گزارش کارآموزی در کارخانه تولید رنگ

گزارش کارآموزی در کارخانه تولید رنگ

دانلود   در کارخانه تولید رنگ،
در قالب word و در ۵۸ صفحه، قابل ویرایش، شامل:

فصل اول:
آشنايي كلي با مكان كارآموزي

فصل دوم: ارزيابي بخش هاي مرتبط با رشته علمي كارآموز    
رنگ هاي توليدي مورد مصرف در صنايع نساجي
مواد اضافه شونده
مواد يكنواخت كننده
مواد حمل كننده
رزين ها
روغن ها
رنگ جهت يخچال و فريزر
رنگ دانه ها و خواص فيزيكي آن ها

فصل سوم:‌
آزمون آموخته ها،‌ نتايج و پيشنهادات

 

بیشتر بخوانید

تحقیق درباره زن و نهنضت مشروطيت (نيروهاي توليد)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: ۱۷

 

پيشگفتار

در طول تاريخ بشر، روابط توليدي و مناسبات توزيع و مالكيت حاصل از آن مرتباً تغيير كرده و به نسبت آن نيز روابط اجتماعي انسان ها بي امان در حال دگرگوني بوده و هست. روشن است كه مناسبات زن و مرد نيز نسبت به هم- در چنين شرايطي از دگرگوني هاي بدون وقفه- به دور از تغيير نبوده و مختلف ترين شكل ها را به خود گرفته است. تسلط و برتري مرد نسبت به زن يا برعكس از جمله‌ي بزرگترين نتايج اين دگرگوني ها است.

زنان كنوني در جوامع طبقاتي تحت ستمي دوگانه قرار دارند. ستم نخست ناشي از وابستگي به مردان و عدم استقلال اقتصادي و اتكاء به خود آنان است، و ديگري ستمي است كه هم او و هم غيرهمجنسان مردش در زندگي اجتماعي و روابط كار و سرمايه متحمل مي‎شوند.

بنابراين مسئله تنها بر سر برابري حقوق زن و مرد نيست، بلكه وراي آن، سخن از برانداختن تمام محدوديت هايي است كه وابستگي انسان از انسان و در نتيجه وابستگي يك جنس به جنس ديگر را به وجود مي‎آورد.

دوران ما، دوران تحولات و دگرگونيهاي سريع بنيادي است. يكي از مهمترين مسايلي كه همواره در كشور نوخاسته اهميت خود را بيشتر نشان مي دهد، مسئله ي زنان است. اين مهم است كه زن چه نقشي در حيات اجتماعي به عهده گيرد و چگونه نيرو و تواناييش را در همه‌ي جهات به كار گيرد و عضوي مؤثر و عامل توليدي پوياي جامعه‌ي انساني گردد. شكوفايي استعدادهاي زن تنها زماني مقدور است كه امكان شكوفايي تمامي اعضاي يك جامعه به وجود آيد. از اين رو مسئله‌ي زن نه تنها به جنس او بلكه به كل جامعه اش هم مربوط است. در اين رابطه، مطالعه‌ي مسايل مربوط به زنان بايد در رابطه اي سالم و منطقي و با توجه به قانونمندي هاي عام جوامع طبقاتي صورت گيرد. سرنوشت تاريخي زن و نقش وي را بايد از گذشته هاي دور تاريخ بشري مورد ارزيابي قرار داد و بر مبناي آن به تصوير شرايط كنوني اش پرداخت. تنها در چنين صورتي است كه ترسيم خطوط اصلي زندگي آينده‌ي او و رهاييش از بندهاي اسارت مي‎تواند ميسر گردد.

زنان در نهضت مشروطيت ايران

نهضت مشروطيت ايران جنبشي سوداگرانه- مردمي بود. اين جنبش، نيروهاي فئودالي و استعماري را يك مرحله به عقب راند. و اگرچه نتوانست به هدف خود يعني استقرار بورژوازي ملي يا رژيمي دموكراتيك دست يابد، ليك امكان يافت نظام بورژوا- ملاكي را كه از نظر تاريخي يك مرحلة جلوتر از سلطه‌ي مطلق فئودال ها بود جايگزين آن سازد. در اين جنبش زنان ايران نيز از خواب خرگوشي چندين هزار ساله‌ي خود برخاستند ودر جهت پيشبرد هدف هاي آن سهمي ايفا كردند.

در زمان مظفرالدين شاه موج اعتراض و نارضايتي از سوي مردم پايه هاي سست استبدادي مطلقه ي قاجار را به لرزه درآورد. زنان در تخريب سراي بانك- كه دولت روسيه‌ي تزاري به منظور توسعه ي سياست خود بر فراز قبرستاني قديمي در تهران بنا مي نهاد- شركت جسته و آن را در هم كوبيدند. هنگامي كه مردم از سوي علماي وقت دعوت شدند كه به منظور اعتراض به سياست هاي خودكامه‌ي مظفرالدين شاه عبدالعظيم بست بنشينند، زنان جلوي سواران شاهي را- كه قصد خرابكاري داشتند- گرفته و مانع رخنه‌ي آنان به درون بست نشينان گرديدند. رساندن اخبار و اطلاعات مهم در مواقع حساس مبارزات مردم نيز از جمله فعاليت هاي زنان بود. در اواخر سلطنت مظفرالدين شاه بست نشيني بزرگي در سفارت انگليس برپا شد كه به پيروزي مردم انجاميد و مظفرالدين شاه به ناچار صدور فرمان مشروطيت را بر گردن گرفت. با صدور اين فرمان مردم به برگزاري جشن ها و پايكوبي پرداختند و زنان نيز در برگزاري اين مراسم شركت جستند. زنان همچنين در جنبش به وجود آمدن بانك ملي- كه به منظور پيشگيري از اقدام دولت مبني بر دريافت وام از دول بيگانه بود- با پيشنهاد فروش جواهرات خود و ايجاد سرمايه‌ي اوليه براي بانك، آمادگي خود را در اين اقدام ملي نشان دادند.

«… روزي در پاي منبر سيد جمال واعظ در مسجد ميرزا موسي زني به پا خاسته چنين گفت: دولت ايران چرا از خارجه قرض مي‎كند. مگر ما مرده ايم؟ من يك زن رختشوي

بیشتر بخوانید

مقاله درباره تجزیه و تحلیل برنامه روابط عمومی سازمان

۱۹ صفحه

قابل ویرایش

 

 

 

فهرست مطالب:

تاریخچه روابط عمومی در جهان

تاریخچه روابط عمومی در ایران

تعریف روابط عمومی و نکات قابل توجه

مهمترین وظایف و فعالیت های درون سازمانی

مهمترین وظایف و فعالیت های برون سازمان

روابط عمومی و تبلیغات بازرگانی

روش های ارتباط بین روابط عمومی ها و مطبوعات

۱- تهیه و تنظیم بیانیه های مطبوعاتی و ارسال آنها به مطبوعات و یا سایر راسانه های جمعی

الف) اشکالی های محتوایی

ب) اشکال های ساختاری

۲- ترتیب دادن نشست ها و مصاحبه های مطبوعاتی و رادیو-تلویزیون

الف) ارزش زمان را بشناسید و با توجه به موعد انتشار یا پخش زسانه مورد نظر بهترین وقت را

ب) مشخص کردن مصاحبه شوند، موضوع، محل، ساعت و هدف مصاحبه

ج) دو سویه کردن ارتباط، به صورت پرسش و پاسخ

۳- ترتیب دادن مصاحبه های اختصاصی با خبرنگاران و ارائه اطلاعات مورد نیاز و پاسخگویی به

سوالات

۴- تهیه جوابیه برای رسانه ها درقالب «توضیح» ، «تکذیب» و « تصحیح یا تایید»

۵- تولید اخبار ابتکاری

۶- تولید شبه رویداد

روابط عمومی و جایگاه آن در بازاریابی

اهداف بازاریابی و روابط عمومی:

زمانبندي

مخاطب شناسی

تعریف مخاطب

مخاطب سرسخت:

تعریف مخاطب از مخاطب:

ارتباط در سازمان

منبع:

 

 

قسمتی از متن

تاریخچه روابط عمومی در جهان

کاربرد اصطلاح روابط عمومی به معنای خاص برای اولین بار در سال ۱۸۹۷ در سالنامه اداره اتحادیه راه آهن ایالات متحده آمریکا به چشم خورد. ولی سابقه و تاریخ فعالیت های مربوط به ان ، به زمان های بسیار دور و آغاز زندگی اجتماعی بشر باز می گردد.

به این صورت که کوشش در براقراری ارتباطات با توسل به وسایل ممکن و موجود را می توان در زمان های قبل از تولد مسیح جستجو کرد. از ان جمله اقوام مختلف مثل؛ بابلی ها ، آشوری ها در شرق میانه و یونانی ها و رومی ها در اروپای جنوبی ، از فعالیت های روابط عمومی برخوردار بودند و ادامه این تاریخ تا به امروز ، ارائه کننده شواهد و علایم  بارزی است که هر یک نشانگر نوعی کوشش در برقراری ارتباطات و روابط عمومی است.

در گذشته های دور، دولت ها و سازمان های تحت فرمانشان به صورت های مختلف با مخاطبان و سرویس گیرندگان، ارتباط برقرار می نموده اند. اطلاع رسانی هم به صورت های ابتدایی وجود داشته است که این هر دو به نوعی یک کار روابط عمومی محسوب می شود.

تغییر و تحول در روش های ارتباطی به صورت مدرن و امروزی آن و در نتیجه تاسیس واحدها یا دفاتر روابط عمومی از کشور آمریکا شروع شد که طی  شش مرحله زمانبندی زیر موقعیت امروزی خود را به دست آورده است.

از سال ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۴ با رشد بسیار سریع واحدهای اقتصادی ، تولیدی و بازرگانی خصوصی چون راه آهن ها، بانک ها ، صنایع نفتی و معادن و آغاز مبارزه افکار عمومی بر علیه مقاصد سود جویانه آنان به طوری که در اثر آغاز این جنبش، تعدادی از شرکت های بزرگ تجاری و تولیدی به ورطه ورشکستگی سوق داده  شدند. همین امر صاحبان صنایع و شرکتها را به فعالیت های روابط عمومی جهت جلب افکار عامه متوجه کرد و در سال ۱۹۰۶ اولین شرکت خصوصی خدمات تحت عنوان روابط عمومی توسی (آی وی لی ) که فارع التحصیل دانشگاه پرینستون و خبرنگار روزنامه نیویورک ورلد بود، ایجاد شد که این فرد را پدر روابط عمومی در آمریکا می نامند.

از سال ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ به تدریج به اقتباس از موسسه لی ، سایر موسسات اقدام به تاسیس دفاتر روابط عمومی نمودند و نیز با کوشش دولت آمریکا جهت روشن کردن هدف های شرکت در جنگ جهانی اول و جلب حمایت مردم به سوی مشارکت آمریکا در این جنگ، توسط سربازان و مردم مطالبی ارائه شد.

از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۹ به عنوان مرحله پس از جنگ و رشد بسیار وسیع واحدها روابط به ویژه در زمینه های اقتصادی و نیز تشکیل نخستین دوره آموزشی روابط عمومی در سال ۱۹۲۳ در دانشگاه نیورک که توسط (ادوارد . ال . برنیز ) تدریش شد.

از سال ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۹ که با رشد پیگیر، منظم و علمی روابط عمومی ها و اعمال کوشش های فراوان جهت ایجاد توازن و هماهنگی بین منافع فردی و مصالح عامه صورت پذیرفت.

از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ و جنگ جهانی دوم که در این دوره در کنار کمیته اطلاعات عمومی، دولت اقدام به تاسیس اداره اطلاعات جنگ کرد و هزاران متخصص روابط عمومی در سراسر امریکا در فعالیت های عظیم اقتصادی-مذهبی اشتغال ورزیده و در زمینه های مختلف اقتصادی ، سیاسی مذهبی و آموزشی اقدامات مفیری را به نفع مردم انجام دادند و برخورداری از روابط عمومی به جز در امریکا در سایر کشورها چون انگلیس ، آلمان ، فرانسه ، هلند و … هم احساس شد.

از سال ۱۹۴۵ تاکنون با گسترش روز افزون واحدهای روابط عمومی روبرو بوده است و همراه آن کتاب ها و مطالب زیادی در زمینه روابط عمومی تالیف شده است. موسسات آموزشی روابط عمومی ، انجمن ها و اتحادیه های روابط عمومی و بالاخره رشته های تحصیلی دانشگاهی روابط عمومی به وجود آمدند و روابط عمومی در تمام جهان به عنوان بک امر ضروری مورد توجه قرار گرفت و همچنین نخستین انجمن روابط عمومی در امریکا ، در سال ۱۹۴۸ تشکیل شد.

تاریخچه روابط عمومی در ایران

شیوه نـوین روابط عمومی در ایـران با ملی شدن صنعت نفت هـمزمان است ، سپـس وزارتخــانه ها و سازمانـهای زیادی به منظور نشر اخـبار و ارائه عملـکرد انجـام شده و ارتباط مردمـی و تسلط برافکار عمومی و ایجاد ارتباط با رسانه های همگانی نیاز خود را در این زمینه احساس کرده و روابط عمومی را به شکل نخستین آن آغاز کردند.

نخستین روابط عمومی در ایران به طور رسـمی در مرداد ماه سال ۱۳۳۲ شمسی در شرکت سابق نفت ایران آغاز به کار کرد واولین گردانندگان آن دکتر نطقی استاد علوم ارتباطات و شاعر ونویسنده معاصر مرحوم ابوالقاسم حالت بودند که بعدا استاد ابوالفضل مرعشی نیز به این جمع پیوست .

 در بسیاری از سازمانها و ادارات تا سال ۱۳۴۵ اداراتی به نام تبلیغات و انتشارات و یا انتشارات و اطلاعات فعالیت می کردند که از این تاریخ به بعد نام این ادارات به روابط عمومی تغییرکرد.در سـال ۱۳۴۵ مسئولان شرکت ملی نفـت ایران ، موسسه مطبـوعاتی کیـهان ، دانشگاه تهران و وزارت اطلاعات و جهانگردی وقت به فکر تاسیـس یک مرکز آموزش عالی برای رشته روابط عمومی افتادند .


 این مرکز یک سال بعد افتتاح شد و بیش از صد نفر دانشجو از میان فارغ التحصیلان دوره دبیـرستان را جهت تحصیل در دوره لیسانس روابط عمومی پذیرفت این مرکز درآغاز نام مؤسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی را برای خود برگزید .

این مؤسسه پس ازچندی نام ( مؤسسه علوم ارتباطات اجتماعی ) را به خود گرفت و بعدها به ( دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی ) تغییرنام داد و تا سال ۱۳۵۸ به فعالیت مشغول بود . درطول ۱۳ سال فعالیت این دانشکده نزدیک به هزار نفر موفق به اخذ مدرک لیسانس روابط عمومی از آن شدند .

 

پس ازپـیروزی انقلاب اسـلامی دولتمردان ومدیرانی که در ابتـدا مسئـولیت اداره سازمانها راپـذیرفته بودند ، با توجه به وجود عوامل گوناگون ، چندان توجهی به فعالیتهای روابط عمومی نکردند . به تدریج که کارها و مؤسسات و سازمانها به روال عادی بازگشت و جریان امور سیر طبیعی خود را در مدیریتها آغاز کرد کمبود فعالیتهای روابط عمومی در آنها احساس شد .

 

درطول مدت جنگ دوره های کوتاه مدت و بلند مدت آموزش روابط عمومی به وسیله مرکز آموزش مدیریت دولتی برای آموزش کارمندان مشغول به کاردردفاتر روابط عمومی مؤسسات دولتـی و غیردولتی تشکیل شد . رشته روابط عمومی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی از فهرست آموزش عالی حذف شده بود ، درسال ۱۳۶۸ با تلاش دلسوزانه ومجدانه دکتر معتمدنژاد و دکتر حمید نطقی و سایر اساتید این رشته در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی که نام جدید آن همان دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی بود ، بازگشوده شد .

 

پس ازچند سال دانشگاه آزاد اسلامی نیز رشته علوم ارتباطات اجتماعی با گرایش روابط عمومی را برای نخستین بار در واحد تهران مرکزی تاسیس کرد . دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز در شاخه ارتباطات بدون گرایش روابط عمومی ، دوره کارشناسی را برگزار می کند که دست اندرکاران روابط عمومی مصرانه از مسئولین این دانشگاه انتظار دارند که به برگزاری رشته روابط عمومی توجه بیشتری در این دانشگاه بشود .

علاوه بردانشگاههای فوق ، دانشگاه جامع علمی کاربردی نیز با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درمرکز آموزش فرهنگ ، دوره کاردانی روابط عمومی را از سال ۱۳۷۷ آغاز کرده است . علاوه برمقاطع تحصیلی فوق ، ادارات کل روابط عمومی وزارتخانه ها و سازمانها با همکاری انجمن روابط عمومی ایران به تشکیل دوره های آموزشی روابط عمومی برای کارمندان خود اقدام نموده اند .

پس ازآن که سازمان امور اداری و استخدامی کشور آئین نامه دفاترروابط عمومی را تصویب کرد، در سال ۱۳۷۰ به منظور تشویق مسئولان روابط عمومی نخستین مراسم انتخاب روابط عمومی نمونه در تهران برگزار گردید و به چندین دفتر و واحد روابط عمومی ، جوایزی اهدا شد و ریاست جهموری وقت برای تشویق مدیران نمونه روابط عمومی، جوایز فرهنگی و مادی با ارزش اختصاص دادند .

 

از آن زمان به بعد تقریبا همه ساله روابط عمومی های برترانتخاب و تشویق می گردند . ریاست جهموری و اعضای هیات دولت به تبع آن مدیران کشور اکنون به روابط عمومی به عنوان یک رشته فعال درتشکیلات مملکتی می نگرند و با اختصاص امکانات و بودجه به گسترش این واحدها و افزایش توان اجرایی آنها کمک های فراوانی کرده اند .

 

اکنون درکشور به حرفه روابط عمومی همچون یک حرفه حساس ، مهم ، پر مسئولیت و تعیین کننده نگریسته می شود

تعریف روابط عمومی و نکات قابل توجه

  1. روابط عمومی آیینه تمام نما و دریچه ای گشوده به درون ادارات و سازمان هاست.
  2. روابط عمومی یکی از وظایف و عملکردن های مدیریت است که ارتباطات دو سویه یا دو طرفه را برای تلفیق نیازها و علایق یک سازمان یا شخص با علایق و نیازهای مخاطبان متفاوتی که به آن سازمان یا شخص دارد برقرار می کند.
  3. روابط عمومی عبارت است از فعالیتهای عمومی ،‌برنامه ریزی شده و مستمر به منظور ایجاد و برقراری تفاهم دو جانبه ، بین یک سازمان و جامعه مربوط به ان.
  4. روابط عمومی وسیله ای است که توسط مدیریت های یک سازمان و موسسه طراحی و به مرحله اجرا گذاشته می شود.

 

 

بیشتر بخوانید

تحقیق درباره زنبور داري

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: ۵

 

بنام خدا

عنوان شغل : زنبور داري

مي توان گفت كه زنبور داري يكي از شغلهاي سنتي است ،‌ كه در گذشته خانواده ها نيز از آن استفاده مي كردند. يعني هر كس چند كندوي عسل در خانه خود داشت و از آن استفاده مي كرد امروزه نيز دربعضي از روستاها خانواده هايي پيدا مي شوند. كه در خانه خود كندوي عسل دارند كه در حد استفاه خود از آن ها عسل توليد مي‎كنند . عسل يك ماده غذايي بسيار كامل و مقوي است كه استفاده از آن در هر روز به مقدار ۱ الي ۲ قاشق براي سلامتي بسيار مفيد است.

تعريف شغل :

زنبور داري عبارت است از پرورش زنبور و ايجاد زنبور ستانهاي مجهز و مطابق با پيشرفتهاي امروزي كه منجر به برداشت محصول استاندارد هم از جهت كيفيت و كميت مي شود همچنين پرداختن به شغل زنبور داري باعث بقاء و عمر زياد اين گونه از زنبورهايي مي شود كه توليد عسل مي كنند.

شرح وظايف و مسئوليت هاي اصلي شغل:

نگهداري و حمل و نقل و جابجايي زنبورها در فصول مختلف سال جهت استفاده ديگر ( بهتر ) از شهد و گرده هاي موجود در گلها و گياهان صحرايي همچنين شناسايي انواع گلها از جهت گرده دهي و شهد . و يكي از وظايف ديگر مبارزه با آفات و اصلاح نژاد زنبور است.

اهميت و ضرورت شغل:

اين شغل بعلت توليد عسل كه يكي از بهترين و مقوي ترين مواد غذايي براي استفاده همه انسانها و همچنين توليد بسياري از مواد دارويي و همچنين به علت در آمد خوب يا هزينه اي كم و قابل در دسترس بودن براي تمام افراد جامعه از اهميت بالايي برخوردار است. كه در قرآن نيز مي فرمايد.

مدارك تحصيلي لازم براي احراز شغل:

كارشناسي در رشته زنبور داري كه بالاترين مدرك براي احراز اين شغل است همچنين ، گذراندن دوره هاي كوتاه آموزشي و دريافت گواهينامه اي نسبي بر اين كه شما مي توانيد اين شغل را انجام دهيد نيز است.

مهارت ها، تجارب و دوره هاي آموزشي ويژه براي احراز شغل:

براي شغل زنبور داري همانطور كه در قسمت قبل نيز بيان شده است علاوه بر تحصيلات دانشگاهي كلاس هاي آموزش زنبور داري نيز از طريق وزارت جهاد كشاورزي برگزار مي شود.

شرايط محيط كار :

شغل زنبور داري نياز به مكان و فضاي مخصوصي ندارد و همراه باتغييرات آب و هوايي بايد آن ها را جابجا كنيم. همچنين وابسته به گل دهي گياهان نيز است و با توجه به آن ما بايد مكان زنبورها را تغيير بدهيم.

وسايل وابزار لازم براي انجام شغل:

وسايل و ابزار لازم براي انجام اين شغل عبارتند از: ۱- كلني زنبور عسل ۲- صندوق خالي ۳- لباس كار ( كلاه، دستكش ،‌جوراب مخصوص ) ۴- دودي ۵- اهرم ۶- تخته موم دوز ۷- موم ۸- موم دوز ۹- چادر ۱۰- دستگاه عسل گيري (اكستراكتور ) ۱۱- غذاي زنبور ( شكرت ) ۱۲- دارو

معلوليتهاي بي اثر در انجام شغل:

معلوليت هاي جزي ( پا شكستگي و … ) در انجام اين شغل اثري ندارد

خصوصيت هاي جسماني و توانايي هاي بدني لازم براي انجام شغل:‌

بعلت اينكه شغل زنبور داري نياز به دقت خاصي دارد بنابراين بايد از لحاظ جسماني در موقعيت خوبي باشيم.

خصوصيات هاي رواني و توانمنديهاي ذهني لازم براي انجام شغل:

از آنجا كه زنبور داري سرشار از راز و رمز هاي نهفته است. در نتيجه زنبور دار بايد از هوش و استعداد خوبي برخوردار باشد.

رغبت هاي مورد نياز براي انجام شغل:

از آنجاكه زنبور ها موجودات بسيار منظمي هستند و ذهن انسان اصولاً كنجكاو به مسائل اطراف مي باشد لذا ميل و رغبت انسان نسبت به اين حرفه وجذابيت هاي آن فراوان مي شود .

ويژگي هاي شخصي ( عاطفي، رواني، اجتماعي و رفتاري ) لازم براي انجام شغل:‌

پرداختن به شغل زنبور داري رابطه تنگاتنگي با شخصيت انسانها دارد چرا كه براي كار كردن با زنبور ، نترسيدن از زنبور اولين شرط مي باشد و موفقيت هاي بعدي در گرو اصل است همچنين نظم انضباط نيز مهم است.

محلهاي اشتغال و استخدام:

هر كس و در هر شرايطي با اندك سرمايه اي به شرط ميل و رغبت به انجام اين كار مي تواند اين كار را با تعداد كمي زنبور شروع كند و ادامه دهد.

جنبه هاي مالي و حقوقي:

در آمد اين شغل با توجه به هزينه كم ايجاد آن و كوتاهي زمان بازگشت سرمايه بسيار سودمندي مي باشد.

شرايط ارتقا:

در حرفه زنبور داري از همه مهمتر تجزيه كاري است كه مي توان باحضور در زنبورستانها آن را بدست آورد و در كنار آن آموزشهايي است كه بصورت تئوري از طريق جهاد كشاورزي و همچنين مراكز دانشگاهي ارائه مي شود.

نحوه استخدام و ورود به شغل:

به علت آزاد بودن اين شغل هر كس مي تواند با طي مرحله آموزش نسبتاً كوتاهي براحتي وارد شغل شود.

بیشتر بخوانید

تحقیق در مورد آخرین یافته های بيماري تيلريوز

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .docx ( قابل ويرايش و آماده پرينت )

تعداد صفحه : ۱۴ صفحه


 قسمتی از متن .docx : 

 

آخرین یافته های بيماري تيلريوز   Theileriosis

 بيماري تيلريوز يكي از معضل هاي مهم  پيشرفت در  صنعت دامداري در اكثر نقاط جهان ميباشد . انگلهاي تيلريا ‏T. annulata   و  T. parva  مهمترين گونه هاي اقتصادي و مسئول تلفات و كاهش توليد تخمين زده شده اند.

 استراتژي مراقبت از بيماري تيلريوز در بيشتر كشورها بوسيله كنترل ناقلين بخصوص كنه ها ميباشد. اما كنترل كنه ها نسبت به روشهاي ديگر كنترل اين بيماري از اهميت كمتري برخوردار ميباشد زيرا اولا كنه كش ها ( سموم Acaricide  ) گران تمام ميشوند و ثانيا مقاومت بر عليه اكثر آنها ايجاد شده است. در ضمن مديريت حمل ونقل و قرنطينه دام بطور جدي قابل اجرا  نمي باشد. از ديگر روشهاي كنترل بيماري استفاده گسترده از واكسيناسيون ميباشد. درمان داروئي معمولا با Parvaquone, Buparvaquone, Halofuginone,  براي هر دو گونه ‍T. parva, T. annulata  موثر ميباشد. اما اين درمانها دام مبتلا را مبرا از آلودگي Sterilise  نميكنند.

واكسنهاي مورد لزوم :

 براي تهيه واكسن براي T. annulata   از تيره سلولي شيزونت  Schizont-infected cell lines  استفاده ميشود. اين واكسن كه حاوي سلولهاي شيزونتي ميباشد بايد تا كمي قبل از مصرف در دماي انجماد نگهداري شود.

براي واكسينه كردن دامها بر عليه T. parva  از روش آلوده كردن و درمان استفاده ميشود. بصورتيكه مقداري كنه آلوده جمع آوري شده از روي بستر را چرخ كرده و عصاره آنرا زير پوستي تزريق ميكنند و بلا فاصله بطور همزمان درمان با تتراسيكلين را شروع ميكنند. معمولا يك عفونت خفيف يا پنهان ايجاد ميشود كه با پاسخ ايمني كنترل ميشود.

تشخيص بيماري و مشخصات انگل :

تشخيص بيماري وابسته به علائم كلينيكي ، شناختي از شدت بيماري و گستردگي ناقلين يا كنه ها و بررسي لامهاي تهيه شده ( گسترش خون و يا گسترش غدد لنفاوي ) ميباشد. غير از فرمهاي مختلف داخل گويچه قرمزي  در گسترشهاي خوني، شيزونت مشخصه مهم و خوبي در آلودگي با گونه هاي ‏T. Parva و T. annulata  درگسترشهاي تهيه شده از غدد لنفاوي ميباشد. سلولهاي آلوده ممكن است در گسترشهاي فشاري  Impression  smears  تمام بافتها ديده شوند.

بيماريزايي: شيزونت گونه T. parva  ابتدا در مرحله پاتوژنيك باعث افزايش سلولهاي سيستم لنفاوي Lymphoproliferative  شده و بعد از آن باعث تخريب سلولهاي فوق Lymphodestructive  ميشود. حيوان مبتلا داراي علائم تورم غدد لنفي، تب، مقداري افزايش تنفس، تنگي نفس و گاهي اسهال ميباشد. ضايعات بعد از مرگ شامل تورم و پرخوني غدد لنفاوي، ذات الريه بينابيني Interstitial pneumonia  و ادم مابين لبي interlobular oedema  ، ضايعات تخريشي erosion ,  ulcer  در شيردان و التهاب روده بهمراه نكروز غدد پيرز peyer´s  patches  و در حالتهاي طولاني تر نفوذ سلولهاي لنفاوي lymphocytic infiltration  به كليه ها كه شبيه سكته كليوي infarct  بنظر آمده و يا بهمراه ترمبوز و ischaemic necrosis ميباشد. در حيوانات بهبود يافته گاهي در اثر عود بيماري سندرم عصبي چرخش   Turning sickness ديده مي شود.

خصوصيات بيماري زايي در اثر شيزونت T. annulata تقريبا شبيه  ‍T. parva مي باشد ولي مرحله پيروپلاسمي ممكن است پاتوژنيك تر بوده و باعث كم خوني و زردي شود.

 تكنيكهاي تشخيصي :

تيلريا انگل تك ياخته أي اجباري داخل سلولي تمام خانواده گاوهاي وحشي و اهلي (  Bovidae ) در جهان ميباشد. و بعضي از گونه ها نشخواركنندگان كوچك را نيز مبتلا مي نمايد. بوسيله كنه هاي خانواده Ixodidae  منتقل ميشوند و داراي زندگي پيچيده اي در مهره داران و بي مهره ها ميباشند. شش گونه تيلريا گاو را آلوده ميكند كه دو تا از آنها بيماري زايي بيشتري دارند : اولي بنامT. parva  كه بيماري East coast fever  , Corridor disease , Zimbabwean theileriosis  را ايجاد و دومي       T. annulata باعث بيماري Tropical theileriosis ميشود.

ديگر گونه ها كه شامل  T. sergenti, T. buffeli, T. orientalis, T. taurotragi, T. mutans  هستند معمولا بيماري زايي خفيفي ايجاد ميكنند. گونه T. velifera غير بيماري زا است. اغلب اين گونه ها پس آلوده كردن دام ايجاد دام ناقل در دامهاي بهبود يافته را مينمايند اما هيچ نوع داده وآماري در رابطه با رل اين ناقلين در انتقال بيماري در حالت طبيعي وجود ندارد.

گاوهاي بومي درمناطق بومي آلوده ممكن است بيماري را تحمل نموده و يا به بيماري خفيف و تحت كلينيكي مبتلا شوند. اما گاوهاي غير بومي حسا س بوده و در صورت ابتلا علائم شديدي نشان داده و يا تلف مي شوند.

همانطوريكه قبلا هم گفته شد شيزونت ها در گسترش تهيه شده از غدد لنفاوي مشخصه خوبي براي آلودگي با  T. parva,  T. annulata ميباشد. شيزونت گونه  T. taurotragi   در گسترش رنگ آميزي شده بوسيله گيمسا بخوبي قابل تشخيص نميباشد.

شيزونت  T.mutans نسبت به شيزونت  T. parva  داراي هسته هاي بزرگتر، مسطح وبي قاعده ميباشد.

فرم پيروپلاسمي  T. parva  ,  T. annulata  و T. mutans   شبيه بهم ميباشد. اما معمولا           T. annulata ,  T. mutans  بزرگتر و اغلب در حال تقسيم ديده ميشود. T. velifera  ممكن است بوسيله يك پرده حجاب مانند تشخيص داده شود.

  

تشخيص سرولوژيكي :  

 تشخيص وجود پادتن بصورت غير مستقيم بوسيله IFA ( indirect fluorescent  antibody)  

بطور گسترده براي تشخيص گونه هاي مختلف تيلريا  بكار مي رود. تشخيص نوع آلودگي بخصوص آلودگي با ‍T. parva  چندان در بين روشهاي ايمنولوژي قابل تمايز نمي باشد. بهترين روش سرولوژي قابل تمايز مابين گونه هاي تيلريا آزمايش غير مستقيم پادتن فلورسانس IFA  ( Indirect Fluorescent Antibody )  مي باشد. در

بیشتر بخوانید

تحقیق درباره زندگي نامه جلال آل احمد

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: ۸۰

 

مقدمه

نزديك به چهار دهه از خاموشي جلال آل احمد نويسنده و روشنفكر مبرز ما مي گذرد. با گذشت هر چه بيشتر زمان حضور انديشه هاي وي در عرصه فكر و نقد مسايل اجتماعي بويژه رابطه ما با غرب، روشنفكران و وظايف آن، آزادي قلم و … بيشتر و بحث انگيزتر مطرح مي‎شود. از فرداي تشكيل جمهوري اسلامي كه تحقق برخي از نظريه هاي آل احمد را به نوعي دربرداشت جنبة سياسي و اجتماعي دكترين وي مورد توجه قرار گرفت و شايد بتوان گفت كه جنبة ادبي شخصيت و آثار وي در حاشيه قرار گرفت.

حضور جلال آل احمد در جريانات روشنفكري دهه هاي سي و چهل نمودار شرف و حيثيت جامعه روشنفكران بود. مردي كه تمامي حجم درد و عظمت رهبري روشنفكران زمان خودش را بر دوش كشيد و در چهل و شش سالگي ديگر تاب نياورد و خاموش گشت.

چهل و شش سال زندگي كرد و در اين ميان نزديك به سي سال نوشت و حدود پنجاه اثر از خود باقي گذاشت. اين بخشي از كارنامة زندگي جلال است.

جلال آل احمد روشنفكري بود كه حتي مخالفانش در وطن پرستي و عشق او به فرهنگ ملي ايران ترديد ندارند. نوشتن براي او عبادت بود. زبان و قلبش صريح بود و صراحتي كه در كمتر كسي مي‎توان سراغ گرفت.

زنده ياد جلال آل احمد با عشق به حقيقت زيست. زندگي ادبي و اجتماعيش سراسر است از اين شيفتگي به حق و تا آخر عمر خويش اينچنين زيست. آثار جلال آل احمد و زندگي پرفراز و نشيبش آنچنان گسترده و گوناگونند كه پرداختن به تمامي جنبه ها، در حوصلة اين صفحات نمي گنجد.

چکیده

« جلال آل احمد» متفكري است كه مهمترين دغدغة‌ او در دوران حياتش ، « بررسي مسائل اجتماعي ايران» بوده است انجام اين مهم را قالب داستانها ، مقالات وگزارشهاي او مي توان به وضوح مشاهده نمود. هر چند رشتة‌ تحصيلي آل احمد « ادبيات فارسي » بوده ، تعريف او از « ادبيات» با ديگران متفاوت است.

آل احمد به جدال «سنت» و «مدرنيسم» در ايران توجه دارد،‌ جامعة ايران را دچار به هم ريختگي و «آنومي» مي داند وبه دنبال ارائة‌ راه حلي براي اين جدال است.

آل احمد به نوعي « بومي – جهاني » مي انديشد وهويتي براي ايراني قائل است و خواهان آن مي باشد كه ايراني بتواند حرفش را به تمام جهان بزند.

آل احمد با « غربي شدن» به شدت مخالف است،‌ اما با « نوسازي » از اين باب كه برنامه ريزي نشده وبرون تدبير در ايران در حال پياده شدن است، مخالف مي ورزد،‌ نه بانوسازي به فضاي مطلق آن .

اهميت خاص غربزدگي از حيث دوران رژيم پهلوي،‌ در اين است كه جلال، دو واقعيت مهم را كه به عقيدة‌ او تحصيل كردگان ايراني از آن غافل بوده اند ، فهميده بود .

در مقولة «زنان» آل احمد در آثار داستاني خود ،‌ به دو تيپ از زنان توجه دارد. زن خرافي سنت زده ،‌ و زن غربزده كه به نقد هر دو تيپ مي پردازد .

بیشتر بخوانید

تحقیق درباره زندگينامه ابوالفضل عبدالرزاق كاشاني ملقب به كمال الدين

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: ۱۰۵

 

نام ونسب كاشاني:

اهل كاشان است، نامش عبدالرزاق، كنيه‌اش ابوالفضل و ملقب به كمال‌الدين مي‌باشد، پدرش نيزبا لقب جمال‌الدين و كنيه ابوالغنائم مشهور است.

تاريخ زندگي جناب عبدالرزاق بخاطر همزماني و شباهتهاي اسمي با سه عالم برجسته ديگر- دونفر هم نام وديگري همشهري – دچار ابهامات و تناقضات زيادي گرديده است تا جائيكه از كنيه او گرفته تا محل زندگاني، نام پدر و آثار او را تحت الشعاع خود قرار مي دهد. اين سه كه به ترتيب عبارتند از:

۱- كمال الدين عبدالرزاق مشهور به (ابن فوطي) (م۷۲۳ هـ ق) تراجم نگار هم عصر كاشاني و صاحب <مجمع الآداب في معجم الالقاب> و تلخيصي ازآن بوده، پدرش احمد و شانزده سال پيشتر از كاشاني دار فاني را وداع گفته است.

۲- كمال الدين عبدالرزاق سمرقندي (ت ۸۱۶هـ ق م ۸۸۷ هـ ق) مؤلف «مطلع سعدين و مجمع بحرين»، پدرش اسحاق،ملقب به جلال الدين مي‌باشد.( همچنانكه مي بينيم نزديك به يك قرن بعد از كاشاني مي زيسته است).

۳- عزالدين محمود كاشاني (م۷۳۵هـ ق) صاحب دو اثر مشهور «مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه»- كه در اصل ترجمه وتلخيص از عوارف المعارف سهروردي است – و شرح عالمانه واديبانه تائيه ابن فارض مشهور به «كشف الوجوه الغر لمعاني نظم الدّر» مي‌باشد.

اين همعصر وهمشهري ملا عبدالرزاق – همچون او – در عرفان عملي و نظري تبحر داشته و دو اثر ماندگارش نشان از تضلع او در اين دو حوزه دارند.گروهي چون علامه امين عاملي و حاجي خليفه،علامه مدرس تبريزي، مرحوم آقا بزرگ تهراني – به اشتباه- ابوالغنائم را كنيه ملا عبدالرزاق بر شمرده اند در حاليكه

مي دانيم- براساس آنچه تلميذ نامدارش قيصري در مقدمه شرح مخصوص خود ضبط كرده ابوالغنائم كنيه پدرش مي باشد.

علامه طهراني نام پدر او احمد و مدرس تبريزي اسحاق مي دانند و اين در حاليست كه اين دو بترتيب – نام پدر ابن فوطي و عبدالرزاق سمرقندي مي‌باشند.

در مورد زادگاه ايشان نيز با اينكه همه جا، نام «قاسي»«قاساني»و«كاشي» «كاشاني» «قاشاني»آمده است.اما حاجي خليفه در كشف الظنون هنگام معرفي «تأويلات القرآن الكريم» لفظ «سمرقندي» را بعد از «الكاشي» بكار مي‌برد، تا جائيكه جناب آقاي بيدار فر در مقدمه وزين خود برشرح منازل السائرين – با توسل به كاربرد «القاساني»توسط قيصري و قول ياقوت حموي در معجم البلدان_ تمايل خود را به سمرقندي بودن ملا عبدالرزاق ابزار مي‌دارد.و اين در حاليست كه ابوالفداء در تقويم البلدان قاشان را به صورت قاسان را نيز مجاز دانسته و بغدادي نيز در مراصد الاصلاع، قاسان و قاشان –هر دو – را شهري در نزديكي اصفهان معرفي مي‌كند پس بايد گفت كه حاجي خليفه بين صاحب مطلع سعدين و ملا عبدالرزاق دچار خلط شده است. از طرفي مي دانيم كاشي مخفف كاشاني و قاشي نيز تلفظ

ديگري از قاشاني در زبان عامه استپس نام كاملش – همچنانكه قيصري(ره) در مقدمه شرح فصوص الحكم آورده – عبارتست از: <كمال الدين ابوالفضل عبدالرزاق بن جمال الدين ابي الغنائم الكاشاني>

آغاز ، حيات وانجام كاشاني:

در هيچيك از تراجم مشهور نظري نسبت به تاريخ تولد ايشان به چشم نمي خورده لذا ما براي مشخص شدن دوران حيات و سال تولد تقريبي او به تحقيقي درباره تاريخ وفات ورويكردش به عرفان دست مي زنيم بايد گفت كه در مورد تاريخ وفات ايشان چهار نفر ارائه شده است.

۱) حاجي خليفه در كشف الظنون تاريخ وفات كاشاني را سال (۷۳۰ هـ ق) مي‌دانندكه همين نظر به اعيان الشيعه نيز راه يافته است.

۲) صاحب روضات الجنات سال وفات را سال( ۷۳۵هـ ق) ضبط نموده است و مدفنش را خانقاه زين الدين ماستري داخل شهر نطنز و در جوار مسجد جامع مي دانند.

۳) سومين تاريخ ازآن صاحب مجمل التواريخ مي ‌باشد ايشان سال وفات را سوم محرم سال ۷۳۶ هـ.ق) مي‌دانند كه از دقت بيشتري نسبت به بقيه برخوردار است.

بیشتر بخوانید

تحقیق درباره زندگينامه حسين بن علي

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: ۴۷

 

زندگينامه و احاديث امام حسين (ع)

امام حسين فرزند دومين امام علي و حضرت زهرا عليه السلام است . آن حضرت در شهر مدينه به روز سوم شعبان (مصباح المتهجد/۷۵۸) از سال سوم ( کافي ۴۶۳۸) يا پنجم شعبان از سال چهارم هجرت (ارشاد / ۱۹۸) ديده به جهان گشود . کنيه ايشان ابوعبدالله و از جمله لقبهايشان رشيد – طيب – وفي – زکي – مبارک – سبط و سيد آمده است ( کشف الغمه ۲۱۶/۲ ) آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر مهترش امام حسن عليه السلام فاصله سني داشت و مراحل رشد و نمو خويش را مدت کمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول الله صلي الله عليه و آله و سي سال در کنار اميرالمومنين و ده سال با امام حسن عليهما السلام گذراند. ( تاريخ اهل البيت /۷۶) و به سال ۴۹ يا ۵۰ هجري پس از شهادت مظلومانه امام حسن عليه السلام امامت شيعيان را بر عهده گرفت .( کافي ۴۶۱/۱ و ۴۶۲ امامت آن حضرت مقارن با حکمراني معاويه بود و از آنجا که امام حسن عليه السلام با او صلح کرده بود ايشان نيز همان روش و سيره را ادامه داد . چه با مجاهدتهاي امام حسن عليه السلام حق و باطل براي مسلمانان شناخته شده بود و اصل اسلام در خطر جدي قرار نداشت . خطر از آنجا آغاز شد که معاويه به سال ۵۹ هجري تصميم گرفت پسرش يزيد را به عنوان خليفه پس از خود تعيين کند و براي اطمينان از وقوع چنين امري بر آن شد که در زمان حيات خود از مردم براي او بيعت بگيرد .معاويه خود نخستين کسي شد که با پسرش يزيد دست بيعت داد . ( مروج الذهب ۳۶/۳ و ۳۷ ابن سعد در طبقات مي نويسد : حسين بن علي بن ابيطالب از جمله اشخاصي بود که با يزيد دست بيعت نداد . وي مي افزايد : با مرگ معاويه در سال ۶۰ هجري پسرش يزيد بر مسند خلافت تکيه زد و مردم با وي بيعت کردند. آن گاه يزيد با ارسال نامه اي به حاکم مدينه نوشت : مردم را فراخوان و از آنان بيعت گير . و از بزرگان قريش آغاز کن و نخستين آنان حسين بن علي باشد ( تراثنا ش ۱۶۴/۱۰  چون حاکم مدينه از امام حسين عليه السلام بيعت خواست حضرتش در پاسخ گفت : ما خاندان نبوت و معدن رسالتيم . و يزيد فاسق ميگسار و آدم کش است . و مثل من با مثل او بيعت نکنند . و در سخني ديگر فرمود : و بر اسلام سلام باد آنگاه که اين امت به حاکمي چون يزيد مبتلا شود و غيره . مسعودي مينويسد : يزيد مردي عياش بود . پرندگان شکاري و سگ و ميمون و يوز نگه ميداشت و ميگساري مي کرد . . . و در ايام وي غنا در مکه و مدينه رواج يافت و لوازم لهو و لعب به کار رفت و مردم آشکارا ميگساري مي کردند  .

و درباره رفتار او با رعيت مي گويد : فرعون در کار رعيت از او عادل تر و در کار خاصه و عامه مردم خويش منصف تر بود . ( مروج الذهب ۷۷/۳ و ۷۸

امام حسين عليه السلام چون اوضاع مدينه را واژگونه يافت درنگ در آن شهر مقدس را جايز ندانست و در روز يکشنبه دو روز مانده به آخر رجب از سال ۶۰ هجري به اتفاق اهل بيت و ياران خود راهي مکه شد . ( ارشاد / ۲۰۱

آن حضرت هدف از خروج خويش را در وصيتي به برادرش محمد بن حنفيه چنين بيان فرمود : حقيقت آنکه من از روي سرمستي و گردنکشي و فساد و ظلم خارج نشده ام و جز اين نيست که خارج شدم براي اصلاح در امت جدم صلي الله عليه و آله . اراده دارم امربه معروف و نهي از منکر کنم و مطابق سيرت جدم و پدرم علي بن ابيطالب عليه السلام رفتار کنم و غيره

امام حسين عليه السلام به فاصله ۵ روز در شب جمعه سوم ماه شعبان به مکه معظمه وارد گرديد . ( ارشاد / ۲۰۲ )

چون مردم کوفه در عراق از مرگ معاويه و امتناع امام حسين عليه السلام از بيعت يزيد اطلاع يافتند نامه هاي فراوان در پشتيباني از امام حسين عليه السلام امضاء کردند و حضرتش را به کوفه فراخواندند . آنان نوشتند : ما در انتظار تو با کسي بيعت نکرده ايم و در راه تو آماده جانبازي هستيم و بخاطر تو در نماز جمعه و جماعت ديگران حاضر نمي شويم . امام حسين عليه السلام در پاسخ به درخواستهاي مردم کوفه مسلم بن عقيل را در نيمه ماه مبارک رمضان به جانب کوفه روانه کرد . و به او گفت : نزد مردم کوفه برو . اگر آنچه نوشته اند حق باشد مرا خبر ده تا به تو ملحق شوم . مسلم به روز پنجم شوال وارد کوفه شد چون خبر ورودش انتشار يافت ۱۲۰۰۰ کسب و بقولي ۱۸۰۰۰ نفر با او بيعت کردند . وي اين مطلب را به امام حسين عليه السلام گزارش داد و از آن حضرت خواست به کوفه بيايد . اخبار کوفه به يزيد رسيد . وي در اولين عکس العمل نعمان بن بشير حاکم کوفه را عزل و بجاي او عبيد الله بن زياد را نصب کرد ( مروج الذهب ۶۶/۳ ) و به او فرمان داد که مسلم بن عقيل را به قتل برساند . ( تاريخ طبري ۲۵۸/۴ ) و از طرفي مزدوران خود را بسيج کرد تا امام حسين عليه السلام را در شهر مکه غافلگير کرده ازميان بردارد چون امام عليه السلام از توطئه سوء قصد به جان مبارکش آگاهي يافت از سر حفظ حرمت و قداست بيت الله الحرام مناسک حج را به اضطرار پايان برد و به روز

بیشتر بخوانید

تحقیق درباره زندگينامه حضرت زهرا (س)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: ۹

 

زندگينامه حضرت زهرا (س)

دوران زندگی فاطمه زهرا ( ع) چگونگی ازدواج فاطمه ( ع ) و علی ( ع) از شادی تا اندوه

مقدمه بدون ترديد در ميان زنان و بانوان اسلامی  ، فاطمه زهرا ( ع ) محبوبترين چهره دينی ، علمی ، ادبی ، تقوايی و اخلاقی در ميان مسلمانان و ديگر مردم جهان به شمار مي رود . شخصيت فاطمه زهرا ( ع ) سيده نساء العالمين ( سرور زنان جهان ) اسوه و الگويی تام و تمام برای تمام زنان عاشق عفت و فضيلت است . در دامن پاک فاطمه زهرا ( ع ) بود که دو امام بزرگوار و دو شخصيت ممتاز عالم بشری ، حضرت امام حسن ( ع ) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسين ( ع ) سرور شهيدان تربيت يافتند ، و نيز زينب کبری ( ع ) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و نمونه يکتا در سخنوری و حق طلبی که پيام حسينی و حماسه عاشورا را در جهان اعلام کرد و نقاب شرک و ريا و پستی و دنياپرستی را از چهره يزيد و يزيديان به يک سو زد . کيست که نداند که مادر در تربيت فرزندان بويژه دختران ، سهم بسيار زيادی  دارد ، و فاطمه زهرا ( ع ) بود که روح آموزش و پرورش اسلامی را در مهد عفت و کانون تقوای خانوادگی  به پسران و دختران خود آموخت . پدر و مادر : فاطمه يگانه دختر بازمانده پيغمبر ( ص ) از خديجه کبری  مي باشد . چه بگويم درباره پدری که پيغمبر خاتم و حبيب خدا و نجات دهنده بشر از گمراهی و سيه کاری بود ؟ چه بگويم درباره پدری که قلم را توان وصف کمالات اخلاقی  او نيست ؟ و فصيحان و بليغان جهان در توصيف سجايای او عاجز مانده اند ؟ و اما مادرش خديجه دختر خويلد از نيکوترين و عفيفترين زنان عرب قبل از اسلام و در دوره اسلامی نخستين زنی که به پيامبر اکرم ( ص ) ، شوهرش ، ايمان آورد و آن چه از مال دنيا در اختيار داشت – در راه پيشرفت اسلام – کريمانه بذل کرد . درجه وفاداری خديجه ( ع ) نسبت به پيامبر ( ص ) را در بذل مال و جان و هستي اش ، تاريخ اسلام هرگز فراموش نخواهد کرد . همچنان که پيامبر اکرم نيز تا خديجه زنده بود زنی ديگر نگرفت و پيوسته از فداکاريهای او ياد مي کرد . از عايشه ، زوجه پيامبر ( ص ) ، نقل شده است که گفت : ” احترام هيچ يک از زنان به پايه حرمت و عزت خديجه نمي رسيد . رسول الله ( ص ) پيوسته از او به نيکی ياد مي کرد و به حدی او را محترم مي شمرد که گويا زنی مانند خديجه نبوده است ” . عايشه سپس نقل مي کند : روزی به پيغمبر ( ص ) گفتم : او بيوه زنی بيش نبوده است ، پيغمبر سخت برآشفت به طوری  که رگ پيشاني اش برآمد . سپس فرمود : به خدا سوگند بهتر از خديجه کسی برای من نبود . روزی که همه مردم کافر و بت پرست بودند ، او به من ايمان آورد . روزی که همه مرا به جادوگری و دروغگويی  نسبت مي دادند ، او مرا تصديق کرد ، روزی که همه از من روی مي گردانيدند ، خديجه تمام اموال خود را در اختيار من گذاشت و آنها را در راه من بی دريغ خرج کرد . خداوند از او دختری به من بخشيد که مظهر پاکی  و عفت و تقوا بود . عايشه سپس مي گويد : به پيغمبر عرض کردم از اين سخن نظر بدی  نداشتم و از گفته خود پشيمان شدم . باری ، فاطمه زهرا ( ع ) چنين مادری داشت و چنان پدری . گفته اند : خديجه از پيغمبر ( ص ) هفت فرزند آورد : قاسم که کنيه ابو القاسم برای پيغمبر از همين فرزند پيدا شد . وی قبل از بعثت در دو سالگی درگذشت . عبد الله يا طيب که او هم قبل از بعثت فوت شد . طاهر ، که در آغاز بعثت متولد شد و بعد از بعثت درگذشت . زينب که به ازدواج ابو العاص درآمد . رقيه که ابتدا با عتبه و پس از آن با عثمان بن عفان ازدواج کرد و در سال دوم هجرت درگذشت . ام کلثوم که او نيز به ازدواج عثمان – پس از رقيه – درآمد و در سال چهارم هجرت درگذشت . هفتم فاطمه زهرا ( س ) که به ازدواج حضرت علی ( ع ) درآمد و سلاله پاک امامان بزرگوار ما ثمره اين ازدواج پر شوکت و برکت است . ولادت فاطمه زهرا ( ع ) را روز بيستم جمادی  الثانی سال پنجم بعثت مي دانند که در مکه اتفاق افتاد . بنابراين در هنگام هجرت ، سن آن بانوی يگانه نزديک نه سال بوده است . نامها و لقبهايی که فاطمه ( ع ) دارد ، همه بازگوينده صفات و سجايای  ملکوتی اوست ، مانند : صديقه طاهره ، زکيه ، زهرا ، سيدة النساء العالمين و خير النساء و بتول … . کنيه های آن حضرت : ام الحسن ، ام الحسنين ، ام الائمة … . و شگفت تر از همه ” ام ابيها ” يعنی ” مادر پدرش ” مي باشد که نشان دهنده علاقه بسيار زياد فاطمه ( ع ) است به پدر بزرگوارش و اين که با همه کمی سن از آغاز کودکی پناهگاه معنوی و تکيه گاه روحی – بعد از خداوند متعال – مانند خديجه برای پدر بزرگوارش بوده است . لقب ام ابيها را پيغمبر ( ص ) به دختر عزيزش عنايت کرد . چون کلمه ” ام ” علاوه بر مادر ، به معنی اصل و منشأ هم به کار مي رود و مانند ” ام الخبائث ” که به شراب ( سرچشمه همه زيانها و بديها ) مي گويند و ” ام القری ” که به مکه معظمه گفته مي شد ، بنابراين ام ابيها به معنی  منشأ و اصل و مظهر نبوت و ولايت است ، و براستی زهرا ( س ) درخت سايه گستری بود که ميوه های شيرين امامت و ولايت را به بار آورد .

دوران زندگی فاطمه زهرا ( ع ) فاطمه زهرا ( س ) وارث صفات بارز مادر بزرگوارش خديجه بود – در جود و بخشش و بلندی نظر و حسن تربيت وارث مادر و در سجايای ملکوتی وارث پدر و همسری دلسوز و مهربان و فداکار برای شوهرش علی ( ع ) بود . در لوح دلش جز خداپرستی و عبادت خالق متعال و دوستداری پيامبر ( ص ) نقشی نبسته و از ناپاکی  دوران جاهليت و بت پرستی به دور بود . نه سال در خانه پر صفای مادر و در کنار پدر و نه سال ديگر را در کنار شوهر گرانقدرش علی مرتضی ( ع ) دوش به دوش وی  در نشر تعليمات اسلام و خدمات اجتماعی و کار طاقت فرسای خانه ، زندگی کرد . اوقاتش به تربيت فرزند و کار و نظافت خانه و ذکر و عبادت پروردگار مي گذشت . فاطمه ( ع ) دختری است که در مکتب تربيتی اسلام پرورش يافته و ايمان و تقوا در ذرات وجودش جايگزين شده بود. فاطمه در کنار مادر و آغوش پر مهر پدر تربيت شد و علوم و معارف الهی را از سرچشمه نبوت فراگرفت و آنچه را به سالها آموخته ، در خانه شوهر به مرحله عمل گذاشت و همچون مادری سالخورده و کدبانويی آزموده که تمام دوره های زندگی را گذرانده باشد – به اهل خانه و آسايش شوهر و تربيت فرزندان – توجه مي کرد و نيز آنچه را در بيرون خانه مي گذشت ، مورد توجه قرار مي داد و از حق خود و شوهرش دفاع مي کرد .

چگونگی ازدواج فاطمه ( ع ) و علی  ( ع ) از آغاز معلوم بود و همه مي دانستند که جز

بیشتر بخوانید

تحقیق درباره زندگينامه خواجه حافظ شيرازي

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: ۲۳

 

دانشگاه الزهرا

زندگينامه

خواجه حافظ شيرازي

استاد :

دانشجو:

تابستان ۸۴

خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازي فرزند بهاء الدين مشهورترين شاعر عارف ايراني كه در قرن هشتم هجري (چهاردهم ميلادي) ميزيسته و يكي از بزرگترين شاعران ايران است كه معروف جهان شده اند.

درباب اين استاد فناناپذير و بي نظير كه او را لسان الغيب و ترجمان الاسرار لقب داده اند اشارتهايي در بسياري از كتابها مانند تذكره الشعراء دولتشاه سمرقندي كه بعد از فوت اوست تا مجمع الفصحا و رياض العارفين تاليف رضاقلي خان هدايت همه مشتمل بر نام و شرح مختصري از حالات وي مي‎باشد. و ليكن هيچيك از آنها مطالب مفصلي كه جزئيات احوال او را نشان بدهد ندارند. تنها اثر از معاصران حافظ كه مورد توجه و اهميت قرار گرفته مقدمه ايست كه يكي از دوستان حافظ كه جامع اشعار او بوده، موسوم به محمد گلندام، نوشته، وي در آنجا پس از اطناب كلام در ذكر صفات شريفه و محبوبين او نزد خاص و عام و شهرت جهانگيري كه حتي در زمان حيات حاصل كرده و قوافل سخنهاي دلپذيرش از فارس نه تنها بخراسان و آذربايجان بلكه به عراقين و هندوستان رفته چنين مي نويسد:

«اما بواسطه محافظت درس قرآن و ملازمت شغل سلطان و بحث كشاف و مصباح و مطالعة مطالع و مفتاح و تحصيل قوانين ادب، و تحقيق دو اوين عرب، بجمع اشتات غزليات نپرداخت و به تدوين و اثبات ابيات مشغول نشد و مسود اين اوراق اقل انام محمد گلندام عفي الله عنه ماسبق در درس گاه دين پناه مولانا و سيدنا استاد ابوالبشر قوام المله والدين عبدالله اعلي الله درجاته بكرات و مرات كه بمذاكره رفتي در اثنا محاوره گفتي كه اين فرائد فوايد را همه در يك عقد مي بايد كشيد و اين غرر درر را يك سلك مي بايد پيوست، تا قلاده جيد وجود اهل زمان و تميمه و شاح عروسان دوران گردد. و آن جناب حوالت رفع و ترفيع اين بنابر نادرستي روزگار كردي و به عذر اهل عصر عذر آوردي تا در تاريخ سنه احدي و تسعين و سبعمائه (۷۹۱ هجري) وديعت حيات به موكلان قضا و قدر سپرد.»

اطلاع دقيقي از خانواده حافظ در دست نيست. جد حافظ را شيخ غياث الدين و پدر وي را بعضي بهاء الدين و از اهل كوپاي اصفهان و برخي كمال الدين و از مردم تويسركان نوشته اند. در شغل پدر و اجداد او نيز اختلاف است: رياض العارفين آنان را از علما و فضلا مي داند و تذكرة ميخانه نويسد: شغل پدر او تجارت و صاحب ثروت و مكنت بود. جد حافظ يا پدر وي از مسقط الرأس خود در زمان اتابكان فارس عازم شيراز شد و در آن شهر توطن گزيد. مادر او بگفته عبدالنبي مولف ميخانه از مردم كازرون بود ودر محلة دروازه كازرون شيراز خانه و مسكن داشته. پس از وفات پدر خواجه سه پسر از او بجا ماند كه كوچكترين آنان محمد بود. برادران مدتي باهم زيستند و سپس جدا شدند و فقر و مسكنت بر ايشان مستولي گشت. از دو برادر يكي را حافظ خود بنام «خواجه خليل عادل» مي خواند و شايد «خليل الدين عادل» نام داشته است. حافظ ماده تاريخ ذيل را بياد او گفته:

برادر خواجه عادل طالب مثواه

پس از پنجاه و نه سال حياتش

بیشتر بخوانید