها كه سبكترند، بسرعت تبخير مي شوند و هوا را آلوده مي سازند. بخشي ديگر بصورت ذرات معلق در دريا شناور باقي مي مانند كه گاهي ماهيان آنها را مي خورند و دچار مسموميت مي شوند. قسمت هايي از نفت جذب پوست آبزيان دريا مي شود و تعدادي نيز رسوب كرده و باعث آلودگي موجودات كف زي مي گردد. قسمتي نيز به شكل لايه نازكي در سطح دريا قرار گرفته از نفوذ نور خورشيد مي كاهند. بالاخره بخشي نيز بصورت توده هايي در مي آيند كه در اثر جريان آب و باد بطرف ساحل رفته و سبب آلودگي آن مي شوند.[9]
سرازير شدن انواع پسابهاي صنعتي بويژه نفت و فراورده ها و سموم، ضمن آلوده ساختن آب دريا، حيات آبزيان را نيز به خطر انداخته است. به گزارش سازمان شيلات آذربايجان به گزارش سازمان شيلات جمهوري آذربايجان صيد انواع آبزيان بويژه ماهي خاويار، به شدت كاهش يافته و به علاوه كميته اكولوژي و محيط زيست جمهوري ياد شده اخيرا هشدار داده كه نسل آبزيان درياي مازندران در مخاطره است و نبودن نظارت دقيق صيد قاچاق را در جمهوري هاي تازه استقلال يافته افزايش داده است. در مورد ماهيان و منابع زيستي اين دريا بايد افزود كه شرايط ويژه اكولوژيك و مهاجر بودن ماهيان اين دريا ايجاب ميكند يك نظام مديريتي و سهميه بندي استحصال ماهي انديشيده شود.
ماهيان خاوياري تنها گونه آبزي كم نظير موجود در درياي خزر است كه با 100 تا 250 ميليون سال قدمت از عصر ژوراسيك با برخورداري از تكامل فيلوژني تا كنون در درياي خزر زيست مي كند. پس از فروپاشي شوروي، مسئله صيد قاچاق انواع ماهيان خاوياري درياي خزر به يكباره افزايش يافت. در جريان سفر ماهي هاي كوچك از رودخانه ولگا به آبهاي سرد و عميق جنوب خزر در ميانه راه قاچاقچيان با استفاده از مواد منفجره نسبت به كشتن و يا بيهوش نمودن ماهي هاي خاوياري و جمع نمودن آنها با تور هاي گسترده در مناطقي از داغستان و شمال آذربايجان اقدام مي نمايند. اكنون بيش از 90 درصد ذخاير ماهيان خاوياري درياي خزر به علت صيد قاچاق نابود شده است. امروز ذخاير ارزشمند ماهيان خاوياري درياي خزر بيش از هر زماني در طول چند ميليون سال زيست، با خطر انقراض مواجه است[10].
4-فعاليت هاي نفتي و صنعتي: تاكنون مهمترين منبع آلودگي ناشي از نفت در درياي مازندران از حوزه هاي نفتي در جمهوري آذربايجان بوده است. واگذاري پاره اي امتيازات جهت اكتشاف و شناسايي و استخراج ئيدروكربوري در درياي مازندران خطرات ناشي از به هم خوردن اكوسيستم و محيط زيست دريايي را به شدت افزايش مي دهد.

4. رسيدگي به مسائل زيست محيطي درياي مازندران بر اساس ترتيبات منطقه اي
براي اشاره مجدد به اهميت مباحث مربوط به حمايت و حفاظت از محيط زيست و اكوسيستم زمين كافي است ياد آور شويم كه با توجه به اقدامات عراق در جنگ كويت عليه محيط زيست منطقه خليج فارس، كميسيون حقوق بين الملل سازمان ملل متحد در قالب طرح جنايات عليه صلح و امنيت بشريت، استفاده از وسايل جنگي را كه به منظور وارد آوردن خسارات شديد، گسترده و دراز مدت بر محيط طبيعي زيست به كار برده مي شوند يا امكان دارد چنين آثاري داشته باشند، جنايت جنگي بسيار مهم تلقي مي نمايد.[11] خوشبختانه در مورد درياي مازندران با توجه به فضاي مسالمت آميز و روح همكاري و همزيستي موجود ميان دولتهاي ساحلي، احتمال برخورد مسلحانه بسيار بعيدي مي نمايد. ولي بدون استفاده از وسايل جنگي نيز خسارات شديد ، گسترده و دراز مدت بر محيط طبيعي زيست امكان پذير است، در صورتي كه دولتهاي منطقه در يك ترتيبات سنجيده و اصولي به همكاري نپردازند. بويژه اينكه درياي مازندران ويژگي هاي منحصر به فردي دارد كه مهمترين آنها بسته بودن آنست. البته در اين مورد كنوانسيون حقوق درياها توجه داشته است.
كنوانسيون 1982 حقوق درياها در ماده 123 تحت عنوان همكاري دولتهاي هم مرز درياهاي بسته و نيمه بسته، مقرر مي دارد كه: دولتهاي هم مرز در درياهاي بسته و نيمه بسته بايد در اعمال حقوق خود و در اجراي وظايف خود تحت اين كنوانسيون با يكديگر همكاري نمايند. براي اين منظور بايد مستقيما يا از طريق يك سازمان منطقه اي ذيربط در تحقق موارد زير كوشش نمايند:
الف) هماهنگي مديريت، حفاظت، استخراج و بهره برداري منابع زيستي دريا،
ب) هماهنگي در اجراي حقوق و تكاليف، با در نظر گرفتن حمايت و حفاظت از محيط زيست دريايي،
ج)هماهنگي سياستهاي پژوهشهاي علمي و در مورد لزوم و مقتضي برنامه هاي مشترك پژوهشهاي علمي در ناحيه،
د) در صورت لزوم دعوت از ديگر دولتهاي علاقمند يا سازمانهاي بين المللي براي همكاري با آنها در پيشبرد اصول اين ماده.[12]
ويژگي ديگر درياي مازندران بعنوان يك درياي بسته اين است كه اصول و قواعد حقوق درياها در تقسيم مناطق دريايي نظير سرزميني و فلات قاره و غيره در آن صادق نيست و بعلاوه هيچ رژيم حقوقي خاصي نيز بر آن حاكم نيست و نوعي حالت مشاع بودن در اين دريا وجود دارد. با توجه به ويژگي ياد شده ضرورت همكاري دولتهاي ساحلي پنجگانه در تنظيم و اجراي اصول و قواعد و مقررات ويژه حمايت و حفاظت از محيط زيست دريايي براي آن حائز اهميت بسيار است. چنين ترتيبات منطقه اي كه ويژگي ها و خصوصيات محلي محيط زيست دريايي را در نظر دارند، مي تواند علي رغم نظامهاي سياسي و اجتماعي متفاوت دولتهاي عضو آن كارايي داشته باشد. اين نكته اي است كه مجمع عمومي ملل متحد نيز بر آن صحه نهاده است. در قطعنامه 1997 مجمع عمومي در سال 1973 مي خوانيم: «…. مسئوليت اقدام براي حفظ و تحكيم محيط زيست عمدتا بر عهده حكومتهاست و در مرحله دولتها در سطح ملي و منطقه اي مي توان كارايي بيشتري باشد…»[13] بدين جهت است كه عمده حقوق بين الملل آلودگي دريايي از همكاري هاي منطقه اي حاصل آمده است. همكاري هاي منطقه اي نيز مانند همكاري هاي گسترده تر بين المللي مي تواند به درك رابطه علت و معلولي ميان انسان و محيط زيست و همچنين درك تغييرات زيست محيطي در حال وقوع در سطح منطقه اي كمك فراواني نمايد.
ترتيبات منطقه اي را مي توان بر اساس نحوه نگرش به مساله آلودگي دريايي بر حسب موردي، چارچوبي و يا جامع طبقه بندي نمود. مطابق با نگرش موردي كه در شمال شرقي آتلانتيك تجربه شد، انواع و موارد معيني از آلودگي دريايي از طريق كنوانسيونهاي ويژه هر مورد تحت پوشش قرار مي گيرند، از جمله موافقتنامه 1969 بن براي همكاري در مقابله با آلودگي نفتي درياي شمال، كنوانسيون 1972 اسلو براي جلوگيري از آلودگي درياي ناشي از تخليه زائد از كشتي و هواپيما، كنوانسيون 1974 پاريس براي جلوگيري از آلودگي دريايي تاشي از منابع مستقر در خشكي، كنوانسيون 1977 لندن در مسئوليت مدني صدمات آلودگي نفتي ناشي از اكتشافات يا بهره برداري منابع زير دريا و يادداشت تفاهم 1982 در مورد كنترل دولت صاحب بندر بر اجراي موافقتنامه هاي ايمني دريانوردي و حمايت از محيط زيست دريايي. همچنين تعداد زيادي موافقتنامه هايي زيرمنطقه اي و دو جانبه نيز در رابطه با عمدتا كنترل آلودگي ناشي از تصادمات كشتي ها وجود دارد. در سال 1983 ميان ايالات متحده و مكزيك موافقتنامه اي در مورد همكاري در رفع مشكلات زيست محيطي در ناحيه مرزي ميان دو كشور منعقد گردي دكه در آن همچنين بر هماهنگي تلاشهاي طرفين در مقابله با مشكلات و مسائل در هوا، زمين و آب تاكيد گرديده است.[14] بر اساس نگرش جامع، همه منابع آلاينده دريايي در يك كنوانسيون مستقل در نظر گرفته مي شوند. كنوانسيون 1974 هلسينكي در حمايت از محيط زيست دريايي حوزه درياي بالتيك مورد منحصر اين نگرش را عرضه مي دارد.[15]
اما نگرش چارچوبي تناسب را با موقعيت درياي مازندران دارا مي باشد. بر طبق اين نگرش دولتهاي ساحلي يك درياي ساحلي يك درياي بسته يا نيمه بسته مبادرت به انعقاد يك كنوانسيون فراگير مي نمايند كه اصول عالم كنترل آلودگي و حفاظت از محيط زيست را تعيين مي نمايد و اعضاء تنظيم مقررات تفصيلي در مورد هر يك از منابع آلاينده و يا موضوعات زيست محيطي را به پروتكل ها ويژه هر مورد مي سپارند.
اين سيستم ابتدا در سال 1976 در كنوانسيون حمايت از درياي مديترانه در برابر آلودگي تحت نظارت برنامه درياهاي منطقه اي برنامه محيط زيست ملل متحد متبلور گرديدكه به دنبال خود پروتكلهاي موردي را به همراه داشت. طرح اقدام در مديترانه به عنوان مدلي براي ديگر در پايان منطقه اي مورد استفاده قرار گرفت كه از جمله خليج فارس و درياي عمان در سال 1978، خليج گينه در سال 1981، درياي كارائيب و خليج مكزيك در سال 1981، درياي سرخ و خليج عدن 1982 و پاسيفيك جنوبي در سال 1986 مي توان نام برد.
در ميان مثالهاي ديگر مورد خليج فارس و درياي عمان به لحاظ ارتباط مستقيم با ايران قابل بررسي است. با افزايش اهميت مسئله آلودگي محيط زيست و لزوم همكاري و هماهنگي ميان دولتهاي منطقه خليج فارس، ايران، بحرين، كويت، عراق، عمان، قطر، عربستان سعودي و امارات متحده عربي اقدام به انعقاد كنوانسيون كويت نمودند. برنامه هاي اجرايي اين همكاري ها از سال 1974 آغاز گرديد و پش از مذاكره و گردهمايي كارشناسان و بررسي گزارشات و اسناد، زمينه لازم براي برگزاري كنفرانس «نمايندگان تام الاختيار منطقه اي در كويت براي حمايت و پيشبرد محيط زيست دريايي و نواحي ساحلي » فراهم آمد كه در نهايت در 24 آوريل 1978 به امضاء كنوانسيون منطقه اي كويت براي همكاري در مورد حمايت از محيط زيست دريايي در برابر آلودگي و همچنين برنامه عملياتي و پروتكل ويژه همكاري منطقه اي براي مبارزه با آلورگي ناشي از نفت و ساير مواد زيان آور در موراد اضطراري در همان تاريخ منجر گرديد.
در اين كنوانسيون بعد از تعريفات، شمول جغرافيايي و تعهدات عمومي، به آلودگي از كشتي ها در ماده 4، آلودگي ناشي از تخليه مواد زائد از كشتي و هواپيما در ماده 5، آلودگي ناشي از منابع مستقر در خشكي در ماده 6، آلودگي ناشي از اكتشاف و بهره برداي بستر درياي سرزميني و زير بستر آن و فلات قاره در ماده 7، در ماده 8 آلودگي ناشي از ساير فعاليت هاي انسان، در ماده 9 همكاري براي مقابله با موارد اضطراري آلودگي، ماده 10 در مورد همكاري هاي علمي و فني، ماده 11 ارزيابي محيط زيست، ماده 12 كمك هاي فني و غيره، ماده 13 مسئوليت و جبران خسارات و ماده 16 در مورد ايجاد سازمان منطقه اي براي حمايت از محيط زيست دريايي[16] ( شامل شورا- دبير خانه – كميسيون قضايي) پيش بيني گرديده است.
در اين كنوانسيون دو نكته مهم مشاهده مي شود كه نشاندهنده اهميت اصل همكاري طرفين است. نكته اول اينكه در اين كنوانسيون براي احتراز از اختلاف در مورد به كارگيري نام خليج فارس براي منطقه دريايي مورد نظر، هيچ جا نام خليج فارس آورده نشده است بلكه گفته شده است محيط زيست دريايي منطقه مشترك ميان… كه با مختصات مربوط به خليج فارس شمول جغرافيايي آنرا تعيين و در كنوانسيون از آن به عنوان «منطقه دريايي» نام برده مي شود. نكته قابل ذكر اينكه براساس ماده 15، كنوانسيون كويت حقوق يا دعاوي حاكميت در مورد قلمرو دريايي دولت هاي عضو دخالتي ندارد و به لحاظ مسائل حقوقي درياي مازندران شايد اين الگو بتواند بر حل مسئله كمك كند.
در كنوانسيون كويت اقداماتي كه دول عضو بايد به عمل آورند بر دو قسم است. اقدامات انفرادي شامل وضع مقررات ملي (تعيين مرجع ملي كه در ايران سازمان حفاظت محيط است) و الحاق به كنوانسيونهاي ديگر، اقدامات دسته جمعي به تنظيم پروتكل ها باز مي گردد. كه پروتكل مربوط به آلودگي ناشي از اكتشاف و بهره برداري از فلات قاره بعد از برقراي آتش بس در جنگ ايران و عراق، در 29 مارس 1989 به امضاء كليه دولتهاي عضو كنوانسيون كويت رسيد.[17]
در رابطه با اولويت و ضرورت همكاري به توافق منطقه اي ديگري اشاره مي شود. در سال 1978 موافقتنامه اي ميان دولتهاي بوليوي، برزيل، كلمبيا، اكوادور، گويان، پرو، سورينام و ونزوئلا منعقد گرديد كه به پيمان آمازون موسوم گرديد. هدف آن پيمان هماهنگ سازي توسعه حوزه رودخانه آمازون و حفاظت محيط زيست از طريق استفاده معقول از منابع آن بود . اصول پيمان شامل:
1. استفاده دقيق و محتاطانه از منابع آب منطقه،
2. حق هريك از طرفين در توسعه سرزمين خود در حوزه آمازون تا آنجا كه تاثير زيان آوري بر سرزمين هاي طرفهاي ديگر نداشته باشد،
3. كشتيراني آزاد در تمام رودخانه هاي منطقه،
4. بهبود و پيشبرد امر بهداشت و ايجاد زير بناي حمل ونقل (ترابري) و ارتباطات،
5. تشويق تلاشهاي پژوهشي مشترك،
6. ترويج توريسم ، است.[18]
پيمان آمازون مثال برجسته اي است از اينكه ملل واقع در يك منطقه جغرافيايي چگونه مي تواند علي رغم نظام هاي سياسي و اجتماعي متفاوت، براي مقابله با مسائل و مشكلات مشترك اكولوژيك . مربوط به توسعه با يكديگر متحد شوند. اگرچه يك گروه بندي قدرتمند و فراملي يكپارچه نيست ولي توانايي آن در جلب همكاري نشان ميدهد كه اگر چه هيچ دولتي را نمي توان عليرغم خواسته اش مقيد ساخت، ولي مي توان انواع معيني از مشكلات و مسائل را از طريق همكاري بين دولتي حل و فصل نمود.[19]
البته هدف اصلي اين پيمان يعني متوقف ساختن غارت بي رحمانه و از نظر اكولوژيك فاجعه بار منابع حوزه آمازون تامين نگرديده است ولي پيشرفت در اين جهت صورت گرفته است. به علاوه احتمال بالقوه جنگ ناشي از رقابتهاي ملي جهت بهره برداري هر چه گسترده تر اقتصادي از ناحيه كاهش يافته است. پيمان آمازون داراي ارزش عملي وعناوين است كه در گسترش روابط طرفين آن موثر است.
با در نظر گرفتن اولويت يافتن ژئواكونوميك (اقتصاد مبتني بر جغرافيا) بر سياست مبتني بر جغرافيا (ژئوپليتيك) اهميت منابع در مناطق مشترك بيش از پيش جنبه استراتژيك به خود مي گيرند كه ميتواند مقدمه مسائل خطيرتري در روابط دولتهاي يك منطقه جغرافيايي مشترك گردد. اهميت مسائل زيست محيطي در اين رابطه قابل توجه بوده وهمكاري در حمايت از محيط زيست چنين منطقه اي نه تنها بخودي خود واجد اهميت است بلكه مي تواند بعنوان عاملي در ممانعت از بروز بحران مطرح باشد. برنامه محيط زيست ملل متحد در اين زمينه واكنش نشان داده است.
شوراي عامل يونپ با در نظر گرقتن گزارش دبير اجرايي[20] در مورد منابع طبيعي مشترك و جنبه هاي حقوقي كاوش و حفاري در دريا، از حكومتها و سازمانهاي بين المللي مي خواهد در جهت اجراي اصول رفتاري در حوزه محيط زيست براي هدايت دولتها در حفظ و بهره برداري هماهنگ از منابع طبيعي مشترك ميان دو يا چند دولت[21] و نيز انعقاد مطالعه جنبه هاي حقوقي زيست محيطي در ارتباط با حفاري و كاوش در درون محدوده هاي صلاحيت ملي، اقدامات بيشتري بعمل آورند.[22]
با در نظر گرفتن آنچه كه در مورد ترتيبات منطقه اي حمايت و حفاظت از محيط زيست دريايي و ضرورت همكاري دولتهاي ذي نفع در يك منطقه مشترك بيان شد، مشاهده ميشود كه درياي مازندران كليه شرايط را براي احراز موقعيت ياد شده دارا مي باشد و خوشبختانه دولتهاي ساحلي روسيه، قزاقستان، تركمنستان، آذربايجان و ايران گامهاي مهمي در جهت برداشته اند.

5. نگاه حقوقي به مسئله محيط زيست خزر
تمام آنچه تا كنون درباره مسائل زيست محيطي درياي مازندران و خطراتي كه اكوسيستم منحصر آنرا تهديد مي كند گفته شد در حالتي است كه اين دريا از نظر حقوقي داراي وضعيت ويژه اي است.[23] بدين معني كه مفاهيم ويژه درياها نظير درياي سرزميني، منطقه نظارت ، منطقه انحصاري اقتصادي و فلات قاره در درياي مازندران مطرح نيست. از نطر حقوق بين الملل درياي مازندران جزو درياهاي كاملا بسته به حساب مي آيد و اصول و قواعد درياها كه در كنوانسيون 1982 حقوق درياها عرضه گرديده در مورد آن جاري نيست. در هيچ يك از قراردادها و توافقهايي كه در گذشته در مورد مسائل درياي مازندران وجود داشته به لحاظ قدمت اشاره اي بر بستر و زير بستر و نحوه بهره برداري و مالكيت منابع و ذخاير معدني و ئيدروكربوري فلات قاره آن نيست و حتي بهره برداري از منابع زيستي درياي مازندران نيز بجز در يك نوار ساحلي انحصاري 10 مايلي وضعيت حقوقي مشخصي ندارد.
بدين لحاظ هنگامي كه مسائل زيست محيطي و نحوه حمايت و حفاظت از اكوسيستم درياي مازندران، در ارتباط با فعاليتهاي گوناگون دولتهاي شاحلي مطرح مي گردد، كاستي هاي بسياري از نقطه نظر حقوقي و تشكيلاتي و ساختاري در مورد نحوه حمايت از محيط زيست دريايي نمودار مي گردد. البته بعضي فعاليتها در گذشته جهت زيست محيطي داشته، از جمله بر اساس موافقتنامه همكاري علمي و فني ايران و اتحاد جماهير شوروي در 25 فوريه 1971، تفاهمنامه اي در 1972 در زمينه مبادله اطلاعات و اسناد فني و گروههاي علمي و كارشناسي براي بررسي مسائل زيست محيطي درياي مازندران به امضاء رسيد كه به دنبال خود در سال 1973 توافق بر سر ايجاد يك گروه كاري دائمي به همراه داشت. گروه كار مزبور در سال 1983 در اجلاس هفتم خود در تهران يادداشت تفاهم جديدي منعقد نمودند كه البته به هيچ وجه پاسخگوي نيازهاي مسائل زيست محيطي درياي مازندران در برخورد با دگرگوني هاي اتحاد جماهير شوروي و استقلال جمهوري هاي آذربايجان، قزاقستان و تركمنستان و افزايش تعداد كشورهاي حاشيه درياي مازندران از دو به پنج كشور نبوده است.
پس در برابر شرايط ويژه اي كه درياي مازندران از نقطه نظر عدم وضوح و قطعيت حقوقي حاكم بر آن و نيز حساسيتهاي ژئوپليتيك و همچنين حقوق بين الملل به عنوان يك درياي بسته دارد، مسائل مربوط به حمايت و حفاظت از محيط زيست دريايي آن چگونه حل و فصل مي گردد.
متخصصان محيط زيست از كشورهاي روسيه، قزاقستان، تركمنستان، ايران و آذربايجان در باكو در اواخر مهرماه 1381 براي بررسي مشكلات زيست محيطي درياي خزر جمع گرديدند. مهمترين موضوعات در آلودگي درياي خزر اكنون نفوذ بي انتهاي سموم آفت كش در مزارع نزديك به ساحل، نشت نفت از چاه هاي نيمه فعال و همچنين نفتكش ها، تعداد كاهش يابنده گونه هاي مختلف ماهي ها بخصوص اوزون برون و قاچاق خاويار در كشورهاي حاشيه خزر است.

6. فعاليت هاي بين المللي در مورد محيط زيست خزر
به طور كلي حفاظت از محيط زيست بصورتي كه از مباحث عمده در حقوق بين الملل مطرح شده است كه آغاز آن به صورت نمادين از سال 1972 با كنفرانس محيط زيست انساني ملل متحد در استكهلم بوده است. بعد از آن موسسه تخصصي جديد ملل متحد با نام برنامه محيط زيست ملل متحد ايجاد گرديدكه مركز آن در نايروبي كنيا است و عهده دار پيشبرد حقوق بين الملل زيست مي باشد.
حفاظت از محيط زيست بدون بنيان حقوقي نيست ولي دولتها همچنان در محدوده قلمرو خود داراي حاكميت هستند و مبحث محيط زيست هنوز تابع هيچ نهادي نيست كه اقتدار تنظيم همه جنبه هاي آن را داشته باشد. عمده تعهدات حقوقي يعني آنچه كه وراي مفاهيم انتزاعي مطرح است بصورت قوانين ملي و معاهدات دو يا چند جانبه و كنوانسيونها مي باشد.
اين تعهدات حوزه هاي خاصي نظير آلودگي دريايي، آلودگي هاي هوا، شرايظ آب و هوايي متغير، تحقيقات و غيره را در بر دارد.
همچنين آراء داوري نيز از منابع تشخيص الزامات حقوقي در مباحث محيط زيست مي تواند باشد، از جمله داوري مربوط به قضيه كارخانه اسملتر[24] ميان كانادا و ايالات متحده درسال 1941 كه در آن دادگاه نظر داد كه بر اساس حقوق بين الملل هيچ دولتي حق ندارد از سرزمين خود به طريقي استفاده نمايد يا اجازه استفاده از آنرا بدهد به نحوي كه فضاي سرزمين ديگري را آلوده سازد و بهمين جهت دولت كانادا مسئول شناخته شد. نيز قضيه درياچه لانو [25] ميان فرانسه و اسپانيا در سال 1957 مربوط به انحراف آبهاي جاري فرانسه به اسپانيا در اين مورد مطرح مي گردد.[26]
در اصل 21 اعلاميه استكهلم در كنفرانس 1972 ملل متحد در محيط زيست انساني نفوذ وتاثير آراي داوري ياد شده به عنوان اعلان حقوق بين الملل عرض مشاهده مي گردد، آنجا كه مي گويد:«… دولتها بر اساس منشور ملل متحد و اصول حقوق بين الملل داراي حق حاكميت در بهره برداري از منابع خود مطابق سياستهاي زيست محيطي خود هستند…» وي مي افزايد كه در عين حال مسئوليت دارند اجازه ندهندكه فعاليتهاي تحت صلاحيت آنها يا تحت كنترل آنها موجبات وارد آمدن صدمه به محيط زيست ديگر دولتها يا نواحي خارج از محدوده هاي صلاحيت ملي را فراهم آورد.[27]
به طور كلي آزمايشات سلاحهاي هسته اي، حوادث هستهاي نظير آنچه در سال 1986 در راكتور اتمي چرنوبيل شوروي سابق رخ داد، مصرف سوختهاي فسيلي و آثار گلخانه اي ، تخريب لايه اوزن در جو، باران اسيدي، صدمه به حيات دريايي و تخريب زيست پرندگان و حشرات از مواد شيميايي جلوه پايي از پيچيدگي مسائل زيست محيطي را به نمايش مي گذارند.
در سند نهايي كنفرانس هلسينكي در سال 1975 در مورد امنيت و همكاري در اروپا، همكاري براي كنترل آلودگي هوا و پيشبرد برنامه اي براي مراقبت و ارزيابي اين نوع آلودگي پيش بيني گرديد. در سال 1979 يكي از مهمترين تلاشها در جهت توسعه قواعد حقوق بين الملل مربوط به آلودگي اتمسفر، در كنوانسيون آلودگي هوايي ماوراء مرزي كميسيون اقتصادي متحد براي اروپا بود. تحت اين كنوانسيون دولتهاي متعاهد موظف هستند بتدريج آلودگي ناشي از گازهاي سولفوري و دي اكسيد نيتروژن را كاهش دهند.[28]
در سال 1984 تعدادي از دولتهاي اروپاي غربي و كانادا اعلاميه اي در مورد بارانهاي اسيدي منتشر ساختند. مبحث بارانهاي اسيدي در روابط كانادا و ايالات متحده موجب تنشهايي بوده است. هر دو كشور بويژه آمريكا در مورد آثار زيان آور باران اسيدي(منابع صنعتي موجب آسيب به منابع طبيعي نظير آبها و جنگلها از طريق باران اسيدي) از كشور ديگر اظهار نگراني داشته اند، كه همكاري دو دولت را براي مبارزه با اين پديده مخرب محيط زيست به همراه آورده است.
با وجودي كه آلودگي در اتمسفر شكلي از آلودگي ناشي از زمين است ولي بر اساس كنوانسيون 1982 حقوق درياها، آلودگي از اتمسفر به عنوان يك منبع مستقل آلودگي دريايي در نظر گرفته شده كه در آن كنوانسيون از همه دولتها مي خواهد به تدوين و اجراي قوانين ملي براي جلوگيري از آلودگي دريا از طريق اتمسفر و همچنين ايجاد قواعد جهاني و منطقه اي براي جلوگيري از آلودگي اتمسفري بپردازند، مفهومي كه شامل آلودگي ناشي از باران اسيدي نيز مي باشد.
حقوق بين الملل آلودگي دريايي در عين حال بخشي از حقوق بين الملل محيط زيست نيز مي باشد كه در رابطه با پيشگيري، كاهش و كنترل آلودگي و نيز حفاظت از منابع سياره زمين مطرح است. بر اساس تعريف كنوانسيون 1982 حقوق درياها، آلودگي دريايي عبارت از «وارد نمودن مواد و اشيا و نيز انرژي در محيط زيست دريايي از طريق دخالت مستقيم يا غير مستقيم انسان است كه منجر به آثار زيان آوري نظير آسيب به منابع زيستي و حيات دريايي، خطر براي سلامت انسان، ايجاد مانع در فعاليتهاي دريايي از جمله ماهيگيري و ديگر استفاده هاي مشروع از دريا با لطمه زدن به كيفيت استفاده از آب دريا و تقليل ويژگي هاي سازگار با انسان گردد و يا احتمال ايجاد اين آثار راد اشته باشد.
در مورد چارچوب حقوقي آلودگي درياها بايد گفت كه حقوق بين الملل عرفي درباره آلودگي دريايي قواعد اندكي را عرضه ميدارد و بيشتر دامنه صلاحيت قانونگذاري و اعمال قوانين توسط دولتها را از لحاظ مسائل مربوط به آلودگي دريايي تعيين كرده كه وافي به مقصود نيست. به همين لحاظ كمبودهاي حقوق بين الملل عرفي، عمده اصول و قواعد بين المللي آلودگي درياها در قرارداد منعكس است كه در سطح جهاني ( معاهدات عمومي چند جانبه)، منطقه اي و زير منطقه اي (معاهدات دو جانبه) جريان يافته است. به علاوه بخش دوازدهم كنوانسيون 1982 حقوق درياها تحت عنوان حمايت و حفاظت محيط زيست دريايي، چارچوب رژيمهاي حقوقي را بر اساس اصول عمومي، همكاريهاي جهاني و منطقه اي، كمكهاي فني، نظارت و ارزيابي محيط زيست و مسئوليت ها، فراهم مي آورد.
در مورد آلودگي ناشي ار منابع مستقر در خشكي و حفاري در دريا مقررات و قواعد جهانشمولي تنظيم نشده و هر دو مستلزم نوعي برخورد در سطوح منطقه اي هستند. آلودگي از جانب اتمسفر در سطح منطقه اي مورد توجه قرار گرفته و مسئله حفاري در بستر عميق درياها مسئله آينده مجامع بين المللي است.
آلودگي ناشي از فعاليت كشتي ها هدف عمده اقدام حقوقي در سطح جهاني بوده است كه كنوانسيون بين المللي 1954 براي جلوگيري از آلودگي نفتي درياها اولين مقررات جهاني را عرضه نموده كه البته محدود بود به مبارزه با تخليه عمدي در بعضي مناطق در اقيانوسها بود. البته مهمترين قواعد جهانشمول از آلودگي نفتي مشاهده مي شود. تخليه مواد زائد هم به نوعي تنظيم مقررات جهانشمول دست يافته كه در كنوانسيون 1972 جلوگيري از آلودگي دريايي ناشي از تخليه مواد زائد و ديگر مواد منعكس است.[29]
كنوانسيونهاي طراحي شده براي جلوگيري از تصادمات در دريا هم به طور غير مستقيم رژيم جهانشمول حمايت از محيط زيست دريايي را تقويت مي كنند. بطوركلي حقوقي بين الملل در دو دهه اخير مطالب زيادي در مورد آلودگي دريايي بدست آورده است ولي جامعه بين المللي هنوز تا بهره برداري از اصول و قواعد بين الملل محيط زيست دريايي فاصله زيادي دارد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 15   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلودمقاله معيارهاى رفتار سالم از ديدگاه اسلام

 

 
«بهنجارى و نابهنجارى» از بنيادى ترين موضوعات دانش روان شناسى است كه قلمرو وسيعى از اين علم را تحت تأثير خويش دارد. فلسفه روان شناسى پايه‌اى ترين و روان درمانى كاربردى ترين موضوعى است كه متأثّر از رويكردهاى خاص در بهنجارى و نابهنجارى و ملاك هاى اين دو مى باشد. آنچه معمولا در نوشته ها و آثار آكادميك مورد بحث قرار گرفته، بيشتر سازوكار و چگونگى بهنجارى و نابهنجارى، آن هم در سطح شخصيت است.
از اين رو، جاى بحث درباره تعريف بهنجارى و نابهنجارى، ملاك هاى شخصيت سالم و ناسالم و ملاك هاى رفتار بهنجار همچنان باقى است و البته ديدگاه روان شناسان در زمينه هاى مذكور، هرچند كاملا مورد تصريح نمى باشد، اما نگرش هايشان از منابع و آثار علمى آنان قابل استنباط است و طبيعتاً همگى آن ها نيز داراى وحدت نظر نيستند; زيرا در نهايت درباره انسان ديدگاه يكسانى ندارند و در حقيقت، تغييرات حاصل در طرز فكر روان شناسانه از تغييرات وسيع تر در نگرش نسبت به انسان و جهان متأثّر مى گردد.2
در اين ميان، نگرش متمايز و متفاوت اسلام نسبت به جهان و انسان، سبب شده تا تعريف بهنجارى و نيز ملاك هاى رفتار بهنجار از نظر اسلام متمايز از ديدگاه هاى روان شناسان باشد. البته ناگفته نماند كه در ميان روان شناسان نيز اتفاق نظر بر مفهوم بهنجارى و يا ملاك رفتار بهنجار وجود ندارد; مثلا، در حالى كه به نظر رفتارگرايان، رفتار كاملا سازگارانه ارگانيسم با محيط به سبب دريافت تقويت بيشتر، رفتارى كاملا بهنجار است، اما اين ملاك از سوى انسان گرايان مورد حمله قرار مى گيرد. يا به عنوان نمونه اى ديگر، زمانى كه رعايت هنجارها و آداب اجتماعى توسط بسيارى از روان شناسان به عنوان ملاكى براى رفتار بهنجار به حساب مى آيد، به نظر پرلز (نظريه پرداز گشتالت درمانى)، رعايت هرگونه «نُرم» و يا آداب و قوانين اجتماعى كه ارضاى اميال طبيعى را با تعويق و تعطيل مواجه سازد، خود رفتار نابهنجار و غلط است. (شولتز، 1977) در هر صورت، آنچه در اين مقاله مورد نظر است فقط بيان ملاك هاى رفتار بهنجار از نظر دين مبين اسلام مى باشد.
به عنوان درآمدى بر بحث مناسب است تعريف «بهنجارى و نابهنجارى» و نيز تعريف رفتار بهنجار از نظر اسلام را به گونه اى گذرا مورد اشاره قرار دهيم و همان گونه كه گفته شد، تعريف «بهنجارى» از اين منظر، كاملا مرتبط و متأثّر از تعريف انسان مى باشد و بر اين اساس، با توجه به شناخت صحيح و عميق اسلام از انسان و ابعاد وجودى و فطرى او و گستره زندگى و نيز كمال و سعادت انسانى اش بايد گفت:
بهنجارى عبارت است از: «دريافت درست از ابعاد وجودى خويشتن و واقعيت هاى هستى و حداكثر بهره بردارى از استعدادها و ظرفيت هاى خود و محيط در جهت كسب كمال و شكوفايى فطرت و نيل به سعادت انسان كه در واقع، همان دست يابى به لذت هاى برتر و پايدار اخروى است.» بر اين اساس، شخصيتى بهنجار است كه حقايق و واقعيت هاى هستى و جهان و خويشتن را بشناسد و نسبت به گستره وجودى خود و مقصد و هدف از آفرينش خويش آگاهى يافته و با ظرفيت ها و محدوديت هاى خود و جهان در جهت نيل به پايدارترين و حقيقى ترين لذت ها، كه همان سعادت ابدى است، سازگارى ايجاد كرده، پيوسته فطرت و سرشت خود را شكوفاتر سازد. به موازات اين تعريف بايد گفت: «رفتار بهنجار عبارت است از: هر رفتارى (درونى و بيرونى) كه ما را در رسيدن به مفهوم مزبور از بهنجارى نزديك نمايد.» اما سؤال اساسى اين است كه به واسطه چه معيار و ملاك هايى مى توان رفتار بهنجار را از نابهنجار متمايز ساخت؟ اين مقاله پاسخى است به اين سؤال اساسى.

فطرت
در درون انسان، نسبت به رفتار بهنجار و نابهنجار هدايتى سرشتى وجود دارد. اين هدايت در فطرت انسان قرار دارد. فطرت نيز عبارت است از: «مجموعه كمالات و استعدادهاى خاصى كه در سرشت انسان نهاده شده و نوع و مرتبه او را از ساير موجودات متمايز مى سازد.»3
استاد مطهّرى در كتاب فطرت خود،دربحث از ويژگى هاى فطرى انسان، آن ها را به دو دسته كلى تقسيم كرده است:

1. ويژگى هاى شناختى;
2. ويژگى هاى عاطفى.4

تمامى شناخت هاى غير اكتسابى انسان در عنصر شناختى فطرت يعنى «عقل» جاى مى گيرند. عقل ابزار بسيارى از تشخيص هاى انسانى در مقوله بهنجارى و نابهنجارى است (كه در ملاك بعدى مورد بررسى قرار مى گيرد.) در باره عنصر گرايش ها و ويژگى هاى عاطفى بايد گفت: انسان در درون خود، نسبت به اين گرايش هاى فطرى نوعى قداست قايل است. اين گرايش هاى متعالى مافوق عواطف حيوانى اند. اين گرايش ها بنابر نظر استاد مطهّرى، در پنج مقوله جاى مى گيرند.5

1. مقوله حقيقت جويى;
2. مقوله خير اخلاقى;
3. مقوله زيبايى;
4. مقوله خلّاقيت و ابداع;
5. مقوله عشق و پرستش.

اين گرايش ها به دو صورت با رفتارهاى بهنجار مرتبط مى گردند:
1. بين اين گرايش ها6 و انتخاب رفتارى خاص نوعى جاذبه معنوى وجود دارد; يعنى آن رفتار تجلّى چنين گرايش هايى است و مصداق اين گرايش ها قرار مى گيرد; مثلا، در مورد گرايش حقيقت جويى، مى توان گفت: بر اساس اين تمايل، برخى رفتارها بهنجار و برخى ديگر نابهنجارند.

2. اين گرايش هاى عاطفى مى توانند انسان را به سوى انتخاب يك رفتار كلى هدايت كنند. لازمه پذيرش اين رفتار كلى پذيرش رفتارهاى ديگرى است كه بر اساس آن موضوع كلى، بهنجار شناخته مى شوند; مثلا، انسان بر اثر گرايش به پرستش خدا، به انبيا نيز ايمان مى آورد. آن گاه فرد مؤمن دستوراتى را كه بر اساس دين بهنجار شناخته شده اند، مى پذيرد.
در قرآن و روايات نيز به وجود چنين استعدادى در سرشت و فطرت انسان اشاره شده است. از مشهورترين آيات در اين مورد، آيه 8 سوره شمس مى باشد. خداوند متعال در اين آيه مى فرمايد: (فَأَلهَمَها فُجُورَها و تَقويها); خداوند پس از تنظيم قوا و جسم و جان آدمى، فجور و تقوا (خير و شر) را به او الهام كرد.
اين آيه به يكى از مهم ترين مسائل مربوط به آفرينش انسان اشاره دارد و مى فرمايد: هنگامى كه خلقت انسان تكميل شد و هستى او تحقق يافت، خداوند «بايدها و نبايدها» را به او تعليم داد. «الهام به معناى القاى مطلبى از سوى پروردگار در روح و جان آدمى است.»7

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  10  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلود مقاله معاد شناسى

 

-انسان از روح و بدن مركب است .
كسانيكه بمعارف اسلامى تا اندازه اى آشنائى دارند ميدانند كه در خلال بيانات كتاب و سنت سخن روح و جسم يا نفس و بدن بسيار بميان ميآيد و يا اينكه تصور جسم و بدن كه بكمك حس درك ميشود تا اندازه اى آسان است و تصور روح و نفس خالى از ابهام و پيچيدگى نيست. اهل بحث از متكلمين و فلاسفه شيعه و سنى در حقيقت روح نظريات مختلفى دارند ولى تا اندازه اى مسلم است كه روح و بدن در نظر اسلام دو واقعيت مخالف همديگر ميباشند .
بدن بواسطه مرگ خواص حيات را از دست ميدهد و تدريجا متلاشى ميشود ولى روح نه اينگونه است بلكه حيات بالاصاله از آن روح است و تا روح به بدن متعلق است بدن نيز از وى كسب حيات ميكند و هنگاميكه روح از بدن مفارقت نمود و علقه خود را بريد ( مرگ ) بدن از كار ميافتد و روح همچنان بحيات خود ادامه ميدهد .
آنچه با تدبر در آيات قرآن كريم و بيانات ائمه اهل بيت (ع ) بدست ميآيد اينست كه روح انسانى پديده ايست غير عادى كه با پديده بدن يك نوع همبستگى و يگانگى دارد .
خداى متعال در كتاب خود ميفرمايد ( لقد خلقنا الانسان من سلالة من طين ثم جعلناه نطفة فى قرار مكين ثم خلقنا النطفة علقة و خلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظاما فكسونا العظام لحما ثم انشأ ناه خلقا آخر ) سوره مؤمنون آيه 12-14 ( تحقيقا ما انسان را از خلاصه كه از گل گرفته شده بود آفريديم .سپس او را نطفه اى قرار داديم در جايگاه آرامى سپس نطفه را خونى بسته كرديم پس خون بسته را گوشتى جويده شده كرديم سپس گوشت جويده شده را استخوانهائى كرديم پس استخوانها را گوشت پوشانيديم پس از آن او را آفريده ديگرى بيسابقه قرار داديم. ) از سياق آيات روشن است كه صدر آيات , آفرينش تدريجى مادى را وصف ميكند ودر ذيل كه به پيدايش روح يا شعور و اراده اشاره ميكند آفرينش ديگرى را بيان ميكند كه با نوع آفرينش قبلى مغاير است .
و در جاى ديگر در پاسخ استبعاد منكرين معاد باين مضمون كه انسان پس از مرگ و متلاشى شدن بدن و گم شدن او در ميان اجزاء زمين چگونه آفرينش تازه اى پيدا كرده انسان نخستين ميشود , ميفرمايد ( بگو فرشته مرگ شما را از ابدانتان ميگيرد پس از آن بسوى خداى خودتان برميگرديد يعنى آنچه پس از مرگ متلاشى گشته و در ميان اجزاء زمين گم ميشود بدنهاى شما است ولى خودتان ارواح بدست فرشته مرگ از بدنهايتان گرفته شده ايد و پيش ما محفوظيد ) سوره سجده آيه 11
گذشته از اينگونه آيات قرآن كريم با بيانى جامع مطلق روح را غير مادى معرفى ميكند چنانكه ميفرمايد ( از تو حقيقت روح را ميپرسند بگو روح از سنخ امر خداى من است ) سوره اسرى آيه 85 , و در جاى ديگر در معرفى امر خود ميگويد ( امرخدا وقتى كه چيزى را خواست اين است و بس كه بفرمايد بشو آن چيز بيتوقف ميشودو ملكوت هر شئى همين است ) سوره يس آيه 83 و مقتضاى اين آيات آنستكه فرمان خدا در آفرينش اشياء تدريجى نيست و در تحت تسخير زمان و مكان نميباشد پس روح كه حقيقتى جز فرمان خداوند ندارد مادى نيست .
و در وجود خود خاصيت ماديت را كه تدريج و زمان و مكان است ندارد .
2-بحث در حقيقت روح از نظر ديگر
كنجكاوى عقلى نيز نظريه قرآن كريم را درباره روح تأ ييد ميكند .هر يك از ما افراد انسان از خود حقيقتى را درك مينمايد كه از آن ( من ) تعبير ميكند و اين درك پيوسته در انسان موجود است حتى گاهى سر و دست و پا و ساير اعضاء حتى همه بدن خود را فراموش ميكند ولى تا خود هست خود ( من ) از درك او بيرون نميرود اين ( مشهود ) چنانكه مشهود است قابل انقسام و تجزى نيست و با اينكه بدن انسان پيوسته در تغيير و تبديل است و امكنه مختلف براى خود اتخاذ ميكند و زمانهاى گوناگون بروى ميگذرد حقيقت نامبرده ( من ) ثابت است ودر واقعيت خود تغيير و تبديل نميپذيرد و روشن است كه اگر مادى بود خواص ماديت را انقسام و تغيير زمان و مكان ميباشد ميپذيرفت .نيز نسبت داده آرى بدن همه اين خواص را ميپذيرد و بواسطه ارتباط و تعلق روحى اين خواص بروح ميشود ولى با كمترين توجهى براى انسان آفتابى ميشود كه ايندم و آندم و اينجا و آنجا و اين شكل و آن شكل و اين سوى و آن سوى همه از خواص بدن ميباشد و روح از اين خواص منزه است و هر يك از اين پيرايه ها از راه بدن بوى ميرسد .نظير اين بيان در خاصه درك و شعور ( علم ) كه از خواص روح است جارى ميباشدو بديهى است اگر علم خاصه مادى بود بتبع ماده انقسام و تجزى و زمان و مكان را ميپذيرفت .البته اين بحث عقلى دامنه دراز و پرسشها و پاسخهاى بسيارى بدنبال خود دارد كه از گنجايش اين كتاب بيرون است و اين مقدار از آن بحث در اينجا بعنوان اشاره گذاشته شد و براى استقصاء بحث به كتب فلسفى اسلامى بايد مراجعه نمود .
3-مرگ از نظر اسلام
در عين اينكه نظر سطحى , مرگ انسان را نابودى وى فرض ميكند و زندگى انسان را تنها همين زندگى چند روزه كه در ميان زايش و درگذشت محدود ميباشد , ميپندارد , اسلام مرگ را انتقال انسان از يك مرحله زندگى به مرحله ديگرى تفسير مينمايد .بنظر اسلام انسان زندگانى جاويدانى دارد كه پايانى براى آن نيست و مرگ كه جدائى روح از بدن ميباشد وى را وارد مرحله ديگرى از حيات ميكند كه كامروائى و ناكامى در آن بر پايه نيكوكارى و بدكارى در مرحله زندگى پيش از مرگ استوار ميباشد .پيغمبر اكرم (ص ) ميفرمايد ( گمان مبريد كه با مردن نابود ميشويد بلكه ازخانه اى به خانه ديگرى منتقل ميشويد ( .
4- برزخ
طبق آنچه از كتاب و سنت استفاده ميشود انسان در فاصله ميان مرگ و رستاخيزعمومى يك زندگانى محدود و موقتى دارد كه برزخ و واسطه ميان حيات دنيا و حيات آخرت است .انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتى كه داشته و اعمال نيك و بدى كه در اين دنيا انجام داده مورد بازپرسى خصوصى قرار ميگيرد و پس از محاسبه اجمالى طبق نتيجه اى كه گرفته شد بيك زندگى شيرين و گوارا يا تلخ و ناگوار محكوم گرديده با همان زندگى در انتظار روز رستاخيز عمومى بسر ميبرد .حال انسان در زندگى برزخى بسيار شبيه است بحال كسيكه براى رسيدگى اعمالى كه ازوى سرزده بيك سازمان قضائى احضار شود و مورد بازجوئى و بازپرسى قرار گرفته بتنظيم و تكميل پرونده اش بپردازند آنگاه در انتظار محاكمه در بازداشت بسر برد .روح انسان در برزخ , بصورتى كه در دنيا زندگى ميكرد , بسر ميبرد اگر از نيكان است از سعادت و نعمت و جوار پاكان و مقربان درگاه خدا برخوردار ميشود و اگر از بدان است در نقمت و عذاب و مصاحبت شياطين و پيشوايان ضلال ميگذراند. خداى متعال در وصف حال گروهى از اهل سعادت ميفرمايد : ( و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون , فرحين بما آتاهم الله من فضله و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من بعدهم ان لا خوف عليهم و لا هم يحزنون يستبشرون بنعمة من الله و فضل و ان الله لا يضيع اجر المؤمنين ( سوره آل عمران آيه .169
) البته گمان مبر اى پيغمبر كسانى كه در راه خدا كشته شده اند , مرده اند بلكه زنده اندو پيش خداى خودشان در مقام قرب روزى داده ميشوند از آنچه خدا از فضل خود بايشان داده شاد هستند و به كسانى از مؤمنين كه بدنبالشان ميباشند و هنوز بايشان نرسيده اند مژده ميدهندكه هيچگونه ترس و اندوهى برايشان نيست .
مژده ميدهند با نعمت و فضل وصف نشدنى خدا و اينكه خدا مزد و پاداش مؤمنان را ضايع و تباه نميكند ) .
و در وصف حال گروهى ديگر كه در زندگى دنيا از مال و ثروت خود استفاده مشروع نميكنند , ميفرمايد ( حتى اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلى اعمل صالحا فيما تركت كلا انها كلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون ) سوره مؤمنون آيه 99-100 ( تا آندم كه بيكى از آنان مرگ ميرسد ميگويد خدايا مرا ( بدنيا ) برگردانيد شايد در تركه خود كار نيكى انجام دهم نه هرگز اين سخنى است كه او ميگويد بسخنش گوش داده نميشود و در پيششان برزخى است كه تا روز رستاخيز ادامه دارد )

 

5- روز قيامت – رستاخيز
در ميان كتب آسمانى , قرآن كريم تنها كتابى است كه از روز رستاخيز بتفصيل سخن رانده و در عين اينكه تورات نامى از اين روز بميان نياورده و انجيل جز اشاره مختصرى ننموده قرآن كريم در صدها مورد با نامهاى گوناگون روز رستاخيز را ياد كرده و سرنوشتى را كه جهان و جهانيان در اين روز دارند , گاهى باجمال و گاهى بتفصيل بيان نموده است .و بارها تذكر داده كه ايمان بروز جزا ( روز رستاخيز ) هم تراز ايمان بخدا و يكى از اصول سه گانه اسلام است كه فاقد آن ( منكر معاد ) از آئين اسلام خارج و سرنوشتى جز هلاكت ابدى ندارد. و حقيقت امر نيز همين است زيرا اگر از جانب خدا حسابى در كار , و جز او پاداشى در پيش نباشد , دعوت دينى كه مجموعه اى از فرمانهاى خدا و اوامر و نواهى او است , كمترين اثرى دربر نخواهد داشت و وجود و عدم دستگاه نبوت و تبليغ در اثر , مساوى خواهد بود بلكه عدم آن بر وجودش رجحان خواهد داشت .زيرا پذيرفتن دين و پيروى از مقررات شرع و آئين , خالى ازكلفت و سلب آزادى نيست و در صورتيكه متابعت آن اثرى در بر نداشته باشد هرگز مردم نيز بار آنرا نخواهند پذيرفت و از آزادى طبيعى دست بر نخواهند داشت . واز اينجا روشن ميشود كه اهميت تذكر و يادآورى روز رستاخيز , معادل با اهميت اصل دعوت دينى است.
و هم از اينجا روشن ميشود كه ايمان به روز جزا مهمترين عاملى است كه انسان را به ملازمت تقوى و اجتناب اخلاق ناپسنديده و گناهان بزرگ وادار ميكند چنانكه فراموش ساختن يا ايمان نداشتن بآن ريشه اصلى هر گناهى است .
خداى متعال در كتاب خود ميفرمايد ( ان الذين يضلون عن سبيل الله لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب ) سوره ص آيه 26 .
( كسانيكه از راه خدا بيرون رفته و گمراه ميشوند , براى ايشان عذابى است سخت در مقابل اينكه روز حساب را فراموش كردند ) چنانكه پيدا است در آيه كريمه , فراموشى روز حساب منشأ هر گمراهى گرفته شده است .
تأ مل در آفرينش انسان و جهان و همچنين در غرض و هدف شرائع آسمانى در پيش بودن چنين روزى ( روز رستاخيز ) را روشن مي¬سازد. ما وقتيكه در كارهائى كه در آفرينش تحقق ميپذيرد , دقيق ميشويم ميبينيم كه هيچ كارى ( كه بطور ضرورت بنوعى از حركت نيز مشتمل است ) بدون غايت و هدف ثابت انجام نمييابد و هرگز خود كار بطور اصالت و استقلال مقصود و مطلوب ميباشد حتى در كارهائى كه بنظر سطحى بيغرض شمرده ميشوند مانند افعال طبيعى و بازيهاى بچگانه و نظاير آنها اگر بدقت نگاه كنيم غايتها و غرضهائى مناسب نوع كار مييابيم چنانكه در كارهاى طبيعى كه عموما از قبيل حركت ميباشد غايتى كه حركت بسوى آنست غايت و غرض آنست و در بازيهاى بچگانه مناسب نوع بازى غايتى است خيالى و وهمى كه مطلوب از بازى همانا رسيدن بدانست. البته آفرينش انسان و جهان كار خدا است و خدا مننزه است از اينكه كار بيهوده و بيهدف انجام دهد و دائما بيافريند و روزى دهد و بميراند و باز بيافريند و روزى دهد و بميراندو همچنين درست كند و بهم زند بياينكه از اين آفرينش غايت ثابتى را بخواهد و غرض پا برجائى را تعقيب كند .پس ناچار براى آفرينش جهان و انسان , هدف و غرض ثابتى در كار است و البته سود و فائده آن بخداى بينياز نخواهد برگشت و هر چه باشد بسوى آفريده ها عايد خواهد شد , پس بايد گفت كه جهان و انسان بسوى يك آفرينش ثابت و وجود كاملترى متوجهند كه فنا و زوال نپذيرد .
و نيز وقتيكه از نظر تربيت دينى , در حال مردم دقيق ميشويم ميبينيم كه در اثر راهنمائى خدائى و تربيت دينى , مردم بدو گروه نيكوكاران و بدكاران منقسم ميشوند , با اينحال در اين نشأ ة زندگى و تميز و امتيازى در كار نيست بلكه بالعكس و على الاغلب پيشرفت و موفقيت ازآن بدكاران و ستمكاران ميباشد و نيكوكارى توأ م با گرفتارى و بد گذرانى و هر گونه محروميت و ستمكشى ميباشد. در اين صورت مقتضاى عدل الهى آنست كه نشأ ة ديگرى وجود داشته باشد كه در آن نشأ ة هر يك از دو دسته نامبرده جزاى عمل خود را بيابند و هر كدام مناسب حال خود زندگى كنندخداى متعال در كتاب خود باين دو حجت اشاره نموده ميفرمايد : ( و ما خلقنا السماوات و الارض و ما بينهما لاعبين ما خلقناهما الا بالحق و لكن اكثرهم لا يعلمون ) سوره دخان آيه 38 ( ما آسمان و زمين و آنچه را كه در ميان آنها است بيهوده نيافريديم اين احتمال دور از خرد گمان كسانى است كه بخدا كافر شدند واى بحال اين كافران از آتش كه به كفار وعده داده شده .آيا ما كسانى را كه ايمان آوردند و كارهاى نيك كردند مانند كسانى قرار خواهيم داد كه در زمين افساد ميكنند ؟ يا پرهيزكارانى را مانند اهل فجور قرار خواهيم داد ؟ ).و در جاى ديگر كه هر دو حجت را در يك آيه جمع نموده , ميفرمايد : ( ام حسب الذين اجتر حوا السيئآت ان نجعلهم كالذين آمنوا و عملوا الصالحات سواء محياهم و مماتهم ساء ما يحكمون .و خلق الله السمآوات و الارض بالحق و لتجزى كل نفس بما كسبت و هم لا يضلمون ) سوره جاثيه آيه 21-22 ( آيا كسانيكه بجرم و جنايتها پرداخته اند , گمان ميبرند كه ما آنان را مانند كسانى كه ايمان آورده و كارهاى نيك انجام داده اند , قرار خواهيم داد ؟ بطوريكه زندگى و مرگشان برابر باشد.بد حكمى است كه ميكنند خدا آسمانها و زمين را آفريد بحق ( نه بيهوده ) و براى اينكه هر نفس بآنچه با عمل خود كسب كرده جزا داده شود بياينكه بمردم ستم شود ( .
6- بيان ديگر
در بحث ظاهر و باطن قرآن در بخش دوم كتاب اشاره كرديم كه معارف اسلامى درقرآن كريم , از راههاى گوناگون بيان شده است و راههاى نامبرده بطور كلى بدوطريق ظاهر وباطن منقسم ميشود بيان از طريق ظاهر بيانى است كه مناسب سطح افكار ساده عامه ميباشد بخلاف طريق .باطن كه اختصاص بخاصه دارد و يا روح حيات معنوى درك ميشود .بيانى كه از طريق ظاهر سرچشمه ميگيرد خداى متعال را فرمانرواى على الاطلاق جهان آفرينش معرفى ميكند كه سراسر جهان ملك اوست خداوند جهان فرشتگان بسيار بيرون از شمار آفريدكه فرمانبران ومجريان اوامرى هستند كه بهر سوى جهان صادرميفرمايد و هر بخش از آفرينش و نظام آن ارتباط بگروه خاصى از فرشتگان دارد كه موكل آن بخش هستند .نوع انسان از آفريدگان و بندگان او هستند كه بايد از اوامر و نواهى او پيروى و فرمانبردارى كنند و پيغمبران حاملان پيامها و آورنده شرايع و قوانين او هستند كه بسوى مردم فرستاده و جريان آنها را خواسته است .خداى متعال از اين روى كه بايمان و اطاعت , وعده ثواب و پاداش نيك داده و به كفر و معصيت وعيد عقاب و سزاى بد داده , و چنانكه فرموده خلف وعده نخواهد نمود , و از اين روى كه عادل است و مقتضاى عدل او اينست كه در نشأ ة ديگرى دو گروه نيكوكاران و بدكاران را كه در اين نشأ ة موافق خوبى و بدى خود زندگى نميكنند از هم جدا كرده خوبان را زندگى خوب و گوارا و بدان را زندگى بد و ناگوار عطاء نمايد .خداى متعال بمقتضاى عدل خود و وعده اى كه فرموده گروه انسان را كه در اين نشأ ة ميباشند بدون استثناء پس از مرگ دوباره زنده ميكند و بجزئيات اعتقادات و اعمالشان رسيدگى حقيقى مينمايد و ميان ايشان بحق قضاوت و داورى ميفرمايد و در نتيجه حق هر ذيحق را بوى ميرساند و داد هر مظلومى را از ظالمش , ميگيرد و پاداش عمل هر كس را بخودش ميدهد گروهى به بهشت جاودان و گروهى بدوزخ جاودان محكوم ميشوند .اين بيان ظاهرى قرآن كريم است و البته راست و درست ميباشد ولى از موادى است كه مولود تفكر اجتماعى انسان است تأ ليف و تنظيم شده تا فائده اش عموميتر و شعاع عملش وسيعتر باشد .كسانى كه در ساحت حقايق جاى پائى و بزبان باطنى قرآن كريم تا اندازه اى آشنائى دارند , از اين بيانات مطالبى ميفهمند كه بسى بالاتر از سطح فهم ساده و همگانى است و قرآن كريم نيز درخلال بيانات روان خود گاهگاهى بآنچه مقصد باطنى اين بيانات است , گوشه اى ميزند .قرآن با اشاره هاى گوناگون خود , اجمالا ميرساند كه جهان آفرينش با همه اجزاء خود كه يكى از آنها انسان است , با سير تكوينى خود ( كه پيوسته رو بكمال است ) بسوى خدا در حركت است و روزى خواهد رسيد كه بحركت خود خاتمه داده , در برابر عظمت و كبراى خدائى انيت و استقلال خود را بكلى از دست دهد .انسان نيز كه يكى از اجزاء جهان و تكامل اختصاصى وى از راه شعور و علم است شتابان بسوى خداى خود در حركت ميباشد و روزى كه حركت خود را بآخر رسانيد حقانيت و يگانگى خداى بيگانه را عيانا مشاهده خواهد نمود او خواهد ديد كه قدرت و ملك و هر صفت كمال در انحصار ذات مقدس خداوندى است و از همين راه حقيقت هر شى ء چنانكه هست بر وى مكشوف خواهد شد .
اين نخستين منزل از جهان ابديت است , اگر انسان بواسطه ايمان و عمل صالح در اين جهان ارتباط و اتصال و الفت و انس با خدا و نزديكان او داشته باشد با سعادتى كه هرگز بوصف نميآيد درجوار خداى پاك و صحبت پاكان عالم بالا بسر ميبرد واگر بواسطه دلبستگى و پاى بندى بزندگى اين جهان و لذائذ گذران و بيپايه آن از عالم بالا بريده و انس و الفتى بخداى پاك و پاكان درگاهش نداشته باشد گرفتار عذابى دردناك و بدبختى ابدى خواهد شد .
درست است كه اعمال نيك و بد انسان در اين نشأ ة گذران است و از ميان ميرود ولى صور اعمال نيك و بد در باطن انسان مستقر ميشود و هر جا برود همراه اوست و سرمايه زندگى شيرين يا تلخ آينده او ميباشد .
مطالب گذشته را ميتوان از آيات ذيل استفاده نمود – خداى متعال ميفرمايد( ان الى ربك الرجعى ) سوره علق آيه 8 ( برگشت مطلقا ) بسوى خداى تست .
و ميفرمايد ( الا الى الله تصير الامور ) سوره شورى آيه 53 ( آگاه باشيد همه اموربسوى خدا برميگردد )و ميفرمايد ( الامر يومئذ لله ) سوره انفطار آيه 19 ( امروز امر يكسره از آن خداست ) ( يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى ) سوره فجر آيه 27-30 ( اى نفس كه اطمينان و آرامش يافته اى ( با ياد خدا ) بسوى خداى خود برگرد , در حالى كه خوشنودى و از تو خوشنود شده , پس داخل شو در ميان بندگان من و داخل شو در بهشت من ).
و در حكايت خطابى كه روز قيامت به بعضى از افراد بشر ميشود , ميفرمايد : لقد كنت فى غفلة من هذا فكشفنا عنك غطائك فبصرك اليوم حديد .سوره ق آيه 22( تو از اينها كه مشاهده ميكنى در غفلت بوده اى اينك پرده را از پيش چشمت برداشتيم و در نتيجه چشم تو امروز تيزبين است ) در مورد تأ ويل قرآن كريم حقايقى كه قرآن كريم از آنها سرچشمه ميگيرد ميفرمايد ( هل ينظرون الا تأ ويله يوم يأ تى تأ ويله يقول الذين نسوه من قبل قد جائت رسل ربنا بالحق فهل لنا من شفعاء فيشفعوا لنا او نرد فنعمل غير الذى كنا نعمل قد خسروا انفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون ) سوره اعراف آيه 53 ( آيا كسانيكه قرآن را نميپذيرند , جز تأ ويل آن چيزى را منتظرندروزى كه تأ ويلش مشهود ميشود , كسانيكه قبلا آنرا فراموش كرده اند خواهند گفت پيغمبران خداى ما بحق آمدند پس آيا براى ما نيز شفاعت كنندگانى هستند كه براى ما شفاعت كنند يا اينكه برگردانده شويم ( بدنيا ) و عملى غير از آن عمل كه انجام ميداديم , انجام دهيم ؟ اينان نفسهاى خود را زيان كردند و افترائى كه ميبستند گم نمودند ).و ميفرمايد ( يومئذ يوفيهم الله دينهم الحق و يعلمون ان الله هو الحق المبين ) سوره نور آيه 25 ( در چنين روزى خدا پاداش واقعى ايشان را ميدهد و ميدانند كه خدا واقعيتى آشكار و بيپرده است و بس ) و ميفرمايد ( يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه ) سوره انشقاق آيه 6 ( اى انسان تو با رنج بسوى خداى خود در كوشش ميباشى پس او را ملاقات خواهى كرد ). ميفرمايد ( من كان يرجوا لقاء الله فان اجل الله لآت ) سوره عنكبوت آيه 5( هر كه ملاقات خدا را اميدوار باشد موقعى كه خدا براى ملاقات مقرر فرموده خواهدآمد ) و ميفرمايد ( فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعبادة ربه احدا ) سوره كهف آيه 110 ( پس هر كه بملاقات خداى خود اميدوار باشد بايد عمل صالح ( كار سزاوار ) بكند و بپرستش خداى خود اميدوار باشد بايد عمل صالح ( كار سزاوار ) بكند و بپرستش خداى خود كسى را شريك ننمايد ) و ميفرمايد ( يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى ) سوره فجر آيه 27-30 .
و ميفرمايد ( و اذا جائت الطامة الكبرى , يوم يتذكر الانسان ما سعى , و برزت الجحيم لمن يرى , فاما من طغى و آثر الحيات الدنيا , فان الجحيم هى المأ وى ,و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى , فان الجنة هى المأ وى ) سوره نازعات آيه 34-41 ( وقتيكه بزرگترين داهيه روز رستاخيز رسيد روزى كه انسان هر گونه تلاش و كوشش خود را بياد ميآورد و آتشى كه براى عذاب روشن شده آشكار گرديد , مردم دو گروه ميشوند اما كسى كه طغيان نموده و زندگى دنيا را براى خود انتخاب نمود , آتش نامبرده جايگاه اوست و اما كسيكه از مقام خداى خود ترسيده و نفس خود را از هوى دلخواه ناپسند نهى كرد بهشت جايگاه اوست و بس ).و در بيان هويت جزاء اعمال ميفرمايد : ( يا ايها الذين كفروا , لا تعتذروا اليوم انما تجزون ما كنتم تعملون ) سوره تحريم آيه 7 : اى كسانيكه كافر شديد اعتذار مجوئيد امروز ( رور رستاخيز جزائى كه بشما داده ميشود همان خود اعمالى است كه انجام ميداديد
7-استمرار و توالى آفرينش
اين جهان آفرينش كه مشهود ما است , عمر بيپايان ندارد و روزى خواهد رسيد كه بساط اين جهان و جهانيان برچيده شود چنانكه قرآن همين معنى را تأ ييد ميكند خداى متعال ميفرمايد : ( ماخلقنا السماوات و الارض و ما بينهما الا بالحق و اجل مسمى ) سوره احقاف آيه 3 ( نيافريديم آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان آنها است مگر بحق و اجل معين ) براى مدت محدود و معينى كه نام برده شده است و آيا پيش از پيدايش اين جهان فعلى و نسل موجود انسانى , جهان ديگرى آفريده شده و انسانى بوده است ؟ آيا پس از برچيده شدن بساط جهان و جهانيان كه قرآن كريم نيز از آن خبر ميدهد , جهان ديگرى بوجود خواهد آمد و انسانى آفريده خواهد شد , پرسشهائى است كه پاسخ صريح آنها را در قرآن كريم نميتوان يافت , جز اشاراتى – ولى در رواياتى كه از ائمه اهل بيت نقل شده , باين پرسشها پاسخ مثبت داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

معاد جسمانی

 

اعتقاد به معاد و زنده شدن هر فرد در عالم آخرت یکی از اصلی‌ترین اعتقادات در همه ادیان آسمانی است و انبیای الهی تاکید فراوانی بر این اصل داشته‌اند و برای تثبیت این عقیده در دلهای مردم رنجهای بسیاری برده‌اند.

 

در قرآن کریم هم اعتقاد به معاد و عدل هم سنگ اعتقاد به خدای یگانه دانسته شده و در بیش از بیست آیه کلمات الله و الیوم الاخر با هم بکار رفته است در این بحث قصد داریم تا از احتجاجاتی که قرآن کریم با منکرین معاد جسمانی دارد و پاسخهایی که به آنان می‌دهد سخن بگوییم و از این طریق معاد و برانگیخته شدن جسمانی انسانها را ثابت نماییم.

 

شبهه اعاده معدوم
قرآن کریم در برابر کسانی که می‌گفتند: «چگونه ممکن است انسان بعد از متلاشی شدن بدنش مجددا زنده شود؟» پاسخی می‌دهد که مفادش این است : قوام هویت شما به روحتان است نه به اندامهای بدنتان که در زمین پراکنده می‌شوند.

 

از این گفتگو می‌توان استنباط کرد که منشا‌ انکار کافران همان شبهه محال بودن اعاده معدوم است یعنی آنان می‌پنداشتند که انسان همین بدن مادی است که با مرگ متلاشی و نابود می‌گردد و اگر مجددا زنده شود انسان دیگری خواهد بود زیرا برگرداندن موجودی که معدوم شده محال است.
پاسخ شبهه
پاسخ این شبهه از بیان قرآن کریم روشن می‌شود و آن این که هویت شخصی هر انسانی بستگی به روح او دارد و معاد «اعاده معدوم» نیست بلکه بازگشت روح موجود است.
شبهه عدم قابلیت بدن برای حیات مجدد
این شبهه ناظر به امکان وقوعی معاد است یعنی هرچند بازگشت روح به بدن محال عقلی نیست ولی وقوع آن مشروط به قابلیت بدن است و ما می‌بینیم که پدید آمدن حیات منوط به اسباب و شرایط خاصی است که می‌بایست تدریجا فراهم شود. مثلا نطفه‌ای در رحم قرار گیرد و شرایط مناسبی برای رشد آن وجود داشته باشد تا کم‌کم جنین کاملی شود و به صورت انسان در آید ولی بدن که متلاشی شد دیگر قابلیت و استعداد حیات را ندارد.
پاسخ شبهه
پاسخ این شبهه آن است که این نظام مشهود در عالم دنیا ، تنها نظام ممکن نیست و اسبابل و عللی که در این جهان بر اساس تجربه شناخته می‌شوند اسباب و علل انحصاری نیستند و شاهدش این است که در همین جهان پدیده‌های حیاتی خارق‌العاده‌ای مانند زنده شدن بعضی از حیوانات و انسان‌ها رخ داده است.
شبهه قدرت فاعل
شبهه دیگر این است که از کجا که خدا قدرت بر زنده کردن مردگان داشته باشد؟! این شبهه واهی از طرف کسانی مطرح شده که قدرت نامتناهی الهی را نشناخته‌اند.
پاسخ شبهه
پاسخ این است که قدرت الهی حد و مرزی ندارد و به هر چیز ممکن الوقوعی تعلق می‌گیرد. چنانکه این جهان کران ناپیدا را با آن همه عظمت خیره کننده ، آفریده است. خداوند در قرآن می‌فرماید : «اَولم یروا انّ الله الذی خلق السموات و الارض و لم یغی بخلقهنّ بقادِرٍ علی اَن یحیی المَوتی بَلی اِنّه علی کلِّ شیءٍ قدیرُ ؛ مگر ندیدید خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفریده و در آفرینش آنها در نمانده است، می‌تواند مردگان را زنده کند؟ چرا ، او بر هر چیزی تواناست» (احقاف _ 33)

 

افزون بر این ، آفرینش مجدد ، سختر از آفرینش نخستین نیست و نیاز به قدرت بیشتری ندارد بلکه می‌توان گفت از آن هم آسانتر است، زیرا چیزی بیش از باز گشت روح موجود نیست. همانطور که قرآن کریم در آیه 51 سوره اسراء هم به همین موضوع اشاره می‌کند : «فسیقولونَ مَن یعیدُناقل الذی فَطرَکم اوّل مره فَسَینغضون الیکُ روُسَهم ؛ خواهند گفت چه کسی ما را باز می‌گرداند؟ بگو همان کسی که شما را نخستین بار آفرید. پس سرهایشان را نزد تو تکان خواهند داد»
شبهه علم فاعل
شبهه دیگر این است که اگر خدا انسانها را زنده کند و به پاداش اعمالشان برساند باید از سویی بدن‌های بی‌شمار را از یکدیگر تشخیص بدهد تا هر روحی را به بدن خودش بازگرداند و از سوی دیگر همه کارهای خوب و بد را به یاد داشته باشد تا پاداش و کیفر در خوری به هر یک از آنها بدهد. چگونه می‌توان همه رفتارهای انسانها را در طول هزاران بلکه میلیونها سال ثبت و ضبط کرد و به آنها رسیدگی کرد؟
پاسخ شبهه
این شبهه هم از طرف کسانی مطرح شده که علم نامتناهی الهی را نشناخته بودند و آن را به علوم ناقص و محدود خودشان قیاس می‌کردند.

 

پاسخ آن این است که علم الهی حد و مرزی ندارد و بر همه چیز احاطه دارد و هیچگاه خدای متعال چیزی را فراموش نمی‌کند. قرآن کریم از قول فرعون نقل می‌کند که به حضرت موسی علیه‌السلام گفت : «فَما بالُ القرون الاولی» (طه _ 51)

 

اگر خدا همه ما را زنده و به اعمالمان رسیدگی می‌کند پس وضع آن همه انسان‌های پیشین که مرده و نابود شده‌اند چه می‌شود؟ حضرت موسی فرمود: «عِلمُها عند ربّی لا یضِلُّ رَبّی و لا ینسی» علم همه آنها نزد پروردگارم در کتابی محفوظ است و پروردگار من گمراه نمی‌شود و چیزی را فراموش نمی‌کند.

 

در آیه‌ای جواب دو شبهه اخیر به این صورت بیان شده است : «قُل یحییها الذی اَنشأها اَوّلَ مرّه و هو بکلِّ خلقٍ علیم ؛ بگو مردگان را همان کسی زنده می کند که نخستین بار ایشان را پدید آورد و او به هر آفریده ای داناست» (سوره یس _ 79)

 

آثار سازنده عقيده به معاد
عقيده به زندگى پس از مرگ و اعتقاد به كيفر و پاداش اعمال، نقش بزرگى در آرامش روانى و امنيت اجتماعى ما دارد كه آرامش روانى، اثر فردى و امنيت اثر اجتماعى آن است، اينك پيرامون آرامش روانى و آثار فردى عقيده به معاد بحث ميكنيم.
بشر هر چند در پرتو قدرت صنعت و تكنيك، درهاى فضا را به روى خود گشوده و انسانهائى را به ماه فرستاده و بازگردانيده است و از قلب و كليه‏هاى مصنوعى به جاى طبيعى آن استفاده كرده است، ولى در برابر اين پيروزى چشمگير علمى، به سكونت خاطر و آرامش روانى كه زير بناى يك زندگى سعادتمندانه را تشكيل ميدهد، نه تنها دست نيافته است، بلكه به موازات پيشرفت صنعت و دانشهاى مادى، مشكلات روانى وى افزايش يافته است.
عوامل و مشكلات روانى و ناراحتى‏هاى روحى او يكى و دو تا نيست، ولى موضوعات زير از علل چشمگير اضطراب است:
1 ـ ماديگرى بى حد و حساب.
2 ـ شدائد و مصائب.
3 ـ انديشه مرگ.
اينك هر يك از اين سه عامل را به گونه‏اى توضيح ميدهيم.
جهان سرمايه‏دارى براى فزونى كالاهاى خود، وسايل ارتباط جمعى را در تمام نقاط جهان، به استخدام خود درآورده است و در اكثر طبقات نسبت به مظاهر مادى، از ويلا و ماشين و تجملات زندگى، اشتهاى كاذبى پديد آورده است كه بهيچوجه اشباع نميگردند، اكثريت مردم روى زمين را گروهى تشكيل ميدهند كه فضاى روح و روان آنان را انديشه ماديگرى پر كرده و هدفى جز ثروت اندوزى و بهره‏گيرى مادى و لذائذ جسمانى ندارند.ناگفته پيداست كه بسيارى از آرزوهاى انسان جامه عمل نميپوشد و در نتيجه يكنوع ناراحتى و تشويش روانى بر انسان مسلط ميگردد، چه بسا در صورت شدت به صورت يك خوره خطرناك كه خورنده اعصاب و آرامش روحى است در ميآيد.
اين يك عامل براى بروز ناراحتى‏ها.
عامل دوم براى ناراحتى‏ها موضوع مصائب و شدائد است.هر فردى در طول زندگى خود، با محروميتها و شكستها و فقدان عزيزان و بلاهاى زمينى و آسمانى و…روبرو ميگردد و فشار هر يك از اين عوامل بر روح و روان انسان به اندازه‏اى است كه گاهى انسان را به فكر خودكشى و در هم شكستن قفس زندگى مياندازد.
بالاتر از آن، انديشه فنا و مرگ است كه خود عامل سومى براى بروز ناراحتيها ميباشد، زيرا هر فردى ميداند كه پس از اندى، رشته زندگى او گسسته خواهد شد و شربت تلخ و جانكاه مرگ را خواهد نوشيد.
اعتقاد به معاد، اثرات نامطلوب اين عوامل سه گانه و عوامل ديگرى را كه فعلا مجال بازگوئى آنها نيست كاملا خنثى ميسازد.زيرا:
اولا در مكتب اعتقاد به خدا و معاد، دنيا و تمام وسائل زندگى آن، ارزش وسيله‏اى دارند، نه هدفى آنها براى انسانها ساخته شده‏اند نه انسان براى آنها، بنابر اين دليل ندارد كه انسان در خود چنين اشتهاى كاذبى را پديد آورد و حرص و آز خود را روزافزون سازد سپس گرفتار اثرهاى نامطلوب و واكنش‏هاى روحى آن گردد.
به عبارت ديگر انسان با ايمان، زندگى جهان را معبر و گذرگاهى بيش نميداند، اگر در اين گذرگاه وسيله لذت بيشتر تأمين نگردد، هرگز ناراحت نميشود و پيوسته به زندگى جاودانى ميانديشد، نه زندگى موقت.
ثانيا مذهب در تعاليم خود، كيفرهاى سخت براى گروه متجاوز و اسراف‏گر و حد و مرزنشناس، تعيين كرده است و انديشه جزاهاى اخروى، ريشه هر نوع آرزوهاى باطل و گرايشهاى بيحد و حساب را در دماغ انسان ميسوزاند و دست انسان را در آلودگى بدنيا در محدوده خاصى آزاد ميگذارد و در قلمرو زندگى يك چنين انسان معتقد به معاد، عوامل آزار دهنده كمتر پيدا ميشود.
اعتقاد به معاد مشكل مصائب و شدائد را به گونه‏اى روشن حل كرده است زيرا گذشته از اينكه حوادث جهان، نتيجه تقدير خداوند حكيم است هر نوع صبر و بردبارى در برابر مصائب داراى پاداش بزرگ نيز مى‏باشد و همين پاداش بزرگ مصيبتها را در نظر انسان كوچك و سبك جلوه ميدهد.
در مكتب اعتقاد به معاد، عامل سومى، به نام (انديشه فنا) وجود ندارد و در نظر پيرو اين مكتب رشته زندگى پس از مرگ گسسته نمى‏شود، و مرگ دروازه ابديت و فرشته‏اى كه مأمور گرفتن جانها است پاسدار آن ميباشد، چيزى كه هست انسان بايد براى زندگى پس از مرگ، توشه‏اى بيندوزد و از عواملى كه مايه ناراحتى در سراى ديگر است بپرهيزد.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  21  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلودمقاله نقش ورزش در کاهش اضطراب

 

 
امروزه نقش ورزش آنقدر مورد توجه قرار گرفته که آنرادر تکنیکهای رفتار درمانی توصیه می کنند.
نقش شنا در اضطراب زدایی وتخلییه نگرانی های نا شناخته مورد توجه قرار گرفته است. با انجام آزمایشات روان شناسی ثابت گردیده است که سطح اضطراب در افراد٬قبل وبعد از شنا به ویژه به صورت شیرجه در آب فرو رفتن تفاوتهای معنا داری رانشان می دهد. مشاوران از ورزش بوکس ومشت زنی به عنوان روش کم هزینه ای برای تخلییه هیجانات زاید به ویژه درکودکان ونوجوانان بزهکار استفاده درمانی می نمایند. نقش شنا در تمرکز بخشی وتقویت اراده امروز توجه روان درمانگران را به خود جلب نموده است. از نکات عمدهای که موجب گردیده است٬توجه به ورزش در فرایند درمانی مشاوران وروان شناسان به صورت ویژه ای موردتوجه قرار گیرد می توان به موارد ذیل اشاره نمود.
۱-توجه به این اصل که عقل سالم در بدن سالم است درواقع بیانگر این نکته مهم است که فعالیت های ورزشی نقش اصلاح گری بالایی در رفع مشکلات روحی٬روانی دارند.
۲-بکارگیری ورزش درمانی هزینه های زیادی را دربردارند.
۳-تاثیر عمیق رکود فعالیتهای جسمی در بروز ناراحتی هایی مانند نا امیدی وافسردگی های حاد حاکی ازاین است که چنانچه با توصیه های ورزشی این افراد وادار به تحرک شوند به سرعت نشاط و امیدواری درانان افزایش مییابد.
اصولاتجویزهرنوع داروی شیمیایی به ویژه درمورد بیماران روحی٬روانی با عوارض منفی جانبی همراه است که ضمن درمان یک مشکل امکان بروز مشکل دیگری را درسیستم بدن بیماران افزایش می دهد.
در حالی که تجویز ورزش به عنوان یک عامل درمانی هیچگونه عارضه منفی ومخرب در بیمار ایجادنکرده٬وبه عکس موجب تقویت قوای فکری وجسمی برای مقابله با مشکل می گردد.
عوامل فردی و شخصیتی دانش آموز مانند اضطراب عمومی، پایین بودن اعتماد به نفس، هوش، تمرکز و به ویژه روشهای نادرست مطالعه و انتظارات نادرست از خود.
منظور از اضطراب نوعی حالت هیجانی ناخوشایند و مبهم است که با پریشانی، هراس، تپش قلب، تعرق، سردرد، بی قراری و تکرر ادرار همراه است. هنگامی که فرد نسبت به کارآمدی، توانایی و استعداد خود در شرایط امتحان دچار نگرانی و تردید می شود می توان از اضطراب امتحان سخن گفت. در هنگام امتحان، به ویژه امتحانات سرنوشت ساز (کنکور و امتحان نهایی) بیشتر دانش آموزان اضطراب امتحان را تجربه می کنند. وجود اندکی اضطراب درانسان طبیعی و مطلوب است و موجب افزایش تلاش و تکاپو می شود، اما اگر از حد اعتدال تجاوز کند موجب کاهش پیشرفت تحصیلی خواهد شد. به عبارت دیگر یکی از دلایل اساسی افت تحصیلی،اضطراب امتحان است که ۱۵ تا ۳۰ درصد از موارد تجدیدی و مردودی را به آن نسبت می دهند. دانش آموزی که اضطراب امتحان دارد احساس می کند که ذهنش خالی شده و هر چه را که آموخته فراموش کرده است، چنین دانش آموزی معمولاؤ به پرسش ها پاسخ های بی ربط، نادرست و یا ناقص می دهد و با افکاری نامربوط و ناخواسته در مورد پیامدهای امتحان درگیر است.
روش های کنترل اضطراب در شنا
▪ آرمیدگی د ر آب:
یکی از روش های موثر در کنترل اضطراب روش آرمیدگی آبي است. در این روش فرد به حالت درازکش روي آب قرار می گیرد، سپس چشم ها را بسته و به صورت عمیق و آرام تنفس می کند. بین دم و بازدم برای مدت کوتاهی نفس را در سینه حبس می کند و در هنگام بازدم عضلات بدن و چهره را آرام و شل می کند. چنانچه این تمرین یک یا دو بار و هر بار به مدت ۱۵ دقیقه انجام گیرد تاثیر زیادی در کاهش اضطراب و افزایش تمرکز خواهد داشت.
انجام ورزش به طور منظم و مداوم موجب سلامت جسمانی، کاهش اضطراب و فشارروانی و افزایش عزت نفس می شود. اگر برنامه ورزشی ندارید، لااقل به پیاده روی در صبح زود بپردازید و این کار را سه بار در هفته انجام دهید. نوع ورزشی که انتخاب می کنید باید متناسب با علاقه و توانایی شما باشد. ورزش هایی مانند دویدن، شنا کردن و به ویژه یوگا در کاهش اضطراب و افزایش تمرکز تاثیر چشم گیری دارند.
نقش ورزش شنا در کاهش اضطراب
امروزه نقش ورزش شنا آنقدر مورد توجه قرار گرفته که آنرادر تکنیکهای رفتار درمانی توصیه می کنند.
نقش شنا در اضطراب زدایی وتخلییه نگرانی های نا شناخته مورد توجه قرار گرفته است. با انجام آزمایشات روان شناسی ثابت گردیده است که سطح اضطراب در افراد٬قبل وبعد از شنا به ویژه به صورت شیرجه در آب فرو رفتن تفاوتهای معنا داری رانشان می دهد. مشاوران از ورزش بوکس ومشت زنی به عنوان روش کم هزینه ای برای تخلییه هیجانات زاید به ویژه درکودکان ونوجوانان بزهکار استفاده درمانی می نمایند. نقش ورزش کوهنوردی ودو استقامت در تمرکز بخشی وتقویت اراده امروز توجه روان درمانگران را به خود جلب نموده است. از نکات عمدهای که موجب گردیده است٬توجه به ورزش در فرایند درمانی مشاوران وروان شناسان به صورت ویژه ای موردتوجه قرار گیرد می توان به موارد ذیل اشاره نمود.
۱-توجه به این اصل که عقل سالم در بدن سالم است درواقع بیانگر این نکته مهم است که فعالیت های ورزشی نقش اصلاح گری بالایی در رفع مشکلات روحی٬روانی دارند.
۲-بکارگیری ورزش درمانی هزینه های زیادی را دربردارند.
۳-تاثیر عمیق رکود فعالیتهای جسمی در بروز ناراحتی هایی مانند نا امیدی وافسردگی های حاد حاکی ازاین است که چنانچه با توصیه های ورزشی این افراد وادار به تحرک شوند به سرعت نشاط و امیدواری درانان افزایش مییابد.
اصولا تجویز هرنوع داروی شیمیایی به ویژه درمورد بیماران روحی٬روانی با عوارض منفی جانبی همراه است که ضمن درمان یک مشکل امکان بروز مشکل دیگری را درسیستم بدن بیماران افزایش می دهد. در حالی که تجویز ورزش به عنوان یک عامل درمانی هیچگونه عارضه منفی ومخرب در بیمار ایجادنکرده٬وبه عکس موجب تقویت قوای فکری وجسمی برای مقابله با مشکل می گردد.
در جست‌وجوي بهترين تفريح مومن؛شنا
ورزش شنا يكي از محبوب‌ترين ورزش‌ها در بين اقشار مختلف مردم است. فردي كه شنا مي‌كند، نه تنها از اين طريق احساس راحتي و نشاط مي‌كند، بلكه در اثر شنا كردن قابليت‌هاي جسماني خود را از قبيل استقامت دستگاه گردش خون و تنفس، قدرت، سرعت و انعطاف‌پذيري مفاصل شانه و مچ پا افزايش مي‌دهد.

ورزش شنا ورزشي است كه از سن نوزادي تا كهنسالي مي‌توان آن را انجام داد و به طور كلي ورزشي است كه هيجان و اضطراب را كاهش داده، عضلات را قوي و محكم كرده و بدن را نرم و انعطاف‌پذير مي‌كند و باعث مي‌شود كه فرد انرژي بيشتري براي انجام كارهاي روزانه خود كسب كند.
تمام كساني كه علاقه‌مند به بهبود وضعيت روحي و جسماني خود هستند، صرف‌نظر از سن، سابقه آمادگي جسماني يا هر بيماري كه داشته باشند، حتي اگر تا به حال شنا كردن را تجربه نكرده‌اند، اين ورزش شفابخش توصيه مي‌شود. تمامي آناني كه از موهبت شنا كردن استقبال مي‌كنند، آثار آن را ظرف چند هفته مشاهده خواهند كرد.
ورزش شنا تاثير مثبتي در حالت‌هاي روحي- رواني و كاهش اضطراب در افراد عادي دارد و اعصاب را در برابر هيجان و استرس مقاوم مي‌كند. مشاهده شده است كه بعد از اين ورزش، شناگران به طور قابل ملاحظه‌اي كمتر عصباني، افسرده، خشمگين و هيجان‌زده مي‌شوند. شنا بهترين ورزشي است كه باعث اعتماد به نفس مي‌شود و خلاقيت را رشد مي‌دهد.
به گفته متخصصان توان‌بخشي، شنا كامل‌ترين نوع از ورزش‌هاي هوازي است كه اكسيژن بيشتر و مطلوب‌تري را به ارگانيسم بدن منتقل مي‌كند. تمامي اندام و عضلات بدن را به شكل مناسبي به كار مي‌گيرد و دستگاه هاي قلب و عروق، تنفسي و اعصاب را تقويت مي‌كند.
شنا درماني
از ديگر فوايد شنا مزاياي درماني آن است. شناي اصولي و متعادل در درمان آرتروز، كمردرد، چاقي، فشار خون و آسم و تسكين دردهاي استخواني و عضلاني نقش موثري دارد. پيشوايان ديني ما نيز در مورد شنا كردن توصيه‌هايي داشته‌اند، تا آنجا كه پيامبراكرم(ص) در اين باره مي‌فرمايند: «سه ورزش را به فرزندانتان بياموزيد؛ شنا كردن، اسب‌سواري و تيراندازي».

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   23 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلود مقاله نرمشهایی که کارمندان می تواننند انجام دهند

 

 

 

نرمشهائی بسیار مفید و ضروری برای کاربران کامپیوتر و کارمندان پشت میز نشین …
آیا میدانید که يكي از پر مخاطره‌ترين دلايل آسيب بدني نشستن بدون تحرك مي‌باشد.سعي كنيد هر ساعت حداقل 5 دقيقه از پشت كامپيوتر بلند شويد.
يادتان باشد وقتي خستگي در ميكنيد تا آنجايي كه ميتوانيد دستها و پاهايتان را كش دهيد.سعي كنيد كشش ها را در بين كارتان انجام دهيد.
اين تصاویر نمونه هايي از حركات كششي ساده‌ي قابل انجام در محل کار
را نشان ميدهند.

تمرينهاي دستي
دستها را صفت مشت كنيد و باز كنيد و بعد انگشتانتان را تا جايي كه ميتوانيد كش دهيد اين كار را 3 مرتبه تكرار كنيد.

ورزش براي كمر و شانه
صاف بياستيد،دست راست خود را بر روي شانه چپ قرار دهيد
و سرتان را آهسته به سمت عقب حركت دهيد.

 

 

 

عكس اين تمرين را براي شانه راستتان انجام دهيد.
ورزش براي سر و گردن
سر خود را به سمت چپ و راست حركت دهيد.سر خود را به سمت عقب و جلو حركت دهيد.
كششهايي در كنار كامپيوتر و ميز…
نشستن هاي طولاني مدت پشت كامپيوتر خيلي اوقات باعث خشكي گردن و شانه‌ها مي‌شود، و بعضي مواقع باعث كمر درد نيز مي‌شود.

اين نرمشها را هر ساعت يكبار در طول روز تكرار كنيد و حتي هر وقت كه احساس خشكي ميكنيد. و به خاطر داشته باشيد در هر فرصت مناسبي بلند شويد و در محل كارتان قدم بزنيد اين كار خستگي شما را از بين ميبرد.
كششهايي در كنار كامپيوتر و ميز…

كششهايي در كنار كامپيوتر و ميز…

کمردرد، گردن درد، پشت درد، کوفتگی اعضای بدن ،سردرد و خیلی از سردردهای دیگری که ممکن است روزانه دچارش شوید، زنگ خطری است تا به شما بفهماند “آرتروز” آماده حمه به شماست.
بیماری ای که بیشتر گریبان کارمندان و جماعت پشت میزنشین یا اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم ” افراد بی تحرک و ثابت نشین ” را می گیرد.
دکتر رضا شهریار کامرانی ، متخصص ارتوپد و فوق تخصص جراحی دست و عضویت هیات علمی دانشگاه تهران در گفتگو با جام جم، آرتروز راناشی از افزایش سن می داند که می تواند باعث کم شدن ضخامت غضروف مفصلی، تخریب قضروف ، به وجود آمدن کیست در زیر سطح مفصلی و بوجود امدن استخوان اضافه در لبه های سطح مفصلی شود.
به گفته این فوق تخصص همان طور که چروک شدن پوست و سفید شدن موی سر از علائم پیری است ، هر مفصلی نیز به هنگام پیری دچار این عوارض می شود ولی انچه در این حین مهم است ، عدم تطبیق سن حقیق مفصل با سن واقعی اش است ، به عنوان مثال فردی 40 ساله ، مفصل فرد 60 ساله ای را داشته باشد . وی درد مفصل ، محدودیت حرکتی و تغییر شکل مفصل رااز علائم مشخص آرتروز ذکر کرده و اظهار می کند: در آرتروز گردن شاهد تغییرات تخریبی در سطح مفصلی مهره های گردنی با دو عنصر نخاع و ریشه های عصبی است که از نخاع خارج شده و به اندام فوقانی منتقل می شود .
دکتر کامرانی می افزاید : در اتوز گردنف انتشار درد تا قسمت های بالای شانه، وسط پشت بدن، کمر، بالای کمر و قسمت پس سری کشیده می شود ولی اگر آرتروز باعث فشار به روی ریشههای عصبی شود ، می تواند ایجاد دردهای انتشاری در مسیر عصب حتی تا نوک انگشتان کند و در صورت فشار به نخاع م یتواند ایجاد علائم دیگری همچون ضعف عضلات ، عدم توانایی در حرکت ظریف انگشتان کند .
این عضو هیات علمی دانشگاه ضربه ها ( شکستگی ها)، بیماریهای التهابی مفاصل و عفونت های مفصلی را از عاملان زمینه ای آرتروز ذکر کرده و ادامه می گوید: اگر شخص دچار عوامل زمینه ای آرتروز نشود، در سنین کم ، انتظار بروز آرتروز نمی رود بلکه با افزایش سن است که شانس ابتلا به این بیماری نیز بالا می رود .
گفتنی است ارتروز عارضه ای با روند طبیعی است و درمان آن نیز باید به صورت فیزیولوژیک (طبیعی) باشد و با تقویت عضلات اطراف ستون گردنی، می توان از این عارضه جلوگیری کد.
با ورزش و تقویت عضلات اطراف ستون قرات می توان جلوی حرکات نابه جای ستون مفصلی را گرفت و تا حدی مانع از درد شد.
دکتر کامرانی با اشاه به این مطلب، افرادی را که ورزش های سنگین و حرفه ای انجام می دهند را به دلیل استفاده بیش از حد از مفاصل شان، مستعد آرتروز می داند.
به گفته های وی ورزشکاران حرفای و آماتور به دلیل سنگینی و غیر حرفه ای بودن حرکات شان ، مستعد این عارضه هستند.
عوارض بدخیم
دکتر کامرانی می افزاید: اگر فشار روی نخاع صورت گیرد و شخص دیر به پژشک مراجعه کند، عواقب غیر قابل برگشتی همچون فلج اندام تحتانی، فلج مثانه و عدم توانایی در دفع ادرار و دستگاه گوارش رخ می دهد به گفته وی همیشه دردهای “پس سری” ناشی از آرتروز نیست و گاهی از اسپاسم است که حتی در سنین پایین نیز دیده می شود .
درمان بیماری
ورزش، فیزیوتراپی و استفاده از گردن بند طبی از مراحل درمان این بیماری است که اگر بیماری با این روش کنترل نشد، در مراحل پیشرفته احتیاح به عمل جراحی است و پزشک متخصص با خشک کردن مفاصل، دردی را که ن اشی از حرکت دو سطح ناهموار آرتروز به وجود می آید را متوفق می کند. این فوق تخصص با بیان این مطلب یاد آور می شود: در عمل جراحی، مهم ترین کارکرد”مفصل”، که “حرکت” آن است ، گرفته می شود و همین محدودیت باعث افزایش حرکت در مفاصل دیگر شده که ممکن است شروعی برای پیشرفت آرتروز در مفاصل مجاورش شود.
دکتر کامرانی رژیم غذایی حاوی سبزی ها و میوه های تازه را در جلوگیری از آتروز بسیار موثر دانسته و می گوید ک سیگار عامل مهمی در بروز آرتروز های ستون فقرات است .
چند راهکار
وی در پایان “ورزش” کردن را برای مفاصل ، مفید خوانده و می گوید: بهتر است کارمندان مستعد این بیماری جلوگیری از بروز بیماری، گهگاه نسبت به تغییر جهت دادن محل صفحه کلید، مانیتور و تغییر سطح صندلی خود اقدام کنند که روی آن راحت اند، چرا که قانون خاصی در خصوص بالش زیر سر به هنگام خواب وجود ندارد و تجربه می تواند در این خصوص به افراد کمک کند.
نرمش هاي کششي در محيط کار

قسمت عمده اي از وقت کارمندان در محيطي سربسته و با امکانات محدود براي تحرک جسمي سپري مي شود. تغييرات محيط کار و تنوع و ظايف و مأموريت هاي شغلي در کنار بسياري عوامل محيطي ديگر تأثير زيادي بر روحيه کارکنان و تلاطم فکري آنان مي گذارد. با اين حال تحرک فيزيکي و نرمش هاي کششي به عنوان عامل آرامش بخش و نشاط آور در محيط کار معمولاً مغفول مي ماند.
برخـلاف انتظار عمومـي، فعـاليت هاي کششي متناسـب بـا محـيط کار در رفـع بسـياري از مشـکلات نظـير سـردردهاي تنشـي، خسـتگي زودرس، تحريک پذيري بيش از اندازه و تشديد بيماري هاي مفاصل و عضلات بخصوص در دهه هاي چهارم و پنجم زندگي تا اندازه زيادي مؤثر است.
براي حل اين مشکل، پزشکان و متخصصان طب فيزيکي دو راهکار اساسي را پيش روي کارمندان قرار مي دهند:
راهکار نخست معطوف به طراحي صندلي و وضعيت قرارگيري ميز و کامپيوتر است به نحوي که کمترين انقباض در عضلات بدن ايجاد شده و بدن در وضـعيت خنثـي و طبيعي خـود اسـتقرار يابد. راهـکار دوم شـامل مجموعـه اي از توصـيه هاي حـرکتي بويژه نرمـش هاي کشـشي قـابل انجـام در محيط هاي کوچک براي حمايت از عضلات و مفاصل است.
وقتي پشت کامپيوتر و روي صندلي نشسته ايم لازم است فاصله کمر تا پشت صندلي پر باشد تا از خم شدن شانه ها به جلو جلوگيري شود. همچنين بايستي فاصـله نشـيمنگاه صـندلي از کف محل کار داراي ارتفاع مناسـب باشـد تـا مونيتور کامپيوتر دقـيقاً روبـروي چشـمان شـما قرار گيرد. در غير اينصورت مجـبور مي شـويد با خـم کردن گردن به عقـب به مـانيتور نگاه کنيـد که در طولانـي مـدت بـه مهـره هـاي اول و دوم گردنـي آسيب وارد مي نمايد.
چنانچه نتوانيد به آساني پاها را روي کف زمين قرار دهيد لازم است اين فاصله را با يک سکوي چوبي يا ابزار مناسب ديگري پر کنيد. نکته ديگر اين که در کار با کامپيوتر، اسـتفاده از موس هاي بزرگ بر انواع کوچک تر ارجـحيت دارد بويـژه در خانـم ها اسـتفاده از مـوس هـاي بزرگ، آسـيب و التهاب مچ دست را کمتر خواهد کرد.
نرمش هاي کششي مناسب در محيط کار:
1. گردن:
با قرار دادن کف دست روي سر، به آرامي سر را به سمت شانه همان دست بکشيد. اين کشش را حدود 10 ثانيه ادامه داده و براي هر شانه 2 تا 3 مرتبه تکرار کنيد.

 

2. شـانه ها و سينه:
در يک کنج اتاق ايستاده و يک پا را جلوتر قرار دهيد. آرنج و سـاعد هـر دسـت را روي يکي از دو ديـوار منتهـي به کـنج قـرار داده و 2 تا 3 مرتبه روي زانوي پايي که جلوتر است خم شويد تا حدي که در دست ها و سينه احساس فشار کنيد. اين فشار را 15 ثانيه ادامه دهيد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   15 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلود مقاله هنر بین النهرین

 

 

خط و نوشته را شايد بتوان مهمترين اختراع بشري در طول تاريخ دانست چرا كه نوشته ها مجراي انتقال اطلاعات و ثبت و ضبط تاريخ هستند. از سوي ديگر ظهور يك خط در يك جامعه كهن خود نشانه اي است از رشد فكري و علمي و فرهنگي مردم آن اجتماع ، سومريان با اختراع ، خط ميخي ، دوره اي را آغاز كردند كه به عنوان آغاز خط نويسي شهرت دارد. اين دوره با نخستين سلسله پادشاهي سومر يعني حدود 3000 تا 2500 ق.م مقارن بود و قدمت آن به پيش از سلسله پادشاهي مصر باز مي گردد. «خط ميخي» رواج خود را تا هزاره اول پيش از ميلاد همچنان حفظ كرد.
تصویر(1-3)

د- وجود شهرهاي مستقل كه از آنها با نام دولتشهر ياد مي شود نشاني از قدرت سياسي و مديريت شهري بوده است. در اين منطقه انتقال از زندگي و اقتصاد ساده كشاورزي و روستايي به نظام پيچيده زيست و اقتصاد متمركز شهري به سرعت انجام شد. از اين رو بين النهرين بستر اولين جوامعي بود كه نام تمدن (شهرنشيني) را شايسته خود ساخت. البته مي توان شكل گيري سريع شهرهاي بين النهرين را كه اغلب داراي ، استحكامات و برج و بارو در اطراف شهر بوده، نتيجه ي اوضاع خاص سياسي و تهاجمات مكرر نظامي دانست كه از ويژگي هاي اجتماعي تاريخ اين تمدن است.
«سفالگري»
سفالگري پيشرفته از مظاهر شهرنشيني هر تمدن كهن به شمار مي رود. اين صنعت از ابتدايي ترين شكل خود يعني ساخت ظروف از گل خام – تا نوع پيشرفته اش ، يعني كار بر روي چرخ سفالگري و كوره پر كردن مصنوعات – تحولاتي را طي نموده كه با رشد فكري و تسلط فني انسان هاي سازنده آن همراه بوده است. قدمت ابتدايي ترين نمونه ظروف گلين در بين النهرين به 8000 سال قبل از ميلاد بر مي گردد كه در كشورهاي كنوني ايران و سوريه يافته شده اند.
اين نوع ظروف ابتدايي را در آفتاب خشك مي كردند. در هزاره ي پنجم پيش از ميلاد با ظروفي روبرو هستيم كه بر روي چرخ سفالگري به طور حرفه اي و دقيق ساخته شده اند. اين چرخ ها با پا به حركت در مي آمدند.
بيشتر ظروف مكشوف از حفاري هاي بين النهرين داراي نقوش زيبا هندسي و يا نقش جانوران در قالب اشكال هندسي زيبا مي باشند. كودكان همواره قسمتي از (قسمت مهمي از) زندگي بشررا تشكيل مي داده اند. و بازي نقش مهم در جهان كودكان ايفا كرده است. بدين لحاظ است كه در ميان مصنوعات هنرمندان قديم به اسباب بازي هايي برمي خوريم كه از جنس هاي مختلف از جمله سفال، براي سرگرمي كودكان ساخته شده اند.

 

تصویر(2-3)

 

تصویر(3-3)

«معماري»
بهترين نمونه ي معماري بين النهرين همانند ديگر تمدن هاي باستاني به بناي معابد مربوط مي شود. دولتشهري هاي سومري قدرت خود را منتخب به خداي شهر مي دانستند و پادشاهان ، نماينده خدا بر روي زمين و پاسداران خزاين او محسوب مي شوند. در اديان سومري نوعي اتصال و هماهنگي ميان دين و دنيا يا به عبارت دگير اقتصاد و معنويت – وجود داشته است. اين ويژگي با شرايط خاص اجتماعي بين النهرين شخصيت داشت. بين النهرين بر خلاف همتاي معاصر خود يعني مصر (كه تاريخي آرام و ساكن داشت) همواره در افت و خيزهاي نظامي و سياسي بود. برج و بارو و استحكامات شهرها از همين امر حكايت مي كنند.
بديهي است كه ديني مستقل از مسايل روز نمي توانسته راهگشاي مردمي با شرايط خاص آن روز باشد. كاهنان و خدمه معابد ، ضمن اجراي آئين ها و مناسك دين ، مسؤول تنظيم و كتابت مخارج شهر بودند. مكتوبات بدست آمده از اين نسخ روزمره نخستين نمونه هايي است كه «خط» به خدمت حسابرسي و مثبت جزئي ترين پرداخت ها و دريافت ها و موجودي انبارها درآمده است.
معابد عظيم تمدن هاي بين النهرين را زيگورات مي نامند. زيگورات ها بناهاي بسيار عظيم و كوه مانندي بودند كه به لحاظ زيباي و عظمت چيزي از اهرام مصر كم نداشتند. قدمت زيگورات ها به حدود 3500 سال قبل از ميلاد باز مي گردد. معبد سفيد اوروك (تصوير 4-3) نمونه اي از اين معابد است كه نسبت به اهرام مصر قدمت بيشتري دارد. مصالح بناي زيگورات خشت خام بود و به همين دليل در قياس با معابد سنگي و آجري مصر از دوام كمتري برخوردار بوده اند. اما صرف نظر از نوع مصالح زيگورات ها از طرح زيبا ترين اين معابد است كه طرح آن را در تصوير (5-3) ملاحظه مي كنيد.
تصویر(4-3)

 

 

 

تصویر(4-3)
سنت ساخت زيگورات ها و دولتشهرها پس از سومريان ادامه يافت. در اواسط هزاره ي دوم پيش از ميلاد، آشوري ها پس از پايان يافتن اقتدار «اكد» (2180 – 2340 ق.م) و «بابل» به قدرت رسيدند. آنها نيز همانند سومريان بناهاي خود را با آجر مي ساختند اما از آنجا كه به محل استقرار آشوري ها ناحيه ي شمالي بين النهرين بود، و در اين ناحيه سنگ به وفور يافت مي شد اما شاهد استفاده از سخته سنگ هاي وزين و حجيم در قسمت هاي پائيني محوطه هاي مهم داخل بنا و دروازه ها هستيم رواج استفاده از سنگ، زمينه ي مساعدي براي خلق نقش برجسته ها و مجسمه هاي گوناگون بود. پادشاه آشور دستور داده بود كه در دو سوي دروازه هاي شهر پيكرهاي غول آسا و رعب انگيزي از شيران نعره زن بسازند و داخل محوطه نيز پر بود از نقش هاي بي مانندي كه از صحنه هاي نبرد سربازان امپراتوري كه همواره با سركوب دشمنان همراه بود.
زيگوارت هاي اين دوره بيشتر به شكل هرم هاي پلكاني نزديك شدند. زيگورات خرساباد كه به دستور سارگون دوم، امپراتور قدرتمند آشوري بنا شده بود. هفت سطح (پلكاني) داشته كه امروزه تنها چهار طبقه (سطح ) از آن باقي است. ارتفاع هر طبقه 5/5 متر بود و هر طبقه با رنگ جداگانه اي رنگ آميزي شده بود. مي توان تصور كرد كه اين معبد زيباي هفت رنگ نمايي دل انگيز به ارگ سارگون مي بخشيده است. در تصوير 6-3 طرحي از ارگ سارگون دوم را كه با استناد به بقاياي مكشوف تهيه شده، مشاهده مي كنيد. زيگورات هفت طبقه در قسمت فوقاني تصوير ديده مي شود. تصوير (7-3) نمونه اي بسيار عالي از هنر حجاري آشوري است كه روزگاري جزء پيكره همين ارگ بوده.
تصویر(6-3)

تصویر(7-3)

امپراتوري آشور در حدود قرن 7 پيش از ميلاد با هجوم اقوام مختلف دچار تزلزل شد و پس از افت و خيزهاي چند دوره كوتاهي از شكوفايي و اوج را تحت فرمانروايي «بخت نصر» گذراند. اين دوره كوتاه كه بين سال هاي 612 تا 539 ق.م قرار دارد به عهد حكومت «بابل نوين» مشهور است. در همين عهد نوع جديدي از معماري با آجر لعابدار رواج يافت.
«دروازه ايشتار» كه به دستور بخت نصر در بابل بنا گرديد نمونه اي عالي از روش نوين است كه بر ديوارهاي رنگين آن ( كه به آجرهاي لعابدار آبي و سبر و زرد و سفيد و سياه … مزين بود) نقش برجسته هاي انواع جانوران حقيقي و اسطوره اي ، چون شير و گاو واژه ها قرار داشته . هزاران آجر لعابدار دروازه ايشتار كه تا چندي پيش در اثر فروريختن، پراكنده و هريك به كناري افتاده بود. اكنون جمع آوري و بازسازي شده است. بناي بازساي شده دروازه ايشتار را در تصوير (8-3) مشاهده مي كنيد.
تصویر(8-3)

«پيكر تراشي»

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  19  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلود مقاله چالشهاي حقوقي ارسال برنامه ها بوسيلة ماهواره هاي پخش مستقيم

 در آغاز، امواج ارسالي ماهواره ها به صورت مستقيم نبود و اول ايستگاههاي زميني يا گيرنده هاي عمومي آن امواج را دريافت مي كردند و سپس براي گيرندگان خصوصي آن را پخش مي كردند. از اين طريق، دولت محل دريافت امواج ماهواره اي، صلاحديد خود را در مورد مضمون و متدهاي برنامه هاي با توجه به بافت كشور خويش و مقتضيات آن اعمال مي كرد.
پيشرفت
اما بعدها پيشرفت هايي در اين زمينه انجام شد به طوري كه براي گيرندگان خصوصي اين امكان فراهم شد كه برنامه هاي ارسالي از ماهواره ها را بطور مستقيم دريافت كنند و بدين ترتيب دخالت دولت در پالايش برنامه هاي دريافتي تا حد زيادي از بين رفت. برخي از دولتها كوشيدند در مقابله با پخش مستقيم برنامه هاي ماهواره اي، قوانين و مقررات داخلي جديدي تصويب كنند و در اين مقررات جديد به مجازات افرادي بپردازند كه تجهيزات دريافت برنامه هاي ماهواره اي را مورد معامله، نصب و استفاده قرار مي دهند.
برخي از متخصصان نيز به موازات اين برخورد تقينني، مقابله فني با گيرنده هاي برنامه هاي ماهواره اي را پيشنهاد كردند. ترديدي نيست كه اقدامات اينچنيني (صرف نظر از تبعات منفي آن در سطح داخلي و بين المللي، كه صرفاً متعرض گيرندگان برنامه هاي ماهواره اي مي شود، به زودي در مقابل پيشرفتهاي فني و فشارهاي اجتماعي رنگ مي بازد. حال بايد ديد كه دولت گيرنده برنامه هاي غير مجاز مستقيم چه اقامات متقابلي را مي تواند انجام دهد.
الف – درخواست توقف برنامه هاي غيرمجاز و ارجاع اختلاف به مراجع ذي صلاح، توسل به اقدامات متقابل در حقوق بين الملل، جنبه استثنايي و موقتي دارد و به لحاظ آثار و تبعاتي كه مي تواند در روابط دولتهاي ذي ربط، و نيز در سطح جامعه بين المللي ايجاد كند، بايد به عنوان آخرين حربه مورد توجه قرار گيرد.
به اعتقاد كميسيون حقوق بين الملل دولت گيرنده برنامه هاي غيرمجاز ابتدا بايد از دولت خاطي، تقاضاي جبران خسارت نمايد. اگر دولت خاطي به صورتي ناموجه و غيرقانوني از جبران خسارت سرباز زند در آن صورت دولت گيرنده برنامه هاي غير مجاز مي تواند به اقدامات متقابل دست بزند.
مادة 48 طرح پيش نويس كميسيون حقوق بين الملل در مورد مسئوليت دولتها بيان مي دارد:
دولت زيان داده قبل از اتخاذ اقدامات متقابل، بايد مذاكره با دولت متخلف را مطمح نظر قرار دهد و در صورت وجود مرجع ذيصالح، حل اختلاف را بدان ارجاع دهد. دولت متضرر بايد به صورت مؤثر و قاطعانه درخواست جبران خسارت خود را مطرح نمايد. البته در اين طرح نيازي به تعيين نوع اقدام متقابل نمي باشد و همچنين دولت متضرر به هنگام درخواست جبران خسارت بايد رفتاري منطقي از خود نشان بدهد تا باعث نشود كه اجراي تقاضاي وي بدون جواب بماند.
دولت گيرنده برنامه هاي غيرمجاز مي تواند در صورتي كه پحش پارازيت مانع از دريافت برنامه ها در قلمرو خودش مي شود بدون مذاكره با دولت فرستنده راساً اقدام نمايد ولي اگر پخش پارازيت باعث اختلال در گيرنده‌هاي خصوصي ديگر مي نمايد نمي تواند از آن استفاده نمايد. دولت گيرنده برنامه هاي غيرمجاز اگر بخواهد اقدامات متقابل وسيع تري انجام دهد مثل انسداد اموال و دارايي هاي دولت فرستنده برنامه هاي ماهواره يا بايد با دولت فرستنده مذاكره نمايد.
اگر يك كانال ماهواره اي اختصاصاً براي كشور معين برنامه هيا غيرقانوين پخش نمايد درخواست توقف ارسال برنامه ها و دعوت به مذاكره ضرورت بيشتري پيدا مي كند و اگر دولت فرستنده برنامه هاي غيرمجاز درخواست دولت گيرنده برنامه هاي غيرمجاز را اجابت نمايد باعث مي ود كه دولت گيرنده هزينه هاي سنگين براي پخش پارازيت ننمايد.
ب) اقدامات متقابل متناسب
هنگامي كه دولتي تعهدات بين المللي خود را نقض مي نمايد در برابر آن نقض تعهد، اقدام به هرگونه اقدامات متقابل در برابر وي وجود ندارد بلكه در نظام بين المللي برخي از اقدامات متقابل ممنوع، ممنوع شناخته شده اند.
ماده 5 پيش نويس كميسيون حقوق بين الملل در بارة مسئوليت دولتها بيان مي‌دارد:
دولت زيان ديده در مقام اقدام متقابل به اعمال زير متوسل نخواهد شد:
1- تهديد يا استفاده از زور بدان نحو كه بوسيله منشور ملل متحد ممنوع شده است.
2- اعمال فشار اقتصادي يا سياسي فوق العاده كه هدف از آن به مخاطره افكندن تماميت ارضي يا استقلال سياسي دولت مرتكب عمل متخلفانة بين المللي باشد.
3- هر رفتاري كه ناقض مصونيت مأموران، اماكن، آرشيو و اسناد ديپلكاتيك و كنسولي باشد.
4- هر رفتاري كه تخطي از حقوق اساسي بشر به شمار آيد.
5- هر رفتار ديگري كه با نورم تخلف‌ناپذير حقوق بين‌الملل عام مغاير باشد.
به هر حال، هدف اقدامات متقابل نه مجازات دولت متخلف، بلكه جبران خسارات وارده مي باشد و از طرف ديگر، براي اقدامات متقابل مشروع نيز نوعي محدوديت وضع شده است تا مبادا به لحاظ نابرابري دولتها از حيث توان اقتصادي، نظامها، سياسي و …، اقدام متقابل به حربه اي مناسب براي سوء استفاده دولتهاي قدرتمند و پايمال كردن حقوق دولتهاي ضعيف تر مبدل شود.
در پخش مستقيم برنامه هاي ماهواره اي نيز اقدامات متقابل بايد با عمل متخلفانة اصلي متناسب باشد. دولت دريافت كننده برنامه هاي غيرمجاز حق دارد با توسل به اقدامات متقابل از حقوق خود محافظت نمايد و دولت فرستندة برنامه هاي غيرمجاز را وادار به جبران خسارت نمايد.
هدف از اقدامات متقابل در مقابله با پخش برنامه هاي غير مجاز حمايت از دولت گيرنده برنامه ها مي باشد و چنانچه دولت متخلف با اقدامات متقابل اوليه دولت گيرنده برنامه هاي غيرمجاز راضي به پرداخت جبران خسارت نشد دولت گيرنده مي تواند اقدامات متقابل بيشتري را اتخاذ نمايد. در اين رابطه دولت متضرر علاوه بر پخش پارازيت، انسداد اموال دولت خاطي مي تواند تعليق برخي از تعهدات خود را در قبال وي مورد توجه قرار دهد.
در مورد پخش پارازيت توسط دولت گيرندة برنامه هاي غيرمجاز بايد به نكات زير توجه نمايد:
1- به علت بالا بودن قيمت ماهواره ها و وسايل مربوط به آن نبايد دولت متضرر به خود ماهواره صدمه وارد كند چون باعث مي‌شود كه بين روابط دو كشور تأثير بسزايي بگذارد.
2- در صورتي كه برنامه هاي غيرمجاز فقط براي يك كشور خاص پخش مي شود در ابتدا دولت متضرر بايد با دولت خاطي مذاكره نمايد ولي چنانچه دولت خاطي درخواست دولت متضرر را در مورد توقف برنامه ها و جبران خسارت اجابت نكرد، دولت متضرر مي‌تواند اقدامات متقابل شديدتري را اتخاذ نمايد و اگر پخش پارازيت به لحاظ فني باعث سلب قابليت استفاده كانال ماهواره اي ذي ربط دولت كل انسپاندر شود مسئوليتي متوجه او نخواهد بود.
3- در صورتي كه برنامه هاي غيرمجاز براي كشور خاصي پخش نمي شود، علاوه بر اينكه بر درخواست توقف پخش اثر چنداني مترتب نيست بلكه اقدام دولت متأثر نيز به لحاظ فني به صرف ابجاد اختلال و جلوگيري از دريافت برنامه ها در سرزمين خود محدود شود.

مسئوليت بين المللي خسارات مادي ناشي از ماهواره
يكي از مفاهيم اساسي و اوليه در مورد خسارت و مسئوليت. آن است كه باعث صدمه يا خسارت شده، مسوول است و ملزم به جبران خسارت. صدمه يا خسارت ممكن است از پرتاب. پرواز و بازگشت اجسام فضايي يا اجزاي آنها ناشي شود به همين خاطر مسووليت بين المللي براي فعاليتهاي فضايي از زمان شروع عصر فضا اولويتي خاص داشته اند.
همان طور كه مي دانيم خسارات ناشي از فعاليتهاي فضايي دامنه اش خيلي وسيع تر از ديگر فعاليتهاي انساني مي باشد.
از سال 1959. موضوع مسئوليت خسارت يا صدمه ناشي از سفينه هاي فضايي در جهان مطرح شد و دو ماده در مورد مسئوليت بين المللي دولتها راجع به فعاليتهاي فضايي به تصويب رسيد.
در نهايت. بعد از مباحث فراوان و كارشناسي دقيق. كنوانسيون مربوط به مسئوليت بين المللي خسارات ناشي از اجسام فضايي. در 29 مارس 1972. در 28 ماده به امضا رسيد. اين كنوانسيون در اول سپتامبر همان سال لازم الاجرا شد و اينك 80 كشور و سازمان بين المللي (آژانس فضايي اروپا و سازمان اروپايي ماهواره يا مخابراتي) عضو آن هستند. دولت ايران در 13 فوريه 1974 به عضويت اين كنوانسيون درآمد.
الف- قلمرو مباني مسئوليت:
از لحاظ قلمرو مسئوليت هيچ گونه محدوديت سرزميني براي اعمال كنوانسيون مسووليت وجود دارد. اگر محل بروز خسارت در سطح زمين باشد و هم كشور پرتاب كننده و هم كشور متضرر عضو اين كنوانسيون باشند. بر اجراي كنوانسيون تاثير نمي گذارد اما اگر در هر جاي ديگر (جز سطح زمين) باشد، كنوانسيون مسئوليت فقط تا جايي اعمال مي شود كه عامل خسارت. شيئي فضايي باشد كه به هواپيماي در حال پرواز. جسم فضايي ديگر و يا به اشخاص و اموال موجود در چنين شي فضايي. خسارت وارد كرده باشد.
كنوانسيون در مورد تعريف شي فضايي ساكت است اما از تعاريف پيش نويس كمينه فرعي در مورد شي فضايي چنين استنباط مي شود كه شيئي است كه براي حركت در فضاي ماوراي جو طراحي شده باشد.
در مورد قلمرو كنوانسيون مسئوليت دو محدوديت وجود دارد. كنوانسيون مزبور به صراحت مقرر مي دارد كه مفاد آن به خسارات ناشي از شي فضايي كشور پرتاب كننده در موارد زير تعميم نمي يابد:
1- خسارات وارده به اتباع كشور پرتاب كننده
2- خسارات وارد به اتباع بيگانه, در طول زماني كه آنها در عمليات آن شي فضايي شركت مي كنند از زمان پرتاب آن يا در هر مرحله اي بعد از آن تا فرود‌, يا در طول زماني كه آنها به خاطر درخواست كشور پرتاب كننده, در مجاورت مستقيم پرتاب طرح ريزي شده يا منطقه معين شده باشند.
اما اگر خسارت به وسيله شي فضايي ديگري از كشور پرتاب كننده ايجاد شده باشد, كنوانسيون اعمال خواهد شد. زيرا در اين حالت نمي توان گفت كه اتباع خارجي ريسك خسارت را پذيرفته اند, زيرا آنها از ريسك اخير مطلع نبوده اند.
كنوانسيون در مورد تمام اجسام فضايي اعمال مي شود و نمي توان هواپيماهاي دولتي را از حيث مسئوليت از آن جدا دانست.
ماده 2 كنوانسيون مقرر مي دارد: كشور پرتاب كننده مطلقاً مسوول پرداخت غرامت براي خسارت ايجاد شده بوسيله اجسام فضايي اش در سطح زمين يا به هواپيماي در حال پرواز است. (مثلاً به شي فضايي ديگري در فضاي ماوراي جو خسارت وارد شده باشد.
ماده 3 كنوانسيون مقرر مي دارد: اگر محل خسارت مكاني به غير از زمين باشد, كشور پرتاب كننده در صورتي مسئول است كه خسارت به علت تقصير آن كشور, يا تقصير اشخاصي باشد كه آن دولت مسئول اعمال آنهاست.
اصل مسئوليت مطلق در مورد خسارات ايجاد شده به وسيله شي فضايي در سطح زمين يا به هواپيماي در حال پرواز, حاكي از آن است كه براي نخستين بار يك موافقت نامه بين المللي, چنين مسئوليتي را به طور مستقيم و به صراحت متوجه دولتها كرده است.
بر اساس رژيم مسئوليت مطلق, كشورها تحت هر شرايطي (حتي فورژماژور) مسئول هستند و اين كنوانسيون براي جبران خسارت سقف معين نكرده است و اين كنوانسيون بر دولتها مسئوليت مطلق تحميل كرده است, نه بر متصديان خصوصي, و اصولاً كشوري كه قادر است به تنهايي يا با مشاركت ديگران سفينه اي را به فضا پرتاب كند, خواهد توانست از عهده جبران خسارت وارده نيز برآيد.
ب) مفهوم خسارات ناشي از ماهواره ها
براي دريافت خسارت, مدعي بايد اثبات كند كه به واسطه جسمي فضايي متحمل خسارت شده است. ماده 1 بند الف كنوانسيون بيان مي كند: واژه خسارت به معناي از دست رفتن حيات, صدمه شخصي يا ديگر آسيبها به سلامتي, اتلاف يا خسارت به آن است. با توجه به اين ماده چنين استنباط مي شود كه تمام صدمات وارده به اشخاص خواه با زيان فيزيكي يا رواني مهم, مشروط به آنكه, دست كم سلامتي شخص را مخدوش نمايد را در بر مي گيرد.
كنوانسيون در مورد اينكه دعاوي مطروحه, خسارات مستقيم و غير مستقيم هر دو را در بر مي گيرد يا خير, مسكوت مي باشد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  19  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلود مقاله معنا و ماهيت عهد و ميثاق

 

 

ميثاق معناي مصدري دارد و در لغت به معناي تأييد كردن و استوار ساختن است. ميثاق يا از ناحيه خداوند است كه متعهد به انزال كتب و آيات است و يا از ناحيه بندگان است كه چون استعداد و توانايي پذيرش آن را دارند، مقر به اين قبول‌اند و در نتيجه ملتزم به آن (تفسير القرآن الكريم،2/246). اخذ ميثاق به عنوان حجت بالغه الهي است و هدف از گرفتن آن اتمام حجت خداوند بر انسانهاست. عهد به معناي پيمان و قرارداد است و بر هر چيزي اطلاق مي‌شود كه مورد تعهد است مانند وصايا، سوگندها، نذورات و اوقاف. در معناي عهد الهي اقوال گوناگوني وجود دارد و صدرا به سه قول اشاره مي‌كند: 1- آنچه در عقول نهاده شده است، يعني استعداد و توانايي درك براهين و دلايل اقامه شده‌اي كه در اثبات صحت توحيد خداوند و صدق پيامبرش، به كار برده مي‌شود. معناي آيات و أشهدهم علي أنفسهم ألست بربكم، قالوا بلي (اعراف/172) و نيز اوفوا بعهدي اوف بعهدكم (بقره/40) همين است، يعني پيماني كه خداي سبحان به وسيله عقل و فطرت كه حجت باطني بين خدا و عبد است، از انسان گرفته است. 2 – مراد پيماني است كه خداوند از مردم، پيش از تعلق به ابدانشان، از آنان گرفته، يعني هنگامي كه به صورت ذرات ريزي از صلب آدم (ع) آنان را بيرون آورد. و معناي أشهدهم علي أنفسهم (اعراف/172) همين است. يعني همان پيماني كه در عالم ذر از انسانها گرفته شده است. صدرا در اينجا پس از بيان اين دو قول تذكر مي‌دهد كه اين قسم بازگشت به وجه اول دارد.
3 – منظور همان است كه آيه شريفه و اقسموا بالله جهد ايمانهم لئن جائتهم نذير ليكونن أهدي من أحدي الامم فلما جاءهم نذير مازادهم الا نفورا (فاطر/ 42) دلالت بر آن دارد. پس هنگامي كه بدانچه بر آن سوگند خورده‌اند، انجام نمي‌دادند و هدايت نمي‌يافتند، عهد و پيمان را شكستند. شايد مراد همان پيماني باشد كه خداوند از امتهاي قبل گرفت تا به نبوت پيامبر خاتم (ص) ايمان بياورند و لذا آنان كه ايمان نياوردند در واقع نقض عهد كرده‌اند و پيمان شكن‌ مي‌باشند. اين قول مرجوحي است، چون اختصاص به گروه خاصي دارد كه مورد سرزنش قرار مي‌گيرند به واسطه آنچه به اختيار خودشان ملتزم به آنند برخلاف گروه اول، زيرا شامل هر كافر و گمراه شونده‌اي مي‌شود. اينان مستحقق سرزنش‌اند چون عهدي را شكستند كه خداوند آن را با دلايل آفاقي و انفسي و شواهد برهاني و دلايل بين و روشني كه به واسطه كتب و پيامبران، فرو فرستاد و به همراهي آنچه در عقول به امانت سپرده بود، محكم و استوارش ساخت (تفسير القرآن الكريم، 2/241).

 

عالم ذر چيست؟ و در کجا است؟
پاسخ: در قرآن مجيد سخن از يک پيمان، عهد، ميثاق و گواهي به ميان آمده است که خداوند از انسانها گرفته است. روشن‌ترين آيه‌اي که بر اين حقيقت دلالت دارد، آية 172 سورة اعراف است که به «آية ذر» معروف شده است. اين آيه دقيق‌ترين معني و شگفت‌ترين نظم را دارد.[1] آيات ديگري نيز مفسر همين حقيقت معرفي شده‌اند.[2]
خداوند در قرآن مي‌فرمايد: ]وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلي‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ[؛[3] «به ياد آور زماني را که پروردگارت از پشت [و صلب] فرزندان آدم، ذرية آنها را بر گرفت و آنان را گواه بر خويشتن ساخت [و فرمود]: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آري، گواهي مي‌دهيم. [چرا چنين کرد؟] براي اينکه در روز رستاخيز نگوييد ما از اين غافل بوديم.»
از آنجا که در اين آيه سخن از ذريّۀ (فرزندان خردسال) آدم ـ عليه السلام ـ به ميان آمده، از اين آيه به «آيه ذر» ياد مي‌کنند و به خاطر کلمة «ألست» به «پيمان ألست» معروف است. همچنين لفظ ذريّه در قرآن نوزده بار وارد شده که درتمام موارد نسل انسان مراد است.[4]
در تفسير اين آيه دربارة اينکه عالم ذر چگونه، در کجا و حضور فرزندان آدم ـ عليه السلام ـ چگونه بوده، احاديث و به دنبال آن سخن دانشمندان گوناگون است.
در اينجا به بيان دو ديدگاه بسنده مي‌شود:
اول. منظور از اين عالم و اين پيمان «عالم استعدادها» و «پيمان فطرت» است؛ به اين معني که هر گاه فرزندان آدم به صورت نطفه از صلب (پشت و کمر) پدران به رحم مادران که بيش از يک ذره نيستند، منتقل مي‌شوند، خداوند استعداد و آمادگي فهم و شناخت ربوبيّت و توحيد را به آنها مي‌دهد؛ يعني هم در نهاد و فطرتشان اين سرّ الهي به صورت يک حس درون ذاتي به وديعه گذارده مي‌شود و هم در عقل و خردشان به صورت يک حقيقت خود آگاه.
خداوند در طول زندگي دنيايي آثار صنع و نشانه‌هاي يگانگي خود را به انسان نشان مي‌دهد و آنان را بر اين امر گواه مي‌‌گيرد. گويا مي‌فرمايد: ]أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ[ و انسانها با زبان حال پاسخ مي¬دهند: ]بَلي‏ شَهِدْنا[. پس در اينجا پيمان تکويني است و سخن گفتن مانند خبر دادن رنگ رخساره از وضعيت دروني شخص است.[5]
بنا بر اين بيان، مراد از عالم ذر همان فطرت انساني است. انسانهاي بدوي و متکامل در اين احساس مشترکند که همه مربوب و خداوند ربّ آنهاست.[6]
پس انسانها هرگز از اين پيمان و شناخت غافل نبوده و نيستند؛ لذا خداوند در قيامت عليه همة انسانها احتجاج مي‌کند. برخي روايات موافق اين نظر است.[7]
دوم. مرحوم علامه طباطبايي نظرية خويش را اين گونه تبيين مي‌کند: «عالم «ذر» روح اين عالم است که آن را «عالَم غيب» نيز مي‌گويند. توضيح اينکه هر موجودي دو وجه (صورت و جنبه) دارد: وجهي به سوي خدا که زمان و تدريج در آن راه ندارد و وجهي به سوي ديگر که در آن تدريج و زمان راه دارد. خداوند متعال مي‌فرمايد: ]إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ کُنْ فَيَکُون[ ؛[8] «[خداوند] وقتي بخواهد چيزي را ايجاد کند، به آن مي‌گويد: موجود شو! بي‌درنگ به وجود مي‌آيد.» «کُن» هم امر (دستور) است و هم مخاطب درست کن. پس کلمة «کُن» از طرفي وجود شيء و از طرفي ايجاد شيء است و اين موجود منبسط يک وجه‌ الي الله دارد که عالم ذرّ است و همان موجود يک وجه ديگر دارد که همين دنياي ظاهر است. بنابراين، عالم ذرّ اين عالم مسلوب نيست.»[9]
مي‌توان ريشه‌هاي سخن علامه طباطبايي را در تفسير کنز الدقايق پيدا کرد.[10]
پيمان از چه بود؟
از آية ذر به دست مي‌آيد که مفاد پيمان گواهي بر پذيرش پروردگار ]ألَسْتُ بِرَبِّکُمْ[ [11] و بر پذيرش توحيد بوده است ]أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَکَ آباؤُنا[ [12] و برخي روايات اين پيمان را به فطرت نيز مي‌کشانند: « اَلدِيْنُ الْحَنِيفُ وَ الْفِطْرَةُ وَ صِبْغَةُ اللَّهِ وَ التَّعْرِيفُ فِي الْمِيثَاقِ؛ [13]دين حنيف و فطرت و صبغة¬الله و تعريف همان است که [خدا] در ميثاق [يعني در پيماني که خدا با روح بشر بسته، بشر را با آن آشنا کرده] است.»[14] رواياتي نيز اعتراف به نبوت رسول اکرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و امامت حضرت علي ـ عليه السلام ـ را جزء پيمان عالم ذر معرفي مي‌کنند.[15]
پيمان براي چه بود؟
از آية ذر دو هدف اصلي براي اين پيمان به دست مي‌آيد:
می دانید که در بعضی از فرقه ها و مذاهب شرقی مثل « آیین بودا» به تناسخ ارواح معتقد هستند . ایشان معتقدند که روح انسان تا رسیدن به تکامل ، در چرخه دنیای مادی ( سمساره ) باقی می ماند . یعنی اگر انسان در طول زندگی مادی خویش ، روحش را به تکامل نرسانده باشد ، بعد از مرگ روح وی در جسم دیگری ( شامل انسان و یا حیوان ) مجددا وارد شده و زندگی دیگری را شروع خواهد کرد و این چرخه آنقدر ادامه خواهد داشت تا روح به تکامل رسیده و دیگر پس از مرگ مجبور نباشد برای رسیدن به تکامل دوباره به عالم ماده برگردد . چنین روحی به « نیروانا» میرسد.
مهترین نتیجه ای که از این نظریه گرفته میشود قانون « کارما » است . بر طبق این قانون نتیجه تمام اعمال ما ، به خود ما برخواهد گشت و از طرف دیگر تمام اتفاقاتی که در زندگی فعلی ما رخ می دهد ، نتیجه اعمال خود ماست چه در این دنیا و چه در زندگی های پیشین . برای مثال شخصی که دچار بیماری صعب العلاجی مثل سرطان می شود ، به دلیل اعمالی است که در زندگی قبلی خود در این عالم ، انجام داده است .
این نظریه امروزه در بین فرقه ها و نحله های عرفانی سراسر جهان رایج است ، و البته گرچه کاملا صحیح نیست اما رگه هایی از حقیقت در آن وجود دارد .
واقعیت این است که روح عوالم دیگری را قبل از حلول در جسم کنونی خویش ، پشت سر گذاشته است ، اما نه به شکلی که معتقدین به تناسخ ، قائل شده اند .
در اسلام چنین بیان شده است که ارواح قبل از حلول در اجساد کنونی خویش در « عالم ذر » زندگی می کرده اند و قبل از آن هم در « عالم ارواح » .
مدت عالم ارواح دو هزار سال بوده است و پس از آن ، ارواح به عالم ذر و یا « عالم میثاق » وارد شده اند ، که در آن عالم خداوند عهدها و میثاقهایی را از ارواح گرفته است . در این مورد روایات و احادیث معتبری وجود دارد که در صورت نیاز ذکر خواهم کرد .
اعتقاد بیشتر علماء شیعه و سنی بر این است که در عالم ذر ، روح در بدنهای ذره ای بسیار کوچکی ولی با همین مشخصات که امروز در دنیا دارد زندگی می کرده است و آنچنان که ما امروز با این بدنهای دنیوی زندگی می کنیم ، آنها هم در عالم ذر زندگی می کرده اند و با هم معاشرت نیز داشته اند و همینطور که ما امروزه صاحب اختیار هستیم ، انان نیز صاحب اختیار بوده اند . حلول روح در اجساد این عالم نیز نه بر حسب تصادف که بر اساس اعمال و سایر عواملی است که در عالم ذر بر ارواح حاکم بوده است .
ضمنا از آیات و روایات چنین استفاده می شود که ارواح انسانها در عالم ذر با افراد و مکانهایی برخورد داشته اند و صاحب معارفی بوده اند که همزمان با تولد شخص در این عالم ، فراموش می شود . این است علت اینکه گاهی با کسانی برخورد می کنیم و یا در مکانهایی می رویم که برایمان آشناست .
نکته جالب دیگری که در این مورد هست این است که انسان در عوالم قبل صاحب علوم بسیار و معارف بزرگی شده است که قسمتی از آن امروز به صورت غریزه و فطرت و عقل در او جلوه می کند و همچنین به دلیل اختیاری که داشته است ، توانسته است در راه حق و یا باطل سیر کند و در آن عالم نیز ارواح با ادیان و مذاهب و عقاید گوناگون زندگی می کرده اند و بر همان اساس در این عالم ، در محیطی متناسب با زندگی قبلشان متولد می شوند . ( در چهار ماهگی زمان حمل ، روح وارد جسم می شود )
در پایان ذکر این نکته ضروری است که گرچه انسان شرایط و مقتضیات هدایت و یا ضلالت را از عالم قبل به این دنیا آورده است ، اما در این دنیا نیز در انتخاب راهش کاملا آزاداست و به همین دلیل است که در اسلام بیشتر در مورد عوالم بعد از این حیات دنیوی صحبت شده است تا در مورد عوالم قبل از این عالم .
« و اوفوا بعهدالله اذا عهدتم و لا تنقضواالایمن بعد توکیدها و قد جعلتم الله علیکم کفیلا ان الله یعلم ما تفعلون * و لاتکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوة انکثا »
« و به عهد الهی چون پیمان بستید ، وفا کنید و سوگندهایتان را پس از موکد داشتن آنها ، مشکنید ، حال آنکه خداوند را بر خود ضامن گرفته اید ، بی گمان خداوند به آنچه می کنید آگاه است * و همانند آن زنی مباشید که پشمهایش را که می بافت ، پس از محکم داشتن ، رشته رشته وا می تافت »
در مورد «عالم ذر» در ميان دانشمندان، مفسران، متكلمان و ارباب حديث، گفت و گوهاى زيادى واقع شده است، و اين نشانگر پيچيدگى موضوع (عالم ذر) مى‏باشد.
خداى سبحان در قرآن كريم مى‏فرمايد: … و اذ اخذ ربّك من بنى آدم من ظهورهم ذرّيتهم و اشهدهم على انفسهم الست بربكم…؛ به خاطر بياور زمانى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم «ذريّه» آنها را برگرفت، آنان را گواه بر خودشان گرفت و از آنها پرسيد: آيا من پروردگار شمانيستم، آنان همگى گفتند: آرى، ما گواهى داديم، اين كار را خداوند به خاطر آن انجام داد كه در روز قيامت نگوييد ما از اين موضوع توحيد و معرفه الله غافل بوديم، (اعراف، آيه 172).
حال اين ظهور و بروز (در عالم ذر) كه واقع شده و به چه صورت انجام گرفته است و منظور از عالم ذر چيست؟
1. محدّثان در پاسخ مى‏گويند: در بعضى از احاديث آمده است: فرزندان آدم تا پايان دنيا به صورت ذرّات كوچكى از پشت آدم خارج شدند و فضا را پر كردند؛ در حالى كه داراى عقل و شعور بودند و قادر بر سخن و تكلم بودند. خداوند آنان را مخاطب قرار داد آيا من پروردگارشما نيستم (الست بربكم)؟ همگى در پاسخ گفتند. آرى (بلى) به اين ترتيب پيمان نخستين بر توحيد گرفته شد».
2. گروهى از مفسران مى‏گويند: منظور از «ذر»، ذرات نخستين وجود انسان (نطفه) از پشت پدران به رحم مادران انتقال يافت و به تدريج در عالم جنين به صورت انسان كاملى درآمد و همان حال خداوند استعدادهايى به او داد كه بتواند حقيقت توحيد را درك كند. از اين روعالم ذر عالم جنين است و سؤال و پاسخ به زبان حال صورت گرفته است.
3. منظور از عالم «ذر» عالم «ارواح» است؛ يعنى، خداوند در آغاز ارواح انسان‏ها را آفريد و مخاطب ساخت و از آنان اقرار بر توحيد گرفت.
4. منظور از «ذر» اجزاى بسيار كوچك نيست؛ بلكه ذر به معناى ذريّه (فرزندان) است؛ خواه كوچك و صغير باشند يا بزرگ و كبير. بنابراين سؤال و جواب در ميان انسان و خداوند، به وسيله پيامبران به زبان «قال» مى‏باشد.
5. سؤال و جواب (در عالم ذر) بين انسان و خداوند، به زبان حال، صورت گرفته است؛ آن هم بعد از بلوغ و كمال و عقل.
6. علاّمه طباطبائى مى‏گويند: موجودات داراى دو نوع وجودند، يك وجود جمعى در نزد خدا ـ كه در قرآن به عنوان ملكوت از آن ياد شده است ـ و ديگر وجودات پراكنده كه با گذشت زمان به تدريج ظاهر مى‏شوند. به اين ترتيت عالم انسانيت دنيوى، مسبوق به عالم انسانيت ديگرى است كه در آن جا هيچ موجودى محجوب از پروردگار نيست و با شهود باطنى او را مشاهده كرده و به واحديت. او اعتراف مى‏كند و سؤال و جواب در عالم «ذر» مربوط به آن جا مى‏شود، (الميزان، ج 8، ص 320 – 333)
آيه ميثاق از آياتي است كه مفسران , سؤال هاي زيادي درباره ي آن مطرح كرده اند كه مفسران بيان فرموده اند, به شرح ذيل است :
1. اين ميثاق الهي در چه عالمي انجام گرفته است ؟
2. اين پيمان , در چه شرايطي واقع شده است ؟
3. آيا اين عهد به صورت دسته جمعي بوده است , يا تك تك انسان ها حضور داشته اند؟ پيش از آن كه به آراي صاحب نظران اشاره كنيم , لازم است توجه كنيم گرچه نكات مبهم و دقيقي در اين بحث وجود دارد ولي اين آيه به روشني دلالت مي كند كه خدا با فرد فرد انسان ها مواجهه داشته و به آن ها گفته است : «آيا من خداي شما نيستم ؟» آن ها گفته اند: «آري , تويي خداي ما».
منشاء ابهام در اين است كه ما خودمان چنين چيزي به خاطر نداريم . برخي از اين مطلب روشن , نتيجه اي جالب گرفته اند و گفته اند كه چنين مكالمه ي حضوري و عذربراندازي كه خطاي در تطبيق را هم نفي مي كند, جز با علم حضوري و شهود قلبي حاصل نمي شود; از اين رو, معرفتي كه در آيه به آن اشاره شده است , معرفتي شخصي خواهد بود, نه شناختي كلي كه با مفاهيم عقلي حاصل مي شود, تفاوت اولي با دومي در اين است كه در اولي شخص خالق و اوصاف آن همچون يگانگي و ربوبيت او مشخص مي گردد ولي در دومي تنها نفس خالق كلي , بدون تشخص معلوم
مي شود, (مصباح يزدي , محمدتقي : معارف قرآن , ج 2 – 1, ص 47 – 37)
آراي صاحب نظران درباره ي موطن ميثاق به قرار زير است :
1. اين نظريه ي عالم ذر مي گويد كه ارواح انسان ها قبل از تعلق به بدن , به ذرات ريزي تعلق گرفته است . آن ذرات با تعلق ارواح زنده و آگاه شدند. پس از آن , خداوند اين مطلب را ميثاق گرفت . بر اساس نظر اين گروه , آيه ناظر به عالم ذر است ; يعني خداوند از صلب آدم ذرات ريزي را استخراج كرد و با تعلق ارواح به آن ها از آنان عهد و پيمان گرفت . علامه مجلسي و آقا جمال الدين خوانساري به اين نظريه قائلند, (كيهان انديشه , شماره 58, مقاله نگاهي به عالم ذر از محمدحسن قدردان ).
نقد:
الف . اين نظريه با ظاهر آيه مخالف است ; زيرا آيه مي گويد كه خدا از صلب بني آدم ذريه ي آن ها را اخراج كرد, نه از صلب آدم .
ب . نظريه ي فوق مستلزم تناسخ است و تناسخ به حكم عقل باطل است ; زيرا بر اين اساس , تمام انسان ها يك بار به اين جهان گام نهاده اند و پس از يك زندگي كوتاه , از اين جهان رخت بربسته اند و بار ديگر به تدريج به اين جهان بازگشته اند. اين همان تناسخ است , (علامه طباطبايي : تفسير الميزان , ج 8, ص 327 – 325).
3. اگر اين پيمان با آگاهي كامل اخذ شده است , چرا كسي فعلا” از اين پيمان خبري ندارد؟, (سبحاني , جعفر: منشور جاويد, ج 2, ص 67).
2. برخي چون زمخشري , بيضاوي , شيخ طوسي , سيد قطب , علامه شرف الدين عاملي و ميرداماد و از معاصرين مانند استاد محمدتقي جعفري و ديگران قائلند كه اين آيه در مقام بيان واقع نيست , بلكه از طريق تمثيل به مسئله ي فطرت اشاره دارد به نظر اين ها منظور آيه اين است كه خداوند با اعطاي نعمت هاي بي شمار و اعطاي عقل به انسان , گويا توقع و انتظار دارد انسان در مقابلش تعظيم كند, و انسان هم طبق ذات و فطرت خود, به اين خطاب مجازي خداوند لبيك گفته است , (ر.ك : كيهان انديشه , همان ). نقد علما: مهم ترين اشكال آن , مخالفت با ظاهر كلام الهي
مي باشد; زيرا آيه با كلمه ي »اذ« كه علامت گذشته مي باشد, نازل گرديده است .
3. شيخ مفيد اصل عالم ذر را به صورت حقيقي و تكويني پذيرفته است ; ولي خطاب هاي رد و بدل شده خدا و انسان ها را به نحو حقيقي منكر شده و همه آن ها را به تمثيل و مجاز حمل كرده است , (كيهان انديشه , همان ).
نقد علما: انتقادهاي وارد بر نظريه هاي اول و دوم را بر اين نظريه هم وارد دانسته اند.
4. به اعتقاد علم الهدي عالم ذر واقعا” بوده است ; لكن تمام ذريه ي آدم در آن عالم حاضر نبوده اند, بلكه اختصاص به اولاد كفار دارد, (غرر الفوائد, سبزواري , ج 1, ص 20, چاپ سنگي ).
نقد علما:
1. اين نظريه با ظاهر آيه كه دلالت بر اخذ ميثاق از عموم دارد, مخالف است .
2. اگر تنها ميثاق اولاد مشركين مقصود بود, بايد به نحوي روشن ادا مي گرديد, (منشور جاويد, ج 2, ص 80).
5. استاد جواد آملي معتقد است كه مراد از آيه , بيان واقعيت خارجي است و خداوند متعال به لسان عقل و وحي و با زبان انبيا, از انسان ميثاق گرفته است ; يعني خداوند در برابر درك عقلي و رسالت وحي , از مردم پيمان گرفته است كه معارف دين را بپذيرند. وي در تاييد نظريه ي خود به 5 نكته اشاره مي كند و مي گويد: »اين معنا, تحميلي بر ظاهر آيه مورد بحث نيست ; زيرا براي عقل و وحي , نحوه اي تقدم نسبت به مرحله ي تكليف وجود دارد. لذا ظاهر كلمه »اذ« محفوظ مي ماند. منظور از نحوه ي تقدم , اين است كه اول پيامبران مي آيند و مقدمات پذيرش را فراهم مي كنند; سپس تكليف حادث مي شود.«, (جوادي آملي , عبدالله : فطرت در قرآن , ج 12, ص 137 – 122, مركز نشر اسرا).
نقد: اين نظريه به تأويل نزديك تر است تا تفسير; زيرا از اذهان همگان دور است . افزون بر آن , خطاب هاي آيه را طبق اين تفسير, بايد بر مجاز حمل كرد نه حقيقت .
علامه طباطبايي هم در نقد نظريه فوق مي گويد: »اگر منظور از اخذ ميثاق , همان زبان وحي باشد, مانند ساير احكام مي فرمود: »به مردم چنين ابلاغ كن «, نه اين كه بگويد: »شما به ياد بياوريد«, (تفسير الميزان , ج 8, ص 334).
6. علامه طباطبايي معتقد است كه مقصود آيه , جنبه ي ملكوتي انسان هاست ; يعني جاي شهود و اشهاد و موطن ميثاق , ملكوت انسان هاست , زيرا با توجه به ظاهر آيه كه فرمود »و اذ اخذ; يعني به ياد بياور«, استفاده مي شود كه اولا”, قبل از اين موطن محسوس , موطن نامحسوس ديگري وجود داشته است كه در آن جا ميثاق انجام گرفته است . ثانيا”, صحنه ي اخذ ميثاق بر نشئه ي حس و طبيعت مقدم است . ثالثا”, چون اين دو موطن با هم متحدند و از هم جدا نيستند, خداوند به انسان ملكي و مادي امر مي كند كه به ياد آن موطن ملكوتي باشند و وقتي به ياد آن موطن باشند, آن را حفظ مي كنند. نقد علما: اين نظريه در ميان علما مورد توجه جدي قرار گرفته است . آنان نظرهاي مختلفي درباره ي آن اظهار كرده اند كه مي توان از استاد جوادي آملي و استاد جعفر سبحاني و شهيد دكتر بهشتي نام برد.
براي طولاني نشدن مطلب , مي توانيد به منابع ذيل مراجعه كنيد:
جوادي آملي , فطرت در قرآن , ج 12, ص 129
سبحاني : منشور جاويد, ج 2, ص 76
علامه طباطبايي : تفسير الميزان , ج 8, ص 336 – 334
شهيد بهشتي , محمدحسين : خدا از ديدگاه قرآن , ص 48, نشر بعثت و كيهان انديشه , شماره ي 58
بحث درباره عوالم هستي بسيار است و عرفاء و فلاسفه در اين موضوع بسيار سخن گفته اند و تقسيمات متعددي نيز بيان کرده اند اما به طور خلاصه با استفاده از آيات و روايات مي توان سه عالم را اثبات کرد:
1. عالم دنيا که عالم مادي و تغيير و تحول است. از آن به عالم ملک هم تعبير مي شود.
2. عالم مثال که عالم برزخ است و احکام عالم مادي را ندارد، اما برخي از ويژگي هاي آن را دارد که از آن به عالم ملکوت هم تعبير مي شود.
3. عالم مجردات که عالم جبروت است که از آن به قيامت هم تعبير مي توان کرد.
اما کيفيت خلق اين عوالم به اين گونه است که خداوند متعال ابتداء مجردات تام را خلق کرد و به واسطه آنها عالم مثال و ملکوت را آفريد و در نهايت عالم مادي و ملک را خلق فرمود.
نگرش صدرا به عالم ذر و ميثاق
چكيده
صدرالمتألهين اهل بحث را از دريافت حقيقت و واقعيت چگونگي اخراج ذريه از صلب آدم به صورت ذرات ناتوان مي‌داند بدين دليل كه انسان مراتب مختلف بعث و حشر دارد، اما براساس نظام هستي شناسي صدرا افراد بشر پيش از ورودشان به دنيا، هويات عقليه‌اي دارند كه از پشت پدر روحاني عقلي‌شان بيرون آمده‌اند و همو پدر حقيقي مي‌باشد نه پدران جسماني، و مراد از «آدم» در آية ذر «پدر عقلي» همة افراد انسان است كه وحدت جنسي دارد. بنابر نظام معرفت شناسي وي، انسان حاضر در آن عالم، با مشاهدة حقيقت فقري و ربطي خويش به خدا به ربوبيت او و عبوديت خويش اقرار نموده و بر ربوبيتش ميثاق سپرده و خود شاهد آن ميثاق بوده است. وي پس از تقسيم افراد مورد خطاب آيه به سه دسته، بيان مي‌دارد كه اقرار و ميثاق هر كدام از آنها به حسب حال و مقامشان ناشي از سمع و بصر و فؤاد خاص آنهاست. مقاله حاضر پس از مطالعه درون ديني اين مسألة قرآني به اين نتيجه خواهد رسيد كه در مكتب حكمي صدرالمتألهين تفاوتي ميان فهم فلسفي و ديني وجود ندارد و استفادة وي از متون ديني به عنوان منبعي در كنار ساير منابع فني و تخصصي نبوده است تا تأثير آنها در آثار و افكارش تأثير منبعي باشد، بلكه تأثر وي از آنها يك نوع تأثر روي آوردي است كه به لحاظ روش شناسي نوعي كثرت‌گرايي روي‌آوردي است. از اين رو آنچه در اين روي آورد متعالي به دست مي‌آيد هم قابل عرضه به قرآن است و هم به برهان و هم به عرفان.

 

نفس انساني در همه احوال و مقامات خود ماهيت ثابتي ندارد، بلكه به موازات استكمال وجودي‌اش ماهيات گوناگوني را مي‌يابد و با آنكه وحدت شخصي و وجودي آن محفوظ است، مراتب وجودي مختلفي را سپري مي‌كند. اين مراتب و نشآت را مي‏توان به سه عالم كلي تقسيم كرد: 1. مرحله قبل از تعلق به بدن و عالم طبيعت. 2. مرحله طبيعت و تعلق به بدن. 3. مرحله پس از عالم طبيعت و مفارقت از بدن. نفس در هر يك از مراحل و مراتب، وجودي خاص با احكام و آثار ويژه‌اي دارد. البته تعدد اين مراحل به معناي تباين كامل آنها نيست بلكه ميانشان نوعي رابطه علت و معلولي است؛ زيرا تفاوت حقيقي علت و معلول در كمال و نقص است. پس نفوس در مرحله نخست و پيش از تعلق به ابدان در مرتبه علت وجودي خود در عالم مفارقات يك وجود جمعي عقلاني دارند. اين مدعاي صدرا مبتني بر يك اصل فلسفي است كه براساس آن هر معلولي در مرتبه علت تامه خود حضور دارد اما به عنوان نفس و جوهر كننده بدن منوط به حصول استعداد خاصي در ماده بدن است و وقتي شرايط مادي لازم فراهم بشود و بدن استعداد تامي براي پذيرش نفس يافت نفوس، جزيي شده وارد عالم طبيعت مي‌شوند و حدوث جسماني مي‌يابند و اين، مرحله دوم، تحقق آن در عالم طبيعت است. يعني نفس ناطقه از عالم تجرد تنزل كرده و در قوس نزول خود به عالم طبيعت مي‌رسد و در پرتو اكتساب فضايل و كمالات نفساني پس از استكمال در قوس صعود به عالم عقلي راه مي‌يابد و حتي بالاتر از عقل فعال رفته و با عقول عاليه متحد مي‌گردد. اين، مرحله سوم، وجود نفس انساني است.1 نظريه صدرا براساس مباني و اصول فلسفي تشكيك در وجود و حركت تكاملي و اشتداد در جوهر و نيز اتحاد مبدأ و منتهاست ( اسفار، 8/332-349،378).
مقاله حاضر در جستجوي كيفيت حضور انسان در مرحله و مرتبه اول است. به ويژه كه بنابر آيه شريفه و إذ أخذ ربك من آدم من ظهورهم ذريتهم و أشهدهم علي أنفسهم ألست بربكم قالوا بلي شهدنا أن تقولوا يوم القيامه أنا كنا عن هذا غافلين (اعراف/ 172) در صدد يافتن اين مسأله است كه در مكتب صدرا اين بُعد از ابعاد وجودي انسان چگونه تبيين مي‌شود؟ و چه تفاوتي يا اشتراكي با نگرش انسان شناختي فلسفه بحثي و عرفاني و قرآني دارد؟ آيا مي‌توان بينش و نگرش صدرا را حتي در اين مسأله قرآني، چند ضلعي دانست كه ضلع اصلي آن را انسان شناسي فلسفي، عرفان و قرآني تشكيل مي‌دهد؟
كيفيت حضور انسان در عالم ذر
به عقيده صدرا سخن در كيفيت اخراج ذريه از صُلب آدم به صورت ذرات، سخن عميقي است كه فهم آن اصلاً در توانايي اهل بحث نمي‌باشد و اذهان آنان از درك اين مسأله بسيار دور از حقيقت و واقعيت است؛ زيرا انسان مراتب مختلف بعث و حشر دارد. در دستگاه هستي شناسي صدرا، عالمي پيش از عالم طبيعت وجود دارد و نيز نحوه حضور انسان در اين عالم، وجود جمعي در عالم علم الهي است، چون هر معلولي در مرتبه علت خويش حضور دارد. آيات و روايات بسياري از ائمه (ع) در اين باره نقل شده است كه انسان كينونت و وجودي مقدم بر وجودش در عالم طبيعت و جسم دارد. صدرا همچنين به توجيهات گروهي از علما چون معتزله و متصوفه كه قائل به ثابتات خارجي و علمي‌اند و نيز قائلان به قدم ارواح انساني و استناد اين عهد و ميثاق به آنها به شدت مي‌تازد و بر اين عقيده است كه مراد افلاطون از قدم نفوس نيز همين است و امكان ندارد منظور حكيم دانشمند، تعين جزيي نفوس بشري پيش از بدن باشد زيرا مستلزم محالات بي‏شماري است (همان، /9/194). مقصود حكماي بزرگ از تقدم ارواح بر بدنها، تقدم نشئه عقلي و صورت قضاگونه و وجود علوي آسماني آنها در پناهگاه سرّ غيبت پيش از عالم شهادت، و كمر قضاء قبل از زهدان قدر، و عالم امر قبل از عالم خلق است و فرموده پيامبر اكرم (ص) كه “كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين” (ابن ابي‌جمهور، 4/121)و “ان الارواح جنود مجنده فما تعارف منها ائتلف و ما شاكر منها أختلف”(مصباح الشريعه، ب 47، ص 156) دلالت بر آن دارد و روايت نبوي “الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه” (شيخ صدوق،4/38، ح 5821) اشاره دارد به تقدم وجود انسان در معدن ذات خويش، يعني عقول مفارق‌هايي كه خزائن علم الهي است و نيز آيه شريفه ننشئكم فيما لاتعلمون (واقعه /61) صريحاً و آيه الذي يريك حين تقوم و تقلبك في المساجدين (شعراء /218-219) تلويحاً اشاره به آن دارد.
صدرا در اينجا به دفاع از سخن محققاني از اهل توحيد پرداخته، توضيح مي‌دهد كه مخاطب “ألست بربكم” حقيقت انسان موجود در عالم الهي و صقع ربوبي است، زيرا هر نوع طبيعي موجود در عالم طبيعت، واجد صورت مفارق عقلي و مثال نوري در عالم حقايق عقلي و مُثل الهي است كه همان مثال افلاطوني مي‌باشد و بنابر نظر حكماي رباني و عرفاني پيشين، همان صور موجود در عالم “علم الهي” است.همان كه ربّ النوع ناميده مي‌شود و در واقع هر رب‌ّالنوعي ملك موكلي است كه به اذن خداوند متعال حافظ افراد آن نوع است و همان صورت موجود نزد خداوند سبحان در عالم صور مفارقه و مُثل نوريه عقليه است كه نسبتش با او نسبت اصل به فرع و نور به سايه است.
تفاوت ميان حقيقت انسان و ساير حقايق موجود در عالم اين است كه هر يك از حقايق، مربوب اسمي از اسماي الهي است، اما حقيقت انسان مظهر اسم الله است كه جامع جميع اسماي الهي و مربوب آنهاست؛ چون هيچكس جز انسان نه توانايي تنزل از مقام خويش را دارد و نه استعداد ترقي از مقام نازله خود و رسيدن به حضرت الهيه را داراست و تنها حقيقت انسان است كه با صورت كوني خويش مستعد خلافت رباني و با صورت عقليه‌اش مستعد قبول عهد و پيمان الهي در آغاز و ابتداي قوس نزول هستي و وفاي به عهد در قوس صعود و نهايت سير استكمالي است. زيرا انسان است كه به جهت سير و تطورش در عوالم و مراتب گوناگون وجودي، توانايي صعود و هبوط دارد و در هبوطش با فرمان اهبطوا بعضكم لبعض عدو و لكم في الارض مستقر و متاع الي حين (بقره /36) از عالم قدس و جنت تنزل مي‌نمايد و در سير صعودش به جوار الله و مقام قاب قوسين و مكالمه حقيقي با خداوند سبحان، يعني مقام “من رآني فقد رأي الحق” (مجلسي، 79/243 ب 2) نايل مي‌شود. خداوند تنها بني آدم را قبل از حضورشان در عالم طبيعت مورد خطاب و تكلم خويش قرار مي‌دهد و آنان نيز پيش از تولد و حدوثشان، در پاسخ او “بلي” مي‌گويند. پس آنچه براي انسان روي داده است به واسطه وجود رباني است نه وجود انساني و نهايت اين مقام در سير صعودي نيز همان مقامي است كه خداوند سمع و بصر و لسان او مي‌شود. چنانكه در حديث قدسي آمده “كنت له سمعا و بصرا و لسانا بي يسمع و بي يبصر و بي ينطق” (نك: همان، 5/205) و سخن جنيد كه “النهايه هي الرجوع الي البدايه” اشاره به همين معناست.
بنابراين خلاصه نظر صدرا در كيفيت حضور انسان در عالم ذر چنين خواهد بود كه افراد بشر پيش از ورودشان به دنيا، هويتات عقليه‌اي دارند كه از پشت پدر روحاني عقلي‌شان بيرون آمده است و همو پدر حقيقي مي‌باشد نه پدران جسماني، زيرا آنان معدات و مبادي ابدان آنهاست نه ارواح و مراد از “آدم” در آيه ذر، پدر عقلي همه افراد انسان است كه وحدت جنسي دارد، چنانكه در خبر آمده “إن آدم أبا البشر2 عدد كثير هذا آخرهم” (ملاصدرا، شرح اصول كافي، ص 374، ذيل ح 338).

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  32  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلودمقاله مقایسه تحول جمعیت دانشجویان دانشگاه ازاد

 

 

 

 

چشم انداز 20 ساله دانشگاه هاي جهان
در هفتادمين اجلاس شوراي اجرايي انجمن بين المللي دانشگاه هاي جهان كه در شهر تيان جين چين با محوريت آموزش عالي و دسترسي آن براي همگان برگزار شد، مواردي نظير استراتژيك آينده IAU، وظايف فرهنگي و سياسي آن و چالش ها و فرصت هاي آموزش عالي مورد بحث و بررسي قرار گرفت. دكتر جاسبي عضو شوراي اجرايي انجمن بين المللي دانشگاه هاي جهان در تشريح مصوبات IAU گفت: در اين جلاس دو روزه 15 نفر از اعضاي اصلي، 10 نفر علي البدل و پنج نفر اعضاي دبيرخانه حضور داشتند كه مسائل مختلفي نظير رسالت و ارزش هاي كلي IAU، رابطه آن با يونسكو و شرايط عضويت دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي در اين انجمن مورد بحث و بررسي قرار گرفت. وي افزود: در تعريف جديد پيشنهادي مبني بر تغيير ساختار حق عضويت، مقرر شد حق عضويت دانشگاه هاي كشورهايي كه سرانه پاييني دارند تا 20 درصد كاهش يابد و سرانه كشورهاي متوسط و بالا به ترتيب پنج درصد و تا 20 درصد افزايش يابد. دكتر جاسبي خاطرنشان كرد: همچنين در اين اجلاس مقايسه اي بين نقاط قوت انجمن بين المللي دانشگاه ها با ساير انجمن ها صورت گرفت و گزارش مالي سال 2006 و بودجه پيشنهادي سال 2007 نيز اعلام شد. وي به آمار بالاي درخواست عضويت دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي دنيا در اين انجمن اشاره كرد و گفت: عضويت دانشگاه ها و موسساتي از كشورهاي ايرلند، ايتاليا، قزاقستان، لبنان، لهستان، اسپانيا، عربستان و اكراين به تصويب رسيد و عضويت 9 دانشگاه ديگر نيز در حال بررسي است. رئيس شوراي اجرايي اتحاديه دانشگاه هاي جهان اسلام به بحث انتشارات و ارتباطات با ساير موسسات ديگر اشاره كرد و گفت: در اين گردهمايي گزارشي از اجلاس گذشته انجمن در اسكندريه مصر ارائه شد. عضو منتخب حضرت امام (ره) در شوراي عالي انقلاب فرهنگي همچنين به برگزاري همايش بين المللي آموزش عالي و چالش هاي آن در شهر پكن اشاره كرد و گفت: تضمين كيفيت و اعتبار بخشي آموزش عالي در آينده، محور اصلي اين همايش بود. وي افزود: چالش ها و فرصت هاي آموزش عالي در چهار محور افزايش تقاضا، نياز براي ارتباط نزديكتر با بازار كار، رشد تجاري آموزش عالي و جهاني سازي در اين همايش مورد بررسي قرار گرفت. دكتر جاسبي با بيان اين مساله كه در هيچ زماني از تاريخ بشر تا اين اندازه رفاه ملت ها به موضوع آموزش عالي وابستگي نداشته است، گفت: نرخ رشد در كشورهاي در حال توسعه از سال 95 تا 2000، 9/1 درصد و از سال 2000 تا 2005 به 7/1 درصد تغيير يافته است كه اين رقم در مقايسه با انبوه سازي در دانشگاه ها كه طبق آمار از سال 91 تا 2004 از 68 ميليون نفر به 132 ميليون نفر افزايش يافته است و پيش بيني مي شود در سال 2006 تعداد دانشجويان جهان به بيش از 155 ميليون دانشجو رسيده باشد، نشان دهنده رشد سريع آموزش عالي و پيشي گرفتن آن از نرخ جميعت است. عضو شوراي اجرايي انجمن بين المللي دانشگاه هاي جهان به جابه جايي دانشجويان در سطح جهان اشاره كرد و گفت: از سال 1980 تا به امروز، اين مقدار 50 درصد افزايش يافته است به طوري كه در سال 2004، 5/2 ميليون نفر دانشجو در سطح جهان جابه جا شده اند. وي افزود: در همايش مذكور اعلام شد كه 67 درصد جابه جايي متعلق به شش كشور آمريكا با 23 درصد، انگليس 12 درصد، آلمان 11 درصد، فرانسه 10 درصد، استراليا 7 درصد و ژاپن با 50 درصد است. دكتر جاسبي، تنوع در آموزش عالي و توسعه آن از طريق بخش هاي خصوصي، مكاتبه اي، از راه دور و الكترونيكي را از ديگر محورهاي همايش دانست و گفت: در رشد آموزش عالي بدون مرز (بين المللي) پيش بيني مي شود كه آمار از 8/1 ميليون نفر در سال 2000 به 2/7 ميليون نفر در سال 2025 برسد؛ يعني اين آمار تا 20 سال آينده از رشد چهار برابري برخوردار مي شود. وي ادامه داد: در برنامه پنج ساله كشور چين از سال 99 تا 2004 تعداد دانشجويان به دو برابر افزايش يافته به طوري كه اكنون با 4/19 ميليون نفر دانشجو به عنوان بزرگ ترين مجموعه آموزش عالي در دنيا مطرح است. دكتر جاسبي در پايان با بيان اين كه سيزدهمين اجلاس عمومي IAU در سال 2008 در دانشگاه هلند برگزار مي شود، افزود: از كشور ايران حدود 40 دانشگاه در انجمن بين المللي دانشگاه هاي جهان عضو هستند و اجلاس شوراي عمومي سالي يك بار و مجمع عمومي هر چهار سال يكبار برگزار مي شود.

 

جدول عملكرد ساليانه ساخت و ساز واحدهاي دانشگاهي بايد طراحي شود
دكتر عبدالله جاسبي امروز با بيان اينكه دانشگاه آزاد بخشي از تاريخ انقلاب اسلامي است، گفت: ما باشيم يا نباشيم مهم نيست و مهم ادامه دادن به حركت عظيم انقلابي در راستاي ورود نسل جوان اين كشور به آموزش عالي است. به گزارش سرويس صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، رييس دانشگاه آزاد اسلامي در دهمين همايش سراسري معاونان عمراني، مديران كل روساي ادارات، امورفني و عمراني واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي همچنين گفت: جدول عملكرد ساليانه ساخت و ساز واحدهاي دانشگاهي بايد طراحي شود. وي با تاكيد بر اينكه بايد نسبت فضاي آموزشي به دانشجو مورد اهميت قرار گيرد، اظهار كرد: به ازاي هر دانشجو 10 متر مربع فضاي آموزشي و رفاهي نياز است. دكتر جاسبي با بيان اينكه بايد ظرف 3 سال آينده يعني تا پايان برنامه پنج ساله چهارم همه واحدهاي دانشگاهي داراي مسجد مناسب باشند، تصريح كرد: واحدها مي‌توانند براي ساخت مسجد از وام صندوق مشترك واحدها و سيستم بانكي استفاده كنند. وي با اشاره به اشكالات اجرايي ساخت و ساز برخي واحدها، خاطرنشان كرد: كليه واحدها از اين پس بايد مورد ارزيابي قرار گيرند. دكتر جاسبي در ادامه افزود: رعايت مقررات و ضوابط در رابطه با قراردادها و پيمانكاران بايد مورد توجه قرار گيرد و در ضمن توصيه مي‌شود كه با پيمانكارها و مشاوران به صورت متعدد قرارداد منعقد نشود. رييس دانشگاه آزاد اسلامي با اشاره به بانك نقشه ساختماني در معاونت عمراني، اظهار كرد: چون دنيا روبه تغيير و تحول است دراستفاده از بانك نقشه ساختماني الزامي وجود ندارد ولي استفاده از آن موجب كاهش هزينه‌ها مي‌شود. وي با بيان اينكه ساختمان آموزشي و اداري دانشگاه مهم است، تصريح كرد: البته دانشگاه‌ها بايد سوله ورزشي، مسجد، غذاخوري را مورد توجه قرار دهند. دكتر جاسبي با بيان اينكه مساله تعميرات و نگهداري ساختماني، فرهنگي است كه در كشورهاي جهان سوم به ويژه كشور ما مورد توجه قرار نگرفته است، گفت: نبايد ساختمان‌ها پس از تاسيس و افتتاح رها شوند و بايد براي نگهداري آن رابطه خاصي وجود داشته باشد زيرا به دليل بي توجهي به ساختمان‌ها خسارت زيادي مي‌پردازيم. رييس دانشگاه آزاد اسلامي با تاكيد بر اينكه مصالح ساختماني دانشگاه آزاد اسلامي بايد به سمت خوب و مرغوب پيش رود، اظهار كرد: ساختمان سازي كار بزرگي در دانشگاه آزاد است. وي با تاكيد بر اينكه خصوصيات مهم در ساخت و ساز فضاي آموزشي و رفاهي در دانشگاه اسلامي سرعت كار است، تصريح كرد: البته نبايد سرعت كار قرباني نامرغوبي ساخت وساز باشد.
در بيانيه ۱۷ ماده اى كنفرانس جهانى آموزش عالى در مورد «پاسداشت تلاش و خرد جمعى زنان جهان آمده است: اگر چه پيشرفت هايى در ارتباط با دستيابى زنان به آموزش عالى به دست آمده است، اما موانع اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و سياسى زيادى مانع از مشاركت مؤثر زنان مى شود كه يكى از راهكارهاى برطرف كردن اين موانع، توجه به آموزش عالى و افزايش فراگير آن بدون تبعيض جنسى و مبتنى بر اصل شايسته سالارى است.
رشد آمارهاى پذيرفته شدگان دختر دانشگاهها و برترى آن نسبت به پسران يكى از شاخص هاى اصلى مسائل آموزش عالى در اين سالها بوده است. اما حقيقت آن است كه آنچه چنين رويه اى را به يك مسأله تبديل مى كند، در پيدا و پنهان هاى ديگر جامعه ما و از سوى نگاه حاكم بر اين بخش نهفته است.
در تركيب جنسيتى آزمون سراسرى سال ۸۴ از كل داوطلبان، ۶۱ درصد دختر و ۳۹ درصد پسر هستند، مقايسه درصد داوطلبان پسر و دختر در آزمون هاى ۷۷ تا ۸۳ حكايت از رشد يك درصدى داوطلبان دختر و كاهش يك درصدى داوطلبان پسر در آزمون سال ۷۸ نسبت به ۷۷ و رشد دو درصدى داوطلبان پسر در آزمون سال ۷۸ نسبت به ۷۷ دارد. همين ميزان رشد در سال ۸۴ رشدى كمتر از ۰‎/۵ درصد نسبت به سال ۸۳ است. براى نخستين بار تعداد داوطلبان دختر بر داوطلبان پسر در كنكور سال ۷۷ پيشى گرفت. در كنكور امسال اين فاصله قابل ملاحظه و تأمل شده و به حداكثر خود در دو دهه اخير، رسيده است. از سوى ديگر در تمام گروههاى آزمايشى به استثناى گروه رياضى، تعداد داوطلبان دختر بيشتر از داوطلبان پسر است و بيشترين فاصله بين اين دو دسته از داوطلبان را در گروههاى هنر و زبان شاهديم.
زينت همت يارى استاد جامعه شناسى با خوش بينى به اين قضيه مى نگرد چرا كه در سال تحصيلى ۸۰-۷۹ تعداد زنان پذيرفته شده و ثبت نام كرده در دانشگاهها ۸۹ هزار و ۸۰۲ نفر (۵۰‎/۵ درصد) و تعداد مردان پذيرفته شده و ثبت نام كرده ۸۷ هزار و ۸۶۳ نفر بوده است. همچنين اين مقوله در طى سال تحصيلى ۷۹-۷۸ به نفع داوطلبان دختر است، چرا كه تعداد دختران ۷۸ هزار و ۸۹۸ نفر و تعداد پسران ۷۴ هزار و ۳۸۶ نفر بوده است. مجموع اين آمار و ارقام و تأكيدات جهانى كه بر حضور آكادميك زنان وجود دارد، اين است كه بايد از حضور زنان در عرصه هاى مختلف چون دانشگاههاخرسند و متوجه تحولى بزرگ بود كه نتايج اين تحول رويكردهاى مثبت فراوانى دارد. يكى از اين چشم اندازها اميدوارى به ارتقاى توسعه فرهنگى، اجتماعى و سياسى و بروز تحولات عميق و پايدار آينده جامعه بشرى همراه با مادرانى است كه در كسوت هاى مختلف جامعه مشغولند و اين نكته ثابت مى كند كه تحصيلات عالى، حق انحصارى مردان نيست.
دانشگاه، با لن پرواز
اما افزايش گرايش زنان به دانشگاهها و به همان نسبت، موفقيت آنها از گذشتن از آستانه ورودى آن از چند سو قابل بررسى است. برخى از اين پديده به عنوان يك نگرانى از زاويه جامعه جوياى كار مردان و تفوق زنان بر آن مى نگرند. پديده هاى جمعيتى، بيكارى و آسيب شناسى اجتماعى دختران و زنان ايرانى، هر يك به گونه اى در بر گيرنده چرايى اين آمار است. اما در نهايت آنكه، پيچيده كردن برخى تحليل ها نيز در نهايت نمى تواند مؤيد نگاه جنسيتى و زنانه و مردانه كردن دانشگاه، كار و… باشد. از سويى ورود به دانشگاه براى دختران به همان ميزان به معناى كسب شانس بيشتر براى ورود به بازار كار نيست و از سوى ديگر دانشگاه براى دختران در بسيارى موارد به نوعى سرپوش گذاشتن برخلأ هاى متفاوتى است كه در زواياى زندگى اجتماعى و اقتصادى آنان وجود دارد. در محيطهاى كوچكتر، دانشگاه به منزله نوعى نقب زدن بين چارچوب خانه و محيط باز دانشگاه به عنوان مشاركت اجتماعى با هدف ارتقاى پايگاههاى موجود به حساب مى آيد. جامعه آمارى زنان، گذشته از برخى چهره هاى دموكراتيك تر شهرهاى بزرگ با محدوديت هاى بسيار روبرو است. با پذيرش اين اصل، به نظر مى رسد هيچ يك از افراد جنس مخالف آنان براى استفاده از شانس قبولى بيشتر – دانشگاه، حاضر به پذيرش شرايط اجتماعى و فرهنگى دختران نخواهند بود. از سوى ديگر، رگ حياتى اقتصاد براى نيمى از جمعيت كه همان زنان هستند از مجراهاى محدود ترى تأمين مى شود. آسيب شناسى زنان در جامعه ايرانى نشان مى دهد، حيات و استقلال اقتصادى آنها مى تواند بر بسيارى از موانع ، محدوديت ها و تنگناهاى فرهنگى- اجتماعى و حتى خانوادگى آنها غلبه كند. تحصيل و ورود به رده هاى بالاتر دانشگاهى تعريف شده ترين ابزار موجود است. افزون بر اين جنبه ها محمد قائد، نويسنده مى افزايد: به طور تاريخى جامعه ايرانى جامعه اى است كه تحركات طبقاتى در آن ميسر بوده، اين تحرك طبقاتى با گسترش شهر نشينى از روستا و شهر كوچك به شهر بزرگ تغيير مى كند. اين خصوصيت جامعه اى است كه به علت درآمد نفت رشد زيادى مى كند و دولت دائماً در حال انبساط است. در چنين جامعه اى امكان ارتقا وجود دارد يكى از ممكن ترين راهها درس خواندن است. درچنين شرايطى و با توجه به محدوديت هاى زيادى كه به زنان اعمال مى شود، دانشگاه بهترين بستر است اما مشابه چنين پديده اى در دهه هاى اخير چشمگير بوده است. آزاد سازى و رهايى بخشى زنان يكى از اين علتهاست چنانكه در اغلب كشورها درخشش آكادميك زنان خيلى مهم است. در كشور ما هم، دانشگاهها امكان نوعى تجربه اندوزى و ارتقاى پايگاه طبقاتى را داد يعنى بيشتر رشد شخصى به وجود آورد. همان چيزى كه در غرب تحت عنوان liberal art college وجود دارد.
ديدگاه جهانى حضور آكادميك زنان
يك سايت مربوط به آموزش عالى انگلستان در آمارهايى كه مى آورد به استثناى رده هاى فوق تخصصى كه زنان با تفاوت ناچيزى، كمتر از مردان هستند، در اكثر رده هاى آموزشى، آمار زنان از مردان بيشتر است. با اين حال به نظر مى رسد بيشترين توافق نظر در اين كشورها هم بر سر مشاركت زنان در رده هاى كليدى و نيروهاى كارى جامعه با در نظر گرفتن منافع اقتصادى است. تحقيق مفصلى بر سر مسأله برابرى جنسيتى شده تا دولتها با فراهم كردن زمينه هاى مراقبت از كودكان؛ حقوق برابر و انعطاف پذيرى هاى بيشترى نسبت به حضور زنان داشته باشند.

 

در بعد داخلى مسأله ديگرى كه وجود داشته اين است كه ايران همواره با رشد روزافزون نيروى انسانى تحصيل كرده روبه رو بوده است. برخى از اين تحصيل كردگان وارد بازار كار شده يا به خيل بيكاران جوياى كار پيوسته اند. برخى ديگر نيز در جمعيت غيرفعال باقى مانده اند.
بررسى ها نشان مى دهد، تصميم دانشجويان براى ورود به آموزش عالى تحت تأثير منافع اقتصادى آينده آنها است. افراد جامعه باتوجه به چند عامل خواهان آموزش بيشتر هستند. هزينه هاى آموزشى، موقعيت اقتصادى و اجتماعى، توانايى و استعداد و ترجيحات شخصى. دو عامل هزينه هاى آموزشى و منافع مورد انتظار فرد، تأثيرگذارى بيشترى دارد. تقاضا براى آموزش عالى اغلب به معناى عرضه نيروى انسانى تحصيلكرده يا متخصص است كه با چندسال تأخير وارد بازار كار مى شوند. براساس نتايج طرح آمارگيرى از ويژگى هاى اشتغال و بيكارى خانوار در سالهاى ۷۶ تا ۸۱ همواره بيش از ۸۰درصد فارغ التحصيلان از نظر اقتصادى فعال بوده اند، ولى ميزان مشاركت اقتصادى آنان كاهش يافته و از ۸۹‎/۷ درصد به ۸۳درصد رسيده كه كاهش ۶‎/۷درصدى را نشان مى دهد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  35  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلودمقاله ماشين هاي راه سازي ـ لودر LI20E شركت هپكو

 

 

مقدمه :
از زمان بشر اوليه تاكنون ، انسان همواره سعي داشته تا با ابداع و بكارگرفتن آلات مكانيكي عوارض سطح زمين را بطريقي تغيير دهد تا نيازهاي او را رفع كند .
وسايل ابتدايي كه توسط بشر اوليه در ساختن كلبه ها و سرپناه ها مورد استفاده قرار مي گرفت با گذشت زمان به ماشين آلات پيچيده و عظيمي تبديل شده است كه در ساختمان شاهراه ها و آسمانخراشها بكار ميرود . قسمت بزرگي از اين ماشين آلات در عمليات خاكي مورد استفاده قرار مي گيرد . عمليات خاكي عبارت از تغيير شكل و تغيير مكان مواد سطحي زمين مي باشد .
بدون ترديد ماشين آلاتي كه در آينده مورد استفاده قرار خواهند گرفت از جهت ظرفيت و قدرت كاربردي با ماشين آلات امروزي قابل مقايسه نخواهد بود و مهندسين راه و ساختمان در تكامل و حتي ابداع ماشين آلات مزبور نقش قابل توجهي بعهده خواهند داشت .
بعضي وسايلي كه در عمليات خاكي و ساختماني مورد استفاده قرار مي گيرند عبارت است از :
1ـ بيل ـ جرثقيل 2ـ جرثقيل 3ـ بيل مكانيكي 4ـ دراگلاين (براي حفاري استفاده مي‌شود) 5ـ بيل مكانيكي با جام موكوس
علاوه بر اين ماشين آلات بالا انواع ديگر ماشين آلات حفاري در كارهاي ساختماني بكار مي رود همچنين انواع ماشين آلات جهت باركردن كاميون ها وجود دارند يكي از اين ماشين ها ، باركن كه بطور وسيع كاربرد دارد ماشين لودر يا بيل باركن چرخدار ناميده مي شود . البته بيلهاي باركن كه برودي زنجير حركت مي كنند نيز وجود دارند . بسياري از اين ماشين ها بخصوص نوع زنجير دار آن ، خيلي شبيه به تراكتور مي باشد.
در اين گزارش ما در مورد لودر LI20E و لوو كه در كارخانة هپكو توليد مي شود بحث مي كنيم . ابتدا در مورد ظرفيت كاري اين ماشين ها صحبت مي كنيم .
ظرفيت جام : ظرفيت جام لودر بطريقي غير از جام جرثقيل و دراگلاين تعيين مي‌شود. ظرفيت اسمي جام در مورد لودر عملاً مساوي با حجم مواد حفاري كودشده (headped volume) در جام لودر با در نظر گرفتن استانداردهاي مؤسسه (SAE)Society of Automotive F-ngineers است . اين حجم بر حسب با دو مكعب ( متر مكعب ) است LCY بيان مي شود و براي تبديل آن به حجم مواد در محل دو نوع تصحيح بايد در ظرفيت جام به عمل آورد . جام لودر در حجم هاي مختلف عرضه مي گردد حجم جام از كمتر از يك يا دو تا بيش از 20 يارد مكعب تغيير مي كند ولي جامهائي كه بيش از ساير جامها مورد استفاده واقع مي شوند داراي حجمي بين 2 تا 5 با در مكعب مي باشند . دو نوع جام وجود دارد يك نوع جام يك پارچه و ديگري جام چند پارچه . جام چند پارچه انعطاف بيشتري نيست بجام يك پارچه دارد چون مي توان آن را مانند كلا مثل مورد استفاده قرار دارد .
ضرايب راندمان جام براي لودرها :
نوع مواد ضريب راندمان (%)
زمين طبيعي
دانه بندي مخلوط
دانه بندي يكنواخت :
تا يك هشتم اينچ
يك هشتم تا سه چهارم اينچ
بالاي سه چهارم اينچ
خاك با قلوه سنگ و ريشه گياهان
مواد مهم چسبيده
سنگ ، خرد شده :
خوب خرد شده
متوسط
بد خرد شده 110-100
100-95

 

100-95
95-90
90-85
100-80
95-85

 

85-80
80-70
70-60
بار مجاز در حين عمليات :
تحت استاندارد SAE ، بار مجاز لودر با چرخ لاستيكي در حين عمليات نبايد هيچگاه از 50% بار استاتيك واژگوني در حالتيكه لودر در حال گردش كامل است تجاوز كند . اين مقدار براي لودر با چرخ زنجيري 35% بار استاتيك واژگوني مي باشد . البته بار واژگوني را مي توان با استفاده از سربار يا افزودن ملحقات به انتهاي ماشين بالا برد و لذا مشاهده مي شود كه وزن ماشين هم علاوه بر قدرت بالا بردن باد در تعيين حجم جام مؤثر است .

 

مواد استعمال لودر :
لودر مواد را استعمال بسيار دارد . اين ماشين احتياجي به ماشين ديگري جهت عمليات تكميلي و پشتيباني نظير طراز كردن سطحي كار ، صاف كردن يا تميز كردن محل كار ماشين ندارد چون خود اين اعمال را انجام مي دهد . قدرت تحرك فراوان داشته و معمولاً از يك كارگاه ساختماني بكارگاه ديگر خودش حركت مي كند ( البته نوع لاستيك دار آن ) بعضي از موارد اطراف لوله هاي كار گذاشته شده در كانالها ، بار كردن كاميون ها حمل بتن به محل قالبها و بلند كردن و حمل مصالح ساختماني . اگر از لودر براي حفاري زير زمين استفاده شود اول بايد سطح شيبداري به محل حفاري ايجاد كند و سپس حفاري را به انجام برساند ( شبيه بيل مكانيكي ) انواع خاك از خاك نرم گرفته تا خاك متوسط سخت توسط لودر قابل حفاري مي باشد .

 

انتخاب لودر :
براي انتخاب لودر جهت يك كار بخصوص بايد عوامل مختلفي را در نظر داشت . بعضي از اين عوامل عبارتند از ميزان متوسط و ماكزيمم مقدار مواد حفاري با بارگيري مورد نظر ، نوع مواد بارگيري ،‌وسعت ميدان موارد لزوم جهت بار كردن يا بار اندازي ظرفيت و ارتفاع بادبند كاميون و غيره .

 

لودر با چرخ لاستيكي :
چرخهاي بزرگ لاستيكي به اين نوع لودر قدرت تحرك فراوان مي بخشد . سرعت اين لودرها در شاهراه به 25 مايل در ساعت ( 40 كيلومتر در ساعت ) مي رسد . فشار وارد بر زمين كم بوده و مي توان اين فشار را با تغيير اندازه و باد لاستيك تغيير داد. با اين همه آسيب پذيري اين لاستيك ها در موقع كار در زمينهاي داراي سنگهاي تيز كه باعث بريده شدن لاستيك مي شود استفاده از آن را در اين نوع زمينها محدود مي كند . در زمينهاي مرطوب نيز كاركردن با آن نسبتاً مشكل است .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  18  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلودمقاله هندسه‌ي شبكه‌هاي فضايي- تفكر در سه بعد

 

 

 

معماران و احتمالاً بيش از آنان مهندسان، براي پوشش دهانه‌هاي مختلف به سازه‌هاي مسطح از قبيل تيرها، خرپاها و قاب‌هاي مسطح فكر مي‌كنند. در بيشتر موارد در صورتي كه طراحي به صورت سه بعدي انجام شود و براي دهانه‌‌هاي متوسط و دهانه‌هاي بلدن از سازه‌هاي فضايي استفاده شود، مزاياي بيشتري به دست مي‌آيد. اين كار به ويژه در شرايطي كه ساختمان تحت تأثير بارهاي نقطه‌اي سنگين و يا بارهاي متمركز قرار داشته باشد، صادق است.
در حقيقت همه‌ي سازه‌ها سه بعدي و داراي طول، ارتفاع و ضخامت‌اند. اگر چه تيرها و خرپاهاي مسطح اغلب رفتار سازه‌اي دو بعدي دارند، اما اين عناصر سازه‌اي به طور كلي در يك صفحه ( و اغلب در صفحه‌ي سازه‌اي قائم بين دو تكيه‌گاه) در برابر بارهاي وارد مقاومت مي‌كنند. در چنين سازه‌هاي ساده‌اي عاقلانه نيست كه پايداري آن‌ها را در سه بعد فراموش كنيم. براي مثال در تيرها و خرپاهاي تحت خمش، با افزايش دهانه ارتفاع بيشتري لازم است و در نتيجه تمايل ناحيه فشاري براي كمانش در جهت عمود بر صفحه قائم افزايش مي‌يابد. براي مقابله با چنين مسأله‌اي بايد مهاربندي‌هاي جانبي در ناحيه فشاري پيش‌بيني شود. شايد يك سيستم متشكل از تيرهاي موازي با مهاربندي‌هايي عمود بر دهانه، براي بهره بردن از مزاياي رفتار سازه‌اي سه بعدي كه در زير توضيح داده مي‌شود، مناسب‌تر باشد. به دليل طبيعت صفحه‌اي تيرها و خرپاهاي منفرد، اين نوع سازه‌ها بايد براي تأمين مقاومت كافي در برابر انواع بارهاي نقطه‌اي و نيروهاي متحركي كه به آن‌ها وارد مي‌شود، طراحي شوند. پايداري تيرها و خرپاها با برخي تغييرات در مهاربندي‌هاي جانبي و يا توزيع بار بين تيرهاي مجاور تأمين مي‌شود. چنين سيستمي يك سازه‌ي سه بعدي را به وجود مي‌آورد كه در آن بارها به سرعت در يك سيستم سه بعدي توزيع مي‌شوند. تمامي اعضا در مقاومت در برابر بارهاي وارده شركت مي‌كنند، مگر اين كه بار بر روي تكيه‌گاه يا در نقطه‌اي در نزديكي تكيه‌گاه وارد شود.
چرا سازه‌هايي با رفتار دو طرفه؟
براي مشخص كردن اين كه چرا از سازه‌هايي با رفتار دو طرفه استفاده مي‌كنيم، مي‌توان بر روي يك مثال آشنا در منازل در منازل مسكوني تأمل كرد. در روكش بافنده شده مشبكي كه براي چهارپايه‌ها يا نگه‌داري پشتي صندلي‌ها به كار مي‌رود، اگر نوارهاي شبكه فقط در يك جهت به كار رفته باشد، بار وارده بر يك نوار موجب افت در آن خواهد شد و بار فقط به دو طرف قاب تكيه‌گاهي انتقال پيدا خواهد كرد. اما اگر نوارهاي شبكه در دو جهت عمد بر هم بافته شده باشند، نوار بارگذاري شده توسط بقيه نوارها نگه داشته مي‌شود. اين كار افت نوار بارگذاري شده را كاهش مي‌دهد و بار وارده را در تمام قسمت‌هاي قاب تكيه‌گاهي توزيع مي‌كند. در حالت دوم، هر نوار به فقطي توانايي تحمل تمام بار وارد شده را ندارد و ممكن است سازه‌ي سبك‌تري براي نگهداري قاب به كار رود. مزيت ديگر آن اين است كه اگر يكي از نوارها پاره شود، هنوز صندلي به عنوان يك كل، مي‌تواند بار را تحمل كند.
حالت مشابهي ممكن است در استفاده از سازه‌هايي با دهانه‌هايي در دو جهت در معماري و مهندسي اتفاق بيفتد. براي مثال بار وارده بر تير ساده‌ي يك طرفه يا خرپاي مسطح، بايد به طور مستقيم از سازه به سمت تكيه‌گاهايش انتقال يابد. اما اگر شبكه‌اي با اتصال تيرها يا خرپاها در صفحه افق شكل گرفته باشد، بار عمودي وارد شده بر هر يك از تيرها يا خرپاها در تمامي اعضاء شبكه و هم چنين در تمامي تكيه‌گاه‌ها پخش خواهد شد.
اگر چه در اين موارد رفتار سازه نسبت به آن چه در بالا در مورد شبكه‌هاي بافته شده توضيح داده شد، (خمش و برش براي تيرها، نيروهاي محوري براي خرپاها و كشش خالص براي شبكه‌هاي بافته شده متفاوت مي‌باشد) اين شكل از تيرهاي متقاطع اغلب به عنوان شبكه‌هاي تك لايه تعريف مي‌شوند و مثال خيلي رايج آن در ساختمان، دال صندوقچه‌اي از بتن مسلح است كه دنده‌هاي عمودي آن توسط صندوقچه‌هايي توليد مي‌شود و شبكه‌اي از تيرهاي متقاطع را كه دال نازك طبقات را نگه مي‌دارند، شكل مي‌دهد.
زماني كه دهانه‌ي سازه بيشتر از 10 متر مي‌شود، استفاده از اعضاي تير در شبكه‌ي تك لايه‌اي اقتصادي نيست و خرپاهاي با جان باز يا شبكه‌هاي ويرنديل ممكن است جايگزين تيرهاي توپر شود. در اين صورت سازه از دو شبكه موازي افقي كه با يك الگوي عمودي يا مايل از اعضاي جان واقع در بين دو صفحه شبكه به هم متصل شده‌اند، تشكيل مي‌شود. اين سازه‌ي سه بعدي به صورت كلي به عنوان شبكه‌هاي دو لايه يا شبكه‌هاي فضايي معرفي مي‌شود، هم چنين اغلب بسته به نوع مهاربندي بين دو لايه و روش‌هاي اتصال اعضا به عنوان قالب فضايي يا خرپاي فضايي شناخته مي‌شود. شبكه‌هاي دو لايه دليل توانايي تقسيم و حمل بار در تمام سازه است و به عنوان يكي از كارآترين و سبك‌ترين سيستم‌هاي سازه‌اي شناخته مي‌شوند.
عبارت «قالب فضايي» بيشتر توسط مهندسان و معماران براي توضيح انواع گوناگوني از شبكه‌هاي دولايه‌اي كه حتي ممكن است بارها را توسط رفتارهاي سازه‌اي كاملاً متفاوتي حمل كنند، به كار مي‌رود. انواع شبكه‌هاي قاب فضايي به شرح زير است:
1- شبكه‌هاي دو لايه با اعضاي مايل جان
2- شبكه‌هاي دو لايه بدون اعضاي مايل جان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حالت 1- بر اساس رفتار خرپاها كاملاً مثلثي است كه اغلب از ميله‌هايي با انتهاي مفصلي يا اعضايي كه ما بين گره‌هاي متصل شده‌اند، تشكيل شده است. در اين نوع سازه‌ها كه بايد آن را خرپاي فضايي ناميد، اگر بارها به طور مستقيم بر گره‌ها وارد شود، اعضاي درون شبكه فضايي، نيروي كششي يا فشاري محوري را تحمل مي‌كنند. اگر چه همواره مقداري خمش به سبب وزن خود اعضا كه بين گره‌ها قرار گرفته‌اند ايجاد مي‌شود، هم چنين ممكن است خمش ثانويه‌اي در اثر صليبت و شكل اتصال بين اعضاء و گره‌ها به وجود آيد.
قاب‌ها اغلب در مفهوم مهندسي به صورت مثلثي شكل نمي‌باشند و تعداد زيادي يا تمامي گره‌هاي آن‌ها كاملاً صلب است و در برابر بارهاي وارده حتي اگر بار بر روي گره‌ها وارد شود به صورت تركيبي از خمش، برش و نيروهاي محوري مقاومت مي‌كنند. در نوع 2 از شبكه‌هاي دو لايه تقاطع اعضا به صورت قاب‌هاست و به صورت مشابهي داراي اتصالات كاملاً صلب هستند و در برابر بارهاي وارده همانند رفتار قاب‌ها مقاومت مي‌كنند. اين شبكه‌هاي دو لايه قاب فضايي واقعي هستند و اغلب به صورت پيش ساخته از مدول هاي سه بعدي تشكيل شده و يا اين كه از طريق جوش دادن اعضاي منفرد به يكديگر در محل ساخته مي‌شوند. سيستم‌هاي مدولار داراي اتصالات صلب‌اند كه در محل به وسيله بولت‌هايي به يكديگر متصل مي‌شوند. هم چنين سيستم‌هايي كه با جوش دادن در محل ساخته مي‌شوند، اغلب سازه‌ي سه بعدي با اتصالات كاملاً صلب را شكل مي‌دهند.
احتمالاً كسب توانايي لازم براي تشخيص صحيح تفاوت‌هاي بين خرپاي فضايي و قاب فضايي، براي معمار به اندازه‌ي يك مهندس مهم نيست. اگر چه موقعيت‌هايي وجود دارد كه درك تفاوت بين آن‌ها اهميت پيدا مي‌كند (براي مثال از ديدگاه زيبايي‌شناسي، قاب فضايي كه اعضاي قطري ندارد فضاي باز بيشتري را به وجود مي‌آورد) در كاربرد رايج، اصطلاح «قاب فضايي» اغلب به تمامي شبكه‌هاي فضايي اطلاق شده و بيشتر شامل سيستم‌هاي مدولاري است كه در واقع خرپاي فضايي مي‌باشند. حتي ممكن است در نام اختصاصي و يا فني كه توسط سازندگان استفاده مي‌شود به جاي خرپاي فضايي از قاب فضايي استفاده شود.
نسبت ظاهري
تصميم‌گيري در مورد اين كه از شبكه سازه‌هاي سه بعدي و يا سازه‌هايي با رفتار يك طرفه استفاده شود، اغلب متأثر از شكل پلان ساختمان و محل قرارگيري تكيه‌گاه‌هاي سازه است. براي مثال، ممكن است قرار دادن تكيه‌گاه‌هايي در طول دو ضلع مقابل يك ساختمان مستطيل شكل ممكن باشد. در اين موارد، اگر بارهاي وارده به صورت يكنواخت روي سطح پلان بام يا طبقات پخش شده باشند، بي‌گمان سازه با رفتار يك طرفه اقتصادي‌تر خواهد بود. با اين وجود زماني كه امكان قرار دادن تكيه‌گاه‌ها در سراسر اضلاع پلان مربع يا مستطيل شكل، ممكن است سازه‌هاي با رفتار دو طرفه ترجيح داده شوند و پس ازتصميم‌گيري در مورد اين كه سازه‌اي مناسب‌تر است، بسيار مشكل مي‌باشد.
انتخاب صحيح، پخش مناسب بارهايي است كه انتظار مي‌رود به سازه سه بعدي وارد شود. اين مسأله به عوامل زيادي، از جمله نسبت دهانه‌ها در هر جهت از شبكه با رفتار دو طرفه و نيز نسبت ظاهري دهانه بستگي دارد.
تأثير نسبت ظاهري دهانه بر توزيع بار در يك سازه با رفتار دو طرفه را مي‌توان به سادگي توسط يك بار نقطه‌اي W كه بر محل تقاطع دو تير عمود بر هم به دهانه‌هاي L2 و L1 وارد مي‌شود، نشان داد. اگر اين تيرها در نقطه‌ي مياني به هم متصل شده باشند، شبكه‌ي تير تك لايه بسيار ساده را شكل مي‌دهند. در ابتدا فرض مي‌شود كه هر دو تير داراي مصالح و مقاطع عرضي مشابهي باشند (مدول الاستيسيته يا مدول يانگ (E) و گشتاور دوم سطح (I) براي هر دو سطح يكي است. ارتباط بين نسبت ظاهري دهانه (L2/L1) و بار حمل شده توسط هر يك از تيرها يعني W2 و W1 را به سادگي از طريق يك سري محاسبات براي نسبت‌هاي مختلف دهانه تيرها مي‌توان به دست آورد.
درست همان طور كه انتظار مي‌رود تير با دهانه‌ي بلندتر، باركمتر و تير با دهانه‌ي كوتاه‌تر بخش بزرگ‌تري از بار W راتحمل مي‌كند و در صورتي كه L2/L1=1 باشد، بار مساوي توسط هر دو تير كه داراي طول‌هاي يكساني‌اند، حمل مي‌شود. هم چنين مي‌توان مشاهده كرد زماني كه نسبت دو دهانه (L2/L1) به 2 مي‌رسد، حداكثر بار توسط تير كوتاه‌تر حمل مي‌شود (89% بار وارده زماني كه نسبت ظاهري برابر 2 است). اين مثال ساده ثابت مي‌كند كه مزاياي شبكه‌هاي با رفتار دو طرفه در صورتي كه سازه را بتوان به دهانه‌هاي تقريباً مربع شكل در پلان تقسيم كرد، بسيار زياد است و در صورتي كه نسبت بين دو دهانه افزايش يابد، مزاياي آن‌ها به سرعت كاهش مي‌يابد. البته در سازه‌هايي با دهانه‌هاي بزرگ، استفاده از شبكه‌ي دو لايه معمول‌تر است، با اين كه در آن‌ها اعضاي متقاطع زيادي وجود دارد ولي اصل پايه‌اي وجود دارد و آن اين كه اگر اقتصادي شدن سازه مورد نظر است، بايد نسبت ظاهري نزديك به 1 باشد. اگر نسبت ظاهري خيلي بيش از 1 باشد، امكان تقسيم دهانه بزرگ‌تر با به كارگيري ستون‌هاي مياني بايد مور توجه قرار گيرد. در جايي كه يك دهانه‌ي خالص و بدون ستون كاملاً ضرورت دارد، ممكن است خطوط اضافي تكيه‌گاه‌ها به شكل لبه‌هاي سخت يا تيرهاي مياني روي خطوط شبكه مابين ستون‌ها، استفاده شود تا سازه را به دهانه‌هاي تقريباً مربع شكل تقسيم كند. اين كار مي‌تواند در محدوده‌ي ارتفاع خود شبكه فضايي از طريق به كارگيري اعضاي سخت كننده در طول خط مابين ستون‌هاي پيراموني مقابل هم به دست آيد، هم چنين از طريق افزايش ارتفاع شبكه‌ي فضايي در فاصله‌اي مناسب انجام شود.
خاصيت همه سازه‌ها وهم چنين شبكه‌هاي سه بعدي اين است كه بار وارده توسط سخت‌ترين قسمت تحمل مي‌شود. بنابراين مي‌توان توزيع بار وارده بر اعضاء را در دو جهت شبكه فضايي متداول با تغيير در سختي اعضا به صورت مناسبي اصلاح كرد. به طور مثال در سيستم دو تير ساده‌اي كه در بالا شرح داده شد، براي ايجاد تعادل در توزيع بار بين دو تير در زماني كه دهانه‌هاي متفاوتي دارند، مي‌توان سختي تير بلندتر را افزايش داد. اين كار را مي‌توان با افزايش ارتفاع تير بزرگ‌تر و در نتيجه افزايش مقدار گشتاور دوم سطح آن (I) به دست آورد.
البته در شبكه‌هاي فضايي با مقياس واقعي كه دهانه‌هاي مستطيل شكل دارند، مي‌توان به منظور تغيير ويژگي‌‌هاي بار توزيع شده از تغييري مشابه در خصوصيات اعضاء مانند افزايش اندازه اعضا در جهت دهانه بلندتر استفاده كرد.

 

پايداري خرپاي فضايي
اگرچه پايداري سازه خرپاي فضايي بر اساس شكل هندسي حال مي‌شود، اما پايداري قاب‌هاي فضايي با اتصالات صلب، بر اساس مقاومت خمشي اتصالات سازه‌ي آن‌ها به دست مي‌آيد. براي شكل دادن پايداري يك خر پا با اتصالات مفصلي متشكل از گره‌ها و اعضاي محوري، لازم است يك سازه‌ي مثلثي ساخته شود. در سازه‌ي خرپاي فضايي مفصلي سه بعدي (متفاوت با آن چه به عنوان فرمول ماكسول و قانون فوپل شناخته شده است) كه در آن شرايط زير براي پايداري الزماً بايد فراهم شود.

تعداد اعضاي سازه
تعداد گره‌هاي سازه
كم‌ترين عدد به عنوان عكس‌العمل‌هاي تكيه‌گاهي
از فرمول مذكور مي‌توان نتيجه گرفت اگر سازه‌اي داراي هندسه‌ي كاملاً مثلثي نباشد، با تأمين تكيه‌گاه‌هاي خارجي اضافي و كافي مي‌توان آن را پايدار كرد. از طرف ديگر، پايداري هندسه‌ي شبكه‌هاي فضايي متداول مي‌تواند به پايداري چند وجهي‌هاي ساده مربوط باشد.

 

 

 

 

 

 

 

شكل 2-5- احجام افلاطوني به عنوان ميله و گره با سازه‌هاي كاملاً صفحه‌اي (الف) چهاروجهي (ب) شش وجهي يا مكعب (ج) هشت وجهي (د) دوازده وجهي (هـ) بيست وجهي
اشكال چند وجهي پايدار
اشكال چندوجهي فرم‌هاي اصلي در فضاي سه بعدي هستند. سال‌ها قبل از تمدن يونان باستان نيز رياضي‌دانان مطالعاتي در مورد اين چند ضلعي‌ها داشته و خصوصيات آن‌ها را مشخص كرده‌اند. اصلي‌ترين اين اشكال، چندوجهي‌هاي منظم يا احجام افلاطوني ناميده مي‌شوند و عبارتند از: چهاروجهي، شش وجهي يا مكعب، هشت وجهي، دوازده وجهي و بيست وجهي كه هر يك از آن‌ها متشكل از صفحات مشابهي از چند ضلعي‌هاي منظم‌اند (براي امثال يال‌‌هاي هر يك از وجوه داراي طول يكسان بوده و تمامي وجوه آن‌ها متشكل از فقط يك شكل چند ضلعي است).
در مطالعه‌ي شبكه‌هاي فضايي بايد ابتدا اعضا و گره‌هاي شبكه مورد نظر را بررسي كرد. اگر چه باري درك پايداري سازه‌ها سه بعدي به صورت كلي، بهتر است رفتار اشكال چندوجهي منظم و ساده را (كه متشكل از اعضاء گره‌ها و صفحات سازه‌اي هستند) در زماني كه بار بر گره‌هاي آن‌ها وارد مي‌شود، بررسي كرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سازه‌هاي متشكل از عضو و گره
چهاروجهي متشكل از گره و عضو با اتصالات مفصلي داراي چهار گره و شش عضو است، از اين رو بر اساس فرمول پايداري خرپاي فضايي كه توضيح داده شد، در ميان سازه‌هاي سه بعدي داراي حداقل پايداري است. با تأمين شرايط مناسب تكيه‌گاهي مي‌توان سازه‌اي پايدار ايجاد كرد كه با فرمول پايداري خرپاي فضايي مطابقت داشته و زماني كه بار بر گره‌هاي آن وارد مي‌شود، در اعضاي سازه فقط نيروهيا محوري ايجاد شود مكعب يا شش‌وجهي هشت گره و دوازده عضو دارد، بنابراين طبق فرمول داريم: ولي از اين رو بايد حداقل شش نيروي عكس‌العمل تكيه‌گاهي وجود داشته باشد به اين دليل سازه مكعبي با اتصالات مفصلي ناپايدار است مگر اين كه اعضاء اضافي بين گره‌ها فرض شده و يا نيروي عكس‌العمل تكيه‌گاهي بيشتري در نظر گرفته شود. در مورد هشت وجهي و و و در نتيجه يك سازه‌ي مفصلي پايدار است. با توجه به دلايل مشابه ثابت مي‌شود كه دوازده وجهي با اتصالات مفصلي ناپايدار ولي بيست وجهي پايدار است. بنابراين هندسه‌ي خرپاي فضايي دولايه، بر اساس فرم چندوجهي‌هاي پايدار شكل مي‌گيرد (اغلب مدول‌هاي چهاروجهي و هشت وجهي يا نيمه هشت وجهي به هم متصل مي‌شوند).
چند وجهي به عنوان سازه‌ي صفحه‌اي
به طرز مشابه در چندوجهي‌هايي كه از صفحات مسطح تشكيل شده‌اند و بار بر گره‌هاي آن‌ها وارد مي‌شود، مشاهده مي‌شود كه چهاروجهي، مكعب و دوازده وجهي سازه‌هايي پايدارند، در حالي كه هشت وجهي و بيست وجهي سازه‌هايي ناپايدارندو چهاروجهي‌هاي افلاطوني چه به صورت سازه‌هاي عضو و گره و چه به صورت سازه‌هاي صفحه‌اي پايدارند. براي اثبات رفتار صفحات مي‌توان از مدل‌هاي مقوايي استفاده كرد، در اين حالت بايد تمامي تقاطع‌هايي را كه براي نگهداري لبه‌هاي صفحات به كار مي‌روند و مشابه اعضاي بين گره‌ها هستند، به اين ترتيب مي‌توان به سادگي ناپايداري هشت‌وجهي و بيست وجهي را مشاهده كرد.

 

 

 

 

 

سازه‌هاي متشكل از عضو و صفحه
توروستر در آكادمي سلطنتي هنرهاي زيبا در كپهناك تحقيقاتي در مورد پايداري و دوگانگي سازه‌اي چندوجهي‌هاي تركيب شده از عضو و گره يا صفحاتي كه در لبه‌هايشان به يكديگر متصل شده‌اند، انجام داده است. تحقيق وي ثابت كرد كه براي ايجاد پايداري شبكه‌هاي فضايي مركب از اعضاي ميله‌اي و صفحه‌اي، مي‌توان دو نوع رفتار سازه‌اي را تركيب كرد. اين توانايي مي‌تواند در تركيب خرپاي فضاي فلزي با اعضاي صفحات سازه‌اي از جنس شيشه يا پلاستيك موفقت‌آميز باشد.

 

مزاياي استفاده از شبكه‌هاي فضايي
برخي از مزاياي حاصل از كاربرد شبكه‌هاي فضايي به صورت مختصر شرح داده شده است. اين موارد و ساير مزيت‌ها، همراه با نمونه‌هاي ساخته شده، در ادامه شرح داده مي‌شود.
تقسيم بار
اولين مزيت سازه‌هاي فضايي، همان طور كه در بالا شرح داده شد، مشاركت اغلب سازه در تقسيم و توزيع بار است. تيرها و خرپاهاي مسطح (مانند جرثقيل‌هاي بزرگ)، بايد به فقطيي قابليت تحمل هر نوع بار متمركز يا بارهاي متحرك سنگين را داشته باشند، ولي در شبكه‌هاي فضايي چنين بارهاي متمركزي به صورت يكنواخت درون سازه و تمامي تكيه‌گاه‌هاي توزيع مي‌شوند. اين مسأله مي‌تواند هزينه سازه‌هاي تكيه‌گاهي نظير ستون‌هاي بزرگ و پي‌ها را كاهش دهد. اين زيت در مقايسه با سازهاي صفحه‌اي با دهانه، ارتفاع و بار وارده مساوي و با فرض اين كه اعضاي سازه‌اي اندازه‌هاي مشابهي داشته باشند، موجب كاهش حداكثر تغيير شكل در اعضاي سازه‌اي مي‌شود. به اين ترتيب، يك سازه‌ي سه بعدي سبك‌تر و كم ارتفاع تر براي حمل باري مشابه به كار خواهد رفت و حداكثر تغيير شكل آن بيش از سازه‌هاي صفحه‌اي نخواهد شد.
نصب تأسيسات
به دليل وجود فضاي باز بين دو لايه‌ش شبكه‌هاي فضايي، نصب تأسيسات مكانيكي و الكترونيكي و كانال‌هاي هوا درون ارتفاع سازه به سادگي ميسر است. به دليل وجود سيستم منظمي از تكيه‌گاه‌ها، اتصال اين تأسيسات بسيار ساده است و نياز به كار فولادي ثانويه بسيار كم شده يا حتي حذف مي‌شود. اگر تجهيزات سنگيني در سازه‌ي فضايي نصب شود، بار وارده بايد بر نقاط گره‌ها وارد شود. اين مسأله به ويژه در خرپاهاي فضايي به منظور به حداقل رساندن ممان خمشي در اعضاء ضروري است.
نمونه‌ي قابل توجه از ويژگي توزيع بار و آزادي عمل در نصب دستگاه‌ها و ماشين‌ها در محدوده‌ي ارتفاع سقف سازه‌هاي فضايي، در كارخانه‌ي توليد مواد غذايي در ناتينگهام انگلستان است كه كاملاً موفقيت‌آميز بوده و در سازه سقف‌ آن از سيستم سازه‌ي فضاكار مكعبي استفاده شده است. قرار بود در دوره‌هاي مختلفي در طول عمر ساختمان، نواحي مختلفي از كف ساختمان به عنوان انبار زير صفر درجه استفاده شود. به منظور ايجاد قابليت چنين انعطافي در عملكرد، پانل‌هاي عايق به ضخامت 100 ميلي‌متر در تمام قسمت‌هاي لايه‌ي زيرين شبكه‌ي فضايي نصب شد و در فواصل 75 متر سازه‌اي شامل فقط سه تكيه‌گاه داخلي براي حمل مجموع بارهاي متمركز در حدود 600 تن طراحي شد، استفاده از اين سيستم، سردخانه‌اي به ارتفاع 3 متر علاوه بر ديگر انبارهاي بخش توليد فراهم كرد.

 

مقاومت
شبكه‌هاي فضايي، سازه‌هاي مقاومي‌اند، به اين معني كه به طور كلي، فروريختن تعداد محدودي از اعضاء براي مثال كمانش فشاري تحت بارگذاري بيش از حد- لزوماً منجر به فروپاشي سازه نمي‌وشد. اگر چه در برخي مواقع، استثنائاتي وجود دارد. يك نمونه‌ي جالب فرو ريختن خرپاي فضايي سقف ساختمان مركز شهري هارتفورد، كاليسئوم در ژانويه 1978 مي‌باشد. اين سقف زير بار برف و يخ صبح زود 18 ژانويه 1978، فقط چند ساعت پس از برگزاري مسابقه بسكتبال با 5500 تماشاچي فروريخت. تحقيقات بعدي نشان داد كه يك خط شكست در جهت شمالي- جنوبي در سقف (عمود بر جهت دهانه بلندتر) به دليل افزايش شكست ناشي از كمانش در اعضاي فوقاني خرپا گسترش يافته است. شكست اعضا و فرو ريختن سازه در اثر وارد شدن بار kg/m2 87-78 اتفاق افتاد. اين مسأله نشان مي‌دهد كه خرپاي فضايي تحت تأثير تقريباً نصف كل باري كه موجب شدن ضعيف‌ترين عضو مي‌شود، فرو ريخته است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  27  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلود مقاله بيماريهاي پوستي

 

استخر و بيماريهاي پوستي
بر اساس یافته‌های اینتحقیق، در اثر آلودگی آب استخرها بیماریهای پوستی به شناگران سرایت می‌كند.
همچنین اضافه شده است: از بروز بیماریهای پوستی كه در طی این تحقیق توسط آب آلوده استخر شناگران سرایت نموده می‌توان به سوزش، خارش و خشكی پوست اشاره كرد كه علت آن را متخصصان پوست كلر و آلودگی آب عنوان نمودند.
لازم به ذكر است، به علت نقص در سیستم‌های كلرزنی بیشتر مواقع كلر به صورت دستی پاشیده شده كه در یك مقطع میزان آن به 6 تا 8 میلیگرم در لیتر رسیده و رفته رفته میزان آن كاهش پیدا می‌كند.

نتایج نشان داد كه استخرهای دولتی از استخرهای خصوصی آلودگی میكروبی بیشتری دارند و این خود شاید نشانگر رسیدگی بیشتر و رعایت بهتر موارد بهداشتی در استخرهای خصوصی می‌باشد و از طرفی شاید به علت استفاده كننده كمتر از این استخرها بوده زیرا استخرهای دولتی به علت هزینه‌های كمتر طرفداران بیشتری داشته و اغلب ظرفیت پذیرش آنها بیش از حد مجاز می‌باشد.
در ادامه این تحقیق كه در سال 82 با راهنمایی دكتر محمد حسین علیزاده در دانشكده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس تدوین شده آمده است: در آزمون فرض مشخص شد كه بین میزان كلر آب استخرها با میزان شمارش باكتریها ارتباط معناداری وجود دارد كه این رابطه مستقیم و در جهت عكس می‌باشد.
به عبارت دیگر با افزایش كلر میزان باكتریها كاهش می‌یابد. زیرا كلر باقیمانده در آب باعث از بین رفتن میكروارگانیسم‌های زنده در آب می‌گردد. در نتیجه با توجه به اینكه در حال حاضر تنها روش گندزدایی كه بیشتر از همه در استخرهای شنا استفاده می‌شود، كلریناسیون بوده میزان آن باید در حد استاندارد باشد چون استفاده كمتر یا بیشتر از حد استاندارد آن مضر است. ا ستخر شنا یکی از راه های انتقال بیماری های پوستی و عفونی است و اين بيماري های شناخته شده اند.
شکي نیست که اين گونه بيماري ها از طریق شناگران به دیگران منتقل می شود؛ زیرا در مدت محدودي تعداد زيادي افراد همزمان از آن استخر استفاده مي کنند که هميشه خطرهای بهداشتي بسیاری دارد؛ چنانچه اگر آب استخرها در هنگام تهيه هم سالم باشد، ورود مقدار کمي از باکتري هاي پاتوژن از طریق شناگران عفونت ایجاد می کند.
بنابر این، امراضي که با آب آلوده استخرها به شناگران ديگر منتقل می شود، عبارت اند از:
1_ بيماري هاي دستگاه هاضمه: این گونه بيماري ها عبارت اند از: حصبه، اسهال، وبا و شبه حصبه.
ميکروب هاي مولد بيماري هاي دستگاه گوارش براي زنده ماندن در آب استخر قدرت بيشتري دارند، بنابر این، بزرگترين خطر هنگامی پیش می آید که بيماري هاي عفوني روده اي بين مردم شایع باشد و همچنین، استخر شلوغتر باشد (یعنی افراد بیشتری در استخر شنا کنند).
2_ بيماري هاي چشم و گوش و حلق و بيني: بعضي از باکتري هاي خطرناکي که در دستگاه تنفسی، بيماري خطرناک تولید می کنند، ضعيف هستند و هنگامی که آب محيط مناسبي براي زندگي آنها نيست، زود از بين مي روند، مع الوصف بيماري هاي مربوط به گلودرد چرکي،‌ ورم ملتحمه از متداول ترين امراض بين شناگران است.
بنابر این، بی توجه به درجه حرارت آب استخر و محيط اطراف آن و نبودن کلر آزاد در آب استخر شرايط را براي رشد و تکثير اين گونه باکتري ها و در نهايت اين بيماري فراهم مي کند.
3_ بيماري هاي جلدي و پوستي: بيماري هايي که بيش از ساير امراض در استخرهاي شنا هست و شناگران را تهديد مي کند، عفونت هاي پوستي و بيماري هاي قارچي مانند: کچلي، زردزخم، خارش در انگشتان پاي شناگران است.
4_ بيماري هاي انگلي: يکي از مهمترين بيماري های انگلي بيماري خوني به نام «شيستوزمازيس» است. در مناطق گرمسير چنانچه استخر با آب رودخانه اي پر شود که عامل اين بيماري در آن باشد، احتمال می رود افراد سالمي را که در چنين آبهايي شنا مي کنند، آلوده کند.

 

اقدام های بهداشتي برای پيشگيري از آلودگي
برای پيشگيري از انتشار آلودگي هاي گوناگون ميکروبي و انگلي حاصل از انتقال بيماري شناگران به آب استخرها بايد این اقدام های بهداشتي را انجام داد:

 

 

 

1_ آب استخر باید دایم تصفيه و گندزدايي گردد.
2_ از پذيرش مراجعان بيش از حد ظرفيت استخر جلوگيري شود.
3_ حوضچه اطراف استخر،‌ محل هاي رخت کني و دوش ها دایم نظافت و ضدعفوني گردد.
4_ حوضچه کوچکي براي ضدعفوني کردن شناگران قبل از ورود به استخر برای مبارزه با بيماري هاي خارش انگشتان پاي شناگران احداث گردد.
5_ هر شناگر باید از مايو، کلاه شنا، ‌حوله، دمپایي مجزا و مخصوص به خود استفاده کند و نباید به صورت مشترک از این وسایل استفاده کرد.
6_ شناگران پیش از ورود به استخر از نظر سرماخوردگي، جوش، بثورات پوست، التهاب چشم ها و يا هر عفونت ديگري – که بر اثر آن احتمال آلودگي آب و در نهايت ساير شناگران را سبب مي شود – از نظر ظاهری معاينه شوند و در صورت داشتن مورد خاص آن بیماری، از ورود آنها به استخر جلوگيري شود.
7_ کيفيت فيزيکي و باکتريولوژيکي آب استخر در تمام مدت باید آزمایش
8_ براي بازديدکننده ورود و خروجي جدا در نظر گرفته شود.
9_ درجه حرارت مناسب براي آب استخر رعايت شود.
10_ شناگران باید قبل از ورود به استخر دوش بگیرند و پس از خروج از استخر نيز بدن خود را خوب بشویند.
ایسنا:ترغيب افراد به شنا كردن در فصل گرم تابستان موجبات تعدد نفرات و در پي آن غير استاندارد شدن استخرها را فراهم مي‌كند و چون هيچ قانوني براي استاندارد بودن جمعيت استخرها وضع نشده، رعايت نكات بهداشتي هرچند با دقت انجام شوند نمي‌تواند در اين كمبود قانوني را جبران كند.
البته در بسياري استخرها نكات بهداشتي هم رعايت نمي‌شود و طبق تحقيق از چند استخر بزرگ و به نام تهران كه شايد از بهترين استخرها باشند تعويض سالي يك بار آب استخرها كاملا طبيعي به نظر مي‌رسد و همچنان براي تميز كردن آب استخرها تصفيه آن ترجيح داده مي‌شود ولي آنچه در اين ميان قابليت اجرايي بيشتري دارد رعايت نكات بهداشتي از سوي خود افراد است كه تاثير عمده‌اي در بالا بردن بهداشت استخرها دارد.

 

قارچها در محيط مرطوب مستعد نمايان شدن هستند
به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران،‌ علاوه بر عفونت‌زايي استخرها كه موجبات بيماري‌هاي پوستي را فراهم مي‌كند رطوبت كه خاصيت اصلي آب است باعث نمايان شدن قارچهاي پوستي افراد مي‌شود. در حقيقت قارچ در بدن افراد وجود دارد و استخرها فقط موجب نمايان شدن و لو رفتن بيماري آنها مي‌شود اما در اكثر موارد اين برداشت بوجود مي‌آيد كه استخرها موجب بروز بيماري در فرد شده است. دكتر آزاده الياسي متخصص پوست و مو در اين رابطه به ايسنا گفت: استخرهاي سرپوشيده اين ويژگي را دارند كه براي فرد مشكلات سوختگي از آفتاب را به وجود نمي‌آورند ولي اگر در قسمتي از بدن بيماري پوستي وجود داشته باشد با قارچ پوستي خود را نشان مي‌دهد و در استخرهاي روباز همين بيماري موجب تغيير رنگ پوست فرد مي‌شود و در واقع قسمت‌هاي بيمار در مقابل تابش آفتاب برنزه نمي‌شود. البته بايد توجه داشت فردي كه اين قارچ يا بيماري در بدنش نمايان شده قبل از آن هم مبتلا به بيماري بوده و فقط وجود رطوبت و آفتاب باعث لو رفتن آن شده است.
وي در ادامه توضيح داد: گاهي ميزان نامناسب كلر در آب باعث به وجود آوردن بيماريهاي پوستي مي‌شود و بعضي بيماريها از افراد ديگر منتقل مي‌شود كه وجود زگيل و قارچهاي پوستي از آن جمله‌اند؛ ولي ساير بيماريهاي پوستي جنبه واگير ندارند و براي ديگر افراد خطرزا نيستند ولي در بيشتر موارد شكل ظاهري پوست بيمار افراد را معذب مي‌كند.
دكتر فرانك احساني نيز در مورد ميزان كلر استخرها بيان كرد: هرچند كلر باعث ضد عفوني استخرها مي‌شود و باكتري در اين شرايط امكان رشد ندارد ولي استفاده از كلر زياد نيز ممكن است موجب ريزش مو گردد.
برنزه كردن پوست و افزايش احتمال سرطانهاي پوستي
به گفته دكتر اسماعيلي متخصص پوست در استخرهاي روباز در اثر تابش خورشيد آفتاب سوختگي‌هاي حاد رخ مي‌دهد و عوارض آن شامل تاول زدن و سوختگي‌هاي پوست است كه در طولاني مدت احتمال بروز سرطان‌هاي پوست را قوت مي‌بخشد.
وي همچنين در خصوص عوارض پوستي استفاده از دريا به ايسنا گفت: در فصل تابستان به دليل وجود املاح زياد دريا، احتمال بروز عوارض حساسيتي و خشكي پوست بيشتر مي‌شود. استفاده از كرم‌هاي ضد آفتاب و ضد آب مي‌تواند از بروز اين عوارض تا حدي بكاهد علاوه بر آن شست‌وشوي بدن با آب و صابون پس از استفاده از دريا لازم است.
هپاتيت A مي‌تواند از طريق استخرهاي آلوده به افراد منتقل شود
يك متخصص عفوني اظهار كرد: هپاتيت A كه از طريق دهاني – مدفوعي قابل انتقال است در استخرهاي آلوده به راحتي مي‌تواند به افراد سرايت كند.
دكتر حميد عمادي در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران توضيح داد: متاسفانه استخرها در فصل تابستان به دليل تعدد نفرات مستعد انتقال بسياري بيماري‌ها مثل اسهال، هپاتيت A،‌ قارچهاي پوستي و تبخال‌ها هستند كه البته نه فقط آب آلوده عامل آن است بلكه نواحي حاشيه استخر مثل رختكن‌ها يا حمام استخر، دمپايي‌هاي مشترك نيز مي‌توانند باعث انتقال بيماري‌ها باشند. وي همچنين درباره ضد عفوني كردن استخرها به وسيله كلر تصريح كرد: هرچند كلر براي ضد عفوني كردن استخرها به كار مي‌رود ولي گاهي اين ضد عفوني‌ها جايگزين تعويض آب به موقع استخرها مي‌شود و يا براي صرفه‌جويي در مصرف آب كلر زياد به آن مي‌افزايند كه اين موضوع خود موجبات عفونت‌هاي چشمي و ريزش مو را فراهم مي‌كند. وي همچنين تاكيد كرد: بر خلاف تصور مردم استخرهاي روباز چون كلرشان زودتر تجزيه مي‌شود مي‌توانند آلودگي بيشتري همراه داشته باشند مگر اين كه كلر افزوده شده به آب آنها بيشتر از استخرهاي سرپوشيده و مناسب باشد. دكتر عمادي توصيه كرد: حمام رفتن قبل از ورود به استخر، خالي كردن مثانه و رعايت برخي نكات بهداشتي مي‌تواند تا حد زيادي از انتقال بيماريها در اين فصل بكاهد. وي در پايان افزود: هرچند با رعايت نكات بهداشتي و رعايت حريم شخصي تا حد زيادي از سرايت بيماري‌ها كاسته مي‌شود ولي بايد استانداردي براي جمعيت استخرها نيز در نظر گرفته شود و كنترل‌هاي لازم در اين زمينه صورت گيرد.
استفاده از عينك‌هاي مخصوص شنا از بروز عفونت‌هاي چشمي جلوگيري مي‌كند
مواد ضد عفوني كننده‌اي همچون كلر كه جهت تميز كردن آب استخرها به كار مي‌رود چنانچه با غلظت بيش از حد مجاز در استخرها ريخته شود مي‌تواند باعث سوزش، قرمزي و حتي زخم‌هاي سطحي در قرنيه شوند از اين رو استفاده از عينك‌هاي محافظ چشم مخصوص شنا و شستن صورت با آب تميز بعد از شنا مي‌تواند در كاهش علائم تماس چشم با كلر مؤثر باشد. دكتر محمد جوشقاني فوق تخصص پيوند قرنيه گفت: عفونت‌هايي كه در آب استخرها وجود دارد بيشتر از نوع ويروسي بوده و معمولا قدرت همه‌گيري آن زياد است و به سرعت به ديگران منتقل مي‌شود. وجود ويروس آدنوويروس در آب استخرهاي آلوده به سرعت منتقل شده و در يك دوره كوتاه مي‌تواند همه‌گير شود و معمولا قرنيه و ملتهمه را گرفتار مي‌كند البته ملتهمه چون يك بافت مخاطي است و در مسير بينايي نيست عارضه چنداني باقي نمي‌گذارد و بعد از يك دوره كوتاه بهبودي مي‌يابد ولي چنانچه قرنيه دچار عفونت شود ممكن است چند ماهي طول كشيده و نهايتا باعث كاهش ديد مي‌شود.
استفاده از لنز چشمي در هنگام شنا بينايي را تهديد مي‌كند
دكتر فيروزه رحيمي متخصص چشم پزشكي اظهار كرد: افرادي كه از كنتاكت لنزهاي تماسي استفاده مي‌كنند در موقع شنا كردن بايد لنزها را از چشم خارج كنند زيرا در غير اين صورت خطر آلوده شدن لنزها به خصوص لنزهاي تماسي نرم با آب استخر وجود دارد كه مي‌تواند باعث ايجاد زخم‌هاي عفوني كه تهديد جدي براي بينايي هستند شود
شيوع بيماريهاي پوستي در استخرهاي سرپوشيده
پزشکان متخصص درباره شیوع بیماری های پوستی در استخرهای سرپوشیده هشدار دادند.
دکتر سیدمحمود هاشمی ، متخصص پوست و مو در گفتگو با مهر، به بروز برخی بیماری های ناشی از شنا کردن در استخرهای سرپوشیده اشاره کرد و گفت: در استخرهای سرپوشیده به دلیل بالا بودن رطوبت در محیط، بیماری های قارچی بین انگشتان دست ، پا و کشاله های ران شایع است.
وی درباره عوارض قارچ پوست گفت: در صورتی که عوارض قارچ پوست سطحی باشد، با درمان موضعی برطرف می شود؛ اما چنانچه قارچ لایه های زیرین پوست را درگیر کند، درمان آن طولانی مدت خواهد بود.
این متخصص پوست و مو نسبت به واگیردار بودن این بیماری هشدار داد و افزود: با توجه به این که قارچ پوست یک بیماری واگیردار است ، رعایت نکات بهداشتی در استخرها لازم و ضروری است.
به گفته هاشمی ، شستشوی بدن با صابون و همچنین آب کشی کامل بدن پس از شنا کردن در استخر، زمینه ابتلا به انواع بیماری ها بخصوص بیماری های قارچی را از بین می برد.
كارشناس بهداشت محیط برای آن كه بتوانید در روزهای گرم بهار و تابستان از دلچسب‌ترین و مفرح‌ترین ورزش‌های این فصل استفاده كنید باید استخری متناسب با شأن سلامت شما فراهم شود تا زمینه بروز بیماری‌های پوستی و عفونی خطرناك به حداقل برسد.
آب، محیطی عالی برای انتقال و رشد موجودات ذره‌بینی بیماری‌زا است و در صورتی بی‌توجهی به اصول بهداشتی و به دلیل حضور افراد زیاد،‌بیماری‌های قارچی،‌انگلی، اسهال،‌ حصبه، ‌اگزما، گچلی،‌ قارچ‌های پوستی با بیماری‌های عفونی و گوارشی و بیماری‌های چشم از آن دسته امراضی هستند كه هر سال تعدادی از مراجعان به این مكان‌ها به آن‌ها مبتلا می‌شوند.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   24 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلودمقاله صنايع فرهنگي سمنان

 

 

 

 

 

شهر سمنان مرکز استان سمنان و نیز مرکز شهرستان سمنان است. این شهر در جنوب رشته کوه البرز و شمال دشت کویر در راه تهران به خراسان قرار گرفته است. آب و هوای آن خشک و معتدل می‌باشد.
موقعیت جغرافیایی
این شهر در حد فاصل دو شهر دامغان و گرمسار در طول جغرافیایی ۵۳ درجه و ۲۳ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۳۴ دقیقه واقع شده و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۱۱۳۰ متر است. همچنین فاصله آن تا تهران ۲۱۶ کیلومتر است و به راه آهن سراسری تهران_مشهد، متصل می‌باشد.
مردم
جمعیت شهر سمنان بر اساس نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۱۲۶٬۷۸۰ نفر بوده‌است.(جمعیت شهرستان: ۱۹۱,۶۱۸ نفر)[۲]
نژاد مردم سمنان آریایی است و به زبان سمنانی سخن می‌گویند. زبان سمنانی به علت ویژگی خاص خود مورد توجه دانشمندان و ایران شناسان بسیار قرار گرفته است. این زبان از زبانهای ایرانی شاخه شمال باختری است.
ایران‌شناسان زیادی چون پرفسور کریستن سن هوتوم سیندلر، ویلهلم لیکر، جرج مورگن و استایرن تحقیقات جامعی درباره زبان سمنانی انجام داده‌اند. نکته قابل ذکر اینکه اگرچه زبان سمنانی هنوز هم توسط مردم سمنان تکلم می‌شود، اما نسل جدید سمنانی‌ها با وجود فهمیدن آن به این زبان باستانی سخن نمی‌گویند.
در این شهر درصد سواد بسیار بالا است و یکی از شهرهای معروف ایران در زمینه کاهش بیسوادی است. صنایع تولیدی دستی این شهر عبارت‌اند: از کرباس پارچه‌های پشمی، چادر شبهای پشمی و ابریشمی و پلاس نمد و قالی بافی.
آب و هوا
آب و هوای این شهر در تابستان گرم و در زمستان نسبتاً سرد می‌باشد. بارندگی‌های این شهر در فصول سرد سال صورت می‌گیرد و میزان متوسط بارندگی سالانه آن ۱۴۰ میلیمتر می‌باشد. متوسط درجه حرارت سالانه ۷/۱۷ درجه سانتیگراد است و این در حالی است که حداکثر مطلق حرارت ۵/۴۴ درجه سانتیگراد و حداقل مطلق ۴/۶- درجه سانتیگراد گزارش شده است. همچنین متوسط تعداد روزهای یخبندان در طول سال در حدود ۴۸ روز می‌باشد.
جای‌های تاریخی

نمایی ارگ سمنان در شب
شهر سمنان ۷ محله معروف قدیمی دارد به‌نام‌های اسفنجان (اسپنژان)، لتیبار، شاهجو، ناسار، زاوغان، کوشمغان و کدیور.[۳]
این شهر علاوه بر زیبایی‌های طبیعی با سابقه تاریخی چند هزار ساله به دلیل واقع شدن در گذر حوادث ناشی از لشکرکشی‌ها و مهاجرت‌های بین شرق و غرب و مهم تر از همه داشتن تاریخ تمدن دیرینه دارای آثار باستانی متعدد دیدنی مربوط به دوره‌های مختلف تاریخ است که مبین قدمت کهن آن است:
• مسجد جامع سمنان
• منار سلجوقی مسجد جامع
• مسجد امام سمنان(مسجد شاه یا سلطانی)
• آرامگاه شیخ علاءالدوله سمنانی
• گرمابه پهنه سمنان
• دروازه ارگ سمنان
• بازار سمنان
• بازار شیخ علاءالدوله
• قلعه‌های سارو
• قلعهٔ پاچنار
• برج چهل‌دختران
• قلعه کوشمغان
• دژچرمینه
• قلعه کهن‌دژ
• قلعه زاوغان
• آرامگاه پیر نجم‌الدین
• کاروانسرای سنگی آهوان (مربوط به قرن پنجم هجری)
• کاروانسراهای شاه عباسی (صفویه)
از جمله مهم‌ترین بناهای باستانی شهر سمنان است. علاوه بر اینها می‌توان به آب انبارها، قنات‌هایی با معماری منحصر به فرد و بافت قدیم سمنان نیز اشاره کرد.
وجه تسمیه
درباره وجه تسمیه نام سمنان که به این منطقه اطلاق می‌شود، عقیده‌ها و نظرهای گوناگونی رایج ومعمول است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
• در گذشته‌های دور در محل آتشکده بزرگ هریس در کومش (سمنان) شهری عظیم با بت خانه‌ای بزرگ با ساختمانی رفیع و با شکوه وجود داشته است. به همین علت احتمال می‌رود که مردم این سرزمین قبل از ظهور زرتشت، دارای مذهب «سمتی» یا «سمینه» بوده‌اند و بت خانه بزرگ آنان در محل سمنان فعلی واقع بوده است.
• برخی دیگر بر این باورند که سمنان در اصل «سکنان» منسوب به طوایف سَکَه‌ها می‌باشد و الف و نون آن نشانه نسبت و مکان است که در واژه‌های گیلان و غیره مشاهده می‌شود.
• عده‌ای دیگر از اهالی سمنان عقیده دارند که نام قدیم سمنان (سیم لام) بوده که بنای آن به دست دو نفر از فرزندان نوح پیغمبر به نام‌های (سیم النبی) و (لام النبی) انجام گرفته که مقبره آنان در کوه‌های شمال شرقی سمنان در محلی موسوم به پیغمبران واقع است. بر این اساس کلمه (سیم لام) در اثر کثرت استعمال به مرور زمان به سمنان تبدیل شده است.
• برخی نیز افسانه بنای اولیه را به دو هزار سال قبل از میلاد مسیح به دستور تهمورث دیوبند نسبت داده اند. در آن زمان شهر را به سمینا نام گذاری نموده‌اند که به مرور زمان به سمنان تغییر یافته است.
• روایت دیگر حاکی از این است که نام قدیم سمنان در زبان محلی «سه مه نان» بوده و منظور ساکنان آن این بوده است که محصولات کشاورزی این منطقه نان و آذوقه اهالی را بیش از سه ماه تأمین نمی‌کند. بعدها به مرور زمان «سه مه نان» به سمنان تغییر یافته است. به هر حال آن چنان که از منابع و کتب تاریخی استنباط می‌شود سمنان یکی از مناطق کهن و قدیمی ایران است که در درازای تاریخ فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته است.
نگاهی نو به میراث فرهنگی و گردشگری سمنان
مسجد جامع سمنان
مسجد جامع سمنان يكي از آثار با ارزش و كهن شهر سمنان به شمار مي آيد و از لحاظ مذهبي و فرهنگي و حتي اجتماعي داراي ارزش و اعتبار زيادي است. گرچه در طول زمان تغييرات و تحولات زيادي در آن بوجود آمده ، اما قدمت بنا به گونه اي است كه عده اي بناي اوليه آن را به قبل از اسلام مي رسانند. عقيده بر اين است كه اين مسجد در قرن اول هجري و بر روي خرابه هاي آتشكده بنا گرديده است. سياحان و مورخيني كه از شهر سمنان ديدن نموده و مطالبي راجع به اين شهر و آثار آن در تأليفات خود به يادگار گذارده اند بعضي به اختصار و بعضي از آنها به تفصيل از اين اثر در نوشته هاي خود آورده و اغلب نيز آن را به خوبي و عظمت ياد نموده اند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   14 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلود مقاله تاثیر یارانه ها به بازدهی بازگشت تسهیلات اعطایی

 

 

 
تاثیر یارانه ها به بازدهی بازگشت تسهیلات اعطایی
مطلب را با اين سوال آغاز مي کنيم که علت انحراف اين حجم عظيم سرمايه ها که رقمي بالغ بر هشتاد هزار ميليارد تومان را بالغ مي گردد، از مسير هدفگذاري شده چيست؟ و چرا چرخ هاي اقتصادي کشور به جاي حرکت سريع و روبه جلو، و روندي متداوم و شتابان حرکتي معکوس را در پيش گرفته است؟ چرا سرمايه هاي تزريق شده در شريان هاي حياتي اقتصاد به جاي قدرت بخشيدن بر پيکره و کالبد وجودي اقتصاد کشور، معکوس عمل کرده و پي درپي منجر به افزايش ضعف عمومي حاکم برصنعت کشور مي گردد، ضعفي که علي رغم تزريق بيشتر سرمايه ها، با سرعتي تصاعدي و شگرف، اقتصاد کشور را به چالش کشيده و با تغيير مديران، مجالس و رياست جمهورهاي مختلف و تغييرات صورت گرفته در برنامه هاي راهبردي اعمال شده توسط آنان، تغيير محسوسي را در مسير توسعه مشاهده نمي کنيم. چرا هر چه دولتمردان بيشتر سعي مي کنند، کمتر نتيجه مي گيرند و هر چه بيشتر اين اقتصاد بيمار مورد حمايت قرار مي گيرد، تورم، بيکاري، فقر و … بيشتر و بيشتر دايره فشار خود را بر اقشار ضعيف جامعه تنگتر و تنگتر مي نمايد. چرا سرمايه ها و تسهيلا ت بانکها در مسير اصلي توسعه واهداف برنامه قرار نمي گيرند؟ چرا عده اي لحظه به لحظه ثروتمندتر مي گردند و عده اي لحظه به لحظه فقيرتر مي گردند و هزاران چراي ديگر، چه اخلا لي در اقتصاد صورت گرفته و چه اشتباهي در حال رخ دادن است که هيچ راهکاري براي آن چاره نيست.
هر چه هست چيزي است که رابطه اي عميق با يکي از اهرم هاي اصلي هدايتگر اقتصاد ايران دارد. اهرمي که کنترل کننده اصلي مسير اصلي سرمايه ها است و از آنجايي که در سرمنشا و ابتداي مسير تقسيم سرمايه ها قرار گرفته است حرکت کلي سرمايه هاي کشور را کنترل کند. حال اين اهرم کدام يک از اهرم ها است که سرمايه گذاري هاي کشور را کاملا در سلطه خود دارد و به راحتي اقتصاد کشور را در سيطره خود قرار مي دهد؟ اين اهرم چيست و کنترل آن در دستان کيست؟ اهرمي که مي تواند سرمنشا تمامي اختلا لا ت ممکن در اقتصاد ايران باشد.
در نهايت و با بررسي اهرم هاي مختلفي که ممکن است چنين تاثير شگرفي در نظام اقتصادي کشور داشته باشد، به اهرم نرخ بهره تسهيلا ت اعطايي بين بخش هاي مختلف اقتصاد مي رسيم. اهرمي که در ساليان گذشته و هم اکنون عملا در حالت معکوس به کار گمارده شده است و فرآيند حرکتي اقتصاد و سرمايه هاي کشور را با چالشي عظيم رو به رو ساخته است. حاصل اين معکوس نگاه داشتن و اجبار بيش از اندازه به ادامه عملکرد غيرطبيعي اين اهرم و کنترل فرآيند حرکت سرمايه هاي کشور، چيزي است که امروزه از جابه جايي سرمايه ها و حرکت ناميمون يارانه ها به سمت پروار کردن رانت خواران و بخش هاي غيرتوليدي مي بينيم.
در واقع بانک مرکزي طي ساليان اخير با اتخاذ سياست هاي اشتباه و چشم بستن بر روي معادلا ت و محاسبات علمي فرآيند به چالش کشيده شدن اقتصاد کشور را آگاهانه يا غيرآگاهانه رهبري کرده و با زير پا گذاردن يکي از اصول علمي و غيرقابل انکار بانکداري و سرمايه گذاري پايه هاي نگه دارنده اقتصاد کشور را سست و شکننده ساخته است که در ادامه مطلب به بررسي فرضيه طرح شده مي پردازيم.
بانک ها براي تعيين نرخ بهره از فرمول خاصي استفاده مي کنند.مهمترين فاکتوري که در تعيين نرخ بهره در نظر گرفته مي شود نرخ مبنا است. در بازار آمريکا از دو نرخ مبنا جهت تعيين نرخ سپرده گذاري کوتاه مدت و بلند مدت استفاده مي شود که اين دو نرخ عبارتند از:
الف- نرخ بهره کوتاه مدت يا فدرال بانک: اين نرخ در واقع نرخ شبانه اعطاي تسهيلا ت بين بانکي است; در صورتي که بانکي که با کمبود ذخاير مواجه باشد، براساس اين نرخ از بانک هاي ديگر تسهيلا ت مي گيرد.
اين نرخ پايه تعيين کننده نرخ سپرده گذاري در بانک هاي آمريکا است. فدرال رزرو براي کنترل اين نرخ از دو ابزار مختلف استفاده مي کند، از يک طرف همواره ميزان ذخاير بانک ها را تحت نظر داشته و از طرف ديگر با تعيين نرخ تنزيل، اقدام به اعطاي تسهيلا ت به بانک ها مي نمايد.
نرخ تنزيل در واقع نرخي است که براساس آن بانک مرکزي آمريکا اقدام به اعطاي وام به بانک ها مي نمايد و همواره از نرخ وجوه فدرال رزرو کمتر است ولي بانک ها حق ندارند با دريافت تسهيلا ت از فدرال رزرو آن را با نرخ بالا تر بر بانک هاي ديگر وام دهند.
ب- نرخ بهره اوراق قرضه بلندمدت: نرخ مبنا براي سپرده گذاران بلندمدت، نرخ اوراق قرضه خزانه دولت آمريکا است، که بر اساس آن دولت براي پوشش کسري بودجه خود اقدام به انتشار اوراق قرضه مي نمايد. عوامل متعددي بر تعيين نرخ بهره بانک ها در درازمدت موثر هستند. از جمله مي توان به نرخ برگشت انتظاري سرمايه گذاري ها و نرخ تورم انتظاري اشاره کرد. در اين حالت بانک مرکزي سعي دارد با کاهش نرخ تورم، نرخ بهره را کاهش دهد.
متغيرهاي ديگري که در زمينه تعيين نرخ بهره دخالت دارند عبارتند از:
ج – عرضه و تقاضا: نرخ بهره همانند قيمت کالا هاي ديگر براساس ميزان تقاضاي اعتبار نيست به عرضه آن در بازار تغيير مي کند. به عبارت ديگر در صورتي که ميزان عرضه وام اعطايي بيشتر از تقاضاي وام باشد، در اين حالت نرخ بهره کاهش خواهد يافت.
از مهم ترين دلا يل افزايش عرضه اعتبارات مي توان به افزايش تمايل مردم، بنگاه ها و حتي دولت در کاهش ميزان مصرف خود و به تبع آن افزايش پس انداز اشاره کرد و از دلايل عمده افزايش تقاضاي توان به گسترش فرصت هاي سرمايه گذاري و براساس نظريه ترجيع زمان، ترجيع مصرف کالاهاي فعلي و کالاهاي آتي توسط مشتريان اشاره کرد.
د- نرخ تورم: يکي از عوامل مهم در تعيين نرخ بهره، نرخ تورم است، چرا که در صورت پايين بودن نرخ بهره نسبت به نرخ تورم، قدرت خريد پولي که در آينده اعتبار دهنده دريافت مي کند، نسبت به پولي که هم اکنون پرداخت مي کند، کمتر است.
نرخ تورم باعث کاهش قدرت خريد پول مي گردد: به طوري که هر يک درصد افزايش در نرخ تورم درواقع به معناي يک درصد کاهش در کالايي است که با آن پول در آينده مي توان خريد کرد. به همين دليل اعتبار دهنده سعي کند با لحاظ نمودن نرخ تورم در نرخ بهره، حداقل قدرت پول خود را حفظ کند.
4- ريسک: ريسک به معناي عدم اطمينان است، به طوري که هر قدر عدم اطمينان بيشتر باشد، به معناي ريسک بيشتر است. ريسک عاملي است که نه تنها بر ميزان نرخ بهره تاثير مي گذارد، بلکه باعث مي شود تا نرخ بهره در معاملات مختلف نيز متفاوت شود. مهمترين ريسک هايي که در بحث اعتبار وجود دارند عبارتند از: 1- ريسک عدم توانايي بازپرداخت به موقع اعتبار گيرنده.
2- ريسک نقدينگي: چنان که اوراق بهادار خريداري شده توسط بانک به سرعت قابل فروش نباشد، دراين حالت ريسک نقدينگي اوراق افزايش مي يابد. در ادبيات بانکداري خريد اوراق بهادار به معناي اعطاي وام به ناشر اوراق است.
3- ريسک زمان سررسيد: اوراق بهاداري که سر رسيد آنها زودتر از اوراق ديگر باشد از ريسک کمتري برخوردارند. اين امر باعث مي گردد تا اوراق با سر رسيد طولاني با نرخ بهره بالاتر عرضه شوند.
4- خصوصيات اوراق بهادار: بدون شک اوراقي که داراي کوپن هستند و در دوره هاي مشخصي از طريق کوپن هاي مزبور سود به دارندگان آنها پرداخت مي گردد نسبت به اوراق بهادار بدون کوپن ارجحيت بالاتري برخوردار هستند. در اين حالت نرخ سود اوراق بدون کوپن بيشتر از اوراق ديگر خواهد بود.
و – ماليات: دربرخي از کشورها به اوراق بهادار ماليات تعلق مي گيرد که اين امر نيز در تعيين نرخ بهره اوراق موثر است.
بنابراين به طور خلا صه عوامل اساسي تشکيل دهنده نرخ سود مورد انتظار به صورت زير قابل محاسبه خواهد بود:
نرخ ريسک + نرخ تورم انتظاري + نرخ حداقل سود مورد انتظار = نرخ سود مورد انتظار
سياست هاي پولي:
بانک مرکزي و دولت با استفاده از سياست هاي پولي و مالي سعي مي کنند، به صورت غير مستقيم بر روي نرخ بهره تاثيرگذاشته و روند آن را براساس برنامه هاي بلند مدت خود تغيير دهند. سياست هايي که توسط بانک مرکزي در جهت کنترل نقدينگي اعمال مي شود، سياست هاي پولي ناميده مي شود. بانک سعي مي کند از طريق اعمال اين سياست ها برالگوي مصرف خانوار و توليد بنگاه ها و در نهايت تورم تاثيربگذارد.
ابزارهاي سياست هاي پولي عبارتند از:
الف – ذخاير قانوني: بانک مرکزي با دخالت در ميزان عرضه پول و اعتبار توسط بانک ها مي تواند بر عرضه پول و نهايتا در نرخ بهره تاثير بگذارد.
ب – عمليات بازار باز: در اين حالت بانک مرکزي مي تواند با خريد و فروش اوراق قرضه در بازار برحجم اعتبارات و نهايتا برميزان نرخ بهره تاثيربگذارد.
ج – نرخ تنزيل مجدد: نرخي است که بانک هاي تجاري بايد براي دريافت اعتبارات از بانک مرکزي به اين بانک بپردازند.
نکته قابل توجه در ارتباط با سياست هاي پولي اين است که ابزارهاي اين سياست صرفا مي تواند بر روي بخش عرضه پول و اعتبار تاثيربگذارد. قابل ذکر است که در ايران معمولا از ابزارهاي سياست پولي مستقيم از قبيل نرخ سود و تخصيص بخشي اعتبارات استفاده مي گردد.
اين امر باعث گرديده است تا تغيير در نرخ ذخيره قانوني هيچ گونه تاثيري بر روي تغييرات نرخ سود نداشته باشد. در ارتباط با استفاده از ابزار بازار باز نيز در حال حاضر بانک مرکزي از طريق انتشار اوراق مشارکت از اين ابزار استفاده مي نمايد.
نکته قابل توجه اينکه، به دليل تاثيرات نرخ ذخيره قانوني و سود اوراق مشارکت بر روي ترازنامه بانک مرکزي، اين بانک معمولا سعي مي نمايد از ابزارهاي مستقيم به جاي ابزارهاي غيرمستقيم در جهت تاثيرگذاري بر روي نقدينگي کشور تاثير بگذارد.
از طرف ديگر درمقايسه با اصول حاکم بر اوراق قرضه در ساير کشورها با اوراق مشارکت در ايران، تعهد خريد آن توسط بانک ها در دوره زماني اوراق، همراه با ثابت بودن نرخ بازده و قيمت اسمي، کارايي اين ابزار را کاهش داده است.
سياست هاي مالي
دولت مي تواند با سياست هاي مالي خود برخلاف بانک مرکزي بر روي هر دو بخش عرضه و تقاضاي اعتبارات تاثير بگذارد. در صورتي که دولت کليه درآمدهاي خود را که ناشي از اخذ ماليات و ديگر منابع درآمدي است هزينه نمايد، در واقع با مازاد بودجه روبه رو مي گردد، که اين به معناي افزايش ميزان عرضه اعتبارات خواهد بود و در نتيجه کاهش سطح عمومي نرخ بهره را به دنبال خواهد داشت.
در مقابل اگر دولت در نتيجه گسترش هزينه هاي خود با کسري بودجه روبه رو گردد، اين امر باعث افزايش ميزان تقاضاي اعتبارات در بازار و به تبع آن افزايش نرخ بهره خواهد بود. چنانکه از بررسي آمار مرتبط با سال هاي 1372 تا 1386 بر مي آيد، نرخ تورم به جز سال هاي 1379 و 1380 در بقيه سال ها بيش از نرخ سود سپرده هاي سرمايه گذاري يک ساله بوده است. به اين ترتيب سپرده گذاران عملا در نتيجه سپرده گذاري نزد بانک ها متضرر شده و قدرت خريد سپرده هاي خود را از دست داده اند. نظر به ساختار اقتصادي کشور که در حال حاضر دوران توسعه اقتصادي را پشت سر مي گذارد و زيرساخت هاي اقتصادي در حال شکل گيري و تکميل هستند، بخش توليد در بسياري از زمينه ها کماکان از بازدهي خوبي برخوردار نيست و سرمايه گذاري در بخش بازرگاني و خدمات از ريسک کمتر و بازدهي بيشتري برخوردار است. مضافا دوره بازيافت سرمايه در بخش هاي توليدي به مراتب طولاني تر از بخش خدمات و بازرگاني است و اين موضوع به ويژه در شرايط عدم ثبات اقتصادي حائز اهميت است; چرا که سرمايه گذاران به سرمايه گذاري در بخش هاي زودبازده تمايل بيشتري نشان مي دهند. نگاهي به تسهيلا ت اعطايي سيستم بانکي در سال هاي گذشته نيز مويد آن است که تسهيلا ت اعطايي در بخش خدمات و بازرگاني به نسبت کل تسهيلا ت اعطايي با مطالبات سوخت شده کمتري مواجه شده است.
به عبارت ديگر نسبت مطالبات سررسيد گذشته و معوق نسبت به تسهيلا ت اعطايي از بخش خدمات و بازرگاني در مقايسه با ساير بخش هاي اقتصادي (به جز بخش مسکن که از وضعيت خاص برخوردار است) کمتر بوده است. به اين ترتيب علي رغم اينکه اعطاي تسهيلا ت در بخش خدمات و بازرگاني مي بايست به علت پذيرش ريسک کمتر با سود مورد انتظار کمتري همراه باشد، بيشترين نرخ تسهيلا ت مربوط به اين بخش است.(22 الي 30 درصد) سرمايه گذاري در بخش صنعت و معدن و کشاورزي به دليل عنوان شده در فوق با ريسک بيشتري مواجه است. آمار مطالبات سررسيد گذشته و معوقه بانک نيز نشان مي دهد که ريسک عدم بازپرداخت تسهيلا ت اعطايي در اين بخش بيشتر از بخش خدمات و بازرگاني است، اما ملا حظه مي شود نرخ سود تسهيلا ت اعطايي مربوط به آنها کمتر تعيين گرديده است (7 الي 17 درصد).
اين تفاوت نرخ سود با توجه به الزامات وضعيت اقتصادي کشور و لزوم حمايت از بخش توليد به عنوان جزيي از برنامه کلا ن اقتصادي لحاظ گرديده که جهت گذر موفقيت آميز از دوران توسعه اقتصادي ضروري به نظر مي رسد. لکن اعمال سياست هاي اقتصادي از طريق محدوديت نرخ سود و به تبع آن عدم تناسب ريسک با سود مورد انتظار، سيستم بانکي و اقتصاد کشور را با مشکلا ت و چالش هاي اساسي مواجه ساخته است و موجبات خروج سرمايه هاي عظيم تخصيص يافته جهت رشد و توسعه بخش صنعت و معدن و کشاورزي را به بخش خدمات و بازرگاني فراهم کرده است.
پايين بودن غيرمنطقي و غيرعلمي نرخ سود تسهيلا ت در بخش صنعت و معدن و کشاورزي نسبت به سود سپرده ها که از تصميم گيري ها و سياست هاي غلط برنامه ريزان بانکي کشور نشات گرفته است، باعث حرکت غيربرنامه اي و تصميم گيري هاي غلط فعالا ن اقتصادي کشور گرديده است و به جهت ايجاد رانت هاي عظيم حاصل از انتقال بين بخشي تسهيلا ت، موجبات به انحراف کشيده شدن سرمايه هاي کشور را فراهم ساخته است. در واقع در اين سال ها و ساليان گذشته، به علت اتخاذ سياست هاي نادرست، عدم توجه به مباني علمي تعيين نرخ تسهيلا ت در بخش هاي مختلف، عدم توجه به بررسي هاي کارشناسان، عدم وجود قوانين محکم نظارتي، عدم نظارت صحيح و علمي درخصوص اعمال سياست هاي کلا ن بانک مرکزي در جهت حرکت دادن سرمايه هاي عظيم کشور به سمت بخش هاي مورد نظر در برنامه هاي کلا ن و بلندمدت اقتصادي کشور در جهت رشد و شکوفايي و توسعه اقتصادي کشور، عدم دقت در محاسبه و اعمال نرخ تسهيلا ت اعطايي به بخش هاي مختلف اقتصاد که کليدي ترين عامل در به انحراف کشيده شدن سياست هاي کلي نظام اقتصادي کشور است و… در نهايت بانک مرکزي به علت معکوس عمل کردن در اعمال نرخ بهره تسهيلا ت بخشي منجر به حرکت معکوس اقتصاد کلا ن کشور ورکود اقتصادي کشور شده است.
در واقع بانک مرکزي با جابجايي نرخ تسهيلا ت اعطايي مربوط به بخش صنعت و معدن و کشاورزي و بخش خدمات و بازرگاني و وارونه کردن روند طبيعي حرکت سرمايه هاي کلا ن حاصل از فروش ملي کشور که همان نفت است موجبات تخريب هاي عظيم و توقف اقتصاد کشور را فراهم ساخته است و به همين دليل دولت هاي بي خبر يکي از پي ديگري مي آيند و مي روند و هيچ يک قادر به شيفت سرمايه ها و سپرده هاي کشور به مسير اصلي در نظر گرفته شده در برنامه هاي کلا ن و بلندمدت اقتصاد کشور نيستند و هرچه پول تزريق مي کنند از مسير هدف خارج مي گردد. دلا يلي که در فوق ذکر شد منجر به آن شده است که در اکثر موارد متقاضيان تسهيلا ت با اسناد جعلي يا غيرجعلي به جذب سرمايه هاي تخصيص يافته جهت بخش صنعت و معدن و کشاورزي علي رغم بازدهي پايين اين بخش نسبت به بخش خدمات و بازرگاني که از نرخ سود تسهيلات اعطاي پايين تري برخوردار است اقدام کرده و سپس سرمايه هاي دريافتي را در بخش خدماتي و بازرگاني به کار گيرند. در واقع در تمامي ساليان گذشته، بخش عظيمي از سرمايه ها و تسهيلات اعطايي که توسط بانک ها جهت رشد، توسعه و باروري بخش صنعت و معدن و کشاورزي و براساس برنامه هاي بلند مدت توسعه کشور به متقاضيان تسهيلات پرداخت گرديده است، به علت معکوس عمل کردن در اعمال نرخ تسهيلات توسط بانک ها و ايجاد رانت عظيم حاصل از عملکرد غيرعلمي بانک مرکزي، از مسير تعيين شده توسط برنامه ريزان کشور خارج شده است. در صورتي که بانک مرکزي مي توانست براي کمک به بخش صنعت و معدن و کشاورزي، به جاي دستکاري و در نظر نگرفتن قوانين بنيادين و اساسي حاکم بر دانش سرمايه گذاري و محاسبه نرخ تسهيلات اعطايي و معکوس عمل نمودن در محاسبات حاصل از پردازش هاي علمي، که منجر به چالش ها و تخريب هاي بزرگ مالي و برنامه اي فعلي و خروج سرمايه هاي عظيم بانکي از بخش صنعت و معدن و کشاورزي به بخش خدمات و بازرگاني شده است و پيامدهاي آن را در افزايش هاي مکرر نرخ تورم و حجم نقدينگي، نرخ بيکاري، فقر، کاهش نرخ رشد و توسعه اقتصادي کشور مشاهده مي کنيم، با تفکري علمي و منطقي و با در نظر گرفتن اصول غيرقابل انکار در علم سرمايه گذاري و پرداخت تسهيلات، به اهداف عالي و علت وجودي خود دست يابد. بانک مرکزي مي بايست با تعيين علمي و منطقي نرخ بهره تسهيلات اعطايي و اعمال آن در هر يک از بخش هاي صنعت و معدن و کشاورزي و خدمات و بازرگاني، ابتداعا نسبت به اصلاح نرخ بهره تسهيلات اعطايي در هر يک از اين بخش ها اقدام نمايد، تا با حذف رانت بهره موجود بين بخش هاي مختلف، از جابه جايي سرمايه هاي تخصيصي جهت هر يک از بخش ها به بخش ديگر جلوگيري نمايد. سپس در صورت نياز به کمک بخش صنعت و معدن و کشاورزي و يارانه نرخ بهره تسهيلا ت اين بخش از اقتصاد را در مراحل اجرايي و بر اساس نظارت هاي اصولي و قانونمند و در طي مراحل بهره برداري از طرح ها و در زمان شروع به کار طرح و به صورت تقسيم بندي مراحل اجرايي شدن طرح اعمال نمايد. در واقع در اين حالت، اولا بانک ها از بخش هاي دست و پاگير و بروکراسي اوليه براي شروع يک طرح کاسته و سرعت عمل در اين بخش را افزايش داده اند. ثانيا با موکول کردن پرداخت يارانه هاي بهره تسهيلا ت اعطايي به زمان اجراي طرح و مراحل اوليه شروع بازپرداخت تسهيلا ت اعطايي، رانت حاصل از اختلا ف نرخ بهره تسهيلا ت اعطايي را به حداقل خود کاهش داده اند.ثالثا سرمايه هاي تخصيص يافته توسط دولت به جهت اعطاي تسهيلا ت به وسيله بانک ها جهت رشد اقتصادي در بخش هاي هدف، از انحرافات کمتري برخوردار شده و امکان حرکت سرمايه ها در راستاي اهداف بلندمدت توسعه اقتصادي کشور و برابر برنامه ها و چشم انداز 20 ساله بيشتر و قوي تر خواهد بود.
رابعا دولت براي کند کردن گردش پول و حجم پول در گردش، کاهش سرمايه گذاري و پس انداز بخش خصوصي در بانک ها مجبور به اتخاذ سياست هاي منجر به گريز سرمايه هاي بخش خصوصي از بانک ها نخواهد شد و با افزايش مجدد نرخ سود پرداختي به سرمايه هاي پس انداز شده توسط بخش خصوصي در بانک ها، شرايط افزايش مجدد قدرت وام دهي بانک ها با اتکا بر سرمايه هاي بخش خصوصي را فراهم خواهد آورد. در واقع مي توان گفت سياست کاهش دستوري بهره پرداختي به سپرده هاي بخش خصوصي در بانک ها يکي از روش ها و سياست هاي کاهش قدرت خلق پول توسط بانک ها است که توسط دولت و به جهت کنترل افزايش نرخ تورم اعمال گرديده است. هر چند اين سياست در بلندمدت بر رکود تورمي موجود در اقتصاد کشور دامن خواهد زد.
بیش از 20 سال از اجرای قانون عملیات بانکی بدون ربا در بانک های ایران گذشته است. این شیوه نوین بانکداری، در این مدت، همواره با مسائل و مشکلات بسیاری روبرو بوده است که تا حدود زیادی از عهده رفع آنها برآمده و ضمن هموار نمودن مسیر خود، توانسته است در سطح نسبتا مطلوبی از عملکرد و کارایی تا آن جا پیش رود که به عنوان یک نظام جدید بانکی در سطح بین المللی مطرح گردد. نظام بانکداری بدون ربا در ایران حداقل از جهت توجه به مساله حرمت ربا در اسلام و تلاش برای اجرایی نمودن حذف آن از مناسبات و معاملات بانکی، از اهمیتی وافر و جایگاهی بسیار رفیع برای علما، اندیشمندان و توده مردم متدین و معتقد در داخل کشور و سایر ملل مسلمان برخوردار گشته است. این شان والا و موقعیت خطیر سبب می گردد که هر از گاهی به آسیب شناسی ماهوی و اجرایی شیوه بانکداری بدون ربا، از جهات مختلف و با دقت نظر کافی عنایت نماییم. به ویژه در شرایط کنونی که پس از گذار از شرایط سخت اقتصادی، سیاسی و نظامی اوایل انقلاب اسلامی و تثبیت ارکان نظام و مستحکم شدن پایه های اقتصادی کشور، تعامل روزافزون با بازارهای اقتصادی دنیا ما را ناگزیر به طراحی و اعمال مجموعه ای از تمهیدات و اقدامات اصلاحی در ساختار و کارکرد اجزای مختلف اقتصاد کشور نموده است. به نحوه که از یک سو از توانایی لازم برای پاسخگویی به نیازهای تحول یافته مردم در داخل کشور برخوردار شده و از سوی دیگر امکان حضور در عرصه ها و بازارهای پولی و مالی بین المللی، با توجه به الزامات و مقررات موجود را داشته باشد. امید است در سایه برگزاری این گونه همایش ها و توجه بیش از پیش ارکان نظام و اولیای امور، با ایجاد و تنظیم جایگاه، وظایف و کارکردهای صحیح برای نظام بانکی کشور در برنامه چهارم توسعه، بتوانیم بسیاری از نارسایی ها و شبهات موجود در خصوص عملکرد بانک ها را، از جنبه های شرعی و اقتصادی، مرتفع نماییم. برای بررسی شیوه بانکداری بدون ربا و تبیین روابط موجود بین بانک و سپرده گذاران و مشتریان در آن فعالیت می کند، توجه خاص داشته باشیم. طبیعتا این شیوه عملیات بانکی در جامعه ای مطرح و اجرا خواهد شد که در آن، با افراد مسلمانی روبرو هستیم که به خدا و رسول (ص) و قیامت و معاد اعتقاد داشته و در فضایی آکنده از تعلیمات دین مبین اسلام زندگی می کنند. در چنین جامعه ای امت اسلامی در کلیه امور شریک و برادر دینی یکدیگر هستند و براساس اصل تکافل اجتماعی مسوولیت دیگران را نیز به عهده دارند. یکی از محرمات صریح دین اسلام رباخواری است و به دلیل آن که ربا خواری، بعد از شرک، بزرگترین گناه محسوب می شود و حتی حیله های شرعی مربوط به ربا تحریم شده است، می بایستی حساسیت تک تک افراد مسلمان را نسبت به رباخواری در حد بالایی نگاه داشت و هرگز دست به عملی زده نشود که حتی شبهه ربا در آن می رود و بدین خاطر است که توجه به کارکرد صحیح بانک های اسلامی از اهمیت زائد الوصفی برخوردار می گردد. همانگونه که می دانیم در بانکداری ربوی، هر فرد سپرده گذار بدون توجه به این سپرده او صرف چه کاری می شود فقط به فکر درآمد ربوی حاصل از سپرده گذاری خویش است. در صورتی که در بانکداری اسلامی تک تک سپرده گذاران می توانند و باید در فعالیت های جامعه خویش شریک باشند.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 41   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

دانلود مقاله مقايسه‌ي خواب و مرگ از نظر قرآن کریم

 

 

چكيده :
در اين تحقيق به بررسي خواب و مرگ و مقايسه‌ي آن دو پرداخته شده است.
خواب : حالتي است كه در اثر از كار افتادن موقتي بعضي از مراكز عصبي و دفاعي در بدن پديد مي‌آيد و در اين هنگام تنها يك قسمت از مراكز دفاعي از فعاليت باز مي‌ماند و بقيه‌ي قسمت‌هاي دفاعي و ساير دستگاه‌هاي بدن به كار مشغولند ولي حواس پنجگانه از كار مي‌افتد و تنها قوه‌اي كه در هنگام خواب از كار نمي‌افتد قوه‌ي تخيل است.
مرگ : خواب شديد و بزرگ در هر دو مرحله‌ي روح و نفس است كه انسان از نشئه‌اي به نشئه‌ي ديگر انتقال مي‌يابد با اين تفاوت كه در حين خواب انسان غالباً توجه ندارد و هنگامي كه بيدار مي‌شود نمي‌داند كه حقيقتاً از سفري بازگشته است برخلاف حالت مرگ .
مقايسه‌ي خواب و مرگ : درخواب قبض روح به صورت كامل انجام نمي‌گيرد ولي در مرگ قبض روح كامل صورت مي‌گيرد و تعلق روح نسبت به بدن بطور كامل از بين مي‌رود.
هدف از انجام اين تحقيق : 1- ايجاد تحول در ديدگاه انسان نسبت به زندگي در اين جهان و جهان آخرت
و بي ارزش دانستن جهان فاني صورت پذيرفته است.
روش تحقيق به صورت كتابخانه‌اي انجام شده است.
با توجه به بررسي‌هايي كه در اين زمينه به عمل آمده از ديدگاه علماي اسلام و همچنين بررسي آياتي كه در اين زمينه‌ها (خواب و مرگش) آمده است و نظريات دانشمندان مي‌توان اين نتيجه را گرفت كه انسان با تمام تلاشهايي كه نموده است باز هم نتوانسته به اسرار پيچيده‌ي اين دو آيت خداوندي دست پيدا كند ولي با اين وجود مي‌توان اين نتيجه را گرفت كه خواب و مرگ هر دو از جنس واحدي است كه در خواب قبض روح كامل صورت نمي‌گيرد ولي در حالت مرگ قبض روح كامل صورت مي‌گيرد و در هنگام خواب كساني كه اجلشان نرسيده باشد خداوند آنها را قبض روح نمي‌كند تا زماني كه مدت مقرر آنها فرا رسد و اين تحقيق و بررسي در اين مورد باعث مي‌شود به انسان اين دانش را بدهد كه هميشه جاودان نخواهد ماند و جاودانه‌ي مطلق خداست و اينكه انسان غافل بايد از اين دو آيتي كه خداوند براي او آفريده است استفاده كند و در راه باطل گام ننهد و بداند كه زندگي دنيوي فاني است. و بايد براي رضاي خداوند قادر هميشه تلاش نمايد و براي جامعه فردي مفيد واقع گردد.

 

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : طرح تحقيق
مقدمه 8
بيان مسئله 8
ضرورت تحقيق 9
اهداف تحقيق 9
تعاريف واژه‌ها 10
فصل دوم : گستره‌ي نظري و پيشينه پژوهش
خواب چيست 14
مكانيسم خواب از نظر فرويد 14
نظريات برخي روانشناسان درباره‌ي خواب و رؤيا 15
رؤيا و انواع آن 15
رؤياهاي ذكر شده در قرآن 18
خواب و رؤيا از منظر آيات قرآن 19
وجه تمايز خواب و بيداري 20
خوابهاي الهام دهنده 22
خواب از ديدگاه دين اسلام 22
جدايي روح از بدن در هنگام خواب 23
تفاوت نفس از نظر قرآن و فلاسفه 24
تفاوت خواب و مرگ 24
وجوه اشتراك و اختلاف خواب و مرگ در قرآن 26
ماهيت مرگ در نگرش قرآني 31
واكنش انسان‌ها در برابر مرگ 33
مرگ از ديدگاه اولياي خدا 35
ارتباط خواب با نفس، روح و مرگ 39
پيشينه‌ي عملي تحقيق در ايران 40
فصل سوم : روش اجراي تحقيق
ابزار تحقيق 43
روش جمع آوري داده‌ها 43
نوع تحقيق 43
فصل چهارم : تجزيه و تحليل اطلاعات
معاني موت و اجل در قرآن مجيد 45
آيات در رابطه بالفظ توفي 45
آياتي كه در زمينه خواب آمده است 46
فصل پنجم
بحث و نتيجه گيري 48
پيشنهادها 48
فهرست منابع و مآخذ 49

 

 

 

فصل اول
طرح تحقيق

(1-1) مقدمه :
به نام او كه هستي و كائنات را آفريد. به نام او كه با نشانه‌هايي انسانهاي غافل را از خواب غفلت بيدار مي‌دارد. خواب و مرگ آيت خداوندي است كه همواره مورد توجه دانشمندان و بشر بوده است. وقتي به حديثي كه در اين رابطه آمده است مي‌نگريم «الناس ينام و اذا ماتوا انتبهوا (رسول) مردم در خوابند وقتي مي‌ميرند از خواب بيدار مي‌شوند، نشان مي‌دهد كه انسانها در غفلت بسر مي‌برند. مانند زماني كه مرگ يكي از عزيزان اتفاق مي‌افتد ذره‌اي به خود مي‌انديشند ولي مدتي بعد به دنبال سرگرميهاي زندگي مي‌روند و دوباره غرق در لذتهاي دنيوي مي‌شوند و خود را در دنيا جاودانه احساس مي‌كنند. پس بايد با غفلت مبارزه كرد تا دچار پشيماني نشد.
(1-2) بيان مسئله :
خواب چيست؟ حالتي است كه دراثر ازكار افتادن موقتي بعضي از مراكز عصبي و دفاعي در بدن پديد مي‌آيد و در اين هنگام تنها يك قسمت از مراكز دفاعي از فعاليت باز مي‌ماند و بقيه قسمتهاي دفاعي و ساير دستگاه‌هاي بدن به كار مشغولند ولي حواس پنجگانه از كار مي‌افتد و تنها قوه‌اي كه درهنگام خواب از كار نمي‌افتد قوه‌ي تخيل است.
مرگ : خواب شديد و بزرگ، در هر دو مرحله روح و نفس كه انسان از نشئه‌اي به نشئه‌ي ديگر انتقال مي‌يابد با اين تفاوت كه در حين خواب انسان غالباً توجه ندارد و هنگامي كه بيدار مي‌شود نمي‌داند كه حقيقتاً از سفري بازگشته است. بر خلاف حالت مرگ .
(1-3) مقايسه خواب و مرگ :
درخواب قبض روح به صورت كامل انجام نمي‌گيرد ولي در مرگ قبض روح كامل صورت مي‌گيرد و تعلق روح نسبت به بدن بطور كامل از بين مي‌رود.
ضرورت تحقيق:
آشنايي با مفهوم واقعي خواب و مرگ و ايجاد تحول در ديدگاه انسان نسبت به زندگي در اين جهان و جهان آخرت و بي ارزش داشتن جهان فاني و اينكه انسان جاودان نيست پس بايد در زندگي براي رضاي خداوند قادر تلاش نمايد و براي جامعه فردي مفيد واقع گردد.
(1-4) اهداف تحقيق :
1- ايجاد تحول در ديدگاه انسان نسبت به زندگي در اين جهان و جهان آخرت 2- بي ارزش دانستن جهان فاني
در اين پژوهش محقق به دنبال آن است تا براي سوالات زير پاسخ‌هاي مناسبي پيدا نمايد.
1- ماهيت خواب چيست؟
2- مكانيسم خواب از نظر فرويد چيست؟
3- نظريات برخي روانشناسان در مورد خواب رؤيا چيست؟
4- رؤيا چيست و انواع رؤيا كدام است؟
5- رؤياهاي ذكر شده در قرآن كدام است؟
6- خواب و رويا از منظر آيات قرآن چيست؟
7- وجه تمايز خواب و بيداري چيست؟
8- خواب‌هاي الهام دهنده چيست؟
9- خواب از ديدگاه دين اسلام چيست؟
10- چگونه هنگام خواب روح از بدن جدا مي‌شود؟
11- تفاوت نفس از نظر قرآن و فلاسفه چيست؟
12- تفاوت خواب و مرگ چيست؟
13- وجوه اشتراك و اختلاف خواب و مرگ از نظر قرآن چيست؟
14- ماهيت مرگ در نگرش قرآني چيست؟
15- واكنش انسانها در برابر مرگ چيست؟
16- مرگ از ديدگاه اولياي خدا چيست؟
17- ارتباط خواب با نفس و روح و مرگ چيست؟
(1-5) تعاريف واژه‌ها :
معناي لغوي خواب و مرگ :
خواب : حالتي توأم با آسايش و آرامش كه بر اثر از كار بازماندن حواس ظاهر در انسان و حيوان پديد مي‌آيد و معاني مختلفي دارد: 1- يقظه 2- نوم 3- غفلت 4- پرز جامه 5- غفلت و مغافل كه به منزله‌ي خواب است 6- گروه خفتگان
مرگ : فنا و نيستي، فوت. توفي : فلاني مرد، فلاني در گذشت
معناي اصطلاحي : نوم كلمه‌اي است عربي و در فارسي به معناي خواب مي‌باشد و در اصطلاح «خواب» آن حالتي است كه قسمتي از حواس انسان به واسطه عوامل طبيعي خاصي به هنگام آن ركود پيدا مي‌كند. (شريعتمداري، 74، ص 54)
«لا تأخذه سنه و لا نوم» (بقره 225) منام نيز به معني خواب است. «من آياته منامكم بالليل و النهار» (روم 23) از جمله آيات خدا خواب شما در شب و روز است. «و هو الذي جعل لكم الليل لباساً و النوم سباتاً» (فرقان 47)
زندگي امروز بشر، بدون خواب و تجديد قوا غير ممكن است و خواب در موجودات زنده از قبيل انسان، حيوان، حشرات و نباتات عموميت دارد. بيشتر گلها و برگها در روز روشن مقابل آفتاب بسته مي‌شوند و صبح شكفته مي‌شوند يعني آنها پس از خواب و تجديد قوا زندگي را از سر گرفته‌اند. (قرشي، 86، صص 132 و 133) توفي از باب تفعل به معني اخذ به طور كامل و تمام است «التوفي اخذ الشئ و علي ايتام» توفي و استيفاء هر دو به يك معني‌اند. از اينجاست كه به مرگ وفات گفته شده كه انسان از طرف خدا بكلي اخذ شده و از بين مي‌رود. (بندر ريگي، سال 60، ص 87)
«فامسكوهن في البيوت حتي يتوفهن الموت» (نساء 15) آنها را در خانه‌ها نگاه داريد تا مرگ آنها را بگيرد.
«و هو الذي يتوفا كم بالليل و يعلم ما جرحتم بالنهار» (انعام 60) در اين آيه خوابيدن به توفي اطلاق شده است زيرا انسان در خواب رفتن از طرف خدا گرفته مي‌شود و فهم و ادراك او مانند يك مرده از بين مي‌رود يعني خدا همان است كه در شب مي‌ميراند و در خواب مي‌برد و روز آنچه كرده‌ايد مي‌داند. (طيبيان، 63، ص 94)

 

 

 

فصل دوم
گستره ي نظري و پيشينه‌ي نظري تحقيق

(2-1) خواب چيست ؟
خواب يكي از لوازم معمولي زندگي است و حالتي است كه در اثر از كار افتادن موقتي بعضي از مراكز عصبي و دفاعي در انسان پديد مي‌آيد و در موقع خواب حواس پنجگانه انسان از كار مي‌افتد ولي ساير قسمت‌هاي بدن با صميميت و هماهنگي عجيبي همچنان به كار خود ادامه مي‌دهند و خوابهايي كه انسان مي‌بيند با فعاليتهاي ساير قسمتهاي مغز و بدن بي ارتباط نيست.
خواب در تجديد نشاط سلول‌ها و تغيير قسمت‌هاي فرسوده‌ي بدن، پر كردن جاي قواي از دست رفته و آماده كردن بدن براي فعاليت‌هاي جديد حياتي را موجب مي‌شود حتي دستگاه‌هاي شبانه روزي بدن كه كار دائمي دارند هنگام خواب كمي استراحت مي‌كنند زيرا كار و حركت آنها بطور محسوسي سبكتر مي‌شود و لذا خواب صحيح و بموقع را رمز سلامت و طول عمر مي‌شمارند. (مكارم شيرازي، 81، ص 87)
(2-2) مكانيسم خواب از نظر فرويد :
رؤيا نيز مانند خيالبافي وسيله‌اي براي نجات از كشاكش دروني است با اين تفاوت كه خيالبافي در بيداري و رؤيا در خواب صورت مي‌گيرد. در حالت خواب همه‌ي اعضاي ما براي رفع خستگي و تجديد نيرو از فعاليت خود مي‌كاهد و رؤيا مانند بازيگري ماهر با صحنه آرايي و بازيهاي متنوع اميال سركش را از آشوب باز مي‌دارد پس مي‌توان گفت: كه رويا حافظ خواب است نه مانع آن (معنوي و فدايي، 67 صص 19 و 20)
(2-3) نظريات برخي روانشناسان درباره خواب و رويا :
پروفسور يا برز روانشناس انگليسي مي‌گويد: ما بايد خواب را همچون مرحله‌ي مخصوص از شخصيت خود به شمار ‌آوريم كه با مرحله‌ي بيداري هم آهنگ بوده و براي خود استعدادهاي مخصوص دارد. خواب از نظر زيست شناسي، رهايي يك غريزه آن هم غريزه‌اي است كه ما براي آن نمي‌خوابيم كه مسموم هستيم بلكه بدان جهت مي‌خوابيم كه مسموم نگرديم.
هانري بركسون مي‌گويد: رؤيا حيات نفساني است كه كمتر تمركز دارد. آن را مي‌توانيم يك گفتگوي من بيدار و من خواب بپنداريم. زندگاني در حال بيداري يك زندگاني كار است حتي مواقعي كه كاري براي انجام دادن نداريم. (عليخواه، 72، صص 68-69)
(2-4) رؤيا و انواع آن :
رويا در اصطلاح روانشناسي خواب، تجربة تصاوير، صداها، افكار، عواطف و احساساتي است كه در عالم واقع وجود ندارد. رويا در حالت خواب با حركات سريع جسم پديد مي‌آيد.
روياها يك محتواي ظاهري دارند كه از رويدادهاي روز قبل يا زندگي شخصي مايه مي‌گيرد و خود معني و مفهوم مهمي را دربرندارد. هر رويا يك محتواي نهفته نيز دارد كه با وادار كردن شخص به تداعي آزاد رويا، درباره محتواي ظاهري به دست مي‌آيد.
فرآيندهاي متعددي كه در رويا اتفاق مي‌افتد در مجموع پرداخت رويا نام دارند. فرآيند تراكم حالتي است كه در آن، قسمت‌هايي از بدن و شخصيت افراد مختلف در يك شخص ادغام شده و وارد رويا مي‌شوند. جابه‌جايي رويا فرآيند ديگري است كه در آن اتفاقات با يكديگر جايگزين مي شوند. در رؤيا يا افكار در قالب تصاوير و نمادها و به طور زنده ظاهر مي شوند. زيگموند فرويد بيش از دويست نماد خواب را كه از نظر او در تمام عالم معناي يكسان دارند معرفي كرد. در هنگام بيدار شدن ممكن است رؤياها يادآري شوند و يا دوباره دست كاري شوند كه به آن پرداخت ثانوي رؤيا گفته مي شود. براي تحليل رؤياها بايد رؤياها را پس از بيدار شدن ثبت كرد تا مورد پرداخت ثانوي يا فراموشي قرار نگيرند. (www.fa.wikipedia.org)
انواع رؤيا :
رؤياي صادق : در اينگونه رؤياها مستقيماً يا پس از تأويل و با استفاده از رموز مي‌توان، مطلبي را كشف نمود. در روايات اين روياها به عنوان نتيجه‌ي ملاقات روح با ملائك معرفي شده‌اند. درروايتي پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايند: «رؤيايي را كه انسان با حالت طهارت، در خواب مي‌بيند رؤياي صادقه و در غير اين صورت رؤياي غير صادقه مي‌باشد» (www.tasnim.ir)
رؤياي كاذب : به اين گونه رؤياها كه به خاطر پرخوري، پرخوابي و بيماري مي‌باشند نام اضغاث و احلام داده شده و نيز به همه‌ي روياهاي مبهم و مهمل و آنچه خالي از پيام و محتواي روشن باشد، اطلاق مي‌شود. (رضوان طالب، 79، صص 66 و 67)
در بين صاحب نظران، برخي مطلقاً به رويا به چشم حقارت و پوچي مي‌نگرند و برخي، رويايي را حاوي پيام مي‌دانند كه از تحولات رواني، جسمي و خارجي گزارشاتي ارائه كند. اما دين مبين اسلام، راه اعتدال را پيش گرفته و بر اساس جهان بيني الهي و شناخت صحيح و همه جانبه از جهان و انسان، دسته‌اي از روياها را داراي حجيت و اعتبار و دسته‌اي ديگر را كاذب و فاقد ارزش و اعتبار مي‌داند.
امام صادق (ع) خطاب به يكي ازشاگردانش در اين باره مي‌فرمايد: اي مفضل! در ارتباط با رؤياها فكر كن و ببين خداوند متعال چه تدبير زيبايي را در مورد آنها اعمال نموده است و چگونه رؤياهاي صادق و كاذب را با هم درآميخته است. زيرا اگر همه‌ي روياها صادق بود، همه‌ي مردم پيامبر بودند و اگر همه كاذب بود نفعي در آن نبود و يك امر اضافي و بي معني به حساب مي‌آمد، اما برخي از آنها صادق هستند تا مردم به آن منتفع گردند و از هدايت‌ها و هشدارهاي آن بهره مند شوند و در بسياري از موارد كاذب هستند تا مردم به آن زياد اعتماد نكنند. (منتظري، 83، صص 126 و 127)

 

(2-5) رؤياهاي ذكر شده در قرآن
قرآن در سوره‌هاي مختلفي از رؤياهايي نام برده كه حقيقت آنها به وقوع پيوسته است. از جمله: رؤياي پيامبر اكرم (ص)، كه تعبير به فتح مكه شد. (فتح 26)
رؤياي پيامبر اكرم (ص)، درباره‌ي بني اميه و آينده حكومت اسلامي (اسراء 60)
رؤياي پيامبر اكرم (ص) درباره ي عدد اندك مشركان در جنگ بدر كه تعبير به شكست مشركان شد. (انفال 43)
رؤياي حضرت ابراهيم (ع)، در مورد ذبح فرزندش اسماعيل (صافات 102 و 103)
رؤياي حضرت يوسف (ع) درباره‌ي سجده يازده ستاره و ماه و خورشيد، كه تعبير به قدرت رسيدن او و تواضع پدر و برادران و مادر به او گرديد. (يوسف 4)
رؤياي پادشاه مصر درباره‌ي خوردن گاو لاغر، گاو چاق را، كه تعبير به قحطي شد (يوسف 43 و 49)
رؤياي دو يار زنداني حضرت يوسف (ع)، كه بعداً يكي از آنها آزاد و ساقي پادشاه و ديگري به دار آويخته شد. (يوسف 36 و 41)
روياي مادر حضرت موسي (ع) كه نوزادش را در صندوق گذاشته و به آب انداخت.
از مجموع آيات به خوبي استفاده مي‌شود كه بعضي از روياها ممكن است منبعي براي درك بعضي از حقايق و پرده برداري از بعضي حوادث گردد.
(2-6 ) خواب و رؤيا از منظر آيات قرآن :
خواب قبل از اينكه يك پديده جسماني باشد، يك پديده روحاني است. قرآن خواب را يك نوع «قبض روح» و جدايي روح از جسم مي‌داند، اما نه جدايي كامل و خداوند اين مطلب را در سوره‌ي مباركه‌ي زمر بيان فرموده است.
«الله يتوفي الا نفس حين موتها و التي لم تمت في منامها فيمسك التي قضي عليها الموت و يرسل الاخري الي اجل مسمي ان في ذلك لآيات لقوم يتفكرون» (زمر 42)
«خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مي‌كند و ارواحي را كه نمرده‌اند، نيز به هنگام خواب مي‌گيرد. سپس ارواح كساني را كه فرمان مرگ آنها را صادر كرده نگه مي‌دارد و ارواح ديگر را باز مي‌گرداند تا سرآمد معيني»
بنابراين آيه، خواب برادر مرگ است و شكل ضعيفي از آن، چرا كه رابطه روح با جسم به هنگام خواب به حداقل مي‌رسد و بسياري از پيوندهاي اين دو قطع مي‌شود.
امام باقر (ع) در اين رابطه مي‌فرمايد : «هر كس مي‌خوابد، نفس او به آسمان صعود مي‌كند و روح در بدنش مي‌ماند. هر گاه خداوند فرمان قبض روح آدمي را صادر كند، «روح» دعوت نفس را اجابت مي كند و به سوي او پرواز مي‌نمايد تا هنگامي كه خداوند اجازه بازگشت روح را بدهد. «نفس» (به معني روح انساني) دعوت «روح» را اجابت مي‌كند و به تن باز مي‌گردد و اين است معني سخن خداوند سبحان كه مي‌فرمايد: «الله يتوفي الانفس» «و من آياته منامكم بالليل و النهار» (روم 23) «و از نشانه‌هاي خداوند، خواب شما در شب و روز است.» (www.tasnim.ir)
2-7 وجه تمايز خواب و بيداري :
«الله يتوفي الانفس حين موتها و التي لم تمت في منامها فيمسك التي قضي عليها الموت ويرسل الاخري الي اجل مسمي» خداوند نفس‌ها را به هنگام مرگ آنها و نيز آن را كه نمرده است در خوابش، مي‌گيرد، سپس آن را كه مرگش رارقم زده است، نگاه مي‌دارد و ديگري را تا زماني معين گسيل مي‌دارد (زمر 42) در اين آيه مردن و خوابيدن توفي و قبض نفس تلقي شده است. آيه سه حالت براي آدمي در نظر گرفته است: الف – حالت بيداري: انسان داراي نفس است. ب – حالت خواب : انسان فاقد نفس است. ج – حالت مرگ : انسان فاقد نفس است. به نظرفلاسفه انسان در حالت خواب و بيداري داراي نفس (روح) است و فقط در حالت مرگ، روح از بدن جدا مي‌شود. اگر نفس قرآن با نفس فلاسفه يكي بود، آدمي در حالت خواب هم بايد داراي نفس باشد پس نفس قرآن با نفس فلاسفه متفاوت است. معناي آيه در گرو پاسخ به اين پرسش است: چه چيزي در حالت بيداري وجود دارد، اما در حالت خواب و مرگ، جسم فاقد آن است؟ در حالت بيداري آدمي خود آگاهي و دگر آگاهي دارد، يعني از وجود غير، آگاه است. اما در حالت خواب فاقد آگاهي است. برخي بر اين باورند كه آدمي در حالت خواب حتي فاقد خود آگاهي است. به طور مسلم وجه تمايز خواب از بيداري اين است كه آدمي در حالت خواب از وجود غير از خودش خبر ندارد. ولي در حالت بيداري امكان ندارد كه از وجود غير مطلع نباشد. ديگر آگاهي فقط در حالت بيداري وجود دارد، به محض اينكه فرد به خواب مي‌رود، ديگر آگاهي از بين مي‌رود. در حالت مرگ هم ديگر آگاهي از بين مي‌رود. بنابراين نفس درآيه ياد شده به معناي ديگر آگاهي است. تمام صوري كه آدمي در حالت خواب مي‌بيند، از آن خود شخص است. تخيلات حالت بيداري هم، به خود شخص تعلق دارد. در حالت بيداري وقتي در تخيل به پارك يا كنار دريا مي‌رويد، اين تخيلات از آن شماست. اين ديگر آگاهي نيست. ديگر آگاهي يعني وجود مستقل از شما. نفس فلاسفه، موجود مجردي است كه كاركردهاي بسياري (ادراك كليات، تدبير بدن، اراده، حس و حركت، علم و …) دارد. ديگر آگاهي يكي از انواع علم است. از نظر فلاسفه انسان در حالت خواب فاقد ديگر آگاهي مي‌شود، نه فاقد «نفس» . از اين رو وقتي قرآن مي‌گويد در حالت خواب نفس را از او مي‌گيريم، منظور روح نمي‌باشد، بلكه منظور ديگر آگاهي است. (علامه طباطبايي، 63، ص 90)
(2-8) خوابهاي الهام دهنده :
مي‌گويند گوته فيلسوف و شاعر معروف، مسائل عديده علمي را به هنگام رؤيا حل مي‌كرد و اشعار زيبايي مي سروده است. بزرگترين نويسندگان و رياضي دانان، موسيقي دانان و دانشمندان مختلف نيز اغلب اعتراف داشته و دارند كه آثار و شاهكارهايشان را به دنبال الهام رؤيا بوجود آورده‌اند و رؤيا نقش بزرگي در ظهور نبوغ دارد و مرهون ضمير ناخودآگاه است.
(2-9) خواب از ديدگاه دين اسلام :
راغب اصفهاني در كتاب مفردات مي‌گويد: خواب و نوم سست شدن اعصاب دماغ است آنهم بوسيله‌ي رطوبات بخاري كه به سوي او صفت عمر مي‌شود و نيز مي‌گويد نوم و خواب عبارت از ميرانيدن خداوند است نفس را، آنهم بدون مرگ و نيز گويد نوم مرگي است خفيف و موت و مرگ خوابي است بسيار ثقيل و سنگين و به هر حال هر دو يعني خواب و مرگ نعمتي است كه يكي از آن دو، نعمت دنيايي و ديگري نعمت عقبايي است. همانطور كه در قرآن آمده است: «هو الذي جعل لكم الليل لباساً و النوم سباتاً و جعل النهار نشورا» (فرقان 47) يعني اوست خدايي كه تاريكي و ظلمت شب را براي شما لباس و پوششي گردانيد تا سر در سياهي جامه‌ي شب به استراحت بپردازيد و خواب را مايه‌ي آرامش و ثبات شما قرار داد و روز را براي جنبش و كار مقرر داشت.
(2-10) جدايي روح از بدن در هنگام خواب :
از ديدگاه قرآن حقيقت انسان به روح اوست. اگر روح نباشد، انسان به جسم بي حركت و مرده تبديل مي‌شود، همان گونه كه هنگام مرگ روح از بدن جدا مي‌شود، در موقع خواب هم روح از بدن جدا مي‌شود، با اين تفاوت كه در موقع مرگ ارتباطش به طور كامل قطع مي‌شود و به بدن برنمي‌گردد، اما در موقع خواب ارتباطش كاملاً قطع نشده بلكه كم مي‌شود و دستگاه درك و شعور از كار مي‌افتد و چون ارتباطش به طور كامل قطع نشده به همين خاطر قسمتي از فعاليت‌هايي كه براي ادامه حيات بدن ضرورت دارد، مانند: ضربان قلب و گردش خون و فعاليت دستگاه تنفس و … ادامه مي‌يابد و چون روح انسان در هنگام خواب از بدن جدا مي‌شود (شبيه حالت مرگ) و با حواس ظاهري ارتباط ندارد، حقايق بيشتري را درباره آينده و يا امور پنهاني درك مي‌كند و اين امر، اساس روياهاي صادقه را تشكيل مي‌دهد. اما چگونگي جدا شدن روح از بدن هنگام خواب براي ما قابل درك نيست.

 

 

 

(2-11) تفاوت نفس از نظر قرآن و فلاسفه :
«كل نفس ذائقه الموت» همه نفوس مردني هستند (انبياء 35) از نظر فلاسفه، مرگ، مرگ جسم است، نه مرگ نفس (روح) بنابراين نفسي كه مي‌ميرد (نفس قرآني) نفس فلاسفه نيست. بنابراين، قلب و نفس قرآني را نفس (روح) فلاسفه تلقي كردن، بلادليل است. (بهشتي، 79، ص 198)
(2-12) تفاوت خواب و مرگ
الف) مردن مثل خواب است.
ب) همان طور که انسان در خواب متوجه چیزهایى است، در مرگ و پس از مرگ نیز متوجه چیزهاى بیشترى مى شود.
در مورد قسمت اول، این توضیح لازم است که مرگ و خواب، شباهت بسیارى به هم دارند، ولى یک تفاوت عمده و اساسى میانشان هست که آنها را از هم متمایز مى سازد و آن این که خداوند هم در مرگ و هم در خواب روح انسان را قبض مى کند، امّا در مرگ دیگر روح به بدن باز نمى گردد و دستگاه مغز آدمى تعطیل مى شود، ولى در خواب، فقط بخشى از دستگاه مغز تعطیل مى شود و روح دوباره به بدن باز گردانده مى شود: ) اللَّهُ یَتَوَفَّى الاَْنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَ الَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِى قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الاُْخْرَى إِلَى أَجَل مُّسَمًّى (خداوند ارواح را به هنگام مرگ به تمامى باز مى ستاند و ارواحى را که نمرده اند نیز به هنگام خواب مى گیرد; سپس ارواح کسانى را که فرمان مرگ آنها را صادر کرده، نگه مى دارد و ارواح دیگرى را ]که باید زنده بمانند [تا سرآمد ]وقت [معیّنى باز مى گرداند. (زمر 42)
به این ترتیب، روشن مى شود که خواب برادر مرگ و شکل ضعیفى از آن است. از امام جواد(علیه السلام) سؤال شد مرگ چیست؟ فرمود: مرگ همان خوابى است که هر شب به سراغ شما مى آید، جز این که مدّتش طولانى است و انسان از آن بیدار نمى شود تا روز قیامت.
در مورد قسمت دوم سؤال، باید چنین توضیح داد: چنان که انسان در خواب چیزهایى را متوجه مى شود، پس از مرگ نیز در مقیاس وسیع تر مسائل رامى فهمد. وقتى انسان مى میرد، پرده از مقابل چشمان او کنار مى رود و عالمي فراتر از عالم دنیا را مشاهده مى کند. در آن عالَم، محدودیت هاى این عالم وجود ندارد و زمان و مکان در آن جا مطرح نیست. زندگى آخرتى در مقایسه بازندگى دنیایى، بسیار عمیق تر و پر دامنه تر است; قرآن کریم در این موردمى فرماید:)وجاءَت سَکرَهُ المَوتِ بِالحَقِّ ذلِکَ ما کُنتَ مِنهُ تَحید * ونُفِخَ فِى الصّورِذلِکَ یَومُ الوَعید * وجاءَت کُلُّ نَفس مَعَها سائِقٌ وشَهید * لَقَد کُنتَ فى غَفلَه مِن هـذا فَکَشَفنا عَنکَ غِطَـاءَکَ فَبَصَرُکَ الیَومَ حَدید) و سرانجام سکرات ]و بى خودى درآستانه [مرگ، حقیقت را ]پیش چشم او [مى آورد ]و به انسان گفته مى شود [این همان چیزىاست که تو از آن مى گریختى و در صور دمیده مى شود; آن روز، روز تحقق وعده وحشتناک است. هر انسانى وارد محشر مى گردد در حالى که همراه او حرکت دهنده و گواهى است. ]به او خطاب مى شود[ تو از این صحنه ]و دادگاه بزرگ [غافل بودى و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملا تیزبین است.

 

با توجّه به این که روحِ انسان در زمان و مکان محصور نیست و مى تواند به آینده برود، آیا روح انسانى که در خواب است مى تواند به روز قیامت برود؟
روح انسان مى تواند در خواب اخبار قیامت و آینده دور را به دست آورد و ازآن جا خبر بگیرد. از برخى آیات قرآن استفاده مى شود که پاره اى از خوابها انعکاسى از آینده دور یا نزدیک است. آیات 36 تا 43 سوره یوسف، رؤیاى پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که در سوره فتح آیه 27 آمده و خواب حضرت ابراهیم(علیه السلام) که در سوره صافات آیه 102 آمده، از جمله این آیات است. از این آیه ها استفاده مى شود که دستگاه گیرنده حساس روح آدمى، از طریق ارتباط مرموزى، مى تواند از حوادث آینده خبر آورد. خواب در اسلام حرکت روح به سوى عالم ارواح شمرده شده است.روح انسان در عالم خواب، قالب مثالى (برزخى) به خود مى گیرد و به پروازدر مى آید و عوالمى را سیر مى کند که در بیدارى میسر نیست; این آگاهي بستگى به تکامل روحى افراد دارد، لذا تنها بعضى از ارواح به آنها آگاه مى شوند. همان گونه که براى برخى از اولیاى خداوند متعال در بیدارى نیز چنین چیزىممکن مى باشد.
رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)بنابر آن چه در روایت معراجیه آمده است، در عالم بیدارى و از نزدیک، بهشت و جهنم را مشاهده فرمودند. (http://www.forum.choogh.com)
(2-13) وجوه اشتراک و اختلاف خواب و مرگ در قرآن:
خدای متعال درباره شباهت و تفاوت مرگ و خواب می فرماید:
اللَهُ یَتَوَفی‌ الاْنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَ التِی‌ لَمْ تَمُتْ فِی‌ مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ التِی‌ قَضَی‌’ عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الاْخْرَی‌’´ إِلَی‌’´أَجَلٍ مسَمی‌ إِن فِی‌ ذَ’لِکَ لاَ یَـ’تٍ لقَوْمٍ یَتَفَکرُونَ.
این‌ آیة‌ کریمه‌، چهل‌ و دومین‌ آیه‌ از سورة‌ زمر که‌ سی‌ و نهمین‌ سوره‌ از سوره‌های‌ قرآن‌ مجید است‌ می‌باشد. می فرماید: «خداست‌ که‌ جانها را می‌گیرد در وقت‌ مرگ‌ آنها، و نیز آن‌ جانهائی‌ را که‌ در خواب‌ رفته‌ و مرگ‌ آنها نرسیده‌ است‌.
پس‌ آن‌ جانهائی‌ را که‌ حکم‌ مرگ‌ را بر آنها جاری‌ کرده‌ در نزد خود نگاه‌ میدارد و دیگر به‌ بدن‌ باز نمی‌گرداند، ولیکن‌ آن‌ جانهائی‌ که‌ در خواب‌ رفته‌ و هنوز مرگشان‌ نرسیده‌ است‌ آنها را رها نموده‌ تا هنگام‌ بیدار شدن‌ به‌ بدن‌ برگردند و تا أجل‌ مسمی‌ و زمان‌ معین‌ در بدن‌ باقی‌ باشند؛ و در این‌ امر نشانه‌هائی‌ از قدرت‌ و توحید اوست‌ برای‌ مردمانی‌ که‌ در آیات‌ سبحانیة‌ او تفکر بنمایند.»
این‌ آیة‌ مبارکه‌ صراحت‌ دارد بر آنکه‌ مرگ‌ و خواب‌ از جنس‌ واحدند، و یک‌ حکم‌ را دارند. در حال‌ مرگ‌ و در حال‌ خواب‌ در هردو حال‌ خداوند جان‌ را می‌گیرد، لیکن‌ آن‌ کسیکه‌ اجلش‌ رسیده‌ است‌، آن‌ جان‌ را نگاه داشته‌، و آنکه‌ اجلش‌ نرسیده‌ است‌، جان‌ را در موقع‌ بیداری‌ به‌ او بر میگرداند.
و این‌ مسأله‌ بسیار شایان‌ دقت‌ است‌.
اولاً: گرفتن‌ جان‌ را که‌ مشترک‌ بین‌ خواب‌ و مرگ‌ است‌ به‌ لفظ‌ «توفی‌» بیان‌ کرده‌ است‌ نه‌ به‌ لفظ‌ «قبض‌». چون‌ معنای‌ توفی‌، به‌ معنی‌تمام‌ گرفتن‌ و اخذ نمودن‌ است‌ ولیکن‌ معنای‌ قبض‌، گرفتن‌ و ربودن‌ است‌. در حال‌ مرگ‌ و خواب‌ خداوند جان‌ را می‌گیرد به‌ واقعیت‌ و حقیقت‌ گرفتن‌؛ ولی‌ در حال‌ مرگ‌ علاوه‌بر این‌ قبض‌ می‌کند یعنی‌ می‌رباید که‌ دیگر حاضر به‌ بازگشت‌ نیست‌، و در حال‌ خواب‌ به‌ همان‌ توفی‌ اکتفا نموده‌ و سپس‌ جان‌ را رها می‌کند.
و نیز در آیة‌ دیگر که‌ در خصوص‌ خواب‌ وارد شده‌ است‌ به‌ لفظ‌ توفی‌ تعبیر شده‌ است‌:
وَ هُوَ الذِی‌ یَتَوَفیـ’کُم‌ بِاللیْلِ وَ یَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم‌ بِالنهَارِ ثُم یَبْعَثُکُمْ فِیهِ لِیُقْضَی‌’´ أَجَلٌ مسَمی‌ ثُم إِلَیْهِ مَرْجِعُکُمْ ثُم یُنَبئُکُم‌ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ. (انعام/60)
«و اوست‌ آن‌ خدائی‌ که‌ شما را در شب‌ توفی‌ می‌کند و بسوی‌ خود میبرد، و از همة‌ کردار و افعال‌ شما در روز مطلع‌ است‌. و بعد از توفی‌ در خواب‌، شما را در روز بر می‌انگیزد تا هنگامیکه‌ آن‌ وقت‌ اجل‌ مسمی‌ سرآید. سپس‌ به‌ سوی‌ اوست‌ بازگشت‌ شما و سپس‌ آگاه‌ می‌سازد شما را به‌ آنچه‌ انجام‌ داده‌اید.»
و ثانیاً: آنچه‌ را که‌ خداوند توفی‌ می‌کند جانهای‌ آدمی‌ است‌: یَتَوَفی‌ الاْنفُسَ، و جان‌ و نفس‌ همان‌ روح‌ است‌.
بنابراین‌ در حال‌ مرگ‌ و خواب‌ روح‌ انسان‌ از این‌ عالم‌ به‌ عالم‌ دیگر میرود نه‌ بدن‌ انسان‌.
در حال‌ خواب‌ بدن‌ انسان‌ روی‌ زمین‌ است‌ و روح‌ انسان‌ سیر در عوالم‌ دیگر می‌کند و سپس‌ بر میگردد، و در حال‌ مردن‌ بدن‌ روی‌ زمین‌ یا زیر زمین‌ است‌ و روح‌ به‌ عوالم‌ دیگر میرود و بر نمی‌گردد.
و شاهد بر این‌ معنی‌ آنکه‌ در این‌ آیه‌ آمده‌ است‌ یَتَوَفــکُم «خداوند شما را میگیرد و توفی‌ می‌کند.» و نفس‌ انسان‌ حقیقت‌ انسان‌ است‌ که‌ در محاورات‌ و گفتگوها به‌ من‌ و تو و او و ما و شما و آنها تعبیر می‌شود. و اگر کسی‌ گفت‌: من‌ چنین‌ کردم‌ و چنان‌ گفتم‌، مراد از لفظ‌ من‌ روح‌ و جان‌ اوست‌ نه‌ بدن‌ او. و حقیقت‌ أنَا و أنتَ و هُوَ و کُمْ و غیر آنها از ضمائر عربی‌ روح‌ است‌ که‌ خداوند آنرا در حال‌ مردن‌ اخذ میکند.
و شاهد دیگر آنکه‌ در سورة‌ انشقاق‌ می‌فرماید:
یَـا أَیـهَا الاْءنسَـان ُ إِنکَ کَادِحٌ إِلَی‌’ رَبکَ کَدْحًا فَمُلَـقِیهِ. (مؤمنون/114-112)
«ای‌ انسان‌! حقاً که‌ تو با سعی‌ و کوشش‌ و تعب‌ راه‌ پر رنجی‌ را بسوی‌ پروردگارت‌ درمی‌نوردی‌ و بالاخره‌ به‌ شرف‌ ملاقات‌ او خواهی‌ رسید.»
این‌ خطاب‌، خطاب‌ به‌ حقیقت‌ انسان‌ است‌ که‌ روح‌ است‌ نه‌ بدن‌ او. روح‌ را خداوند از عوالم‌ تجرد آفریده‌ و بدن‌ را برای‌ استکمال‌ قوا به‌ او عنایت‌ فرموده‌ تا از این‌ عالم‌ حرکت‌ کند و پس‌ از طی عوالم‌ دیگر دائماً بسوی‌ خدا رفته‌ و به‌ مقام‌ لقاء حضرتش‌ نائل‌ آید.
و شاهد دیگر آنکه‌ در سوره‌ مؤمنون‌ خداوند جهنمی‌ها را مورد خطاب‌ قرار داده‌ است‌ که‌:
قَـ’لَ کَمْ لَبِثْتُمْ فِی‌ الاْرْضِ عَدَدَ سِنِینَ * قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَسْئـَلِ الْعَآدینَ * قَـ’لَ إِن‌ لبِثْتُمْ إِلا قَلِیلاً لوْ أَنکُمْ کُنتُمْ تَعْلَمُـونَ. (مؤمنون/112تا114)
«شما چقدر در روی‌ زمین‌ درنگ‌ کردید؟ آنها در پاسخ‌ میگویند: ما یک‌ روز یا مقداری‌ از یک‌ روز را توقف‌ کردیم‌. خداوند میفرماید: اگر شما اهل‌ علم‌ و بینش‌ بودید میدانستید که‌ درنگ‌ نکردید مگر زمان‌ اندکی‌ را.»
در این‌ آیات‌ به‌ حیات‌ و زندگی‌ روی‌ زمین‌ به‌ لفظ‌ «لَبث‌» که‌ همان‌ معنی‌ توقف‌ و درنگ‌ را دارد تعبیر نموده‌ است‌. و درنگ‌ کردن‌ دربارة‌ کسی‌ صادق‌ است‌ که‌ راهی‌ را طی می‌کند و آن‌ راه‌ طولانی‌ بوده‌ و در بین‌ راه‌ توقفی‌ دارد، مثل‌ آنکه‌ انسان‌ قبل‌ از این‌ عالم‌ مراحلی‌ را طی کند تا بدین‌ عالم‌ بیاید و مدتی‌ درنگ‌ کند و سپس‌ از این‌ عالم‌ کوچ‌ نموده‌ و ارتحال‌ کند.
و این‌ راجع‌ به‌ روح‌ و جان‌ آدمی‌ است‌ که‌ در عوالم‌ ذَر بوده‌ و سپس‌ به‌ عالم‌ ماده‌ آمده‌ و در روی‌ زمین‌ لباس‌ ماده‌ را پوشیده‌ و سپس‌ این‌ لباس‌ را کنده‌ و رها نموده‌ و به‌ عالم‌ برزخ‌ و قیامت‌ رهسپار شده‌ است‌؛ روح‌، لباس‌ کهنة‌ بدن‌ را خلع‌ می‌کند و یا به‌ خلعت‌ الهیه‌ مخلع‌ میگردد و یا به‌ عقوبت‌ و واکنش‌ أعمال‌ خود مبتلا می‌شود. بنابراین‌ صحیح‌ است‌ که‌ توقف‌ او را در دنیا به‌ لفظ‌ «لبث‌» در این‌ گفت‌ و شنودها تعبیر نمود؛ و اگر خطاب‌ با انسانی‌ بود که‌ قوامش‌ به‌ بدن‌ بوده‌ و با خراب‌ بدن‌ فانی‌ و نابود می‌شد، نباید به‌ لفظ‌ درنگ‌ و توقف‌ تعبیر نمود بلکه‌ باید بلفظ‌ سکونت‌ یا اقامت‌ و أمثال‌ اینها بازگو کرد.

(2-14) ماهيت مرگ در نگرش قرآني
مرگ در منطق قرآني به معناي فنا و نابودي نيست بلكه دريچه اي به سوي جهان جاودانگي و بقاست. حقيقت مرگ چون حقيقت حيات و زندگي از اسرار هستي است به گونه اي كه حقيقت آن تاكنون بر كسي روشن نشده است. بلكه آن چه ما از حقيقت آن مي شناسيم تنها آثار آن است.
آن چه از قرآن بر مي آيد آن است كه مرگ يك امر عدمي و به معناي فنا و نيستي نيست بلكه يك امر وجودي است. يك انتقال و عبور از اين جهان به جهان ديگر است، از اين رو بسياري از آيات قرآن از مرگ به توفي تعبير كرده اند كه به معناي بازگرفتن و دريافت روح از تن است.
خداوند در بيان اين امر وجودي مي فرمايد: الذي خلق الموت و الحيوه خداوندي كه مرگ و زندگي را آفريد. در اين جا خداوند، مرگ را همانند زندگي يك آفريده از آفريده هاي خويش بيان مي دارد. چون اگر مرگ امري عدمي بود مخلوق و آفريده به شمار نمي آمد از مخلوقات هيچ گاه جز به «امور وجودي» تعلق نمي گيرد.(علامه حلي، – ص 296)
به هر حال مرگ از مخلوقات و امر وجودي و دريچه اي است به سوي زندگي ديگر، در سطحي بسيار وسيع تر و آميخته با ابديت؛ خداوند مي فرمايد: ولئن متم او قتلتم لالي الله تحشرون اگر بميريد و يا كشته (شهيد) شويد به سوي خدا باز مي گرديد. (علامه حلي، – ،ص 296)
در حقيقت مرگ پايان راه نيست بلكه آغاز راهي است كه بدان به جهان هاي ديگر منتقل مي شويد؛ و اين جهان با همه عظمتش تنها مقدمه اي براي جهان هاي گسترده تر و فراخ تر، جاوداني و ابدي است. و به سخني ديگر مرگ نه تنها موجب نمي شود تا زندگي، پوچ و بيهوده جلوه كند بلكه به زندگي اين جهاني معنا و مفهوم مي بخشد و از كاركردهاي مرگ مي توان معنا بخشي به زندگي دنيايي دانست؛ چون مرگ است كه آفرينش هستي را از بيهودگي خارج مي سازد و بدان جهت، معنا و مفهوم مي بخشد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله    48صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید